es
Feedback
| Distorted Human |

| Distorted Human |

Ir al canal en Telegram

شعر، موسیقی، گاهی هم فیلم دغدغه‌های شاعرانه کانال اول ما https://t.me/Daar_wag

Mostrar más
3 177
Suscriptores
-224 horas
Sin datos7 días
+1130 días
Archivo de publicaciones
‏«انسان اندوهش را فراموش نمی‌کند بلکه خود را وادار می‌کند آن را تاب بیاورد.» ‏#ژرژ_ساند نامه به گوستاو فلوبر @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

«آن‌ها پیاده شدند و راننده نتوانست برای چیزی که از اتومبیل بیرون می‌رفت، کلمه‌ای بهتر از تنهایی پیدا کند…» • یوزپلنگانی که با من دویده‌اند #بیژن_نجدی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

تو زمینه شعرهایم هستی گرچه هیچ‌کس این را نداند همه کلمه ها اول معنای تو را می‌دهند بعد به آن‌چه خوانده می‌شوند در همه حرف‌هایم پنهانت کرده‌ام #شهرام_شیدایی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

تو گونه‌هایت را می‌چسباندی به اضطرابِ پستان‌هایم وقتی که من دیگر چیزی نداشتم که بگویم تو گونه‌هایت را می‌چسباندی به اضطرابِ پستان‌هایم و گوش می دادی به خون من که ناله‌کنان می‌رفت و عشق من که گریه‌کنان می‌مُرد تو گوش می‌دادی اما مرا نمی‌دیدی. #فروغ_فرخزاد @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅

باران هروقتِ سال ببارد، پاییز می‌شود و باد پرستوها را از گوشۀ آسمان کوچ می‌دهد به گوشۀ دیگری در زمین باران هروقتِ سال ببارد، پاییز می‌شود و موتوری‌ها کنار می‌کشند جایی پناه می‌گیرند تا خاطرات تو دور شوند... #جواد_گنجعلی @Javadganjali1

غمت قدبلندی می‌کند آنقدر که اگر بر نوک پنجه هم بایستم تا سر ِ شانه‌هایش نیستم! شب بود تو را به خاطر آوردم و گریستم چون گریه‌ی کودکی بی‌آشنا میان ِ های و هویِ بازار... #معصومه_صابر @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

«تنهایی من مثل تنهایی رستم است، بعد از کشتن سهراب.» نامه‌ها #شاهرخ_مسکوب @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

خلق مرغان اسیرند که در یک قفس‌اند زان میان از که توان داشت امید مددی #کلیم_کاشانی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

تقریباً نیم ساعت دیگر شام می‌خوریم، بعد هم خواب، بعد هم سر بوق سگ از خواب بیدار می‌شویم مثل Automate. روزها همه یک‌جور می‌گذرد، بیخود و بی‌فایده. چیز تازه ندارم. #صادق_هدایت نامه به دکتر #تقی_رضوی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

«بودن با او، همچون نشستن در آفتابِ پاییزی است.» (از نامهٔ ویرجینیا وولف به وایولت دیکنسون، سپتامبر) @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

در راسته‌‌ی عطر فروشان، ‏در بین هزار شیشه‌ی مشک و گلاب ‏می‌پرسم؛ ‏دستمال عطر‌آگینی از نفس او چند؟ #محمدعلی_سپانلو @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

در بی‌خوابی در کاسۀ سرم، دنبال تو می‌گردم در این سینه‌پهلوی لعنتی مرگ آستینم را می‌کشد از تخت پایین می‌افتم و صفِ طویلی از مورچه‌ها دانه‌های یکسانِ تنهایی‌ را به خانه می‌برند. #جواد_گنجعلی @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅

از هزاران زنی که فردا پياده می‌شوند از قطار يکی زيبا و مابقی مسافرند. #عباس_صفاری @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

«صبح‌هایی هستند بسیار غمگین.» • خاطرات سوگواری / رولان بارت؛ برگردان محمدحسین واقف @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

سپیده که سر بزند در این بیشه‌زار خزان دیده شاید دوباره گلی بروید؛ شبیه آنچه در بهار بوییدی. #پل_الوار @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

. پایم را روی مین گذاشته‌ام! اگر تکان بخورم مرده‌ام باید همین جا که هستم بمانم تا آخر دنیا درست وضعیت سرباز جنگی را دارم کنار
. پایم را روی مین گذاشته‌ام! اگر تکان بخورم مرده‌ام باید همین جا که هستم بمانم تا آخر دنیا درست وضعیت سرباز جنگی را دارم کنار تو و زیبایی‌ات... #رسول_یونان @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

مباحثی در شعر و موسیقی برای اولین بار در مشهد کارگاه حضوری اطلاعات تکمیلی بزودی #جواد_گنجعلی #مهدی_سالاری @javadganjali1 @mehdisalari2

خودم را در آغوش گرفته‌ام نه چندان با لطافت نه چندان با محبت امّا وفادار، وفادار... #ساموئل_بکت @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آش
خودم را در آغوش گرفته‌ام نه چندان با لطافت نه چندان با محبت امّا وفادار، وفادار... #ساموئل_بکت @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

کمی با من بنشین تا در آن نقشه جغرافیایی عشق، تجدید نظر کنیم. بنشین تا ببینیم تا کجاها مرز چشمان توست، تا کجاها مرز غم‌های من. کمی با من بنشین تا بر سر شیوه‌ای از عشق به توافق برسیم. ...... بنشین تا بتوانم ببینم مرز چشمانت کجاست مرز غم‌های من کجاست و آب‌های مرزی تو از کجا آغاز می‌شود و زندگی من کجا به پایان می‌رسد بنشین تا بتوانیم به توافق برسیم در کدام بخش از جسمِ من فتوحات تو پایان می‌یابد و در چه ساعتی از ساعاتِ شب جنگ تو آغاز می‌گردد  #نزار_قبانی @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅

هنوز از گریستن فارغ نشده بودم مرا صدا کردند لباسم را پوشیدم به کوچه رفتم کسی در کوچه نبود به خانه آمدم کسی در خانه نبود پس دی
هنوز از گریستن فارغ نشده بودم مرا صدا کردند لباسم را پوشیدم به کوچه رفتم کسی در کوچه نبود به خانه آمدم کسی در خانه نبود پس دیگر تنهایی ابدی بود... #احمدرضا‌_احمدی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷