طالقانیها
Ir al canal en Telegram
طالقانیها از دیروز تافردا بزرگترین کانال بومی، فرهنگی استان البرز ارتباط با ما: @parvaneh_jokar_taleghani @SIMINMOSLEHI @SeyedMohamad_Hadifar @ROOZBEH_EJLALI @M_ala11 تبلیغات: @TaleghanAdv اینستاگرام https://instagram.com/taleghaniha_official
Mostrar más5 814
Suscriptores
Sin datos24 horas
+117 días
+2430 días
Carga de datos en curso...
Canales Similares
Nube de Etiquetas
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
agosto '26
agosto '26
+98
en 7 canales
julio '26
+101
en 7 canales
Get PRO
junio '26
+72
en 5 canales
Get PRO
mayo '26
+17
en 1 canales
Get PRO
abril '26
+4
en 0 canales
Get PRO
marzo '26
+4
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+63
en 13 canales
Get PRO
enero '26
+26
en 6 canales
Get PRO
diciembre '25
+133
en 14 canales
Get PRO
noviembre '25
+99
en 13 canales
Get PRO
octubre '25
+66
en 6 canales
Get PRO
septiembre '25
+92
en 13 canales
Get PRO
agosto '25
+111
en 14 canales
Get PRO
julio '25
+94
en 13 canales
Get PRO
junio '25
+123
en 12 canales
Get PRO
mayo '25
+105
en 9 canales
Get PRO
abril '25
+92
en 15 canales
Get PRO
marzo '25
+69
en 12 canales
Get PRO
febrero '25
+30
en 0 canales
Get PRO
enero '25
+149
en 13 canales
Get PRO
diciembre '24
+175
en 15 canales
Get PRO
noviembre '24
+87
en 10 canales
Get PRO
octubre '24
+92
en 10 canales
Get PRO
septiembre '24
+113
en 10 canales
Get PRO
agosto '24
+90
en 7 canales
Get PRO
julio '24
+86
en 12 canales
Get PRO
junio '24
+92
en 11 canales
Get PRO
mayo '24
+118
en 7 canales
Get PRO
abril '24
+118
en 11 canales
Get PRO
marzo '24
+117
en 16 canales
Get PRO
febrero '24
+149
en 12 canales
Get PRO
enero '24
+171
en 16 canales
Get PRO
diciembre '23
+133
en 13 canales
Get PRO
noviembre '23
+155
en 16 canales
Get PRO
octubre '23
+116
en 13 canales
Get PRO
septiembre '23
+106
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+68
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+107
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+84
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+51
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+88
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+66
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+106
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+102
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+102
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+34
en 0 canales
Get PRO
octubre '22
+40
en 0 canales
Get PRO
septiembre '22
+49
en 0 canales
Get PRO
agosto '22
+81
en 0 canales
Get PRO
julio '22
+153
en 0 canales
Get PRO
junio '22
+58
en 0 canales
Get PRO
mayo '22
+101
en 0 canales
Get PRO
abril '22
+87
en 0 canales
Get PRO
marzo '22
+54
en 0 canales
Get PRO
febrero '22
+73
en 0 canales
Get PRO
enero '22
+85
en 0 canales
Get PRO
diciembre '21
+90
en 0 canales
Get PRO
noviembre '21
+116
en 0 canales
Get PRO
octubre '21
+107
en 0 canales
Get PRO
septiembre '21
+93
en 0 canales
Get PRO
agosto '21
+142
en 0 canales
Get PRO
julio '21
+97
en 0 canales
Get PRO
junio '21
+109
en 0 canales
Get PRO
mayo '21
+186
en 0 canales
Get PRO
abril '21
+125
en 0 canales
Get PRO
marzo '21
+81
en 0 canales
Get PRO
febrero '21
+163
en 0 canales
Get PRO
enero '21
+100
en 0 canales
Get PRO
diciembre '20
+5 449
en 0 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 27 agosto | +2 | |||
| 26 agosto | +2 | |||
| 25 agosto | +3 | |||
| 24 agosto | +6 | |||
| 23 agosto | +4 | |||
| 22 agosto | +3 | |||
| 21 agosto | +3 | |||
| 20 agosto | +4 | |||
| 19 agosto | +3 | |||
| 18 agosto | +4 | |||
| 17 agosto | +1 | |||
| 16 agosto | +4 | |||
| 15 agosto | +2 | |||
| 14 agosto | +1 | |||
| 13 agosto | +4 | |||
| 12 agosto | +5 | |||
| 11 agosto | +1 | |||
| 10 agosto | +1 | |||
| 09 agosto | +2 | |||
| 08 agosto | +6 | |||
| 07 agosto | +7 | |||
| 06 agosto | +5 | |||
| 05 agosto | 0 | |||
| 04 agosto | +4 | |||
| 03 agosto | +5 | |||
| 02 agosto | +9 | |||
| 01 agosto | +7 |
Publicaciones del Canal
| 2 | ❓جاده جدید طالقان بسته است؟
@TALEGHANIHA | 461 |
| 3 | معلم گرامی/دانش آموزان عزیز؛
شما ۸۰% از حجم تعطیلات خود را سپری کرده اید تنها ١٥% باقی مانده است.
لطفا در مصرف ان صرفه جویی کنید...
تازه در ماه مهر و آبان و ٱذر هم تعطیلی نداریم🙂.
@TALEGHANIHA | 456 |
| 4 | سوسن خواننده مردمی
اگر ۲۰۰۰ تومن دستمزد میگرفتم، ۱۸۰۰ تومنش را به نیازمندان میدادم.
@TALEGHANIHA | 605 |
| 5 | دزد با وجدان
در مورد محصول خرما حرف میزنه ، ولی در باره گردو هم صادقه.
😂😂
@TALEGHANIHA | 678 |
| 6 | #نهره
طالقان چه شعری را موقع نهره زدن میخواندند ؟
@TALEGHANIHA | 734 |
| 7 | در غزل، گلهای سوسن داشتم
در دوبیتی باغ لادن داشتم
مثنویهایم شقایق پیشهاند
در قصیده باغ گلشن داشتم
درود صبحتون بخیر و عافیت🙏🌺
#عیسی_عبداللهی
@TALEGHANIHA
─═༅✿🌺✿༅═─ | 691 |
| 8 | گذشته مردانی که سالها پیش از البرز گذشته بودند.
گذشته خانوادههایی که خوران را ترک کرده و در کلخوران خانه ساخته بودند.
و شاید خاطرهای که از مادری به دخترش و از پدری به پسرش رسیده بود.
تاریخ، معمولاً نام مردان را بهتر به یاد میسپارد:
نام پدر، نام پدربزرگ، نام جد.
اما زندگی خانوادهها فقط با نام پدران ساخته نمیشود.
مادرانی هم بودند که قصهها را برای بچههایشان تعریف میکردند؛ زنانی که خاطره زادگاهشان را در خانههای تازه زنده نگه میداشتند.
و شاید اگر کسی روزی همه آن قصهها را کنار هم میگذاشت، میتوانست ردپای راهی را پیدا کند که از خوران طالقان آغاز شده بود و به کلخوران اردبیل رسیده بود.
شاید...
و شاید هم نه.
ــــــــــــــــــــ
سالها بعد، نام صفیالدین در سراسر ایران شناخته شد.
اما داستان ما هنوز به پایان راه خود نرسیده بود.
از صفیالدین، نسلی پس از نسل دیگر آمد.
و هر نسل، چیزی از گذشته را با خود حمل کرد.
تا آنکه سرانجام، این خاندان به مردی رسید که شمشیر به دست گرفت و راه خانقاه را به میدان جنگ کشاند:
شیخ حیدر.
و از اینجا، قصه آرامآرام رنگ دیگری به خود گرفت.
قصهای که چند نسل بعد، کودکی به نام اسماعیل را در میان خون و آتش تاریخ ایران قرار میداد.
اما آن روز هنوز نرسیده بود.
فعلاً، در انتهای این بخش از قصه، فقط یک نام از گذشته باقی مانده بود:
خوران.
روستایی کوچک در دامنههای البرز؛
جایی که شاید قصه ما، خیلی پیش از آنکه عزیز و نگار به دنیا بیایند، از همانجا آغاز شده بود.
ــــــــــــــــــــ
✍️ روزبه اجلالی
ادامه دارد... 🍎🌺
@TALEGHANIHA | 730 |
| 9 | 🍎🌺 از سیب تا گل حسرت
داستان «عزیز و نگار» به روایت روزبه اجلالی
قسمت اول | سایههای البرز
پیش از آنکه نام صفویان در تاریخ ایران بلندآوازه شود، پیش از آنکه اردبیل مرکز یکی از بزرگترین دگرگونیهای تاریخ ایران شود، در گوشهای از البرز، مردانی زندگی میکردند که دلشان با خاندان پیامبر بود.
آن روزگار، راهها مثل امروز نبود.
اگر کسی از ری راهی قزوین میشد و میخواست خودش را به آبادیهای کوهستانی طالقان برساند، باید چند روز در راه میبود. راه از گردنهها میگذشت، از درههای باریک عبور میکرد و گاهی شب را در خانه یکی از روستاییان به صبح میرساند.
با این حال، بعضی از عالمان و سادات همین راه دشوار را انتخاب میکردند.
آنها میرفتند تا سخن خود را به گوش مردمانی برسانند که شاید کمتر کسی به سراغشان میرفت.
یکی از این آبادیها خوران بود.
روستایی کوچک در دل کوهستان؛ با خانههایی ساده، باغهایی که بهار جان میگرفتند و جوی آبی که از میان آبادی میگذشت.
یکی از همان مردان اهل علم، مدتی در خوران ماند.
شبها چند نفر از اهالی دورش جمع میشدند. چراغ کوچکی در اتاق میسوخت و بیرون، باد در کوچههای تاریک میپیچید.
یک شب، جوانی از اهالی از او پرسید:
«آقا، چرا این همه راه آمدهاید؟»
مرد کمی سکوت کرد و گفت:
«برای اینکه اگر چیزی را درست میدانیم، نباید فقط برای خودمان نگهش داریم.»
بعد از علی و فرزندانش گفت؛ از روزهای سختی که بر خاندان پیامبر گذشته بود و از مردانی که برای باورشان رنج کشیده بودند.
آدمهای خوران کمکم به او عادت کردند.
بعضی شبها تعدادشان بیشتر میشد.
کودکانی هم بودند که گوشه اتاق مینشستند و به حرفهای مرد گوش میدادند، بیآنکه همه چیز را بفهمند.
اما شاید لازم نبود بفهمند.
بعضی حرفها وقتی در کودکی شنیده میشوند، سالها بعد تازه معنایشان را پیدا میکنند.
ــــــــــــــــــــ
سالها گذشت.
آن مرد رفت، اما حرفهایی که زده بود، در خانههای خوران ماند.
نسلی آمد و نسلی رفت.
بعضی از جوانان روستا برای آموختن بیشتر به ری و قزوین رفتند. بعضی دیگر در همان کوهستان ماندند.
اما فرزندان آنها راه دورتری را انتخاب کردند.
راه اردبیل.
مهاجرت آسان نبود.
چند خانواده، خانه و باغ و زمین خود را گذاشتند و راه آذربایجان را در پیش گرفتند.
روز رفتن، یکی از پیرهای روستا کنار جاده ایستاده بود و رفتنشان را نگاه میکرد.
یکی از جوانها گفت:
«پدرجان، نگران نباش. دوباره برمیگردیم.»
پیرمرد لبخند زد.
«شاید شما برگردید؛ اما بچههایتان دیگر اینجا را خانه خودشان ندانند.»
جوان خندید:
«مگر میشود آدم کوههای طالقان را فراموش کند؟»
پیرمرد چیزی نگفت.
فقط دستش را روی شانه جوان گذاشت و گفت:
«هر جا رفتید، یادتان باشد از کجا آمدهاید.»
ــــــــــــــــــــ
راه را رفتند.
از کوهستان گذشتند و سرانجام به اردبیل رسیدند.
در آبادیای نزدیک شهر ساکن شدند.
سالها بعد، مردم آنجا را کلخوران مینامیدند.
نامی که برای مهاجران بیمعنا نبود.
خوران هنوز در خاطره آنها زنده بود.
پیرها میگفتند:
«خوران ما آن طرف کوههاست.»
بچهها اما خوران را ندیده بودند.
برای آنها، خوران فقط نام روستایی بود که مادربزرگها و پدربزرگها از آن حرف میزدند.
همینطور سالها گذشت.
آدمها ازدواج کردند، بچهدار شدند و زندگی تازهای ساختند.
لهجهها عوض شد، آدمهای تازه وارد خانوادهها شدند، اما بعضی چیزها ماند:
نامها، قصهها و خاطره جایی که اجدادشان از آنجا آمده بودند.
ــــــــــــــــــــ
در همین روزگار، کودکی در خاندان صفوی به دنیا آمد.
نامش را صفیالدین گذاشتند.
آن روز هیچکس نمیدانست این کودک روزی چه نام بزرگی خواهد شد.
برای مادرش، او فقط کودکی بود که باید بزرگش میکرد.
برای پیران خانواده، کودکی بود که باید راه پدرانش را یاد میگرفت.
و برای خودش، دنیا هنوز به اندازه خانه و کوچههای اطرافش بود.
یک روز، پیرمردی از اهالی کلخوران برایش از گذشته گفت.
صفیالدین پرسید:
«خوران کجاست؟»
پیرمرد گفت:
«دور است.»
«خیلی دور؟»
پیرمرد خندید.
«آنقدر دور که اگر بخواهی پیاده بروی، خسته میشوی.»
کودک کمی فکر کرد و پرسید:
«پس چرا هنوز یادتان مانده؟»
پیرمرد لحظهای ساکت ماند.
بعد گفت:
«آدم بعضی جاها را با پا ترک میکند... اما با دل نه.»
صفیالدین چیزی نگفت.
ولی نام خوران در ذهنش ماند.
ــــــــــــــــــــ
صفیالدین بزرگ شد.
کمکم نامش در میان اهل طریقت پیچید. مردم از جاهای مختلف به اردبیل میآمدند تا او را ببینند و از او سخن بشنوند.
اما در پشت این نام تازه، گذشتهای هم بود که کمتر کسی دربارهاش حرف میزد. | 717 |
| 10 | چادر شب ابریشمی
۱۸ میلیون تومان
چرا کناره چادر شب را نمی دوختند
@TALEGHANIHA | 855 |
| 11 | همیشه نفر اول بودن مهم نیست…
بعضی وقتها یه نفر دوم کنار یه آدم درست قرار میگیره و کمک میکنه اون آدم، مسیرش رو بهتر بره و بیشتر رشد کنه؛ ولی اسم خودش کمتر دیده میشه.
حسام ناصری در کنار علیرضا قربانی برای من یه نمونه جالبه از همین ماجرا.
این اتفاق توی بیزینسها هم خیلی میافته؛
آدمهایی که شاید خودشون جلوی صحنه نباشن، ولی بخش مهمی از رشد نفر اول، به حضور اونها گره خورده.
به نظرم هر کسبوکاری باید یه سوال مهم از خودش بپرسه:
نفر دوم من کیه و چقدر دارم برای رشدش سرمایهگذاری میکنم؟
@TALEGHANIHA | 884 |
| 12 | سنگ پای قزوین
و
روستایی با مردم بی دندان
@TALEGHANIHA | 876 |
| 13 | 🌳 چرا زیر درخت گردو معمولاً کمتر گیاه میبینیم؟
شاید فکر کنیم دلیلش فقط سایهی زیاد درخت گردوست، اما ماجرا جالبتر از این حرفهاست!
درخت گردو ترکیبات طبیعی مختلفی دارد که میتوانند روی گیاهان اطراف اثر بگذارند. یکی از معروفترین آنها ژوگلون (Juglone) است؛ ترکیبی که در بخشهایی مثل ریشه، برگ و پوست گردو وجود دارد و میتواند رشد بعضی گیاهان را مهار کند. به این پدیده آللوپاتی میگویند؛ یعنی یک گیاه با ترکیبات شیمیایی خودش روی گیاهان اطراف اثر میگذارد.
اما پوست گردو یک ترکیب جالب دیگر هم دارد: تاننها.
تاننها ترکیباتی با خاصیت قابض هستند؛ یعنی میتوانند باعث جمعشدن و سفتتر شدن بافتها شوند و به همین دلیل از گذشته در کاربردهای سنتی مرتبط با پوست و برخی فرآوردههای گیاهی مورد توجه بودهاند. تاننها همچنین در مطالعات آزمایشگاهی فعالیتهای ضدمیکروبی نشان دادهاند؛ اما این به معنی درمان عفونت با پوست گردو نیست و برای عفونتهای واقعی نباید جایگزین درمان پزشکی شوند.
@TALEGHANIHA | 891 |
| 14 | #گویش_طالقانی
قدیمان گاز و اجاق گاز دنبه
پخت و پز همه به روی کله بَ
@TALEGHANIHA | 830 |
| 15 | 🔺 سیل ویرانگر در نپال؛ ۸ کشته تاکنون و مفقود شدن دهها گردشگر
🔹این فیلم به وضوح نشون میده که با تدابیر موجود با وجود سد، مسیر رودخانه ها و حریم اشان همچنان جزو مناطق خطرناک هستند
و برای این هست که میگن در مسیر رودخانهها ها اتراق نکنید، حتی رودخانه های فرعی
@TALEGHANIHA | 895 |
| 16 | حل مسئله به روش هلندی
@TALEGHANIHA | 889 |
| 17 | عرض تسلیت به خانواده و بازماندگان
🕯شادروان رقیه (پری) آهنگری🕯
(همسر جناب مسلم آهنگری)
روحش شاد، یادش گرامی🌹
@TALEGHANIHA
─═༅✿🌺✿༅═─ | 985 |
| 18 | 📺
🔻 چرا ارس دماوند منقرض شد؟
🔻 دکتر روزبه خسروی مهمان ما در کوچه گرد بودند و قصههای تلخ و شیرینی از تهران برایمان گفتند... از جمله علت انقراض ارس دماوند.
🔻 کوچه گرد را به نویسندگی و کارگردانی لیلا باقری و اجرای علیرضا مرادی در تلویزیون همشهری تماشا کنید.
@TALEGHANIHA | 927 |
| 19 | خوش آمدی بنشین
آفتاب دم کردم
که چای دغدغهی
عاشقانهی من نیست...
#علیرضا_بدیع
درود
صبحتون به نور🌻
@TALEGHANIHA
─═༅✿🌺✿༅═─ | 908 |
| 20 | 🍎🌺 از سیب تا گل حسرت 🌺🍎
داستان عزیز و نگار
به روایت روزبه اجلالی
مقدمه:
«عزیز و نگار» را از کودکی شنیدهایم؛ قصهای که سالها در خانهها و میان مردم طالقان نقل شده و هرکس آن را به شیوه خودش به یاد آورده است.
من هم مدتهاست با این داستان زندگی میکنم.
هرچه بیشتر درباره عزیز و نگار، طالقان، فرهنگ مردم و گذشته این سرزمین فکر کردم، یک سؤال بیشتر ذهنم را درگیر کرد:
اگر بخواهیم داستان را از خیلی قبلتر شروع کنیم، از کجا باید شروع کنیم؟
از همین سؤال، کمکم داستان تازهای شکل گرفت؛ داستانی با نام:
🍎 «از سیب تا گل حسرت»🌺
در این روایت، میخواهم «#عزیزونگار» را از زاویهای دیگر تعریف کنم؛ روایتی که در آن، تاریخ، قصههای قدیمی، روایتهای شفاهی و خیال نویسنده در کنار هم قرار میگیرند.
اما از همان ابتدا یک نکته را روشن کنم:
این روایت یک کتاب تاریخی نیست.
در داستان از بعضی شخصیتها و اتفاقهای تاریخی استفاده کردهام، اما بسیاری از آنچه خواهید خواند، ساخته و پرداخته ذهن من است. بنابراین قرار نیست هرچه در این داستان میآید، بهعنوان یک واقعیت تاریخی پذیرفته شود.
گاهی تاریخ بهانهای برای قصهگویی است و گاهی قصه کمک میکند به چیزهایی فکر کنیم که شاید تاریخ کمتر دربارهشان حرف زده است.
شاید بعضی قسمتها برایتان آشنا باشد؛
شاید جایی بگویید «این را شنیدهام»؛
و شاید جایی هم لبخند بزنید و بگویید: «این یکی را دیگر از کجا آوردی؟!» 😂
اشکالی ندارد.
این، همان جایی است که تاریخ و خیال به هم میرسند.
میخواهم این داستان را فصلبهفصل در کانال طالقانیها منتشر کنم و خوشحال میشوم در این سفر همراه من باشید.
سفری که از #طالقان و #خوران آغاز میشود، سری به #کلخوران و #اردبیل میزند و سرانجام به قصه #عزیزونگار میرسد.
و شاید در پایان، بفهمیم چرا این قصه با یک #سیب شروع میشود و به #گل_حسرت میرسد.
✍️ روزبه اجلالی
@TALEGHANIHA | 928 |
