es
Feedback
Light Workers🔆

Light Workers🔆

Ir al canal en Telegram

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers

Mostrar más
375
Suscriptores
-124 horas
-37 días
+330 días
Archivo de publicaciones
بشنو از نی #کیهان_کلهر #شجاعت_حسین_خان @lightworkers

گارودا ( به انگلیسی: Garuda ) پرنده ای افسانه ای و عظیم است که به شکل پرنده ای انسان نما و موجودی خیالی در هر دو فرهنگ اساطیری هندویی و بودایی به چشم می خورد.(در فرهنگ باستان ایران نیز مجسمه های این پرنده در تخت جمشید و دیگر نقاط ... وجود دارد) گارودا مَرکَب یا در اصطلاح اسطوره شناسی هندویی «واهانا» برای ویشنو این ایزد بلندمرتبه است و افزون بر آن به عنوان شهریار پرندگان و پرنده ای تندپروازتر از باد، احترام بسیاری نزد هندوان دارد. همچنین گارودا در اخترشناسی سنتی هندویی، نام صورت فلکی عقاب نیز هست. امروزه براهمینی کایت ( کورکور سرسفید ) و فونیکس ( عنقا یا ققنوس ) مظهر گارودا در نظر گرفته می شوند. اندونزی و تایلند گارودا را به عنوان نماد رسمی ملی خود برگزیده اند. در اندونزی گارودا را بیشتر شبیه به عقاب جاوه به تصویر می کشند تا «براهمینی کایت» که بسیار کوچکتر است. معنی نام گارودا را «کلام بالدار» دانسته اند که اشاره به این دارد که گفته اند هنگام پرواز از بال هایش صدای سرود وداها برمی خیزد. گاهی نیز معنی لفظی آن را «نابودکننده و کاهنده زهر» شمرده اند که به دشمنی او با مارها و نقش او به عنوان حرزی در برابر سم مار اشاره می کند. پدر گارودا، کاشیاپَه ( به انگلیسی: Kashyapa ) و مادرش ویناتَه ( به انگلیسی: Vinata ) از دختران دکشَه ( به انگلیسی: Daksha ) است. گارودا در آیین هندو یک الهه است که معمولاً نقش مَرکَب ( واهانا ) یا سُتورِ ویشنو را داراست. در اسطوره شناسی آیین هندو، ویشنو دومین ایزد از ایزدان سه گانه است که جنبه نفوذگر و حفاظت کننده خداوند را ایفا می کند. گارودا به شکل مردی با بدن قوی و زرین فام، با چهره ای سفید، بال هایی سرخ، نوک عقاب و تاجی بر سر به تصویر کشیده می شود. در اسطوره ها آمده که این الهه باستانی چنان عظیم و بزرگ است که جلوی آفتاب را می گیرد. گارودا به عنوان دشمن ابدی و قسم خورده ناگا که از نژاد مارهاست شناخته می شود. در این اسطوره، ستیزه جویی با مار ممکن است به رفتار پرندگانی چون عقاب مارخور پنجه کوتاه برگردد که به نحوی انحصاری از مارها تغذیه می کنند و در هند نیز یافت می شوند. از آنجایی که گارودا، این شهریار پرندگان، دشمن قسم خورده و «بلعنده مار» است تصویر او را که اغلب برای زیبایی یا به عنوان حرز استفاده می شود برای محافظت از حمله مار و سم آن به کار می برند. گارودی ویدیا، مانترا یا ذکری است در برابر سم مار یا برای دفع هر نوع شر. #گارودا @lightworkers

در اسطوره شناسی قوم هندو، پرنده عظیم الجثه ای است به نام «گارودا» که به معنای دم ،نفس، و نسیم است که خدایان را تا بهشت پرواز
در اسطوره شناسی قوم هندو، پرنده عظیم الجثه ای است به نام «گارودا» که به معنای دم ،نفس، و نسیم است که خدایان را تا بهشت پرواز داد. انسان هم همچون گارودا میتواند با مرکوب دَمِ و دل خویش به پرواز درآید و خود را از بند تعلقات زمینی برهاند. جلال الدین رومی میگوید: «مرغ چون از زمین بالا پرد، اگرچه بر بلندای آسمان نرسد این قدر باشد که از دام دور باشد همچنان است اگر کسی درویش شود و به کمال درویشی نرسد این قدر باشد که از زمره خلق و اهل کوچه و بازار ممتاز باشد.» #گارودا #دم #نفس #باد @lightworkers

تن آدمی به سان زمین ،است استخوانها مثال ،کوهها مغز همچون معدن شکم به سان دریا، روده ها در حکم ،رودها اعصاب مانند جويها عضله مثل خاک و گل موی روی بدن مثل ،نباتات آن قسمت از بدن که در آن موی میروید همچون سرزمینی حاصلخیز و آنجا که در آن رویشی از موی نیست به سان شوره زار از سرتابه پا بدن آدمی به سان سرزمینی مسکون ،است، پشت مانند مناطقی متروک پیش روی بهسان ،مشرق پشت سر ،مغرب سمت راست جنوب و سمت چپ شمال محسوب می شود. نفس کشیدن همانند باد کلام همچون تندر و صدا به سان آذرخش خنده مانند روشنایی نیمروز و اشک مثال باران غم مثل تاریکی شب و خواب همانند مرگی است که بیدار شدن از آن مثل تجدید حیات است. روزهای کودکی مانند ،بهار جوانی به سان تابستان بلوغ همچون پاییز و کهنسالی مثل زمستان است. حرکات و اعمال مردمان، مانند حرکات ستارگان و چرخش آنان است. تولد و وجود او همانند طلوع ستارگان، و مرگ و غیبت او مانند غروب آنهاست. #انسان #آدمی @lightworkers

اگر نکوشیم اگر تلاش نکنیم که روح و روان خود را به کمال برسانیم، به همان صورت که هستیم باقی میمانیم فقط حیوانی ناطق. جهان هرگز
اگر نکوشیم اگر تلاش نکنیم که روح و روان خود را به کمال برسانیم، به همان صورت که هستیم باقی میمانیم فقط حیوانی ناطق. جهان هرگز خالی از معلمان نبوده و هر عصری آموزگاران خود را دارد عیسی بودا، محمد رسول الله (ص) از بزرگترین آنها بوده اند ،قطبها، معلمان و ناصحان و رهبران و راهنمایان و پاسداران جهانند آنها انسانهایی عارف، انسانهایی واقف هستند که در درون هر یک از ما جای دارند. #سلیمان_لوراس @lightworkers

صوفی روزی، روزگاری در یک دهکده ی کوچک مشرق‌زمین. صنعتگر پیری بود که در دکه ی کوچکش زانو زده بود و با دست چپ خویش، تار باریکی از پشم را از یک گلوله ی پشمی می‌کشيد. سپس آن را به‌دور دست راستش می‌پیچید و در همان حال نخ را به‌دور یک دوک نخ‌ریسی که در مقابلش نهاده بود می‌تابید. در این حرکت مداوم، به‌طرزی نامحسوس با خود زمزمه می‌کرد: لا اله الا الله. با جزئی اشتباه در این حرکت مداوم، تار باریک نخ پشمی پاره می شد و می باید آن را گره بزند و دوباره کار را از سر گیرد. پس میباید که پیرمرد دائماً آگاه بود و توجه کامل خود را متمرکز می داشت تا مبادا نخ پشمی پاره شود. و این است مفهوم آگاهی و این است معنای عرفان. عرفان یعنی آگاهی، آگاهی برتر و والاتر از آنچه که ما افراد عادتاً در آن زندگی می کنیم. او مردی بود ساده و هنر خویش را به فرزندانش می آموخت. واژه «درویش»، در اصل فارسی است و در زبانهای عربی و ترکی هم همین صورت وارد شده است. جمعی را عقیده بر آن است که عنوان «صوفی»، از کلمهٔ «صوف»، که در عربی به معنای «پشم است گرفته شده و چون خرقه صوفیان از پشم بافته می شد، آنان را صوفی یا پشمینه پوش نامیده اند؛ عده ای دیگر میگویند که منشأ این کلمه واژه یونانی «سوفوس» به معنای عقل و تدبیر است. #صوفی #عرفان @lightworkers

گلی از شاخه اگر می چینیم برگ برگش نکنیم و به بادش ندهیم لااقل لای کتاب دلمان بگذاریم و شبی چند از آن هی بخوانیم و ببوسیم و مع
گلی از شاخه اگر می چینیم برگ برگش نکنیم و به بادش ندهیم لااقل لای کتاب دلمان بگذاریم و شبی چند از آن هی بخوانیم و ببوسیم و معطر بشویم شاید از باغچه ی کوچک اندیشه مان گل روید. #سهراب_سپهری @lightworkers

معرفی کتاب دنیای تئو، داستان تاریخ ادیان و مذاهب جهان: کتاب دنیای تئو، نوشته خانم کاترین کلمان فیلسوف و نویسنده فرانسوی است. این کتاب از آغاز انتشار در فهرست پرفروش ترین کتاب های فرانسه قرار گرفت و با توجه استقبال خوب مخاطبان، به سایر زبان های دنیا هم ترجمه شد. انتشارات SEUIL که قبلا ترجمه رمان تاریخی فلسفی «دنیای سوفی» اثر یوستین گوردر نروژی را در فرانسه منتشر کرده بود، رمان دنیای تئو که داستانی تاریخی مذهبی دارد با همان سبک و سیاق دنیای سوفی منتشر کرد. کتاب دنیای تئو ترجمه عنوان اصلی کتاب فرانسوی Le voyage de th’eo می باشد که برای نخستین در سال ۱۹۹۷ در جهان و ۱۳۸۰ به فارسی منتشر شد. متن پشت جلد کتاب : کتاب دنیای تئو ، پيدايش، تحول و مسير اديان و مذاهب بزرگ عالم را از بدو تاريخ در قالب یک رمان جذاب و زيبا شرح می دهد. كاترين كلمان «تئو» قهرمان ۱۴ ساله كتاب خود را در سفر دور و درازش از اورشليم تا بنارس، از رم و استانبول تا قاهره و پراگ، از مسكو تا جاكارتا و از سنگال تا برزيل و نيويورك، با سرگذشت پر فراز و نشيب ايمان آشنا می کند و علاوه بر اديان بزرگ الهی يهود، مسيحيت و اسلام، مذاهب گوناگون ديگر از جمله آيين‌های مصر باستان، هندوئيسم، بوديسم، جنيسم، سيكيسم، ذن، تائويسم، كنفوسيانيسم، شينتويسم، اديان و معتقدات قبيله‌هاي آفريقايي و… را نيز به او می شناساند. تئو در طول اين سفر با فرزانگانی روبرو می شود كه ذهن او را بر دنيای روحانی اطراف می گشايند و قلب او را آرامش می بخشند. خواننده رمان «كاترين كلمان» در حالی كتاب را پايان خواهد داد كه از «دنيای تئو» آگاهی های تازه‌ای كسب كرده است و با قهرمان كتاب هم زبان خواهد شد كه به راهنما و همسفرش «عمه مارتا» می گويد: «به تو اطمينان می دهم كه من قدرت پروردگار را احساس كردم! و در همه جای جهان آن را يافتم!» هر چند كه برای خواننده كنجكاو، رمان دنیای تئو پايان ندارد و گشت و گذار او در اين جهان هرگز در گوشه كتابخانه فراموش نخواهد شد و مرجعی هميشگی خواهد بود. #کاترین_کلمان @lightworkers

کتاب دنیای تئو داستان تاریخ ادیان و مذاهب جهان #کاترین_کلمان @lightworkers

خلخالک #سیاوش_ناظری @lightworkers

رو رو که نه‌ای عاشق ای زلفک و ای خالک ای نازک و ای خشمک پابسته به خلخالک با مرگ کجا پیچد آن زلفک و آن پیچک بر چرخ کجا پرد آن
رو رو که نه‌ای عاشق ای زلفک و ای خالک ای نازک و ای خشمک پابسته به خلخالک با مرگ کجا پیچد آن زلفک و آن پیچک بر چرخ کجا پرد آن پرک و آن بالک ای نازک نازک‌دل دل جو که دلت ماند روزی که جدا مانی از زرک و از مالک #حضرت_مولانا @lightworkers

در اخبار داود است علیه السلام که گفت : بار خدایا! خواهم که بدانم که کرم تو با بندهٴ عاصی تا کجاست؟ ــ گفت : یا داود تا آنجا که بنده‌ای باشد که گناه کند و من او را از سر گناه فرا دارم بلطف و نعمت نه بقهر و عقوبت.! نعمت بر وی بیشتر ریزم و نواخت خود بر وی بیشتر نهم، تا آخر از من شرمی بدارد، و بدرگاه من باز گردد. سزای بندهٴ ضعیف آنست که بزبان سپاسداری، بنعت تضرع و زاری گوید : ای نزدیکتر بما از ما و مهربانتر بر ما از ما. نوازندهٴ ما بکرم خویش نه بسزای ما. نه کار ما بما، نه بار بطاقت ما، نه معاملت در خور ما، نه منت بتوان ما ؛ هرچه کردیم تاوان بر ما، هرچه تو کردی باقی بر ما ؛ هرچه کردی بجای ما بخود کردی نه برای ما. #کشف_الاسرار_وعدة_الابرار @lightworkers

حکمت به قدر مصلحت و قابلیت طالب فرو می‌آید سخن،بی‌پایان است، امّا به قدر طالب فرو می‌آید.. حِکمت همچون باران است، در معدن خوی
حکمت به قدر مصلحت و قابلیت طالب فرو می‌آید  سخن،بی‌پایان است، امّا به قدر طالب فرو می‌آید.. حِکمت همچون باران است، در معدن خویش، بی‌پایان است، امّا به قدر مصلحت فرود آید.... #فیه_ما_فیه @lightworkers

من لبان خویش را با آتشی مقدس تطهیر کردم تا از عشق سخن بگویم اما وقتی دهان گشودم زبانم بند آمده بود پیش از آن که عشق را بشناسم
من لبان خویش را با آتشی مقدس تطهیر کردم تا از عشق سخن بگویم اما وقتی دهان گشودم زبانم بند آمده بود پیش از آن که عشق را بشناسم عادت داشتم نغمه‌های عاشقانه سر دهم اما شناختن را که آموختم کلمات در دهانم ماسید و نواهای سینه‌ام در سکوتی ژرف فرو افتادند... #جبران_خلیل_جبران @lightworkers

مراقبه‌ی نور روزی دو بار انجام شود اولین کار پس از بیداری و آخرین کار قبل از خفتن اما روش مراقبه نور: حالت چهار زانو و یا روی یک‌صندلی بنشینید چشمها بسته، بدن آرام تنفسها عمیق درون خود بروید به سیاهی بین دو ابرو خیره شوید سعی کنید حرکت نداشته باشید ممکن است بدن شما به خارش بیفتد و یا افکار هجوم آورند همه چیز را رها کنید فقط این زمان تنها به شما اختصاص دارد... تصور کنید با هر دم نور از تاج سر شما از کائنات وارد بدن شما می‌شود و از آنجا تا قلب شما می‌رود در قلب نور را و نفس را ۵ ثانیه نگه دارید و با بازدم تصور کنید که نور از قلب یا چاکرای ۴ شما وارد چاکرای ۶ یا چشم سوم شده و از آنجا خارج می‌شود. مراقبه پخش نور در صورت تمایل پس از مراقبه‌ی نور انجام شود به مدت ۲۰ دقیقه: حالت نشستن خود را حفظ کنید نور را مثل حالت قبل با دم از آسمان می گیریم و تا چاکرای قلب می‌آوریم. از چاکرای قلب نور را به کائنات می‌فرستیم انسانها حیوانات گیاهان موقعیتها و شرایط لازم است روی هر کدام چند ثانیه مکث ذهنی کنید و نور را به قلب او ارسال کنید... #مراقبه @lightworkers

عقیده‌ای که افراد از آن جانب‌داری می‌کنند برایشان چندان اهمیتی ندارد. اما زمانی که این عقیده را به صورت صفتی از خویشتن درآورند، حمله کردن به آن مانند ضربه‌ی چاقو به قسمتی از بدنشان است... #میلان_کوندرا @lightworkers

ایمان و اعتقاد یکی نیستند. ریشه‌ی ایمان، امن است، ولی اعتقاد از عقد می‌آید. فردی‌که ایمان دارد واسپرده و آرام است، اما کسی ‌که عقیده دارد چنگ می‌زند، عقد (بند) می‌کند، گره می‌زند. آیا حقیقت چون بندی ا‌ست‌ که باید محکم در چنگ‌ گرفت‌اش تا از دست نرود؟ یا چون آب روانی است‌ که خود را به آن می‌سپاریم و اجازه می‌دهیم در برمان بگیرد؟ در آب تقلا کردن و چنگ‌زدن برای گرفتن آیا نتیجه‌ای جز غرق شدن دارد؟ معتقدان متعصب ادیان و ایدئولوژی‌ها ایمان ندارند. متعصب، در حال دفاع از یک تردید فروخورده است، حال آنکه مومن، به آب زده و سر تا پا تر است. معتقد، در برابر جریان زندگی سد می‌سازد، مومن، چون‌گیاهی در جریان رود می‌رقصد... #وحید_شاهرضا @lightworkers

یکی از انگاره‌های ثابت، کشاکش عقاب و مار است. مار وابسته به زمین و عقاب در پروازی معنوی است - آیا این کشاکش چیزی نیست که همه‌
یکی از انگاره‌های ثابت، کشاکش عقاب و مار است. مار وابسته به زمین و عقاب در پروازی معنوی است - آیا این کشاکش چیزی نیست که همه‌ی ما تجربه می‌کنیم؟ و سپس هنگامی که این دو با هم در می آمیزند،به یک اژدهای حیرت انگیز، یعنی مار بالدار می‌رسیم.... #قدرت_اسطوره #جوزف_کمبل @lightworkers

بسیاری از مردم فکر می‌کنند که تفکر می‌کنند، در حالی که آن‌ها صرفا تعصبات خود را دوباره مرتب می‌کنند... #ویلیام_جیمز @lightwor
بسیاری از مردم فکر می‌کنند که تفکر می‌کنند، در حالی که آن‌ها صرفا تعصبات خود را دوباره مرتب می‌کنند... #ویلیام_جیمز @lightworkers

بدان كه خاموشي بر دو بخش است: يكی خاموشی به زبان از سخن ناگفتن با غير خدا و ديگر خاموشی به دل است از خاطر از جز حق... پس هر ك
بدان كه خاموشي بر دو بخش است: يكی خاموشی به زبان از سخن ناگفتن با غير خدا و ديگر خاموشی به دل است از خاطر از جز حق... پس هر كه خاموش شد به زبان، بارِ او سبك شد و هر كه خاموش شد هم به زبان و هم به دل، سرّ، او را پيدا شد و خدای جلّ جلاله او را تجلّی كرد... هر كه زبانِ او خاموش نيست و دل خاموش است، او سخنگوی است به زبانِ حكمت. هر كه خاموش نشد نه به دل و نه به زبان، او مِلْكِ شيطان است و مسخّرِ او... خاموشی به زبان از منازلِ عامّه است و خاموشی به دل از صفات نزديكان است كه ايشان اهلِ مشاهده‌اند... پس هر كه ملازمِ خاموشی باشد در همه حالات، او را سخن نباشد الا با خدايِ خود و خاموشی در نفسِ انسان، فرود آمده باشد. حالِ خاموشي، مقام وحی است و خاموشی نتيجه‌ی معرفتِ خدای... #ابن_عربی @lightworkers