es
Feedback
| Distorted Human |

| Distorted Human |

Ir al canal en Telegram

شعر، موسیقی، گاهی هم فیلم دغدغه‌های شاعرانه کانال اول ما https://t.me/Daar_wag

Mostrar más
3 167
Suscriptores
-224 horas
-67 días
-1130 días
Archivo de publicaciones
باور کردم سوگند به خواب‌های جوان را باور کردم بی‌گناهی‌ پلک‌های تو را بی‌گناهی‌ برگ‌ها را که در نور سپید شدند سوگند به هر‌چه
باور کردم سوگند به خواب‌های جوان را باور کردم بی‌گناهی‌ پلک‌های تو را بی‌گناهی‌ برگ‌ها را که در نور سپید شدند سوگند به هر‌چه سپیدی‌ست تنها سَرو خیانت کرد که پذیرفته‌ء همه‌ی فصل‌ها بود. #بیژن_الهی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

همه صيدها بكردى، هله، مير بار ديگر سگ خويش را رها كن، كه كند شكار ديگر همه غوطه‌ها بخوردى، همه كارها بكردى منشين زپاى یک دم، كه بمانْد كار ديگر #مولانا @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

بردن اسم تو آن‌قدر دهانم را شیرین می‌کند که مورچه‌ها بعد مرگ نامت را از  زبانم بگیرند و به لانه ببرند می‌ترسم بمیرم و کسی تو را نشناسد و نداند این همه دیوانگی در این درخت‌ پرتقال برای که بود نام تو، نام توست عزیزم! غمی در حروف الفبا... #جواد_گنجعلی @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅

دوست داشتم از تو دروغ بشنوم زیرا انسان تنها زمانی دروغ می‌گوید که ترس از دست دادن چیزی او را آشفته کند. #اورهان_پاموک @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

چگونه  فکر می‌کنی پنهانی و به چشم نمی آیی؟   تو که قطره بارانی بر پیراهنم دکمهٔ طلایی بر آستینم کتاب کوچکی در دستانم و زخم کهنه‌ای بر گوشهٔ لبم مردم از عطر لباسم می‌فهمند که معشوقم تویی از عطر تنم می‌فهمند که  با من بوده‌ای از بازوی به خواب رفته‌ام می‌فهمند که زیر سر تو بوده است #نزار_قبانی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

@Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷 بفرست براش❤️

چگونه می‌توانستم تو را فاش کنم؟ که حتی برهنگی‌‌ات را از تن درآورده بودی… #بیژن_الهی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شا
چگونه می‌توانستم تو را فاش کنم؟ که حتی برهنگی‌‌ات را از تن درآورده بودی… #بیژن_الهی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

ساعت چهار صبح مرا یاد فیلم‌های صامت می‌اندازد؛ همه‌چیز ساکت می‌شود نور ساکت می‌شود موتور یخچال ساکت می‌شود برای بعضی‌کارها خیلی دیر است برای بعضی خیلی زود؛ ساعت چهار صبح... وقتی در زندان وکیل‌آباد چارپایه را از زیرِ پای خواب‌های ناتمام می‌کشند و رؤیایی را به سردخانه می‌فرستند. #جواد_گنجعلی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

«کاش بدانید دل آدمی چقدر می‌شکند وقتی چشم‌اش دنبال کسی می‌گردد اما پیدایش نمی‌کند.» #جمال_ثریا @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

جایزه کتاب سال شعر هوا ✅✅✅
معرفی تعدادی از داوران جایزه مستقل کتاب سال شعر هوا 👇👇👇
https://www.instagram.com/p/DbUpEW-iKwI/?igsh=MThveXNuanI3OG83OA== - نگاه کن به تموج، به انتشار تن من. ‏- و امتداد مرا تا مساحت تر لیوان ‏پر از سطوح عطش کن... "از مجموعه شعر مسافر" #سهراب_سپهری @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅

لبخند بزن! در نیمکرۀ شمالی اتفاقی بزرگ می‌افتد آنگاه ستارۀ قطبی را نشان کن و به‌سمتم بیا تا لوکوموتیوهای سنگین مسکو سربه‌راهی را از یاد ببرند بر آستانهء نفس‌های تو من درحال فروپاشیدنم بی‌پرواتر از اتحاد جماهیر شوروی #جواد_گنجعلی @Javadganjali1

انگشتش را در دریا تر کرد. دستش آبی شد. خوشش آمد. ‌ سراپا برهنه، به دریا زد. تمام تن آبی شد. صدا و سکوتش هم آبی شد. ‌ زن آبی! همه تحسینش کردند هیچ‌کس اما عاشقش نشد ‌ ‌ #یانیس_ریتسوس @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

اگر می‌خواهی مرا درک کنی سایه‌ات را نگاه کن. آن‌همه نزدیک توست، اما هرگز تو را لمس نمی‌کند. #جمال_ثریا @Distortedhuman 🌷هنر
اگر می‌خواهی مرا درک کنی سایه‌ات را نگاه کن. آن‌همه نزدیک توست، اما هرگز تو را لمس نمی‌کند. #جمال_ثریا @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

تمامی روزها یک روزند تکه تکه میان شبی بی‌پایان شعر و صدای #شمس_لنگرودی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

هيچ كس اينجا گم نمى شود آدم ها به همان خونسردى كه آمده اند چمدانشان را مى بندند و ناپديد مى شوند يكى در مه يكى در غبار يكى در باران يكى در باد و بى رحم ترينشان در برف #عباس_صفاری @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

خونم در مجرای قلب مأیوس تو بود تو؛ تمام آن توبه‌هایی که شکستم تمام درهایی که کوبیدم و باز نشدند تمام کوچه‌های شلوغی که در آن‌ها گم شدم... بارانی بودی که چون پنجرهٔ آهن مرا جوید و خورد اوهامی خاکستری که در سرم پیچید و به موها نفوذ کرد از عشق تو به آوارگی پناه بردم؛ چون بیماری که از شدت درد به مرگ پناه می‌برد. #جواد_گنجعلی از کتاب بی‌تفاوتی در نور زرد نشر نگاه ۱۴۰۰ @javadganjali1

برای زیستن هنوز بهانه دارم من هنوز می‌توانم به قلبم که فرسوده است فرمان بدهم که تو را دوست داشته باشد... @Distortedhuman 🌷هن
برای زیستن هنوز بهانه دارم من هنوز می‌توانم به قلبم که فرسوده است فرمان بدهم که تو را دوست داشته باشد... @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷 #احمدرضا_احمدی

دست های تو تصمیمم بود باید می‌گرفتم و دور می‌شدم... #شمس_لنگرودی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

تو را چنان دوست دارم که در آغوشم نیستی اما بوی تنت را نفس می‌کشم. صدای تو در گوشم زمزمه‌ی زندگی‌ست، حتی وقتی سکوت کرده‌ای… و چشم‌هایت… همان‌جاست که شعرهایم خانه دارند. -نامه #پابلو_نرودا به ماتیلده اوروتیا @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

تو نمرده‌ای اما تو را از دست داده‌ام و این غم انگیزتر از آن است که مرده باشی نیستی و کوهستان با من می‌گرید نیستی و غم روی صند
تو نمرده‌ای اما تو را از دست داده‌ام و این غم انگیزتر از آن است که مرده باشی نیستی و کوهستان با من می‌گرید نیستی و غم روی صندلی عقب می‌نشیند و مدام از آینه به چشم های من زل می‌زند.... #جواد_گنجعلی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

| Distorted Human | - Estadísticas y analítica del canal de Telegram @distortedhuman