es
Feedback
بفهمییم

بفهمییم

Ir al canal en Telegram

از دنیای مجازی استفاده ای حقیقی ببریم...

Mostrar más
581
Suscriptores
Sin datos24 horas
-37 días
-530 días
Archivo de publicaciones
Repost from فرید فتحی
از رویا تا واقعیت، سلام به فوتبال ِ ژاپنی امروز اولین بازی ژاپن در جام جهانی ۲۰۲۶ است و راستش بی‌صبرانه منتظرم بازی‌شان را بب
از رویا تا واقعیت، سلام به فوتبال ِ ژاپنی امروز اولین بازی ژاپن در جام جهانی ۲۰۲۶ است و راستش بی‌صبرانه منتظرم بازی‌شان را ببینم. تیمی که الان در سال بیست‌وششمِ برنامه ۵۰ ساله فوتبالش قرار دارد؛ پروژه‌ای که از دهه ۹۰ شروع شد تا ژاپن را به یکی از قدرت‌های فوتبال دنیا تبدیل کند. چیزی که ژاپن را جذاب می‌کند فقط نتیجه گرفتن نیست؛ مدل پیشرفتشان است. آن‌ها فوتبال را «ژاپنیزه» کردند. همان ذهنیت کایزنی؛ پیشرفت آرام، مداوم و بدون هیاهو. نه دنبال میانبر بودند، نه موفقیت لحظه‌ای. سال به سال، نسل به نسل، زیرساخت ساختند، مربی تربیت کردند، روی مدارس و لیگشان کار کردند و حالا تبدیل به تیمی شدند که دیدن فوتبالش لذت‌بخش است. ژاپن شاید هنوز قهرمان جهان نشده باشد، اما یکی از بهترین مثال‌های دنیا برای این است که توسعه واقعی در ورزش چطور ساخته می‌شود. https://t.me/afaridfathi

با ریزش قیمت طلا و دلار، رکود مسکن تشدید میشه، تا 5 سال آینده سمت ملک نرید.

photo content

امسال هرجای ِ کشور رو نگاه میکنی، لاله روییده...
امسال هرجای ِ کشور رو نگاه میکنی، لاله روییده...

فقر فرهنگی یعنی همین: سرمربی تیم ملی باشی، ساعت رولکست رو بکنی توی چشم مردمی که خیلی‌هاشون محتاج نیازهای اولیه شونن، ولی شکمت
+1
فقر فرهنگی یعنی همین: سرمربی تیم ملی باشی، ساعت رولکست رو بکنی توی چشم مردمی که خیلی‌هاشون محتاج نیازهای اولیه شونن، ولی شکمت این باشه!!

photo content

مقایسه تصویر هوایی دریاچه ی ارومیه 😍 امروز و روز مشابه در 3 سال ِ پیش
+1
مقایسه تصویر هوایی دریاچه ی ارومیه 😍 امروز و روز مشابه در 3 سال ِ پیش

اینم جهت یادآوری!!

صرفا جهت یادآوری!

Beni al, kendin gibi yak منو بگیر، مثل خودت بسوزون Sana yangınım arşa kadar آتشِ عشقم برای تو تا عرش می‌رسه Alevin sarsın günümü شعله‌ات روزم رو بلرزونه Gündüzü al, gecelere kat روز رو بردار و به شب‌هام اضافه کن Beni al, kendin gibi yak منو بگیر، مثل خودت بسوزون Sana yangınım arşa kadar آتشِ عشقم برای تو تا عرش می‌رسه Alevin sarsın günümü شعله‌ات روزم رو بلرزونه Gündüzü al, gecelere kat روز رو بردار و به شب‌هام اضافه کن Üstelik geceler gece değil siktiğimin şehrinde تازه، تو این شهر لعنتی شب‌ها هم دیگر شب نیستند Kaybetmiştim kendimi ta ki seni görene kadar خودم را گم کرده بودم تا وقتی که تو را دیدم Ta ki seni görene kadar تا وقتی که تو را دیدم Ta ki seni görene kadar olanlar oldu تا وقتی که تو را دیدم، همه‌چیز تغییر کرد Esirin oldum, ilacım buymuş benim اسیرت شدم، انگار درمانم همین بوده Ta ki seni görene kadar ruhumdan vuruldum تا وقتی که تو را دیدم، از عمق روحم زخمی شدم Sana da aşk olsun olmayacaksan benim اگر مال من نمی‌شی، عشق بر تو حرام باد Beni al, kendin gibi yak منو بگیر، مثل خودت بسوزون Sana yangınım arşa kadar آتشِ عشقم برای تو تا عرش می‌رسه Alevin sarsın günümü شعله‌ات روزم رو بلرزونه Gündüzü al, gecelere kat روز رو بردار و به شب‌هام اضافه کن Beni al, kendin gibi yak منو بگیر، مثل خودت بسوزون Sana yangınım arşa kadar آتشِ عشقم برای تو تا عرش می‌رسه Alevin sarsın günümü شعله‌ات روزم رو بلرزونه Gündüzü al, gecelere kat روز رو بردار و به شب‌هام اضافه کن

‏یه بار بعد هزار سال خانواده رو راضی کردم بریم شیراز. بماند که بابام تا خود شیراز غر زد. اسنپ گرفته بودم از هتل بریم حافظیه. تو راه یکی از دوستای بابام زنگ زد گفت چخبر؟ کجایید؟ بابام گفت: چه‌میدونم بابا! این دختر مارو داره می‌بره سر قبر فردوسی=))))

Repost from فرید فتحی
تفاوت ظریف «به خودت اهمیت بده» با «خودشیفته بودن» یکی از ارزش قائل شدن برای خود می‌آید و دیگری از نادیده گرفتن دیگران. خودشیفتگی یعنی فرد آن‌قدر بر خواسته‌ها و منافع خودش متمرکز شود که نیازها، احساسات و حقوق دیگران را کم‌اهمیت یا بی‌اهمیت بداند. در خودشیفتگی، سود من مهم است؛ حتی اگر به ضرر دیگران تمام شود. اما خودمراقبتی و در اولویت قرار دادن خود یعنی بدانی که تو نیز به اندازه دیگران ارزشمند هستی. یعنی یاد بگیری گاهی «نه» بگویی، از سلامت جسم و روانت مراقبت کنی، برای آرزوهایت وقت بگذاری و اجازه ندهی همیشه خواسته‌های دیگران بر زندگی تو حاکم شود. در این نگاه، تو خودت را دوست داری، اما دیگران را هم فراموش نمی‌کنی. به تعبیر زیباتر: خودشیفته می‌گوید: «فقط من مهم هستم.» خوددوستی می‌گوید: «من هم مهم هستم.» کسی که به خودش اهمیت می‌دهد، شبیه چراغی است که ابتدا روغن و روشنایی خود را حفظ می‌کند تا بتواند به اطرافش نور بدهد. اما کسی که از خود غافل می‌شود، ممکن است مدتی برای همه بسوزد، اما سرانجام خاموش شود. پس در اولویت قرار دادن خود، به معنای کنار گذاشتن دیگران نیست؛ بلکه به معنای فراموش نکردن خویشتن در میان تمام مسئولیت‌ها، محبت‌ها و فداکاری‌هاست. انسان سالم نه خودش را فدای همه می‌کند و نه همه را فدای خودش؛ او میان احترام به خود و احترام به دیگران تعادل برقرار می‌کند. 🌱 خودشیفتگی از «منِ بیشتر» می‌آید؛ خوددوستی از «منِ سالم‌تر». و انسان هرچه سالم‌تر باشد، عشق، مهربانی و حضور ارزشمندتری را نیز به دیگران هدیه خواهد داد.

به احترام تمام کسانی که به تلگرام دسترسی نداشتند، این مدت هیچ پیامی اینجا گذاشته نشد.

Repost from بفهمییم
سنتی ترین زن شهر می شوم سبزه ها را گره می زنم آرزو میکنم به خیال خودم نحسی را بدر کرده ام دم غروب هم به همه خواهم گفت تو عاشقم هستی که دروغ سیزده را هم گفته باشم... #شرایع_تکلیف سری #سیزده_بدر @befahmiim 🔆

Repost from بفهمییم
نه سبزه گره خواهم زد ... نه آرزویی خواهم کرد ... میخواهم امسال سنگین باشم! اینبار تو مرا آرزو کن... قول میدهم به 14 فروردین نرسیده جلوی پاهایت سبز خواهم شد!! #علی_نیکنام_راد سری #سیزده_بدر @befahmiim 🔆

Repost from بفهمییم
سبزه در دست تو و چشم من اما نگران... که گره را به هوای چه کسی خواهی زد!! #مسعود_محمدپور سری #سیزده_بدر @befahmiim 🔆

Repost from بفهمییم
از گره زدن سبزه ها هیچ آبی گرم نخواهد شد بیا لب هایمان را به هم گره بزنیم.. #حسن_رضایی سری #سیزده_بدر @befahmiim 🔆

Repost from بفهمییم
فردا پر كار ترين روز سال است براي من بايد گره از تمام سبزه هاي اين شهر باز كنم مبادا كسي تو را آرزو كرده باشد... #پرويز_محمدي سری #سیزده_بدر @befahmiim 🔆

Repost from بفهمییم
سبزه ها را گره زدم به غمت غم از صبر، بیشتر شده ام سال تحویل زندگیت به هیچ سیزده های در به در شده ام سفره ای از سکوت می چینم خسته از انتظار و دوری ها سال هایی که آتشم زده اند وسط چارشنبه سوری ها بچه بودم... و غیر عیدی و عشق بچه ها از جهان چه داشته اند؟! در گوشم فرشته ها گفتند لای قرآن «تو» را گذاشته اند! خواستی مثل ابرها باشی خواستم مثل رود برگردی سیزده روز تا تو برگشتم سیزده روز گریه ام کردی ماه من بود و عشق دیوانه! تا که یکدفعه آفتاب آمد ماهی قرمزی که قلبم بود مُرد و آرام روی آب آمد پشت اشک و چراغ قرمزها ایستادم! دوباره مرد شدم سبزه ای توی جوی آب افتاد سبز ماندم اگرچه زرد شدم «و انْ یکاد»ی که خواندم و خواندی وسط قصه ی درازی ها!! باختم مثل بچه ای مغرور توی جدی ترین بازی ها! سبزه ها را گره زدم اما با کدام آرزو؟ کدام دلیل؟ مثل من ذره ذره می میرند همه ی سال های بی تحویل! #سید_مهدی_موسوی @befahmiim

☺️☺️