en
Feedback
| Distorted Human |

| Distorted Human |

Open in Telegram

شعر، موسیقی، گاهی هم فیلم دغدغه‌های شاعرانه کانال اول ما https://t.me/Daar_wag

Show more
3 184
Subscribers
+424 hours
-17 days
+1230 days
Posts Archive
«آه، مادر… مادر… مادر… چرا نباید سرم را روی دامنت بگذارم و زارزار گریه کنم؟ برای چه باید ادای آدم‌های قوی و خوددار را دربیاورم؟ دلم می‌خواهد گریه کنم و تو دل‌داری‌ام بدهی. دلم می‌خواهد بپرم بغلت و سرم را نوازش کنی.» • از قیطریه تا اورنج‌کانتی #حمیدرضا_صدر @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

زمان انسان‌ها را عوض نمی‌کند، زمان حقیقت انسان‌ها را روشن می‌سازد. #داستایفسکی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

روز خوبی است وقت خوبی است هر کسی می تواند هر لحظه سوراخی در بدنت جا بگذارد #چارلز_بوکوفسکی آویران از نخ @Distortedhuman 🌷هنر
روز خوبی است وقت خوبی است هر کسی می تواند هر لحظه سوراخی در بدنت جا بگذارد #چارلز_بوکوفسکی آویران از نخ @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

«من با تو، انسانی را که هرگز در زندگی خود نیافته بودم، پیدا کردم » -نامه احمد شاملو به آیدا @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

هوامو داشته باش شاعر: #جواد_گنجعلی خواننده: #امین_بصیری آهنگساز: #محمدرضا_مشیری با هم بشنویم🌷🌷🌷 @javadganjali1

روز خوبی است وقت خوبی است هر کسی می تواند هر لحظه سوراخی در بدنت جا بگذارد #چارلز_بوکوفسکی آویران از نخ @Distortedhuman 🌷هنر
روز خوبی است وقت خوبی است هر کسی می تواند هر لحظه سوراخی در بدنت جا بگذارد #چارلز_بوکوفسکی آویران از نخ @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

محبوب من! کوچه‌ها، محله‌ها مثل ترانه‌ها پیشرفت می‌کنند. کوچه‌ای که شما در آن رفت و آمد دارید، آسفالت‌هایش همه طلا شده‌است. درخت‌هایش میوه‌هایی طلایی می‌دهد، پنجره‌ها طلا شده‌اند. خستگی چه خوب است پس از آنکه دنیا را به هوای دیدن شما گشته باشم. من می‌دانم در این دنیا چه کار دارم. من به دنیا آمده‌ام که شما را دوست داشته باشم. چنانکه جوجه مرغابی همیشه که سر از تخم درمی‌آورد بدو بدو می‌دود، من هم بدو بدو به سمت شما دویده‌ام. محبوب من... هر چیزی مزه‌ای دارد و خوشمزه‌ترین چیزها با هم بودن است. آن را مقایسه کنید با مزه‌ی تنهایی، با مزه‌ی تشنگی، گرسنگی، با مزه‌ی تنگدستی ، بی‌قراری و بی‌کسی. 📓 حیف حوصله‌ام پیر شده #محمد_صالح_علا @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

‏«انسان اندوهش را فراموش نمی‌کند بلکه خود را وادار می‌کند آن را تاب بیاورد.» ‏#ژرژ_ساند نامه به گوستاو فلوبر @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

«آن‌ها پیاده شدند و راننده نتوانست برای چیزی که از اتومبیل بیرون می‌رفت، کلمه‌ای بهتر از تنهایی پیدا کند…» • یوزپلنگانی که با من دویده‌اند #بیژن_نجدی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

تو زمینه شعرهایم هستی گرچه هیچ‌کس این را نداند همه کلمه ها اول معنای تو را می‌دهند بعد به آن‌چه خوانده می‌شوند در همه حرف‌هایم پنهانت کرده‌ام #شهرام_شیدایی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

تو گونه‌هایت را می‌چسباندی به اضطرابِ پستان‌هایم وقتی که من دیگر چیزی نداشتم که بگویم تو گونه‌هایت را می‌چسباندی به اضطرابِ پستان‌هایم و گوش می دادی به خون من که ناله‌کنان می‌رفت و عشق من که گریه‌کنان می‌مُرد تو گوش می‌دادی اما مرا نمی‌دیدی. #فروغ_فرخزاد @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅

باران هروقتِ سال ببارد، پاییز می‌شود و باد پرستوها را از گوشۀ آسمان کوچ می‌دهد به گوشۀ دیگری در زمین باران هروقتِ سال ببارد، پاییز می‌شود و موتوری‌ها کنار می‌کشند جایی پناه می‌گیرند تا خاطرات تو دور شوند... #جواد_گنجعلی @Javadganjali1

غمت قدبلندی می‌کند آنقدر که اگر بر نوک پنجه هم بایستم تا سر ِ شانه‌هایش نیستم! شب بود تو را به خاطر آوردم و گریستم چون گریه‌ی کودکی بی‌آشنا میان ِ های و هویِ بازار... #معصومه_صابر @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

«تنهایی من مثل تنهایی رستم است، بعد از کشتن سهراب.» نامه‌ها #شاهرخ_مسکوب @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

خلق مرغان اسیرند که در یک قفس‌اند زان میان از که توان داشت امید مددی #کلیم_کاشانی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

تقریباً نیم ساعت دیگر شام می‌خوریم، بعد هم خواب، بعد هم سر بوق سگ از خواب بیدار می‌شویم مثل Automate. روزها همه یک‌جور می‌گذرد، بیخود و بی‌فایده. چیز تازه ندارم. #صادق_هدایت نامه به دکتر #تقی_رضوی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

«بودن با او، همچون نشستن در آفتابِ پاییزی است.» (از نامهٔ ویرجینیا وولف به وایولت دیکنسون، سپتامبر) @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

در راسته‌‌ی عطر فروشان، ‏در بین هزار شیشه‌ی مشک و گلاب ‏می‌پرسم؛ ‏دستمال عطر‌آگینی از نفس او چند؟ #محمدعلی_سپانلو @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

در بی‌خوابی در کاسۀ سرم، دنبال تو می‌گردم در این سینه‌پهلوی لعنتی مرگ آستینم را می‌کشد از تخت پایین می‌افتم و صفِ طویلی از مورچه‌ها دانه‌های یکسانِ تنهایی‌ را به خانه می‌برند. #جواد_گنجعلی @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅

از هزاران زنی که فردا پياده می‌شوند از قطار يکی زيبا و مابقی مسافرند. #عباس_صفاری @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷