AghayedNet
Ir al canal en Telegram
2 506
Suscriptores
+224 horas
+37 días
+1630 días
Carga de datos en curso...
Canales Similares
Nube de Etiquetas
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
julio '26
julio '26
+31
en 2 canales
junio '26
+18
en 2 canales
Get PRO
mayo '26
+5
en 1 canales
Get PRO
abril '26
+7
en 1 canales
Get PRO
marzo '26
+7
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+24
en 2 canales
Get PRO
enero '26
+27
en 3 canales
Get PRO
diciembre '25
+44
en 5 canales
Get PRO
noviembre '25
+41
en 3 canales
Get PRO
octubre '25
+23
en 2 canales
Get PRO
septiembre '25
+26
en 5 canales
Get PRO
agosto '25
+40
en 6 canales
Get PRO
julio '25
+29
en 3 canales
Get PRO
junio '25
+25
en 5 canales
Get PRO
mayo '25
+32
en 6 canales
Get PRO
abril '25
+40
en 5 canales
Get PRO
marzo '25
+39
en 2 canales
Get PRO
febrero '25
+27
en 6 canales
Get PRO
enero '25
+52
en 6 canales
Get PRO
diciembre '24
+51
en 3 canales
Get PRO
noviembre '24
+52
en 5 canales
Get PRO
octubre '24
+45
en 3 canales
Get PRO
septiembre '24
+37
en 6 canales
Get PRO
agosto '24
+23
en 2 canales
Get PRO
julio '24
+56
en 5 canales
Get PRO
junio '24
+53
en 3 canales
Get PRO
mayo '24
+33
en 3 canales
Get PRO
abril '24
+44
en 2 canales
Get PRO
marzo '24
+67
en 6 canales
Get PRO
febrero '24
+41
en 6 canales
Get PRO
enero '24
+46
en 6 canales
Get PRO
diciembre '23
+50
en 7 canales
Get PRO
noviembre '23
+61
en 7 canales
Get PRO
octubre '23
+48
en 6 canales
Get PRO
septiembre '23
+25
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+34
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+42
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+38
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+33
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+40
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+39
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+51
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+63
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+40
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+28
en 0 canales
Get PRO
octubre '22
+28
en 0 canales
Get PRO
septiembre '22
+45
en 0 canales
Get PRO
agosto '22
+69
en 0 canales
Get PRO
julio '22
+51
en 0 canales
Get PRO
junio '22
+40
en 0 canales
Get PRO
mayo '22
+77
en 0 canales
Get PRO
abril '22
+36
en 0 canales
Get PRO
marzo '22
+52
en 0 canales
Get PRO
febrero '22
+51
en 0 canales
Get PRO
enero '22
+38
en 0 canales
Get PRO
diciembre '21
+29
en 0 canales
Get PRO
noviembre '21
+15
en 0 canales
Get PRO
octubre '21
+32
en 0 canales
Get PRO
septiembre '21
+21
en 0 canales
Get PRO
agosto '21
+57
en 0 canales
Get PRO
julio '21
+31
en 0 canales
Get PRO
junio '21
+7
en 0 canales
Get PRO
mayo '21
+2 922
en 0 canales
Get PRO
abril '21
+65
en 0 canales
Get PRO
marzo '21
+40
en 0 canales
Get PRO
febrero '21
+56
en 0 canales
Get PRO
enero '21
+41
en 0 canales
Get PRO
diciembre '20
+2 459
en 0 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 31 julio | +3 | |||
| 30 julio | +2 | |||
| 29 julio | 0 | |||
| 28 julio | +2 | |||
| 27 julio | 0 | |||
| 26 julio | 0 | |||
| 25 julio | +1 | |||
| 24 julio | +1 | |||
| 23 julio | +2 | |||
| 22 julio | +1 | |||
| 21 julio | +2 | |||
| 20 julio | +1 | |||
| 19 julio | 0 | |||
| 18 julio | +2 | |||
| 17 julio | 0 | |||
| 16 julio | +1 | |||
| 15 julio | 0 | |||
| 14 julio | +1 | |||
| 13 julio | +1 | |||
| 12 julio | 0 | |||
| 11 julio | +1 | |||
| 10 julio | +1 | |||
| 09 julio | 0 | |||
| 08 julio | +1 | |||
| 07 julio | +2 | |||
| 06 julio | +2 | |||
| 05 julio | 0 | |||
| 04 julio | 0 | |||
| 03 julio | +1 | |||
| 02 julio | +2 | |||
| 01 julio | +1 |
Publicaciones del Canal
🔺کتاب تاریخچه آرامگاه دحیه کلبی در دارابجرد، ۱۳۹۳ ش
نشر و اهدا: مجمع ذخائر اسلامی
@AghayedNet
| 2 | 🔺مزار دحیة بن خلیفۀ کلبی در داراب
@AghayedNet | 289 |
| 3 | ✔️🔻پژوهشی درباره مزار دحیة بن خلیفۀ کلبی انصاری
بزرگان دین اعلی الله مقامهم در بعضی آثار و فرمایشات خود، بهمناسبت علمالفضائل و تصرفات معصومین علیهمالسلام، به تجلی جبرئیل به صورت دحیۀ کلبی مثال میزنند و میفرمایند که این بزرگواران علیهمالسلام، هنگام جلوهگری، بهترین جلوه را انتخاب میکنند و لباس بشری ایشان بهترین قالب است؛ هرچند حقیقت ایشان فوق ادراک است.
عالم ربانی، مرحوم شیخ احمد احسائی، رفع الله شأنه، در کتاب شرح الزیارة الجامعة الکبیرة، بهمناسبت همین بحث، ظهور جبرئیل را نمونه میآورند که وقتی در زمان رسولخدا صلی الله علیه و آله نزول میکرد، صورت دحیۀ کلبی را که از همه زیباتر بود میپوشید. برای تجلی برای هریک از انبیاء الهی یا مریم علیهمالسلام نیز صورت شخص زیبایی در آن زمان را انتخاب میکرد. سپس میفرمایند:
«و ذلک لما قلنا من ان اجمل صورة توجد فی زمان الظهور تکون اقرب الی تلک الحقیقة الطاهرة الطیبة لاعتدال مزاجها و ان کانت لاتبلغ اعتدال تلک الحقیقة الطیبة فانه لو خرج محمد صلی الله علیه و آله او الائمة علیهمالسلام علی ما هو علیه من جمال صورته المطابقة لحقیقته لما رءاها احد من ملک او نبی او غیرهما الّا و صعق لوقته ولکن الله سبحانه قدّر ظهورهم علی قدر احتمال مَن دونهم ممن یظهرون له کما اشرنا فیما تقدم من ان نورهم یزید علی الشمس بالفِ الف الفِ مرة و اربعة آلاف الف مرة و سبعمائة الف مرة و عشرة آلاف مرة» (شرح الزیارة الجامعة الکبیرة، ج۴، «و اجسادُكم فی الاجساد...»، ص۳۱).
(حاصل معنی:
این به آن سبب است که همانگونه که پیشتر گفتیم، زیباترین صورتی که در زمان ظهور [= تجلی معصومین در عالم ناسوت] یافت میشود، بهدلیل اعتدال مزاج، از همۀ تجلیات به آن حقیقت پاک و طیّب نزدیکتر است؛ هرچند هرگز به اعتدال کامل آن حقیقت پاک نمیرسد؛ زیرا اگر حضرت محمد صلی الله علیه و آله یا ائمه علیهمالسلام با همان جمال حقیقی و صورتی که کاملاً مطابق با حقیقت وجودیشان است ظهور کنند، هیچ فرشته، پیامبر یا موجود دیگری نخواهد توانست آن را تحمل کند. بلکه همان لحظه، ازشدت عظمت و جلال آن، مدهوش و بیهوش خواهد شد.
ازاینرو، خدای سبحان ظهور آنان را متناسب با ظرفیت و توان تحمل کسانی قرار داده است که برای آنان آشکار میشوند. همانگونه که پیشتر اشاره کردیم که نور ایشان، میلیونها میلیون بار، از نور خورشید فزونتر است.)
مثال تجلی جبرئیل به صورت دحیۀ انصاری درواقع نمونهای از تصرفات شیعیان امیرالمؤمنین صلوات الله علیه است و نشاندهندۀ اینکه وقتی شیعیان حضرت و ملائکه چنیناند، خود این بزرگوار چه عظمتی و تصرفاتی دارد.
با توجه به اینکه این مثال در ذهن مطالعهکنندگان آثار مکتبی هست، کتاب تاریخچه آرامگاه دحیه کلبی در دارابجرد تقدیم حضور میگردد تا اهل مطالعه با بعضیاز جوانب زندگی و مزار این صحابی رسولالله صلی الله علیه و آله و فرستادۀ حضرت برای دعوت امپراطور بیزانس (هراکلیوس) به اسلام و نمایندۀ حضرت مجتبی علیهالسلام برای جمعآوری خراج دارابجرد آشناتر شوند.
@AghayedNet | 286 |
| 4 | ✔️🔻 اعتقادنامهها در مکتب استبصار؛
تحلیل انگیزهها و ساختار و محتوا
🔸بخش هجدهم و پایانی (نقد مواضع دکتر رسول جعفریان دربارۀ اعتقادنامههای مکتب استبصار و اعتقادنامۀ دره نجفیه، ۵)
۹) موضوع زمینهای هفتگانه موضوعی قرآنی است؛ چنانکه خداوند در سوره طلاق، آیه ۱۲، به آن اشاره فرموده است: <الله الذی خلق سبع سماوات و من الأرض مثلهن>.
در روایات نیز به این مبحث اشاره شده. برای نمونه، در کتاب مبارک الکافی، ج۳، ص۱۷، مذکور است: «عن أبیعبدالله عليهالسلام قال: إن الله عزوجل لما أراد أنيخلق آدم عليهالسلام بعث جبرئيل عليهالسلام فی أول ساعة من يوم الجمعة فقبض بيمينه قبضة بلغت قبضته من السماء السابعة إلى السماء الدنيا و أخذ من كل سماء تربة و قبض قبضة أخرى من الأرض السابعة العليا إلى الأرض السابعة القصوىٰ [...].»
حدیث زینب عطّاره از احادیث مشهور در کتاب مبارک الکافی (ج۱۵، ص۳۶۷) است و برخی علماء بر آن شرح نوشتهاند و موضوع اراضی سبعه را که در این حدیث مذکور است متوجه مباحث غیبی نمودهاند (مجموعه رسائل در شرح احادیثی از کافی، ج۲، «شرح حدیث زینب العطّارة [از ملا علی نوری]»، ص۵۲۷).
درباره خصوصیتهای اهالی هریک از این زمینها، کلیاتی در روایات رسیده و مرحوم آقای شریف طباطبائی در مقدمات دره نجفیه و آقای مرحوم کرمانی در مقدمات الفطرة السلیمة به آنها اشاره فرمودهاند.
۱۰) آقای دکتر رسول جعفریان موضوع زمینهای هفتگانه را به نجوم بابلی نسبت دادهاند و بزرگان شیخیه را تابع این نجوم دانسته و موضوع اراضی سبعه را هم مربوط به کیهانشناسی قدیم معرفی کردهاند.
اشاره میکنیم این زمینهای هفتگانه چنانکه از متن کتاب دره نجفیه مشخص است، مربوط به ظاهر عالَم ناسوت نیست؛ بلکه مربوط به حقایقی روحی و اکتسابات نفسانی بشر است.
علاوهبر اینکه هرگونه روایتی را که بهظاهر مربوط به نجوم و هیئةالافلاک باشد، نباید بر ظاهر حمل کرد و بخشی از آن روایات تأویل دارد. برای نمونه، تعبیری در روایتی رسیده که خدا دریایی را میان آسمان و زمین آفریده است (بحار الانوار، ج۵۵، ص۱۴۶). از این تعبیر دریا، نباید همین دریای روی سطح زمین را درنظر گرفت. بلکه این دریا صافی و لطیفِ آبی است که میان عرش و فرش است. خداوند از «بخار» و «صَفوِ» آن آب، آسمانها را آفرید و از «زَبَد» و «غلیظ» و ظاهر آن، زمین را خلقت کرد (مکارم الابرار (عربی)، ج۳، «مواقع النجوم»، ص۴۲۴).
در همان حدیث آمده است که سطح کره زمین پانصد سال راه است و خورشید شصت فرسخ در شصت فرسخ است و ماه چهل فرسخ در چهل فرسخ (بحار الانوار، ج۵۵، ص۱۴۷). برای ما روشن نیست که کدام فرسخ مراد است، فرسخ زمینی یا آسمانی و طبق چه معیاری است.
در روایت دیگر، حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام طول و عرض خورشید و ماه را نهصد فرسخ در نهصد فرسخ معرفی میکنند (بحار الانوار، ج۱۰، ص۷۵). چون مساحت طبقِ مقیاسِ اندازهگیری است و این مقیاس برای ما مجهول است، درنتیجه مساحت نیز مجهول است (مکارم الابرار (عربی)، ج۳، «مواقع النجوم»، ص۴۲۵) و نباید اینگونه روایات را طبق ظاهر معنا نمود.
@AghayedNet | 438 |
| 5 | -2147483648_-213418.webp | 363 |
| 6 | خلاصه روایت این است که حضرت امیر صلوات الله علیه با جناب سلمان اعلی الله مقامه مزاح میفرمودند. سلمان عرض کرد: شما جوان هستید و من پیرمرد. فرمود: ای سلمان، گمان میکنی بزرگسال هستی و من خردسال؟! آیا فراموش کردهای جریان دشت ارژن را و کسی را که در آنجا از شیر نجاتت داد؟
وقتی سلمان این سخن را شنید، ترسید و گفت: آن جریان را به من خبر دهید. حضرت فرمودند: در وسط آب ایستاده بودی و از شیر میترسیدی. دستان خود را به دعاء بلند کردی و از خدا خواستی که تو را نجات دهد. دعای تو مستجاب شد. در آن هنگام من در آن صحرا میگذشتم. من آن سواری بودم که زره او بر کتفش قرار داشت و شمشیر بهدست بود. شمشیر را کشیدم و به شیر ضربهای زدم که دونیم شد و تو را نجات دادم.
سلمان عرض کرد: آن جریان نشانه دیگری هم دارد. حضرت امیر دست خود را در آستین کردند و برگ گلی را که تازه بود بیرون آوردند. فرمودند: این هدیه تو است که در آن مکان به آن سوار هدیه دادی.
وقتی سلمان این نشانه و فرمایش را دید، بر حیرتش افزود و گویا هاتفی ندا داد که ای شیخ، نزد رسولخدا برو و حکایت خود را بازگو.
سلمان رحمهالله نزد رسولخدا رفت و جریان را گفت و عرض کرد: یا رسولالله، اوصاف تو را در انجیل خواندم و محبت تو در قلبم راسخ شد و همه ادیان غیراز دین تو را ترک کردم و از پدرم مخفی میکردم. وقتی از موضوع باخبر شد، خواست مرا بکشد. ولی شفقت و مهربانی مادرم او را مانع شد. اما در اندیشه قتل من بود. مرا به کارهای دشوار وامیداشت و به آنها امر میکرد. تا اینکه از او فرار کردم و به دشت ارزنه (دشت ارژن) رسیدم. نیاز به شستوشو داشتم. در آنجا چشمهای بود. لباس خود را درآوردم و وارد آب شدم. ناگهان شیری دیدم که نزدیک شد و کنار لباسهای من ایستاد. ترسیدم و دعاء و تضرع میکردم و از خدا میخواستم که مرا از آن شیر نجات دهد. ناگهان اسبسواری دیدم که ظاهر شد. شیر را با ضربه شمشیری به دونیم کرد. از آب خارج شدم و بر رکاب او افتادم و میبوسیدم. و چون فصل بهار بود و دشت آکنده از گلها و ریاحین، گلی را کندم و به سوار هدیه دادم. وقتی آن را از من گرفت، پنهان شد. پساز آن اثری از او ندیدم.
سیصد سال از این واقعه گذشت و به کسی چیزی نگفتم. هماکنون پسر عمویت علی بن ابیطالب علیهالسلام مرا از آن جریان خبر داد.
رسولخدا فرمودند: ای سلمان، این از برادرم علی عجیب نیست. من از او عجیبتر دیدهام. وقتی که اِسراء واقع شد و به سدرةالمنتهی رسیدم و جبرئیل دیگر با من نیامد، به عرش پروردگار عروج کردم. در حال مناجات بودم که دیدم شیری برابر من ایستاده است. نظر کردم دیدم او علی بن ابیطالب است. وقتی از معراج به زمین برگشتم، علی علیهالسلام بر من وارد شد و بر من سلام کرد و مرا از آنچه میان من و خدا گذشته بود خبر داد. ای سلمان، بدان احدی از انبیاء الهی و اولیاء از زمان آدم تاکنون مبتلا به بلائی نشده مگر اینکه علی نجاتدهنده او بوده است.
@AghayedNet | 618 |
| 7 | ✔️🔻بهمناسبت هشتم ماه صفر، رحلت حضرت سلمان اعلی الله مقامه، تقدیم میشود:
تصرف امیرالمؤمنین علیهالسلام در زمان و مکان؛ حکایت دشت ارژن
درباره ظهور حضرت امیر به هیئت اسد، جریانی در یکی از روایات معراج آمده است که در احسن الکبائر نقل شده. هنگامی که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه جریان دشت ارژن و نجات دادن سلمان اعلی الله مقامه را به خودِ سلمان فرمودند، او تعجب کرد و جریان را خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله عرض کرد. ایشان فرمودند: عجیبتر اینکه در معراج، در مقام سدرةالمنتهی که جبرئیل نتوانست بالاتر بیاید، هنگام مناجات با خدا، دربرابرم اسدی را دیدم. چون نظر کردم، دیدم علی صلوات الله علیه است.
تمام این روایت را نقل میکنیم:
«کان امیرالمؤمنین علیهالسلام قاعداً علی سطح بیت یأکل الرطب، و هو اذ ذاک ابن سبع و عشرین و سلمان قاعد فی صحن الدار یرقع خرقة له، فرماه علی علیهالسلام بنواة من رطب. فقال سلمان: تمازحنی یا علی و انا شیخ کبیر و انت شاب حدث السن؟ فقال علی علیهالسلام: یا سلمان حسبت نفسک کبیراً و رأیتنی صغیراً؟ أ نسیت دشت ارزن و من خلصک هناک من الاسد؟ فقال: و لما سمع سلمان ذلک فزع و قال: اخبرنی کیف ذلک؟ فقال علی علیهالسلام: انک کنت واقفاً فی وسط الماء تفزع من الاسد. فعند ذلک رفعت یدک بالدعاء و سألت الله عزوجل انینجّیک منه فاستجیبت دعوتک، و قد کنت انا اذ ذاک امرّ فی تلک الصحراء، فانا ذلک الفارس الذی کان درعه علی کتفه و السیف بیده، فجردت السیف و ضربت الاسد فقسمته نصفین و خلّصتک منه. فقال سلمان: ان لذلک علامة اخریٰ. قال: فمد امیرالمؤمنین علیهالسلام یده و اخرج من کمه طاقة ورد طری، و قال: هذه هدیتک التی اهدیتها لذلک الفارس فی ذلک المکان. قال: فلما رأی سلمان ذلک ازداد تحیراً و اذا بهاتف ینادیه: یا شیخ امض الی رسولالله صلی الله علیه و آله و اقصص علیه قصتک. فمضی سلمان رحمهالله الی رسولالله صلی الله علیه و آله و جعل یقص علیه قصته، و یقول: یا رسولالله انی قرأت نعتک فی الانجیل و رسخ حبک فی قلبی و ترکت جمیع الادیان غیر دینک و کنت اخفی ذلک عن ابی. و لما وقف علی ذلک منی اراد قتلی لکنی منعه عن ذلک اشفاقه علی امی و کان یدبر الحیلة فی قتلی، فکان یکلفنی الاعمال الصعبة و یأمرنی بها. ففررت منه لذلک الی ان وقعت فی بادیة ارزنة. فنمت به ساعة و عرض لی احتلام. و لما انتبهت سرت الی عین هناک و نزعت ثیابی و دخلت الماء لاغتسل من الجنابة. و اذا انا باسد قد طلع من ناحیة و جاء حتی وقف علی ثیابی. و لما رأیت ذلک فزعت منه و جعلت ادعو و اتضرع و اسأل الله النجاة من الاسد. و اذا انا بفارس قد طلع فضرب الاسد بسیفه فقدّه بنصفین، فخرجت انا من الماء و انکببت علی رکابه اقبّله، و کان الفصل فصل الربیع و الصحراء مشتملة علی الورد و الریاحین، فعمدت الی طاقة ورد و اهدیتها له، و لما اخذها منی غاب عنی، فلمار منه بعد ذلک عیناً و لا اثراً. و قد جاءت علی هذه الواقعة بضع و ثلاثمائة سنة و لماقصصها عند احد و قد اخبرنی الآن بذلک ابن عمک علی بن ابیطالب علیهالسلام. فقال رسولالله صلی الله علیه و آله: یا سلمان انه لیس بعجب من اخی، فانی قد رأیت منه اعجب من ذلک. یا سلمان لما اسری بی الی السماء و بلغت سدرة المنتهی تخلف عنی جبرئیل، فعرجت الی عرش ربی، فبینا یناجینی الله تعالی و انا اناجیه و اذا انا باسد واقف قدامی، فنظرت و اذا هو علی بن ابیطالب، و لما رجعت الی الارض دخل علیّ علی علیهالسلام و سلم علیّ و هنأنی بمواهب ربی و عنایاته لی، ثم جعل یخبرنی بجمیع ما جری بینی و بین ربی من الکلام. اعلم یا سلمان انه ما ابتلی احد من الانبیاء و الاولیاء منذ عهد آدم الی الآن ببلاء الّا کان علی علیهالسلام هو الذی نجّاه من ذلک.»
شایان ذکر است این روایت در کتب عامه نیز آمده است و شهادت اهلسنت در این زمینه، در ثبوتِ آن کفایت است. ازجمله آنها محمدصالح ترمذی است که در کتاب المناقب نقل کرده است.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet | 464 |
| 8 | 🔺رسالۀ فارسی و نویافتۀ عقاید الشیعة نگاشته یکیاز علماء مکتبی است که در اصول عقاید اسلامیه و ایمانیه نگاشته و مخاطب آن «اخوان مؤمنین و اطفال مبتدئین» هستند. جالب توجه است که مؤلف در این کتاب عمومی، فصلی را هم به نقد لزوم وحدت ناطقی شیعی اختصاص داده است.
@AghayedNet | 537 |
| 9 | ✔️🔻 اعتقادنامهها در مکتب استبصار؛
تحلیل انگیزهها و ساختار و محتوا
🔸بخش هفدهم (نقد مواضع دکتر رسول جعفریان دربارۀ اعتقادنامههای مکتب استبصار و اعتقادنامۀ دره نجفیه، ۴)
۶) نه فقط اصل موضوع در کتب بزرگان پیشین بیان شده که حتی آغازگریِ بعضی اعتقادنامهها با اراضی سبعه نیز در مکتب سابقه داشته است. مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی کتاب الفطرة السلیمة را با بررسی همین اراضی سبعه آغاز کردهاند (مکارم الابرار (عربی)، ج۶، «المجلد الاول من الفطرة السلیمة»، ص۲۰ تا ۲۴). بهمناسبت مباحث اعتقادی، در کتاب رجوم الشیاطین نیز اراضی سبعه را توضیح فرمودهاند (همان، ج۸، «کتاب رجوم الشیاطین»، ص۴۹۴ تا ۵۰۷).
۷) نه فقط بزرگان دین اعلی الله مقامهم که علماء مکتب شیخیه (کسانی که ازنظر مقام علمی و دینی، در رتبهای پایینتر از مشایخ و بزرگان دین هستند) بعضی اعتقادنامهها را با موضوع اراضی سبعه آغاز نمودهاند. برای نمونه، نویسندۀ کتاب عقاید الشیعة بخشیاز مقدمۀ اعتقادنامۀ خود را به این بحث اختصاص داده است. عبارت کتاب چنین است:
«انتباه: هرگاه مؤمن مطیع باشد به روح خود که بالاتر از آن در او جلوه نکرده باشد، آن مؤمن در طبقه اول بهشت خواهد بود. و هرگاه مطیع باشد به فکر خود، منزل او در طبقه دویم بهشت است. و هکذا به هر مرتبه از خود که مطیع باشد و آن مرتبه در او جلوه کرده باشد و صاحب آن رتبه شده باشد، رتبه و مقام او در جنت در آن طبقه باشد و از اهل آن طبقه باشد. و هر طبقه بالاتری وسیعتر است درنزد طبقه پستتر که مثل حلقه میماند در بیابان واسعی. و بسا آنکه طبقهای که پایینتر از همه است هفتاد همسر این دنیا باشد. و همچنین بدن کافر هم هفت قبضه از هفت طبقه سجین دارد بهترتیب. یعنی قبضهای از ارض موت دارد و قبضهای از ارض عادات و قبضهای از ارض طبیعت و قبضهای از ارض شهوت و قبضهای از ارض طغیان و قبضهای از ارض الحاد و قبضهای از ارض شقاوت. پس هرگاه عصیان کافر از قبضه اولین باشد که قبضه دویم در او جلوه نکرده باشد، جا و مأوای او در درک اول جهنم است. و اگر عصیانش از قبضه دویم باشد و سیومی در او جلوه نکرده باشد، جای او در درک دویم جهنم است. و هکذا سایر قبضات و درکات. پس، هرکسی بر فطرت خود میرود / تا به اصل خویشتن ملحق شود.»
۸) چرا بعضی اعتقادنامههای مکتبی با اراضی سبعه آغاز شده است و بعضی دیگر مانند کتاب ارشاد العوام چنین نیست و بلافاصله پساز خطبۀ کتاب مباحث اعتقادی مطرح میشود؟
بیان این زمینهای هفتگانه برای آماده کردن ذهنهایی است که شبهات در آنها رسوب کرده و قرار است از دام این شبهات رها شوند. آشنایی شخص با مشخِصات این زمینها بهمثابۀ خیساندنِ ظرفِ ذهن است تا کمکم از چسبندگی شبهات کاسته شود. بنابراین اعتقادنامههایی که در حلوفصل شبههها نگاشته شده، به موضوع زمینهای هفتگانه هم پرداخته است. در کتاب الفطرة السلیمة و دره نجفیه یا رجوم الشیاطین و عقاید الشیعة، شبهات اعتقادی را مطرح میکنند و پاسخ میدهند. پس در آغاز یا میان کتاب این موضوع را مطرح فرمودهاند.
اما اگر اعتقادنامه در بیان اصل و لبّ عقاید حق و صحیح نگاشته شده، نیازی به بررسی زمینهای هفتگانه نیست. برای مثال، در کتاب ارشاد العوام مستقل متعرضِ شبهاتِ اعتقادی نمیشوند، هرچند استطراداً ممکن است بیانی بفرمایند. بلکه اصل و لبّ مباحث اعتقادی را بیان میفرمایند. پس لزومی نداشته که مباحث اراضی سبعه مطرح شود.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet | 585 |
| 10 | -2147483648_-213418.webp | 384 |
| 11 | کتیبۀ «یا رقیة بنت الحسین»
(وسط، از بالا به پایین:🔻)
هُوَ اللهُ الْبَصـٖیرُ
اَلسَّلٰامُ عَلَیْکَ یٰا رُقَیَّةُ بِنْتُ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ الشَّهـٖیدِ الْمَظْلُومِ عَلَیْهِمَا السَّلٰامُ
یا بنت الامام
یا اخت الامام/یا عمّة الامام
ایتها الشّهیدة/المظلومة
فلذة کبد سیدالشّهداء/المضطهدة/المأسورة
تا لب به روی لعل کبود پدر نهاد/از شوق وصل در بر آن سر ز پا فتاد
پروانهسان جان عزیزش نثار کرد/رسم ادب بهنزد پدر را ز کف نداد
یا همچو شمع ساکت و سرتابهپای سوخت/بر خاک پای آن سر بیتن چو سر نهاد
(راست، از بالا به پایین:🔻)
قٰالَ اللهُ الْحَکـٖیمُ[:]
وَ لَوْ اَنَّ لِلَّذٖینَ ظَلَمُوا مٰا فِی الْأَرْضِ جَمـٖیعًا وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لَافْتَدَوْا بِهٖ مِنْ سُوءِ الْعَذٰابِ
یَوْمَ الْقِیٰمَةِ وَ بَدٰا لَهُمْ مِنَ اللهِ مٰا لَمْیَکُونُوا یَحْتَسِبُونَ. وَ بَدٰا لَهُمْ سَیِّئٰاتُ مٰا کَسَبُوا وَ حٰاقَ
بِهِمْ مٰا کٰانُوا بِهٖ یَسْتَهْزِءُونَ. سورة الزّمر-۴۸-۴۷
سَلٰامُ اللهِ عَلَیْهٰا حـٖینَ جٰاءُوا
بِالرَّأْسِ الشَّرٖیفِ اِلَیْهٰا مُغَطّیٰ...
وَ وُضِعَ بَیْنَ یَدَیْهٰا... فَقٰالَتْ
مٰا هٰذَا الرَّأْسُ؟ قٰالُوا: اِنَّهُ رَأْسُ
اَبـٖیکِ فَرَفَعَتْهُ مِنَ الطَّسْتِ حٰاضِنَةً لَهُ وَ هِیَ تَقُولُ:
یٰا اَبَتٰاهْ مَنْ ذَا الَّذٖی خَضَبَکَ بِدِمٰائِکَ؟
یٰا اَبَتٰاهْ مَنْ ذَا الَّذٖی قَطَعَ وَرٖیدَیْکَ؟ یٰا اَبَتٰاهْ مَنْ ذَا الَّذٖی اَیْتَمَنـٖی عَلیٰ
صِغَرِ سِنّـٖی؟ یٰا اَبَتٰاهْ مَنْ بَقِیَ بَعْدَکَ نَرْجُوهُ؟یٰا اَبَتٰاهْ مَنْ لِلْیَتـٖیمَةِ حَتّیٰ
تَکْبَرَ؟... ثُمَّ وَضَعَتْ فَمَهٰا عَلیٰ فَمِهِ الشَّرٖیفِ وَ بَکَتْ بُکٰاءًا حَتّیٰ غُشِیَ
عَلَیْهٰا فَلَمّٰا حَرَّکُوهٰا فَاِذٰا هِیَ قَدْ فٰارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْیٰا
🔹[ترجمه: [رقیه] سلام خدا بر او باد، هنگامی که
سر شریف [سیدالشهداء علیهالسلام] را
پوشانده نزد او آوردند
و در مقابلش گذاشته شد... پس او گفت:
این سرِ کیست؟ گفتند: این سرِ
پدر تو است. پس او سر را از تشت برداشت، در حالی که آن را در بغل گرفته بود و میگفت:
پدر جانم! چه کسی تو را به خونت رنگین کرده؟!
پدر جانم! چه کسی رگهای گردنت را قطع کرده؟! پدر جانم! چه کسی مرا با این سن کمم یتیم کرده؟!
پدر جانم! چه کسی [برایمان] مانده که به او امید داشته باشیم؟! پدر جانم! یک دخترک یتیم چه کسی را دارد تا اینکه
بزرگ شود؟! سپس دهانش را بر دهان شریف حضرت گذاشت و چنان گریست که ازحال رفت.
وقتی او را تکان دادند، متوجه شدند که روحش دنیا را ترک کرده است.]
(چپ، از بالا به پایین:🔻)
... وَ کٰانَ لِلْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلٰامُ بِنْتٌ صَغـٖیرَةٌ لَهٰا اَرْبَعُ سِنـٖینَ
قٰامَتْ لَیْلَةً مِنْ مَنٰامِهٰا وَ قٰالَتْ: اَیْنَ اَبِیَ الْحُسَیْنُ عَلَیْهِ السَّلٰامُ[؟]
فَاِنّـٖی رَأَیْتُهُ السّٰاعَةَ فِی الْمَنٰامِ مُضْطَرِبًا شَدٖیدًا فَلَمّٰا سَمِعَ النِّسْوَةُ
ذٰلِکَ بَکَیْنَ وَ بَکیٰ مَعَهُنَّ سٰائِرُ الْأَطْفٰالِ
وَ ارْتَفَعَ الْعَوٖیلُ فَانْتَبَهَ یَزٖیدُ مِنْ نَوْمِهٖ وَ قٰالَ:
مَا الْخَبَرُ؟ فَفَحَصُوا عَنِ الْوٰاقِعَةِ
وَ قَصُّوهٰا عَلَیْهِ فَاَمَرَ بِاَنْیَذْهَبُوا بِرَأْسِ اَبـٖیهٰا اِلَیْهٰا...
🔹[امام حسین علیهالسلام دختری کوچک و چهارساله داشت.
شبی از خواب بیدار شد و گفت: پدرم حسین کجا است؟
همانا او را ساعتی پیش در خواب دیدم که بسیار پریشان بود. هنگامی که زنان این را شنیدند،
گریستند و بقیه کودکان نیز با آنها گریستند. صدای شیون بلند شد و یزید از خواب بیدار شد و پرسید:
چه خبر است؟! پس [اطرافیانش] از حقیقت ماجرا پرسوجو کردند
و آن را برایش تعریف کردند. پس [یزید] دستور داد که سر پدرش را نزد او ببرند.]
(اَلٰا لَعْنَةُ اللهِ عَلَی الظّٰالِمـٖینَ وَ سَیَعْلَمُ الَّذٖینَ
ظَلَمُوا آلَمُحَمَّدٍ حَقَّهُمْ اَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ)
اسماعیلی قوچانی ۷۶
@AghayedNet | 560 |
| 12 | @AghayedNet | 400 |
| 13 | @AghayedNet | 474 |
| 14 | ✔️🔻 اعتقادنامهها در مکتب استبصار؛
تحلیل انگیزهها و ساختار و محتوا
🔸بخش شانزدهم (نقد مواضع دکتر رسول جعفریان دربارۀ اعتقادنامههای مکتب استبصار و اعتقادنامۀ دره نجفیه، ۳)
این عقیده را نه فقط در مواعظ و رسالههایی که جنبه عمومی دارد، بلکه در نامههای خصوصی نیز بیان کردهاند. نامههایی که بعضیاز آنها نویافتههایی است که اکنون، پساز یک قرن از نگارش، دستیاب شده است. امروز، تاریخ قضاوت میکند که آن بزرگوار هرگز حب ریاست نداشتند و هیچگاه بهدنبال تأسیس فرقه جدید و بهوجود آوردن انشعاب نبودند. نه درپی رقابت بودند و نه بهدنبال ریاست. نصبالعین آن بزرگوار دین بود و فرمایشهای صاحبان دین، محمد و آلمحمد علیهمالسلام.
برای وضوح بیشتر این ادعاء، نمونههای متعددی از نوشتههای مرحوم آقای شریف طباطبائی را در مقالۀ «رقابت یا نبرد با بدعت؟!» (منتشرشده در چاپ دوم کتاب نامههای مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه) نقل کردهایم و مشخص کردهایم ایشان نه ادعای ریاست داشتهاند و نه درپی دنیا بودهاند. این تهمتی است که به آن بزرگوار زدهاند و تعبیر غلطی بهکار بردهاند که شواهد مختلف تاریخی و عقیدتی تحریفِ آن جریان را روشن میکند.
۴) مرحوم آقای شریف طباطبائی مباحث کتاب دره را با مبحث اراضی سبعه آغاز کردهاند (دعائم الحکمة (فارسی)، ج۳، «دره نجفیه جلد اول»، ص۷ تا ۳۳). این روشِ ایشان توجه دکتر جعفریان را بسیار جلب کرده، چنانکه گویا کشف مهمی صورت گرفته است! ایشان اشاره میکند که ما هزار سال مباحث اعتقادی را با مبحث وجود آغاز کردیم و خوب است همچون دکارت با مبحث شناختی آغاز کنیم و مرحوم آقای شریف طباطبائی نیز کتاب خود را همچون مباحث دکارت آغاز کردهاند. ایشان مباحث اراضی سبعه را به مباحث «شک دکارتی» نزدیک دانسته و تفاوت را تنها این عنوان کرده که دکارت شک را تحسین کرده است و مرحوم آقای شریف آن را تقبیح نمودهاند.
ارتباط برقرار کردن میان حکمت مکتب شیخ مرحوم و فلسفههای غربی پیشاز این نیز انجام شده است. اواخر ماه ذوالحجه ۱۴۴۳ (سهشنبه، ۲۰۲۲/۷/۲۶ برابر با ۱۴۰۱/۵/۴) در منطقه احساء، نشستی فلسفی در معرفی اندیشههای عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه برگزار شد.
این سخنرانی به همت «جمعیة الفلسفة» در احساء و با همکاری بعضی ارگانهای دیگر همچون «الجمعیة العربیة السعودیة للثقافة و القانون» شکل گرفت.
در سراسر کنفرانس، تلاش سخنران بر این بود که میان حکمت احسائی و فلسفههای غرب همپوشانی برقرار کند. از کانت و هگل میگفت و نفیِ جهانبینیِ آنها را در کلمات شیخ احسائی میجست. آری، پروژه جالبتوجهی بهنظر میرسد. ولی برای توفیق میان فلسفههای مختلف غربی و شرقی، باید صاحبان آن فلسفهها را شناخت و با گزارههای فلسفی آنها زیست.
برای اینگونه مطالعات تطبیقی، نمیتوان با تقطیعات و ارائه یکیدو عبارت کار را به سرانجام رسانید. آنهم زمانی که مییابیم شیخ اعلی الله مقامه و سایر بزرگان دین در فضایی دیگر سخن گفتهاند و اصطلاح و مرادی دیگر آوردهاند.
بنابراین، قضاوت و ادعای دکتر را دراینباره عجولانه میدانیم.
۵) آغاز کتاب دره نجفیه برای دکتر جعفریان بسیار جالبتوجه بوده و آن را با شک دکارتی مقایسه کرده و حتی بهنوعی ساختارشکنی در جریان شیخیه معرفی کردهاند. جالب است بدانیم موضوع اراضی سبعه در فرمایشات علماء ربانی، مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی و مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی و مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامهم اجمعین نیز مکرر بیان شده و ابداعیِ آقای شریف طباطبائی نیست.
برای نمونه، بنگرید: «اعلم ان الارض ارضان ارض تحجب نور الشمس اذا قابلتها و ارض لاتحجب [...] و الارض الاولی هی الاراضی السبعة الظلمانیة المتقدّمة و هی ارض الشقاوة و ارض الالحاد و ارض الطغیان و ارض الشهوة و ارض الطبع و ارض العادات و ارض الممات و هذه هی التی تحجب نور الشمس عن النفوذ لانها ظلّها و ضدّها و عکسها و جهة ادبارها و مخالفتها فلاتصل الشمس الیها و هی فی اماکنها فی المراتب الظلمانیة قوامها بالشمس قوام الظل بالنور فلایشرق علیها نور الشمس ابداً لان لها جهة غیر جهتها و لکن الشیء بالعرض من جهة المعین الخارجی قد یصل الی غیر مرتبته کما وصل ابلیس الی الجنة بعد طرده و لعنه بواسطة الحیة و المناسبة العرضیة مع حوّا المناسبة لآدم فکذلک الارض فمن جهة المعین المناسب صارت بحیث تشرق علیها نور الشمس فتحجب نورها» (جواهر الحکم، ج۶، «الجزء الاول من شرح الخطبة الطتنجیة»، ص۱۱۴).
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet | 692 |
| 15 | -2147483648_-213418.webp | 511 |
| 16 | ⏳🔺بهزودی...
جوان مکتبی ۲
💠عنوان برخی مطالب:
▫️چرا آفریده شدهایم؟ (گفتوگویی با یک جوان)
▪️چرا بعضی پاسخها قانعکننده نیستند؟
▫️جوان و آشفتگی فکری در عصر اطلاعات
▪️هشدار اهل معرفت دربارۀ علوم خفیّه
▫️میراث معرفتی و مسئولیت نسل جوان
▪️دینداریِ شریعتگریز
▫️ضرورت دقت در ادبیات و نگارش
▪️نقد تصورات هالیوودی از آخرالزمان؛ حقیقت معاد در کلام معصومین
▫️چرا «شک» لزوماً بهمعنای «بیایمانی» نیست؟
▪️مکتب در متن است یا در حاشیه؟
▫️ضرورت پیوند میان نسل جدید و میراث علمی بزرگان دین
▪️و...
@AghayedNet | 900 |
| 17 | ✔️🔻 اعتقادنامهها در مکتب استبصار؛
تحلیل انگیزهها و ساختار و محتوا
🔸بخش پانزدهم (نقد مواضع دکتر رسول جعفریان دربارۀ اعتقادنامههای مکتب استبصار و اعتقادنامۀ دره نجفیه، ۲)
۱) در تفسیر آیۀ <و ان من شیء الّا عندنا خزائنه> (حجر: ۲۱)، روایتی از اهلالبیت علیهمالسلام رسیده است. آنچه در شرح این آیه و استنباط از این آیه مبنای بزرگان دین قرار گرفته، از این روایت تجاوز نکرده و بلکه اساس تفکر و اندیشۀ ایشان همین روایت و امثال آن است: «روى جعفر بن محمد عن أبيه عن جده عليهمالسلام أنه قال: فی العرش تمثالُ ما خلق الله من البرّ و البحر. قال: و هذا تأويل قوله: <و إن من شیء إلّا عندنا خزائنه>» (بحار الانوار، ج۵۵، ص۳۴).
غیراز شیخیه نیز علمائی به این آیه متمسک شدهاند و به این حقیقت پی بردهاند که مراحل نزولی درکار بوده است (منهاج البراعة، ج۱۱، ص۱۷۴ _ المیزان، ج۱۷، ص۲۳۸ _ موسوعة العدل الالهی، ج۲، ص۳۴۲).
۲) اینکه اشاره کردهاند عقایدنامههای شیخیه انقلابی در نظام عقایدی بهوجود آورد، ادعای غریبی است. چنانکه نشان دادیم، عقایدنامههای شیخیه جز اصولِ اعتقادیِ شیعی متضمن مطلبی دیگر نیست. علاوهبر اینکه بعضیاز آنها بر پایۀ اصولِ خمسۀ مشهوره تصنیف و تألیف شده است! پس این سخن دکتر جعفریان متکی بر پیشفرض ذهنی ایشان است و پیشداوریهایشان در این ادعا مؤثر بوده است.
۳) در ادامه اشاره کردهاند که عالم ربانی، مرحوم آقای شریف طباطبائی، «شاخه باقریه شیخیه را درست کرد».
ادعای ریاست یکی از اصلیترین تهمتهایی بود که به ساحت مرحوم آقای شریف طباطبائی زده شد و اینگونه وانمود کردند که آن بزرگوار حب ریاست داشتند و ازاینرو مستقل گردیدند و با محمد خان کرمانی به مقابله برخاستند.
آنقدر دشمنان این تهمت را پررنگ کردند که دامنگیرِ قلمِ محققان و پژوهشگران هم گردید و آنها هم کورکورانه این تهمت را در کتابها نقل کردند.
مهدی بامداد در کتاب شرححال رجال ایران در قرن ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ هجری، ج۶، ص۲۰۹، در شرححال مرحوم آقای شریف طباطبائی مینویسد:
«[...] پساز درگذشت حاج محمدکریم خان در سال ۱۲۸۸ قمری و جانشین شدن حاج محمد خان پسرش، میرزا محمدباقر سخت با انتصاب وی به جانشینی حاج محمدکریم خان مخالفت نمود و مخالفتش هم مبتنی بر این اصل بود که خود را اعلم و برتر از او دانسته و پیشوایی شیخیه را حق مسلّم خود میدانست و حرفش هم این بود که پیشوایی و جانشین شدن نباید موروثی باشد همچنانکه سید کاظم رشتی چون اعلم شاگردان شیخ احسائی بود دیگران از وی تمکین کردند و او را به پیشوایی خویش برگزیدند و همچنین حاج محمدکریم خان که اعلم شاگردان سید کاظم بود پیشوا گردید و اکنون هم باید اعلم فقهای شیخیه باید [؟!] پیشوا باشد و همگان به وی اقتداء کنند نه به پسر پیشوای سابق. گفتهاش پر بیمنطق و بیراه نبود. بنابراین از اینجا نزاع شروع شد و سرانجام میرزا محمدباقر نتوانست که کاملاً بر حاج محمد خان غلبه کند لکن برای خود بنابر تمایل جمعی، دستهای تشکیل داد و انشعابی در فرقه شیخیه ایجاد گردید و فرقه شیخیه حاجمحمدکریمخانی از این تاریخ به دو دسته تقسیم شدند [...].»
در این عبارت تصریح میکند که مرحوم آقای شریف طباطبائی چون نتوانست بر محمد خان کرمانی غلبه کند، «برای خود بنابر تمایل جمعی، دستهای تشکیل داد». منظور وی این است که حب ریاست و... باعث این انشعاب گردیده است.
سید مصلحالدین مهدوی نیز مینویسد:
«حاج میرزا محمدباقر بن محمدجعفر [...] عالم فاضل از رؤسا و علمای شیخیه در اصفهان و کرمان تحصیل کرده و ازطرف حاج محمدکریم خان کرمانی بهعنوان پیشوایی شیخیه به همدان رفته، در سال ۱۳۱۵ به نایین [تصحیح: به جندق] مهاجرت نموده و برسر ریاست شیخیه، با حاج محمد خان کرمانی مخالفت کرده» (خاندان شیخالاسلام اصفهان درطول چهارصد سال از علامه محقق سبزواری تا دکتر علی شیخالاسلام، ص۱۶۶).
او هم، به«گمان» خود، تصریح کرده است که مرحوم آقای شریف طباطبائی «برسر ریاست شیخیه، با حاج محمد خان کرمانی مخالفت کرده».
در کتاب مجموعه رسائل در شرح احادیثی از کافی، ج۱، ص۵۷۴، در شرححال این بزرگوار، به کتاب مهدوی ارجاع داده شده و عبارت وی نقل گردیده است.
با مراجعه به نگاشتههای مرحوم آقای شریف طباطبائی، چه پیشاز شیوع بدعت لزوم وحدت ناطق شیعی توسط محمد خان فرزند مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه و چه پساز آن، مییابیم آن بزرگوار در هیچ نوشتهای تعبیری را بهکار نبردهاند که رایحه حب ریاست داشته باشد؛ بلکه از آن سو، مذمت دنیا و دنیاداران را فرمودهاند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet | 723 |
| 18 | -2147483648_-213418.webp | 604 |
| 19 | کتیبۀ «یا زین العابدین»
(وسط، از بالا به پایین:🔻)
هُوَ الْمَعْبُودُ
اَلسَّلٰامُ عَلَیْکَ یٰا زَیْنَ الْعٰابِدٖینَ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ اَبـٖیطٰالِبٍ عَلَیْهِمُ السَّلٰامُ
ابا الائمّة
آدم الآل/المتحمّل للنّوائب المعضِلَة/انیس الکُربة/کاشف الغمّة/سراج الامّة/البِئر المعطّلَة/المتهجّد العابد
الباکی علی ابیه فی کُلّ حین/السجّاد البکّاء/زین الصّالحین
سیّد العابدین/سیّد السّاجدین/ابا محمّد/الخاشع الزّاهد/ذا الثّفنات/خیر الموحّدین/الزّکیّ الامین
از مهین بانوی ایران سر زد از خاک عرب/آفتابی کز رخش شد جلوهگر آیات رب
حجت حق رحمت مطلق علی بن الحسین/دُرّة التّاج شرف ماه عجم شاه عرب
(راست، از بالا به پایین:🔻)
قٰالَ اللهُ تَبٰارَکَ وَ تَعٰالیٰ[:] (الحجر ۹۸-۹۹)
فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ کُنْ مِنَ السّٰاجِدٖینَ وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتّیٰ یَأْتِیَکَ الْیَقـٖینُ
قٰالَ عَلَیْهِ السَّلٰامُ عِنْدَ نُزُولِهٖ بِفِنٰاءِ الْمَدٖینَةِ[:]
«وَاللهِ لَوْ اَنَّ النَّبِیَّ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهٖ تَقَدَّمَ اِلَیْهِمْ فـٖی قِتٰالِنٰا کَمٰا تَقَدَّمَ اِلَیْهِمْ فِی الْوِصٰاءَةِ
بِنٰا لَمَا ازْدٰادُوا عَلیٰ مٰا فَعَلُوا بِنٰا فَاِنّٰا لِلهِ وَ اِنّٰا اِلَیْهِ رٰاجِعُونَ مِنْ مُصـٖیبَةٍ
مٰا اَعْظَمَهٰا وَ اَوْجَعَهٰا وَ اَکَظَّهٰا وَ اَفَظَّهٰا وَ اَمَرَّهٰا وَ اَفْدَحَهٰا!
فَعِنْدَ اللهِ نَحْتَسِبُ فـٖیمٰا اَصٰابَنٰا وَ مٰا بَلَغَ بِنٰا اِنَّهُ عَزٖیزٌ ذُو انْتِقٰامٍ»
🔹[ترجمه: امام سجاد علیهالسلام هنگام توقف در پشت دروازه مدینه [در بازگشت از کربلا و کوفه و شام] فرمود:
سوگند به خدا، اگر پيامبر صلى الله عليه و آله بهجاى سفارش به احترام به حق ما، به جنگ با ما سفارش مىكرد، نمىتوانستند فراتر و بدتر از این با ما رفتار کنند. ما مملوک خداییم و به [پیشگاهِ حسابِ] او بازمیگردیم [و به او پناه میبریم] از این مصيبتی كه
چقدر بزرگ، دردناک، سوزاننده، پررنج، ناگوار، تلخ و جانسوز است.
همه اين مصائب و ناگواریها را درنزد حساب خدا محفوظ میدانیم، كه او شكستناپذير و صاحب انتقام است.]
(چپ، از بالا به پایین:🔻)
قٰالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهٖ[:] «اِذٰا کٰانَ یَوْمُ الْقِیٰمَةِ یُنٰادٖی مُنٰادٍ
اَیْنَ زَیْنُ الْعٰابِدٖینَ؟ فَکَأَنّـٖی اَنْظُرُ اِلیٰ وَلَدٖی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ
عَلِیِّ بْنِ اَبـٖیطٰالِبٍ یَخْطِرُ بَیْنَ الصُّفُوفِ»
🔹[ترجمه: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: در روز قیامت، منادیای فریاد میزند:
زینالعابدین (زینت پرستشکنندگان) کجا است؟ گویا میبینم که فرزندم، علی بن حسین بن
علی بن ابیطالب، که صفها را میشکافد و خرامان گام برمیدارد.]
اَنْشَدَ عَلَیْهِ السَّلٰامُ لِعَبْدِ اللهِ بْنِ مُبٰارَکٍ[:]
لَنَحْنُ عَلَی الْحَوْضِ رُوّٰادُهُ/نَذُودُ وَ نَسْقـٖی وُرّٰادَهُ
وَ مٰافٰازَ مَنْ فٰازَ اِلّٰا بِنٰا/وَ مٰاخٰابَ مَنْ حُبُّنٰا زٰادُهُ
وَ مَنْ سَرَّنٰا نٰالَ مِنَّا السُّرُورَ/وَ مَنْ سٰاءَنٰا سٰاءَ مـٖیلٰادُهُ
وَ مَنْ کٰانَ غٰاصِبَنٰا حَقَّنٰا/فَیَوْمُ الْقِیٰمَةِ مـٖیعٰادُهُ
🔹[ترجمه: امام سجاد علیهالسلام این شعر را برای عبدالله بن مبارک خواند:
هرآینه ما پیشگامان ورود بر حوض کوثریم که واردشوندگان بر آن را پشتیبانی میکنیم و میآشامانیم.
هیچکس رستگار نشد جز بهوسیله ما. کسی که محبت ما زادوتوشهاش باشد، بینوا و محروم نمیشود.
هرکس ما را شاد گرداند، از راه ما به سرور واقعی میرسد. هرکس به ما بدی کند، ولادتش بد [و نامشروع] است.
آنکه حق ما را غصب کند، پس روز قیامت وعدهگاه او است.]
اسماعیلی قوچانی
تیرماه/۱۳۷۰
@AghayedNet | 742 |
| 20 | @AghayedNet | 594 |
