Light Workers🔆
Ir al canal en Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers
Mostrar más375
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
+330 días
Archivo de publicaciones
افرادی که از تنهایی وحشت دارند معمولا می کوشند این وحشت را از طریق یک شیوهی بین فردی تسکین دهند ؛
آنها نیازمند حضور دیگرانند تا هستی خود را به اثبات برسانند ؛ آرزو دارند توسط دیگران بلعیده شوند یا آنکه می خواهند دیگران را ببلعند تا درماندگی ناشی از تنهایی شان را فرو بنشانند ؛ در پی روابط جنسی متعدد که کاریکاتور یک رابطهی اصیل است،هستند...
خلاصه اینکه فردی که درحال غرق شدن در اضطراب تنهاییست،مایوسانه به هر رابطهای چنگ میزند .
این دست انداختن به سوی هر رابطه،چیزی نیست که او بخواهد، بلکه از سر ناچاری چنین میکند ؛
و رابطهی حاصل از چنین شرایطی برای ادامه ی بقاست نه برای دستیابی به رشد و تکامل...
طنز تلخ ماجرا اینجاست : آنان که مایوسانه نیازمند آرامش و لذت حاصل از یک رابطهی اصیلند،درست همانهایی هستند که کمتر از هرکسی قادر به برقراری چنین ارتباطی هستند...
#اروین_یالوم
@lightworkers
از بودا پرسیدند فرق مرگ با موکشا چیست؟
گفت:
مرگ زمانی است که تنفس قطع میشود، درحالی که خواستهها باقی ماندهاند....
و موکشا زمانی است که خواستهها از بین رفتهاند و تنفس همچنان ادامه دارد...
@lightworkers
ﺁﯾﺎ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺳﻮاﻝ ﮐﺮﺩﻩﺍﯾﺪ؟!
ﮐﻪ ﭼﻘﺪﺭ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺭﻭﺯ ﺷﻬﺎﻣﺖ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪﺍﯾﺪ
ﭼﻘﺪﺭ ﺻﺪﺍﻗﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪﺍﯾﺪ؟!
ﭼﻘﺪﺭ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺳﻌﯽ ﮐﺮﺩﻩﺍﯾﺪ ﻓﺮﻭﺗﻨﺎﻧﻪ ﻋﻤﻞ ﮐﻨﯿﺪ؟!
ﭼﻘﺪﺭ ﺗﻮاﻧﺴﺘﯿﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﻫﺴﺖ ﺑﭙﺬﯾﺮﯾﺪ؟!
ﭼﻘﺪﺭ ﺗﻤﺎﯾﻞ ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺖ ﺑﯽﭼﺸﻢ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﻪ ﺧﻠﻖ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪﺍﯾﺪ؟!
ﭼﻘﺪﺭ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻧﺼﺎﻑ ﺍﯾﺜﺎﺭ ﮐﺮﺩﻩﺍﯾﺪ ؟
ﭼﻘﺪﺭ ﺭﻭﺷﻦﺑﯿﻨﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪﺍﯾﺪ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺑﺮﺩﺍﺭﯾﺪ؟!
ﭼﻘﺪﺭ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺷﺪهﺍﯾﺪ ﻭ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺟﻨﮕﯿﺪن ﺑﺎ
ﺧﻮﺩ ﻭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺑﯿﺮﻭﻧﺘﺎﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪﺍﯾﺪ؟!
زندگی معنوی ﺭﺍﻫﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺗﮑﺎﻣﻞ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻧﻪ ﺳﻮﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ
ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻭ ﻣﺎﻟﯽ
ﺯﻧﺪﮔﯽ معنوی ﯾﻪ ﺗﺌﻮﺭﯼ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻗﺴﻤﺘﯽ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﺭﻭﺯﻣﺮﻩ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﺎﺷﺪ
ﺑﺪﻭﺭ ﺍﺯ ﺗﻌﺼﺐ
ﺑﺪﻭﺭ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺧﻮﺍﻫﯽ ﻭ ﺗﮑﺒﺮ
ﺑﺪﻭﺭ ﺍﺯ ﻏﺮﻭﺭ
ﺑﺪﻭﺭ ﺍﺯ ﺷﻬﻮﺕ ﭘﺮﺳﺘﯽ
ﺑﺪﻭﺭ ﺍﺯ ﺗﻈﺎﻫﺮ ﻭ ﺧﻮﺩﻓﺮﯾﺒﯽ
ﺑﺪﻭﺭ ﺍﺯ ﺛﺮﻭﺕ ﺍﻧﺪﻭﺯﯼ
ﺑﺪﻭﺭ ﺍﺯ ﺟﻨﺴﯿﺖ
ﺑﺪﻭﺭ ﺍﺯ ﻧﮋﺍﺩ ﭘﺮﺳﺘﯽ
ﺑﺮﺍﺳﺘﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ معنوی ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻦ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﺒﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺩﺍﻧﺎ ﻭ
ﺗﻮﺍﻧﺎ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻫﺪﯾﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
ﺑﯿﺎﯾﯿﻢ مهربانی ﺭﺍ ﺳﺮﻟﻮﺣﻪ ﺍﻣﻮﺭ ﺧﻮﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﯿﻢ ...
@lightworers
عشق تو بلای دل درویش من است
بیگانه نمیشود مگر خویش من است
گفتم سفری کنم زغم بگریزم
منزل منزل غم تو در پیش من است....
#شهرام_ناظری
@lightworkers
نااميدی....
هنگامی شما را فرا میگيرد كه انرژیهايتان از جايی به هدر میرود و شما نمیدانيد چگونه اين انرژيها را بازسازی و بازيابی كنيد.
با هزار و يك فكر، نگرانی، آرزو، توهم، رويا و خاطرات مختلف انرژی خود را به هدر می دهيد.
در حالی كه میتوان جلوی اين هدر رفتن انرژی را به سادگی گرفت.
مردم هنگامی كه نياز نيست كاری انجام دهند، نمیتوانند ساكت جايی بنشينند، گويی حتما بايد كاری بكنند.
انسان بيش از اندازه خود را مشغول انجام كارهای مختلف كرده است.
گويی اين مشغوليت، به نوعی او را از فكر كردن به مشكلات زندگی باز میدارد و راه فراری از اين مشكلات است. او به قدری خود را مشغول نگاه میدارد كه هرگز با خود خويش روبرو نمیشود و به اين ترتيب، انرژی اش را بيهوده صرف میكند. بايد ياد بگيريد تا غير ضروريات را از زندگی خود حذف كنيد. نود درصد زندگی معمولی، غير ضروری است و میتوان آن را به سادگی حذف كرد.
اگر تنها به ضروريات بپردازيد، انرژی اضافی در شما ذخيره میشود؛ به طوری كه ناگهان روزی بدون دليل شروع به شكوفا شدن می كنيد...
از هم اکنون قبل از انجام هر کاری آگاه باشید و اگر ضرورتی دارد آن را انجام دهید
از افکار خود آگاه باشید...
افکار غیر ضروری شامل برنامهریزیهای واهی برای موقعیتهایی که بیشتر اوقات پیش نخواهند آمد را کنار بگذارید..
گفتگوهای درونی را با آگاهانه زیستن به حداقل برسانید.
کارها را با حضور انجام دهید....
@lightworkers
و آنگه که یکی از شما از پا میافتد افتادنش زنهاریست از برای آنها که از پشت سر می آیند تا پایشان به سنگ نگیرد.
آری و نیز زنهاریست از برای آنها که از پیش رفتهاند و با آن که تیز روتر و استوارتر بوده اند سنگ را از سر راه برنداشتهاند.
و این را هم بدانید هر چند این سخن بر دلتان گرانی کند...
کشته هم از برای کشته شدن خود پاسخ گوست.
و دزد زده هم از برای دزد زدگی خود بی تقصیر نیست.
راستکاران از خطای نابکاران بری نیستند
و پاك دستان دستشان به گناه ناپاکان آلوده است.
آری ای بسا آسیب رسان که از آسیب دیده ستم کشیده است.
و ای بسا بیشتر که محکومان بار گناه بیگناهان و آسودگان را به گردن گرفتهاند.
شما کی میتوانید دادگران را از ستمگران و خوبان را از بدان جدا کنید؟
#جبران_خلیل_جبران
@lightworkers
خشم موهبت شگفت انگیز......
ابراز کامل خشم به این معنا نیست که من احساسات عمیق پشت آن را ابراز کنم،
سرزنش کنم و یا توهین کنم
بلکه این است که کاری کنم که طرف مقابل این احساسات را درک کند......
ابراز کامل خشم به این معنی است که آگاهی مان را به صورت کامل بر نیازی که محقق نمی شود،معطوف کنیم....
بهترین راه برای دریافت درک از دیگران این است که من هم حال آنها را درک کنم.
اگر میخواهم نیازها و احساساتم را بشنوند ، اول باید همدلی کنم.
وقتی همدلی را که دیگران نیاز دارند به آنها میدهم ، دیگر زیاد دشوار نیست که آنها هم حرف مرا بشنوند....
#تمرین
با آگاهی بر رفتار خود در هر لحظه حق به جانب بودن خویش را نظاره کنید و خشمی که در ورای آن نهان است.
مواردی که میتوانستید با درک کردن آرامش را بازیابید اما ترجیح دادید حق به جانب باشید...
این تمرین را هشیارانه و دقیق انجامدهید و موارد را یاد داشت کنید....
@lightworkers
تسلای این جهان این است
که رنج مدام و پیوسته وجود ندارد!
غمی میرود و شادیای باز زاده میشود...
اینها همه در تعادلاند...
این جهان،جهان جبرانهاست....
#آلبر_کامو
@lightworkers
اندیشه درباره اشیا موجب تعلق خاطر شود،
و از تعلق آرزو بزاید،
و از آرزو خشم پدید آید،
و خشم مایه تشویش گردد،
و تشویش نسیان آرد،
و نسیان خرد را تباه گرداند،
و تباهیِ خرد موجبِ هلاک باشد.
ولی آن که زمامِ نفس به دستِ خویش دارد، با حواسی که فرمانبردارِ اویند،
آزاد از قید حب و بغض در میان اشیا می گردد.
چنین کسی به سر منزلِ آرامش رسیده باشد،
و در این مقام همه غمها پایان پذیرد.
و دل که به این مرحله از سکون رسد، عقل استقامت گیرد،
و آن را که استقامت نباشد، معرفت نباشد،
و آن را که معرفت نباشد، از مراقبه بهره نباشد،
و بیمراقبه آرامِ جان حاصل نیاید،
و بیآرامِ جان سعادت از کجا باشد؟
@lightworkers
شما به عنوان یک انسان بخشی از نوع بشرید، و از این رو است که شما سهمی در کل نوع بشر دارید، انگار کل نوع بشر هستید....
اگر همنوع را که ضد شما است مغلوب سازید و بکشید،پس آن شخص درون خودتان را نیز کشتهاید و بخشی از زندگی خود را به قتل رساندهاید.
روح این مرده، شما را دنبال میکند و نمیگذارد زندگیتان شاد بماند.
"شما برای زندگی رو به جلو نیازمند کلیت خود هستید"
#کتاب_سرخ
#کارل_گوستاو_یونگ
@lightworkers
ابن عربی میگوید ابراهیم این خواب ( کشتن اسماعیل) را بد تعبیر کرد.
بحث این نبود که بیا چاقو بگیر و سر اسماعیل را ببُر.
بحث این بود که از هر آنچه که برایت مهم است بگذر.
وقتی در این مسیر حرکت میکنی دیگرانی که در تو زنده هستند به جای تو دارند زندگی می کنند،رها شدن از اینها، استقلال واقعی داشتن، بسیار مشکل است.
آن زمانی که خودت را میبینی و بهم میریزی همان اسماعیل هست.
آن جاست که باید بتوانی سر آن گرگ را ببری...
#پیر_جان
@lightworkers
به خودمان نزديكتر شويم...
چشمهايت را ببند و يك دقيقه به نفسهایت توجه كن....
اسم خودت را سه بار در درون صدا كن و بپرس:
" الان حالت چطوره؟ "
صادقانه جواب بده.
گله و شكايت نكن و خاطرات را مرور نكن فقط از حال خودت در همان لحظه بگو...
مجددا اسم خودت را صدا كن و بپرس:
" الان چه خواستههايى دارى؟"
جواب بده اما خواستههاى خودت در همان لحظه را بگو نه ايدهآلهاى جامعه و اطرافيان....
در خودت با خودت زمزمه كن.
" من با تو هستم، نگران هيچ چيز نباش"
اين تمرين بسيار ساده است و زمانى نمیگيرد، در عين حال بسيار قدرتمند است. بهتر است در طول روز چندبار آن را انجام دهيد تا اثراتش را ببينيد...
اين تمرين براى نزديكتر شدن شما به خودتان و شناختن خواستهها و نيازهاى درونى خودتان بسیار کمک کننده است...
@lightworkers
تفاوت صبر و انتظار
چرا صبر کلید و مفتاح رهایی دانسته شده است؟
صبر حالتی است که در آن ذهن به "خواستن" و" شدن"؛ و "طلبیدن" نمیاندیشد.
صبر ضد "انتظار" است. در "انتظار"، ذهن ناآرام است، چیزی را در آینده جستجو میکند.اما صبر کیفیتی است که در آن انسان وضع موجود خود را میپذیرد. و در این صورت کاری با آینده ندارد.
"صبر"چیزی است مترادف با "نخواستن" و چنگ نینداختن.
و مولوی میگوید همانطور که اسارت انسان، تشکیل "خود" و از دست رفتن اصالت او با "خواستن" و آزمندی شروع میشود،رهایی از اسارت "خود" نیز در صبر و نخواستن است....
#محمدجعفر_مصفا
@lightworkers
و منصور را سیصد چوب بزدند.
به هر چوبی که میزدند آوازی فصیح میآمد که لا تخف یا ابن منصور.
شیخ عبدالجلیل صفار گوید که اعتقاد من در آن چوب زننده بیش از اعتقاد من در حق حسین منصور بود از آنکه تا آن مرد چه قوت داشته است در شریعت که چنان آواز صریح میشنید و دست او نمیلرزید و همچنان میزد.....
@lightworkers
تو برگی در گرو بادها هستی یا درختی در رقص در طوفانها؟
افراد به دو گروه تقسیم میشوند :
۱- کنترل درونیها:
کسانی که موفقیت یا شکستهای خود را به خود نسبت میدهند.آنها فکر میکنند که مسئول زندگی خویشند و کیفیت زندگی به انتخابها و تلاشهایشان بستگی دارد. شعار آنها این است: تقصیر ماست نه تقدیر ما....
۲- کنترل بیرونیها:
افرادی که علت موفقیت و یا شکستهای خود را به عوامل بیرونی از جمله شانس، تقدیر و سختی شرایط اسناد میدهند.
فرد با کنترل بیرونی تمایل دارد که کنترل رفتارهایش را به نیروهای خارج از توان و ارادهاش نسبت دهد.او برخلاف کنترل بیرونی ها معتقد است ما کنترلی بر سرنوشت خود نداریم...
مرکز کنترل شما بیرونی است یا درونی؟
@lightworkers
گرچه استحقاق دارم، لیکن از انصاف نیست
در دل من جای او باشد، در آتش جای من
#عمان_سامانی
@lightworkers
هر حرکت کوچک نشانگر است...
بدن زبان خودش را دارد ؛
حرکاتت را تماشا کن ،
همه چیز بازتاب میکند....
طوری که راه میروی ،
طوری که مینشینی ،
طوری که نگاه میکنی ،
همهاش زبان است....
تو با دهانت چیزی میگویی و چشمانت کاملا چیز دیگری میگوید...
حرکاتت،لحنت،و بدنت صادقتر از کلماتت هستند.
خودت را تماشا کن..
وقتی با دیگران صحبت میکنی چکار می کنی؟
آیا واقعا ارتباط برقرار می کنی؟
کلامت با وجود و بدنت هماهنگ است؟
حرکاتت را با تامل انجام بده
خودت را مشاهده کن...
@lightworkers
عاشق کشی
از شهر می رانند عاشق پیشه ها را
فرهادها را، کوهها را، تیشه ها را
کندند و خشکاندند و سوزاندند در باغ
گلبرگها را، ساقه ها را، ریشه ها را...
#حسام_الدین_سراج
@lightworkers
چون دل عشاق را در قید کرد
خودنمایی کرد و دلها صید کرد
امتحانشان را ز روی سر خوشی
پیش گیرد شیوۀ عاشق کشی
دل پریشانشان کند چون زلف خویش
زآنکه عاشق را دلی باید پریش
خود کند ویران، دهد خود تمشیت
خودکشد شان باز خود گردد دیت
تا گریزد هرکه او ناقابل ست
عشق را مکره هوس را مایل ست
اندک اندک می کشاند سوی خویش
میدهد راهش بسوی کوی خویش
می نیارد کس بوحدتشان شکی
عاشق و معشوق میگردد یکی
اول آدم ساز مستی؛ ساز کرد
بیخودی در بزم خلد آغاز کرد
برق عصیان صفوتش را خانه سوخت
شمع سوزان شد، پر پروانه سوخت
نوح تا گردید با مستی قرین
شد به غرقاب بلا، کشتی نشین
در خلیل آن شعله تا شد، شعله زن
کرد اندر آتش سوزان، وطن
یوسف از مستی چو دل آگه شدش
جا ز دامان پدر در چه شدش
تا سر یعقوب از آن پرشور شد
از غم یوسف دو چشمش کور شد
مست از آن جام بلا شد تا کلیم
سالها در تیه محنت شد مقیم
عیسی از مستی قدم بردار شد
لاجرم سرمنزلش بر دار شد
احمد از آن باده تا شد سرگران
کرد بر وی، رو، بلا، از هر کران
شور آن صهبا در آن قدسی دهن
گشت سنگی عاقبت دندان شکن
مرتضی ز آن باده تا گردید مست
لاجرم در آستین بنمود، دست
باز بینم رازی اندر پرده یی
هست دل را گوئیا؛ گم کرده یی
وه که عشق از دانشم بیگانه کرد
مستی این دل، مرا دیوانه کرد
#عمان_سامانی
@lightworkers
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
