| Distorted Human |
Ir al canal en Telegram
شعر، موسیقی، گاهی هم فیلم دغدغههای شاعرانه کانال اول ما https://t.me/Daar_wag
Mostrar más3 165
Suscriptores
+124 horas
Sin datos7 días
-930 días
Archivo de publicaciones
3 164
Repost from شعروصدای "جواد گنجعلی"
خونم
در مجرای قلب مأیوس تو بود
تو؛ تمام آن توبههایی که شکستم
تمام درهایی که کوبیدم و باز نشدند
تمام کوچههای شلوغی که در آنها گم شدم...
بارانی بودی که چون پنجرهٔ آهن
مرا جوید و خورد
اوهامی خاکستری که در سرم پیچید
و به موها نفوذ کرد
از عشق تو
به آوارگی پناه بردم؛
چون بیماری که از شدت درد
به مرگ پناه میبرد.
#جواد_گنجعلی
از کتاب
بیتفاوتی در نور زرد
نشر نگاه ۱۴۰۰
@javadganjali1
3 164
برای زیستن هنوز بهانه دارم
من هنوز میتوانم
به قلبم که فرسوده است فرمان بدهم
که تو را دوست داشته باشد...
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
#احمدرضا_احمدی
3 164
دست های تو
تصمیمم بود
باید میگرفتم و
دور میشدم...
#شمس_لنگرودی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 164
تو را چنان دوست دارم که در آغوشم نیستی اما بوی تنت را نفس میکشم.
صدای تو در گوشم زمزمهی زندگیست، حتی وقتی سکوت کردهای…
و چشمهایت… همانجاست که شعرهایم خانه دارند.
-نامه
#پابلو_نرودا
به ماتیلده اوروتیا
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 164
تو نمردهای اما تو را از دست دادهام
و این غم انگیزتر از آن است
که مرده باشی
نیستی و کوهستان با من میگرید
نیستی و غم
روی صندلی عقب مینشیند
و مدام از آینه به چشم های من زل میزند....
#جواد_گنجعلی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 164
سلام بر آنها
که گل عشقشان را در وجودمان کاشتند
و بیمراقبت از آن رفتند.
#محمود_درویش
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 164
Repost from مجلهٔ شعر و سینمای شاعرانه
«داروگ»
🆔 شناسه:
https://ble.ir/Daar_wag
اگه اینجا دوباره تعطیل شد همو گم نکنیم 😒
3 164
چند اسکناس مچاله،
چند نخ شکستهی سیگار،
آه، بلیط یک طرفه
چیزی غمگینتر از تو
در جیبهای دنیا پیدا نکردهام ...!
#گروس_عبدالملکیان
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 164
Repost from مجلهٔ شعر و سینمای شاعرانه
ibna.ir/x6HYt
دربارهٔ جایزه مستقل کتاب سال هوا
اعلام اسامی عوامل و برخی داوران جایزه✅
3 164
با توام؛
ای شور،
ای دلشورهٔ شیرین.
با توام؛
ای شادی غمگین!
هر چه هستی باش.
اما کاش . . .
نه!
جز اینم آرزویی نیست.
هر چه هستی باش؛
اما باش...
#قیصر_امین_پور
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 164
منم درختی که
برگهایش را ریخت
تا تو ماه را
از میان شاخههایش
تماشا کنی.
#علیرضا_روشن
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 164
من با چشمان تو
اندوه آزادیِ هزار پرندهٔ بی راه را
گریسته بودم
و تو
نمیدانستی...
#سید_علی_صالحی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 164
نان را از من بگیر، اگر میخواهی،
هوا را از من بگیر، اما
خندهات را نه.
گل سرخ را از من مگیر
سوسنی را که میکاری
آبی را که به ناگاه
در شادی تو سرریز میکند،
موجی ناگهانی از نقره را
که در تو میزاید.
از پس نبردی سخت باز میگردم
با چشمانی خسته
که دنیا را دیده است
بیهیچ دگرگونی،
اما خندهات که رها میشود
و پروازکنان در آسمان مرا میجوید
تمامی درهای زندگی را
به رویم میگشاید.
عشق من، خندهی تو
در تاریکترین لحظهها میشکفد
و اگر دیدی، به ناگاه
خون من بر سنگفرش خیابان جاریست،
بخند، زیرا خندهی تو
برای دستان من
شمشیری است آخته.
خندهی تو، در پاییز
در کنارهی دریا
موج کفآلودهاش را
باید برفرازد،
و در بهاران، عشق من،
خندهات را میخواهم
چون گلی که در انتظارش بودم،
گل آبی، گل سرخ
کشورم که مرا میخواند.
بخند بر شب
بر روز، بر ماه،
بخند بر پیچاپیچ
خیابانهای جزیره، بر این پسربچه کمرو
که دوستت دارد،
اما آنگاه که چشم میگشایم و میبندم،
آنگاه که پاهایم میروند و باز میگردند،
نان را، هوا را،
روشنی را، بهار را،
از من بگیر
اما خندهات را هرگز
تا چشم از دنیا نبندم.
#پابلو_نرودا
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 164
آسمان از هر کجا که تو باشی شروع میشود
کهکشان از کنار تو آغاز میشود
منظومهها در طواف توأند
تو در همهٔ کرات مهربانی میریزی
تو حتی کنار پنجرهٔ کوچک من
پیدا میشوی
همزمان با آن ماهی
که در اعماق اقیانوسها گریه میکند
یک پرنده در دفتر من
بال بال میزند
تو هر دو را میشنوی.
#سلمان_هراتی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 164
من امیدم را در یأس یافتم
مهتابم را در شب
عشقم را در سالِ بد یافتم
و هنگامی که داشتم خاکستر میشدم
گُر گرفتم.
زندگی با من کینه داشت
من به زندگی لبخند زدم
#احمد_شاملو
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 164
یک روز دلتنگ تمام چیزهایی که از من گله میکنی، خواهی شد...
#اوزدمیرآصف
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 164
امرسون میگفت هر بار قلمت خشک میشود و نمیتوانی بنویسی بنشین و برای آنکه دوستش داری نامهای مفصل بنویس. گرهِ کارت باز میشود.
تا روشنایی بنویس؛
#احمد_اخوت
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 164
Repost from مجلهٔ شعر و سینمای شاعرانه
روزگاری عاشق دختر جنگلبان بود
افرای نر
سعی کرد پایش به خانه ی آنها باز شود
مبل راحتی شد، میز تحریر
خلالدندان
دورهگردی شد با دلِ چوبی
برای همین بوی خوش میدهد
این کُنده ی درخت
که حالا دارد میسوزد!
#جواد_گنجعلی
@Daar_wag
#هنررابهدستاهلشبرسانید
✅داروگ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅
3 164
این دردها را نمیتوان به کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که این دردهای باور نکردنی را جزو اتفاقات و پیشآمدهای نادر و عجیب بشمارند.
#بوف_کور
#صادق_هدایت
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
3 164
ما انسانها، حتی وقتی بدبختیم، باز هم رؤیا میبافیم؛ این یکی از رازهای زنده بودن ماست.
ابله،
#داستایفسکی
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷
