uz
Feedback
| Distorted Human |

| Distorted Human |

Kanalga Telegram’da o‘tish

شعر، موسیقی، گاهی هم فیلم دغدغه‌های شاعرانه کانال اول ما https://t.me/Daar_wag

Ko'proq ko'rsatish
3 187
Obunachilar
+424 soatlar
+67 kunlar
+1630 kunlar
Postlar arxiv
. خودکشی اشکال مختلفی دارد اما تو دردناکترین‌شان هستی شب‌ها همه‌جور دردی به‌سراغم می‌آید همه‌جور دردی را تاب می‌آورم اضطراب، افسردگی، اما دوست داشتنِ تو نفسم را بریده‌است. #جواد_گنجعلی @Javadganjali1

بلقیس رفته بودی انار بگیری تکه‌هایت برگشت آن‌ها بیروت را رها کردند و غزالی را کشتند چشم‌هایت که بسته شد دریا استعفا داد بلقیس کیفت را که از لای آوارهای بیروت بیرون کشیدند فهمیدم که با رنگین‌کمان زندگی می‌کرده‌ام. #نزار_قبانی @Daar_wag #شعررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید 🌸 داروگ‌ خانهء شعر 🌸

خاکسپاری‌ست، خاکسپاری رویاهای ما. • یوزپلنگانی که با من دویده‌اند؛ #بیژن_نجدی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

حيث في يدك لا يصل؛ فروع الله ينزل. آخذ هذا المشهد لقد رأيت ذلك مرات عديدة. جایی که تو دستت نمی‌رسد؛ خدا شاخه‌ها را پایین می‌آورد من این صحنه را بارها دیده‌ام... #غادة_السمان @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

لوئیس: این تنها راه نجات ماست، مگه نه؟ پاپیون: آره لوئیس: فکر می‌کنی موفق بشیم؟ پاپیون: مگه فرقی هم می‌کنه؟! 🎬Papillon (1973
لوئیس: این تنها راه نجات ماست، مگه نه؟ پاپیون: آره لوئیس: فکر می‌کنی موفق بشیم؟ پاپیون: مگه فرقی هم می‌کنه؟! 🎬Papillon (1973) @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

من که مرداب شدم، کاش تو دریا بشوی… #مهدی_فرجی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

سلام بر آنان که ما را ندیده فهمیدند، نخوانده دانستند و نبوسیده دوست داشتند... #جبران_خلیل_جبران @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

بُردنِ نامت مثل حملِ اسلحه جرم داشت دهان نداشتی اما چشمانت حرف می‌زد تو با گلوله نمردی سربِ داغ زنده‌ترت کرد بعد از تو سعی کر
بُردنِ نامت مثل حملِ اسلحه جرم داشت دهان نداشتی اما چشمانت حرف می‌زد تو با گلوله نمردی سربِ داغ زنده‌ترت کرد بعد از تو سعی کردم بفهمم چگونه یک نفر تیر می‌خورَد اما کشوری از پای درمی‌آید. #جواد_گنجعلی از کتاب #موهبت‌غریب‌وال‌بودن @Javadganjali1

«کار شاقی نکرده‌ام! فقط به زانو درنیامده‌ام فقط تاریکی را از تکلم بیهودگی بازداشته‌ام دشوار نیست؛ شما هم بگویید نور بگویید امید بگویید عشق.» #سیدعلی_صالحی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

من از نهایت شب حرف می‌زنم من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف می‌زنم اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچهٔ خوشبخت بنگرم #فروغ_فرخزاد @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

به جاهایی فکر می‌کردم که باید با هم برویم. جاهای کوچک گمنام. که فقط بگویم با تو آن‌جا رفته‌ام. • از میان نامه‌ی هنری میلر به آناییس نین @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

«روزها و شب‌ها مثل کلیشه‌هایی که قبلاً تهیه شده باشد می‌گذرد. بسیار گند، بسیار احمقانه!» _نامه #صادق_هدایت به حسن شهید نورایی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

پدرم همیشه می‌گفت: یادت باشه این مملکت رو قانون اداره نمی‌کنه، لذا نباید بذاری کار به جایی بکشه که بخوای از قانون کمک بخوای! پدرم قاضی بود. #علی_محمد_افغانی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

دیگر سرزنده نبود. بیشتر اوقاتش به دل‌نگرانی می‌گذشت. انرژی‌ای که روزگاری صرف عشق‌ ورزیدن به زندگی می‌کرد، حالا داشت صرف دوام‌ آوردنش می‌شد. #ویتتان_نوئن @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

بی تو دو فصل سال را از دست داده بودیم عمر دیرتر می‌گذشت ولی ما زودتر پیر می‌شدیم منتظر ماندم چشمم به در سفید شد موی سر و صورتم سفید شد منتظر ماندم و به تلفن‌های ناشناس پاسخ دادم منتظر ماندم و سقف خانه ریخت درست نمی‌دانم که مرده‌ام یا زنده اما تو هر وقت شب آمدی به شیشه سنگ بزن من بیدارم. #جواد_گنجعلی @Javadganjali1

«غنیمتی ست تو را داشتن. در این گذار، که بر وحشت است و بر ظلمات، شبِ سترونِ دلگیر از زنجیر می‌گذرد.» #اسماعیل_خویی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

درد اگر مشترک باشد، قابل تحمل‌تر است. #سیمین_ دانشور @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

«کجا رها کنم این بار غم که بر دوش است؟» #فریدون_مشیری @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

گر خاکِ پارس‌ شُد همه دریا عجب مدار زین آبهای شور که از چشم ما رود... قاآنی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷