es
Feedback
آکادمی جام

آکادمی جام

Ir al canal en Telegram

ما گروهی هستیم از اساتید دانشگاه، پژوهشگر و جستجوگر حوزه ها و رشته های مختلف. اما یک مساله مشترک داریم: انسان متعالی. آگاهی و معنا را جستجو می کنیم و هر چه یافتیم را با شما به اشتراک می گذاریم @JaamAcademy در جستجوی آگاهی و معنا ارتباط با ادمین: @Mm_135

Mostrar más

📈 Análisis del canal de Telegram آکادمی جام

El canal آکادمی جام (@jaamacademy) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 11 330 suscriptores, ocupando la posición 17 583 en la categoría Educación y el puesto 28 270 en la región Irán.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 11 330 suscriptores.

Según los últimos datos del 29 julio, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de -128, y en las últimas 24 horas de -4, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 13.78%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 5.85% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 1 561 visualizaciones. En el primer día suele acumular 663 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 29.
  • Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como جام, آکادمی, معنا, آگاهی, جستجو.

📝 Descripción y política de contenido

El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
ما گروهی هستیم از اساتید دانشگاه، پژوهشگر و جستجوگر حوزه ها و رشته های مختلف. اما یک مساله مشترک داریم: انسان متعالی. آگاهی و معنا را جستجو می کنیم و هر چه یافتیم را با شما به اشتراک می گذاریم @JaamAcademy در جستجوی آگاهی و معنا ارتباط با ادمین: @M...

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 30 julio, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Educación.

11 330
Suscriptores
-424 horas
-427 días
-12830 días
Archivo de publicaciones
⏹️⭕️شش کلمه برای کل زندگی! محسن جلال پور، رئیس اسبق اتاق ایران و فعال اقتصادی مرداد که می‌رسد، یاد و خاطره‌ مرحوم پدرم پررنگ‌تر می‌شود. این حس به چند دلیل است: نخست اینکه در تابستان و به‌ویژه این ماه، وقت بیشتری با پدر می‌گذراندیم؛ یا در کاروانسرا بودیم یا همراه ایشان. دوم اینکه پدر معمولاً در این ماه ما را به سفری می‌برد، چه کوتاه و چه بلند، چه نزدیک و چه دور. و سوم، این ماه مصادف است با سالگرد فوت ایشان. خلاصه اینکه این روزها بیش از همیشه به یادشان هستم. یکی از خاطراتی که این چند روز ذهنم را مشغول کرده، یاد پیرمردی است که در کودکی‌ام، هر دوشنبه به حجره‌ پدر می‌آمد. او دسته‌ای صورت‌حساب از پدر می‌گرفت، تا دوشنبه‌ی بعد برای وصول و نقد کردن آن‌ها اقدام می‌کرد و دوباره با حساب‌وکتاب هفته‌ قبل و دریافت صورت‌حساب جدید بازمی‌گشت. یک بار از پدر پرسیدم چرا خودش یا میرزای حجره برای وصول نمی‌رود؟ پدر با آرامش گفت: «هر کس در این کسب‌وکار سهمی دارد و سهم او هم همین رفت‌وآمد و درصد ناچیزی است که از مبالغ صورت‌حساب‌ها برمی‌دارد.» پیرمرد همیشه لباسی ساده به تن داشت: پیراهنی سه‌دکمه با یقه آخوندی که تا زانویش می‌رسید و شلواری معمولی که تقریباً همیشه او را با همان لباس به خاطر دارم. تمیز بود و مدام ذکر می‌گفت. تسبیح کوچک و ساده‌ای در دست داشت و گاهی برای کسانی که از او می‌خواستند، با خلوص و نیت پاک استخاره می‌کرد و نتیجه را می‌گفت. معمولاً وقتی کارش تمام می‌شد و می‌خواست از حجره برود، زیر لب این مصرع را زمزمه می‌کرد و بعد هم خداحافظ: تن رها کن تا نخواهی پیرهن معنای این مصرع همیشه برایم سؤال بود. به خاطر دارم دوشنبه‌ای که به شدت منتظر آمدنش بودم، نیامد و این موضوع هم من و هم پدر را نگران کرد. نزدیک اذان ظهر بود که جوانی خوش‌قدوقامت و بسیار مؤدب از در حجره وارد شد، سلام کرد و روی نیمکت نشست. پدر رو به جوان کرد و از او خواست فرمایشش را بگوید. جوان با ادب خود را فرزند همان پیرمرد دوشنبه‌ها معرفی کرد و گفت پدرش کسالت دارد و در بیمارستان بستری است، اما صورت‌حساب‌ها و وجه وصول‌شده را به او سپرده تا به حجره بیاورد و بدحساب نماند. پدر با تأثر زیاد، جویای حال پیرمرد شدند و ضمن تشکر از جوان، گفتند: بعدازظهر برای ملاقات به بیمارستان خواهد رفت. من هم که به پیرمرد علاقه‌مند شده بودم، از پدر خواستم همراهشان بروم. ابتدا کمی مقاومت کردند که بیمارستان جای بچه‌ها نیست، اما سرانجام پذیرفتند. بعدازظهر سوار بر دوچرخه‌ی پدر راهی بیمارستان شدیم. وقتی به اتاق پیرمرد رسیدیم، در کمال ناباوری شنیدیم که همان روز به دیار باقی شتافته است. نه‌تنها پدر، که من هم بسیار غمگین شدم و ناخودآگاه اشکم جاری شد. در راه بازگشت، از پدر پرسیدم چرا پیرمرد همیشه هنگام خداحافظی آن مصرع را می‌خواند. پدر در حالی که رکاب می‌زد، به‌آرامی گفت: چند خواهی پیرهن از بهر تن تن رها کن تا نخواهی پیرهن و ادامه داد؛ از زمانی که پیرمرد را می‌شناسم، همیشه درآمد اندکش را صرف کمک به نیازمندان و امور خیر می‌کرد و زندگی بسیار ساده و بی‌تکلفی داشت. گاه یک بیت شعر، یک ضرب‌المثل یا یک حدیث، خلاصه‌ دهه‌ها زندگی یک انسان است و زندگی آن مرحوم در همین یک مصرع خلاصه می‌شد: «تن رها کن تا نخواهی پیرهن». ⏹️⭕️پیشنهاد پایانی از آکادمی جام: گاهی یک پاراگراف یا یک جمله یا حتی گاهی اوقات یک مصرع شعر می شود حکمت بنیادین زندگی یک آدم و می شود خلاصه زندگی یک انسان. برای پیرمرد دوشنبه ها شش کلمه شده بود حکمت زندگی و خلاصه عمر! امروز با خودتان خلوت کنید و از خود بپرسید که اگر دیگران بخواهند برای کل زندگی ما یک بیت شعر بخوانند یا یک جمله در مورد کل زندگی ما بگویند که خلاصه زندگی ما باشد آن جمله یا بیت یا مصرع چیست؟ اگر آن مصرع را نمی پسندیم، بنشینیم و امروز یک مصرع/بیت جدید دوست داشتنی را تبدیل کنیم به حکمت بنیادین زندگی مان. آکادمی جام‌؛ جستجوی آگاهی و معنا ما را در سایر رسانه‌ها دنبال کنید: اینستاگرام | لینکدینبله | ایتا | سروش @JaamAcademy

+1
⚽️⚽️⚽️ فوتبال از قابی متفاوت... ورای برد و باخت‌ها و گل زدن‌ها و گل خوردن‌ها، توجه به «پشت صحنه» فوتبال می‌تواند درس‌هایی پرمعنا از زندگی برای ما بدهد. گویی آنچه در نود دقیقه و در زمین بازی اتفاق می‌افتد از جنس قانون است و مابقی از جنس اخلاق. همین اخلاقیات است که انسانیت را زنده نگه می‌دارد و نسل‌ها را به هم ارتباط می‌دهد. دو قاب از زیبایی‌های اخلاقی فوتبال ببینیم. آکادمی جام‌؛ جستجوی آگاهی و معنا ما را در سایر رسانه‌ها دنبال کنید: اینستاگرام | لینکدینبله | ایتا | سروش

⚽️⚽️⚽️ فوتبال از قابی متفاوت... ورای برد و باخت‌ها و گل زدن‌ها و گل خوردن‌ها، توجه به «پشت صحنه» فوتبال می‌تواند درس‌هایی پرمعنا از زندگی برای ما بدهد. گویی آنچه در نود دقیقه و در زمین بازی اتفاق می‌افتد از جنس قانون است و مابقی از جنس اخلاق. همین اخلاقیات است که انسانیت را زنده نگه می‌دارد و نسل‌ها را به هم ارتباط می‌دهد. دو قاب از زیبایی‌های اخلاقی فوتبال ببینیم. آکادمی جام‌؛ جستجوی آگاهی و معنا ما را در سایر رسانه‌ها دنبال کنید: اینستاگرام | لینکدینبله | ایتا | سروش

🌸🌿🌸🌿🌸 همهٔ ما در ذهنمان حسرت‌هایی از «آن اتفاق‌های متولد نشده» داریم؛ مسیرهایی که هیچ‌وقت نپیمودیم. ​«ای کاش آن رشته را
🌸🌿🌸🌿🌸 همهٔ ما در ذهنمان حسرت‌هایی از «آن اتفاق‌های متولد نشده» داریم؛ مسیرهایی که هیچ‌وقت نپیمودیم.
​«ای کاش آن رشته را می‌خواندم...»، «ای کاش زودتر دست به کار می‌شدم...»، «ای کاش آن سال شجاعت به خرج می‌دادم...»، «ای کاش در شهر یا کشور دیگری بودم...»
​حسرت خوردن برای این مسیرهای نرفته، تنها یک نتیجهٔ قطعی دارد: کم‌رنگ کردنِ نقطهٔ سبزِ «امروز» شما. ​مغز ما شیفتهٔ شبیه‌سازی مسیرهای جایگزین است. اما حقیقتِ تلخ و در عین حال رهایی‌بخش این است که آن مسیرها دیگر وجود خارجی ندارند. آن‌ها تنها «داده‌های سوخته» و تمام‌شده‌اند. ​انرژی‌ای که صرف این گذشتهٔ فرضی می‌کنیم، دقیقاً همان سوختی است که برای ترسیم مسیرهای رنگیِ آینده، به آن نیاز داریم. ​قدرت واقعی ما در «ای کاش‌ها» نیست؛ بلکه در همین نقطهٔ کوچکِ اتصال به اکنون است. دقیقاً همین‌جاست که تصمیم می‌گیریم به‌جای خیره شدن به گذشته، اولین خطِ کج‌وکوله، اما «زنده» و واقعیِ آینده‌مان را بکشیم. منبع: کانال زندگی بهتر آکادمی جام‌؛ جستجوی آگاهی و معنا ما را در سایر رسانه‌ها دنبال کنید: اینستاگرام | لینکدینبله | ایتا | سروش

💠⭕️ گاهی مسئله این نیست که چند سال زندگی کرده‌ایم؛ بلکه این است که چند سال را «واقعاً» زندگی کرده‌ایم. اگر عمرمان را نه فقط با زمان، بلکه با رسالت، فضیلت، اصالت، خدمت و رضایت بسنجیم، مقدار عمر واقعی ما چقدر خواهد بود؟ @jaamacademy

💠⭕️ مرز انسانیت، فراتر از مرزهای جغرافیایی است. نمایشی از جام اخلاق در جام جهانی ⚽️ @jaamacademy

🔳⭕ *چرا قهرمان اخلاقی واژه مناسبی برای حسین (ع) نیست؟* مطلبی برای غیردین داران و دین داران نسخه مناسب برای کامپیوتر و دسکتاپ

🔳⭕چرا قهرمان اخلاقی واژه مناسبی برای حسین (ع) نیست؟ مطلبی برای غیردین داران و دین داران نسخه مناسب برای موبایل (ایستاده)

🔳⭕چرا قهرمان اخلاقی واژه مناسبی برای حسین (ع) نیست؟ مطلبی برای غیردین داران و دین داران نسخه مناسب برای موبایل (ایستاده)

💠⭕️بعضی وقت‌ها آدم فکر می‌کنه برای حس بهتر، باید همه چیز زندگی تغییر کنه؛ اما شاید چیزی که کم داریم، «معنا» باشه نه «امکانات». ویکتور فرانکل حرف جالبی می‌‌زنه: اینکه حتی در سخت‌ترین شرایط هم می‌شه دلیلی برای ادامه دادن پیدا کرد. توی این کلیپ درباره چند نگاه ساده اما عمیق حرف می‌زنیم که می‌تونه کمک کنه زندگی رو از زاویه متفاوتی ببینیم. بعد از دیدن ویدئو برامون بگو: این روزها چه چیزی به زندگی تو معنا می‌ده؟ 🌱 آکادمی جام‌؛ جستجوی آگاهی و معنا @JaamAcademy

💠⭕️مسیر زندگی همیشه هموار نیست؛ پر از فراز و نشیب است... اما فراز و فرودها دشمن ما نیستند؛ نشانه‌ی رشد و حرکت‌ انسانند. همین نوسان‌هاست که زندگی را اصیل و زنده می‌کند. حرکت بدون نوسان، توهم است. یادت باشد هر پایین رفتنی، به معنای سقوط نیست. پس امیدوار باش و ادامه بده... آکادمی جام‌؛ جستجوی آگاهی و معنا ما را در سایر رسانه‌ها دنبال کنید: اینستاگرام | لینکدینبله | ایتا | سروش @JaamAcademy

💠⭕️آخرین نامه ثروتمندترین مرد جهان بر اساس نامه وارن بافت احتمالا وارن بافت را می شناسید یا اسمش را شنیده‌اید، اسطوره سرمایه گذاری و مدیریت دارایی. 60 سال سابقه  مدیریت یکی از معروف ترین شرکت‌های سرمایه گذاری جهان. او به عنوان مدیرعامل شرکت سرمایه گذاری برکشایر هر ساله برای کسانی که در آن سرمایه گذاری کرده‌اند و دارایی خود را به این شرکت سپرده اند که این شرکت، به تشخیص وارن بافت و همکارانش سرمایه گذاری کند، یک نامه می‌نویسد. اما این بار این نامه متفاوت بود. هر سال نامه مملو بود از مفاهیمی مانند پول، سود، بازده، سرمایه، ریسک و ... اما این بار رنگ و بوی نامه فرق می‌کرد. این آخرین نامه ثروتمندترین سرمایه گذار جهان بود به سهام‌داران شرکتش. چون دیگر وی به خاطر سن بالا مدیر عامل شرکت نخواهد بود و ... قبل از اینکه سه نکته جالب این نامه را با هم بررسی کنیم در مورد وارن بافت بیشتر بدانیم: او از اواسط دهه ۱۹۹۰ تا به امروز (نوامبر ۲۰۲۵) تقریباً بدون وقفه جزو ۱۰ ثروتمند برتر جهان و اغلب جزو ۵ نفر اول بوده است. وارن بافت یک بار به عنوان ثروتمندترین مرد جهان معرفی شده است. او از سال ۱۹۶۵، یعنی به مدت بیش از ۶۰ سال، مدیرعامل برکشایر هاتاوی بوده است. این یکی از طولانی‌ترین دوره‌های مدیریت در تاریخ شرکت‌های بزرگ آمریکایی است و رکورد استثنایی پایداری محسوب می‌شود. از سال ۱۹۶۵ سهام برکشایر هاتاوی به طور میانگین سالانه حدود دو برابر بازدهی شاخص اس اند پی در همان دوره زمانی بوده است. این نشان‌دهنده یک رکورد شکست‌ناپذیر در خلق ثروت و سرمایه‌گذاری است! و اما آخرین نامه اش: او در کنار گزارش‌های کلاسیک مالی نکات جالبی را در نامه‌اش درج کرد. سه فراز طلایی نامه او را با هم بخوانیم: 1)  بزرگی و تعالی از طریق انباشت حجم زیادی ثروت، مقدار زیادی معروفیت یا میزان بالایی از قدرت در حکومت به وجود نمی‌آید. زمانی که به کسی به یکی از هزاران راه کمک می‌کنی، به جهان کمک می‌کنی! مهربانی بدون هزینه (costless) اما بی‌قیمت (priceless) است. چه مذهبی باشید و چه نه، سخت است که قاعده طلایی اخلاق را به عنوان راهنمای رفتار شکست دهید. 2)  آلفرد نوبل، که بعدها به خاطر جایزه نوبل به شهرت رسید، را به یاد بیاورید. آگهی ترحیم خودش را دید. که یک روزنامه آن را اشتباهی چاپ کرده بود -خبر مرگ بردارش را اشتباهی چاپ کرده بود- او از آنچه خواند وحشت کرد و متوجه شد که باید رفتارش را تغییر دهد. روی اشتباه مجدد در اتاق خبر و روزنامه‌ها حساب نکنید. از همین الان تصمیم بگیرید که می‌خواهید آگهی ترحیم شما چه بگوید و طوری زندگی کنید که لیاقتش را داشته باشید. 3)  به یاد داشته باشید که آن خانم نظافتچی به اندازه رئیس هیئت مدیره یک انسان است. وارن بافت فقط نامه ننوشته متعهد شده حداقل ۹۹٪ از ثروتش را برای امور خیریه ببخشد. او تاکنون بیش از ۵۰ میلیارد دلار بخشیده و رکورددار بزرگ‌ترین اهدای ثروت فردی در جهان است. او با این ثروت افسانه‌ای در خانه‌ای که ۶۷ سال پیش به قیمت فقط ۳۱,۵۰۰ دلار در اوماها خریده، زندگی می‌کند. هیچ عمارت و ویلای لوکس ندارد. 💠⭕️سوال پایانی از آکادمی جام: و حالا این مائیم و این پایان مرد افسانه‌ای سرمایه‌گذاری جهان و می توانیم کتاب‌های پولسازی و سرمایه گذاری او را بخوانیم و یا اینکه به حکمت‌های پایانی زندگی او در 95 سالگی‌اش گوش کنیم. این تصمیم ماست. اگر خواستید دومین گزینه را انتخاب کنید و از خود سه سوال ظاهراً ساده اما سخت بپرسیم: ◽️آخرین باری که به تعبیر وارن بافت به جهان کمک کرده‌ایم کی بوده است؟ ◽️آیا به آبدارچی شرکت‌مان همان اندازه احترام می گذاریم که به رئیس هیات مدیره شرکت‌مان؟ آیا انسان بودن طرف مقابل برای ما مهم است یا شهرت و موقعیت و ثروت طرف مقابل؟ ◽️آخرین باری که تجربه نوبلی داشته‌ایم کی بوده است؟ آخرین بار کی به پایان زندگی‌مان اندیشیده‌ایم؟ آکادمی جام‌؛ جستجوی آگاهی و معنا ما را در سایر رسانه‌ها دنبال کنید: اینستاگرام | لینکدینبله | ایتا | سروش @JaamAcademy

💠⭕️آخرین نامه ثروتمندترین مرد جهان بر اساس نامه وارن بافت احتمالا وارن بافت را می شناسید یا اسمش را شنیده‌اید، اسطوره سرمایه گذاری و مدیریت دارایی. 60 سال سابقه  مدیریت یکی از معروف ترین شرکت‌های سرمایه گذاری جهان. او به عنوان مدیرعامل شرکت سرمایه گذاری برکشایر هر ساله برای کسانی که در آن سرمایه گذاری کرده‌اند و دارایی خود را به این شرکت سپرده اند که این شرکت، به تشخیص وارن بافت و همکارانش سرمایه گذاری کند، یک نامه می‌نویسد. اما این بار این نامه متفاوت بود. هر سال نامه مملو بود از مفاهیمی مانند پول، سود، بازده، سرمایه، ریسک و ... اما این بار رنگ و بوی نامه فرق می‌کرد. این آخرین نامه ثروتمندترین سرمایه گذار جهان بود به سهام‌داران شرکتش. چون دیگر وی به خاطر سن بالا مدیر عامل شرکت نخواهد بود و ... قبل از اینکه سه نکته جالب این نامه را با هم بررسی کنیم در مورد وارن بافت بیشتر بدانیم: او از اواسط دهه ۱۹۹۰ تا به امروز (نوامبر ۲۰۲۵) تقریباً بدون وقفه جزو ۱۰ ثروتمند برتر جهان و اغلب جزو ۵ نفر اول بوده است. وارن بافت یک بار به عنوان ثروتمندترین مرد جهان معرفی شده است. او از سال ۱۹۶۵، یعنی به مدت بیش از ۶۰ سال، مدیرعامل برکشایر هاتاوی بوده است. این یکی از طولانی‌ترین دوره‌های مدیریت در تاریخ شرکت‌های بزرگ آمریکایی است و رکورد استثنایی پایداری محسوب می‌شود. از سال ۱۹۶۵ سهام برکشایر هاتاوی به طور میانگین سالانه حدود دو برابر بازدهی شاخص اس اند پی در همان دوره زمانی بوده است. این نشان‌دهنده یک رکورد شکست‌ناپذیر در خلق ثروت و سرمایه‌گذاری است! و اما آخرین نامه اش: او در کنار گزارش‌های کلاسیک مالی نکات جالبی را در نامه‌اش درج کرد. سه فراز طلایی نامه او را با هم بخوانیم: 1)  بزرگی و تعالی از طریق انباشت حجم زیادی ثروت، مقدار زیادی معروفیت یا میزان بالایی از قدرت در حکومت به وجود نمی‌آید. زمانی که به کسی به یکی از هزاران راه کمک می‌کنی، به جهان کمک می‌کنی! مهربانی بدون هزینه (costless) اما بی‌قیمت (priceless) است. چه مذهبی باشید و چه نه، سخت است که قاعده طلایی اخلاق را به عنوان راهنمای رفتار شکست دهید. 2)  آلفرد نوبل، که بعدها به خاطر جایزه نوبل به شهرت رسید، را به یاد بیاورید. آگهی ترحیم خودش را دید. که یک روزنامه آن را اشتباهی چاپ کرده بود -خبر مرگ بردارش را اشتباهی چاپ کرده بود- او از آنچه خواند وحشت کرد و متوجه شد که باید رفتارش را تغییر دهد. روی اشتباه مجدد در اتاق خبر و روزنامه‌ها حساب نکنید. از همین الان تصمیم بگیرید که می‌خواهید آگهی ترحیم شما چه بگوید و طوری زندگی کنید که لیاقتش را داشته باشید. 3)  به یاد داشته باشید که آن خانم نظافتچی به اندازه رئیس هیئت مدیره یک انسان است. وارن بافت فقط نامه ننوشته متعهد شده حداقل ۹۹٪ از ثروتش را برای امور خیریه ببخشد. او تاکنون بیش از ۵۰ میلیارد دلار بخشیده و رکورددار بزرگ‌ترین اهدای ثروت فردی در جهان است. او با این ثروت افسانه‌ای در خانه‌ای که ۶۷ سال پیش به قیمت فقط ۳۱,۵۰۰ دلار در اوماها خریده، زندگی می‌کند. هیچ عمارت و ویلای لوکس ندارد. 💠⭕️سوال پایانی از آکادمی جام: و حالا این مائیم و این پایان مرد افسانه‌ای سرمایه‌گذاری جهان و می توانیم کتاب‌های پولسازی و سرمایه گذاری او را بخوانیم و یا اینکه به حکمت‌های پایانی زندگی او در 95 سالگی‌اش گوش کنیم. این تصمیم ماست. اگر خواستید دومین گزینه را انتخاب کنید و از خود سه سوال ظاهراً ساده اما سخت بپرسیم: ◽️آخرین باری که به تعبیر وارن بافت به جهان کمک کرده‌ایم کی بوده است؟ ◽️آیا به آبدارچی شرکت‌مان همان اندازه احترام می گذاریم که به رئیس هیات مدیره شرکت‌مان؟ آیا انسان بودن طرف مقابل برای ما مهم است یا شهرت و موقعیت و ثروت طرف مقابل؟ ◽️آخرین باری که تجربه نوبلی داشته‌ایم کی بوده است؟ آخرین بار کی به پایان زندگی‌مان اندیشیده‌ایم؟ آکادمی جام‌؛ جستجوی آگاهی و معنا ما را در سایر رسانه‌ها دنبال کنید: اینستاگرام | لینکدینبله | ایتا | سروش @JaamAcademy

💠⭕️پنج نشانه آدم های نفهم اریک شویتسگِبِل استاد فلسفه دانشگاه کالیفرنیا از کجا بفهمیم که آدم نفهمی هستیم یا نه؟ هیچ کدام از ما دوست نداریم آدم نفهمی باشیم بنابراین اگر از ما بپرسند که خود را نفهم می دانیم یا نه؟ بلافاصله خواهیم گفت که مطمئنا من آدم نفهمی نیستم! اما  اریک شویتسگِبِل استاد فلسفه دانشگاه کالیفرنیا نظر دیگری دارد. او معتقد است نفهم‌های اصیل و نابی در جهان وجود دارند و بسیاری از آن‌ها خود را از لحاظ اخلاقی بسیار بالا و بدون مشکل می پندارند. آن‌ها از نظر خودشان نفهم نیستند، زیرا خودشناسیِ نفهمی امری دشوار است. ما در آکادمی جام نوشته ایشان را صورت بندی مجدد کردیم و دو پیشنهاد پایانی به آن اضافه می کنيم (منبع اصلی: نشریه ترجمان ترجمه امیرقاجارگر) او نشانه های انسان نفهم رو در مقایسه با برخی ویژگی‌های منفی دیگر مانند سه گانه تاریک (نارسیسیسم، ماکیاولیسم و شخصیت روان‌رنجور) و بی شعوری و ... بررسی کرده و در نهایت شش نشانه ارایه می کند. و البته خواندن این نشانه ها ترسناک است. بسیار ترسناک! ۱) احساس احاطه در میان احمق ها: اگر فکر می‌کنید تمام اطرافیانتان یه چیزی شان می شود و کمی تا قسمتی احمق هستند، احتمالاً شما نفهم هستید! آیا فکر می کنید دور و برتان پر است از آدم‌های متکبر، گنده‌دماغ، وحشی، کله‌پوک و بی‌شعورهای ازخودراضی و، از همه مهم‌تر، آدم‌های نفهم؟ اگر بیشتر مواقع جهان را این شکلی می‌بینید، خبرهای بدی برایتان دارم. شما احتمالاً نفهم هستید. ۲) دگرگاوپنداری: نفهم‌ها برای دیدگاه اطرافیان خود ارزش قائل نمی‌شوند. به‌جای اینکه دیگران را هم‌ردیفان اخلاقی و شناختی بدانند و فکر کنند که دیگران نیز به اندازه ما وجدان اخلاقی و توان عقلایی دارند، آن‌ها را احمق‌هایی می‌انگارند که باید با آن‌ها سروکله زد. ۳) بی ارزشی دیگران: نفهم بودن یعنی غافل بودن از ارزش ها و شایستگی دیگران و بی‌اعتنایی به امیال و باورهای آن‌ها و چشم‌پوشی نکردن از تقصیراتشان. ۴) نگاه پست و ابزاری: از نگاه نفهم‌ها پیشخدمت رستوران نمی‌تواند انسانی جذاب باشد، در عوض او صرفاً ابزاری است که یک وعدۀ غذایی را برای شما فراهم می‌کند و یا احمقی است که می‌توانید خشم خود را بر سر او خالی کنید. مردمی که در صف استارباکس جلوتر از شما ایستاده‌اند شخصیت ندارند و به حساب نمی‌آیند. کسانی که در سلسله‌مراتب اجتماعی مادون شما هستند فاقد استعدادهای شما بوده و لیاقتشان همان نوکری و کارهای پست است. ۵) ناشنوایی: نشانه دیگر نفهمی عدم توانایی آن‌ها در گوش دادن است. آیا با گوش و آغوشی باز به انتقادات اخلاقی دیگران از خودتان گوش می‌کنید؟ این کار برای افراد نفهم آسان نیست. پیش خودش می گوید چرا حرف یک احمق یا یک ابزار را جدی بگیرم؟ چرا تلاش کنم به دیدگاه‌های انتقادی آن‌ها درباره خودم توجه کنم؟ به احتمال زیاد نفهم یا انتقاد را رد می‌کند، مقابله‌به‌مثل می‌کند، یا لبخند زده و چاقو را عمیق‌تر فرو می‌کند. طبیعت آدم های نفهم گوش نکردن است. احتمالاً هیچ‌کس نفهم مطلق یا فهیم مطلق نیست. اما سوال اینجاست که من و شما به‌طور مشخص در گستره بین نفهمی تا فهیم بودن در کجا ایستاده‌ایم؟ 💠⭕️راهکارهای مبارزه با نفهمی چهار راهکار اولیه برای شروع: ⭕️دغدغه نفهمی: بسته به میزانی که شخص واقعاً دلواپس نفهم بودن خود است، نفهمی‌اش برای مدتی ناپدید می‌شود. اگر از رفتار احتمالاً بی‌شرمانه خود با شخصی احساسی بد همراه با خجالت دارید، در آن لحظه، به برکت فضیلت این دغدغه، در حال توجه به اهمیت و ارزش آن شخص هستید و او را به عنوان فردی می‌شناسید که یک ابزار یا احمق نیست. البته اگر از این ایده احساس راحتی کرده و با خود فکر کنید ببین! چون من نگران نفهم بودن خودمم، و الانم نشستم و دارم یه مقاله درباره همین موضوع می‌خونم، پس قاعدتاً نباید نفهم باشم و دست از نگران بودن بردارید، در همان لحظه نفهمی شما آشکار می‌شود. ⭕️نمونه برداری تصادفی: کاربست تکنیک نمونه‌برداری تجربی که دو روان‌شناس ابداعش کرده‌اند: هشدار گوشی موبایل خود را به شکلی تصادفی فعال کنید. وقتی هشدار به صدا در آمد، ببینید در آن زمان در حال فکر کردن به چه چیزی هستید و آن موقع دنیا و اطرافیان را چگونه می دیدید؟ (تفصیل این تکنیک در اصل مقاله) ⭕️مخالف شنوی/خوانی: هر هفته یک پادکست یا متن از کسی که باهاش موافق نیستید گوش بدید یا بخونید. نه برای تغییر عقیده و نه با دید انتقادی، بلکه برای فهمیدن اینکه چرا آدم‌ها طور دیگری فکر می‌کنند؟ ⭕️تمرین فهمیدگی: شروع کنید به دیدن آدم ها به مثابه آدم نه رقیب، نه مزاحم، نه ابزار، نه رئیس، نه مرئوس، نه کارمند بلکه فقط و فقط به عنوان انسان که  داستان و سرنوشت شخصی خودش را دارد. خانواده و آرزو دارد. درد و دغدغه دارد. آکادمی جام‌؛ جستجوی آگاهی و معنا @JaamAcademy

💠⭕️پنج نشانه آدم های نفهم اریک شویتسگِبِل استاد فلسفه دانشگاه کالیفرنیا از کجا بفهمیم که آدم نفهمی هستیم یا نه؟ هیچ کدام از ما دوست نداریم آدم نفهمی باشیم بنابراین اگر از ما بپرسند که خود را نفهم می دانیم یا نه؟ بلافاصله خواهیم گفت که مطمئنا من آدم نفهمی نیستم! اما  اریک شویتسگِبِل استاد فلسفه دانشگاه کالیفرنیا نظر دیگری دارد. او معتقد است نفهم‌های اصیل و نابی در جهان وجود دارند و بسیاری از آن‌ها خود را از لحاظ اخلاقی بسیار بالا و بدون مشکل می پندارند. آن‌ها از نظر خودشان نفهم نیستند، زیرا خودشناسیِ نفهمی امری دشوار است. ما در آکادمی جام نوشته ایشان را صورت بندی مجدد کردیم و دو پیشنهاد پایانی به آن اضافه می کنيم (منبع اصلی: نشریه ترجمان ترجمه امیرقاجارگر) او نشانه های انسان نفهم رو در مقایسه با برخی ویژگی‌های منفی دیگر مانند سه گانه تاریک (نارسیسیسم، ماکیاولیسم و شخصیت روان‌رنجور) و بی شعوری و ... بررسی کرده و در نهایت شش نشانه ارایه می کند. و البته خواندن این نشانه ها ترسناک است. بسیار ترسناک! ۱) احساس احاطه در میان احمق ها: اگر فکر می‌کنید تمام اطرافیانتان یه چیزی شان می شود و کمی تا قسمتی احمق هستند، احتمالاً شما نفهم هستید! آیا فکر می کنید دور و برتان پر است از آدم‌های متکبر، گنده‌دماغ، وحشی، کله‌پوک و بی‌شعورهای ازخودراضی و، از همه مهم‌تر، آدم‌های نفهم؟ اگر بیشتر مواقع جهان را این شکلی می‌بینید، خبرهای بدی برایتان دارم. شما احتمالاً نفهم هستید. ۲) دگرگاوپنداری: نفهم‌ها برای دیدگاه اطرافیان خود ارزش قائل نمی‌شوند. به‌جای اینکه دیگران را هم‌ردیفان اخلاقی و شناختی بدانند و فکر کنند که دیگران نیز به اندازه ما وجدان اخلاقی و توان عقلایی دارند، آن‌ها را احمق‌هایی می‌انگارند که باید با آن‌ها سروکله زد. ۳) بی ارزشی دیگران: نفهم بودن یعنی غافل بودن از ارزش ها و شایستگی دیگران و بی‌اعتنایی به امیال و باورهای آن‌ها و چشم‌پوشی نکردن از تقصیراتشان. ۴) نگاه پست و ابزاری: از نگاه نفهم‌ها پیشخدمت رستوران نمی‌تواند انسانی جذاب باشد، در عوض او صرفاً ابزاری است که یک وعدۀ غذایی را برای شما فراهم می‌کند و یا احمقی است که می‌توانید خشم خود را بر سر او خالی کنید. مردمی که در صف استارباکس جلوتر از شما ایستاده‌اند شخصیت ندارند و به حساب نمی‌آیند. کسانی که در سلسله‌مراتب اجتماعی مادون شما هستند فاقد استعدادهای شما بوده و لیاقتشان همان نوکری و کارهای پست است. ۵) ناشنوایی: نشانه دیگر نفهمی عدم توانایی آن‌ها در گوش دادن است. آیا با گوش و آغوشی باز به انتقادات اخلاقی دیگران از خودتان گوش می‌کنید؟ این کار برای افراد نفهم آسان نیست. پیش خودش می گوید چرا حرف یک احمق یا یک ابزار را جدی بگیرم؟ چرا تلاش کنم به دیدگاه‌های انتقادی آن‌ها درباره خودم توجه کنم؟ به احتمال زیاد نفهم یا انتقاد را رد می‌کند، مقابله‌به‌مثل می‌کند، یا لبخند زده و چاقو را عمیق‌تر فرو می‌کند. طبیعت آدم های نفهم گوش نکردن است. احتمالاً هیچ‌کس نفهم مطلق یا فهیم مطلق نیست. اما سوال اینجاست که من و شما به‌طور مشخص در گستره بین نفهمی تا فهیم بودن در کجا ایستاده‌ایم؟ 💠⭕️راهکارهای مبارزه با نفهمی چهار راهکار اولیه برای شروع: ⭕️دغدغه نفهمی: بسته به میزانی که شخص واقعاً دلواپس نفهم بودن خود است، نفهمی‌اش برای مدتی ناپدید می‌شود. اگر از رفتار احتمالاً بی‌شرمانه خود با شخصی احساسی بد همراه با خجالت دارید، در آن لحظه، به برکت فضیلت این دغدغه، در حال توجه به اهمیت و ارزش آن شخص هستید و او را به عنوان فردی می‌شناسید که یک ابزار یا احمق نیست. البته اگر از این ایده احساس راحتی کرده و با خود فکر کنید ببین! چون من نگران نفهم بودن خودمم، و الانم نشستم و دارم یه مقاله درباره همین موضوع می‌خونم، پس قاعدتاً نباید نفهم باشم و دست از نگران بودن بردارید، در همان لحظه نفهمی شما آشکار می‌شود. ⭕️نمونه برداری تصادفی: کاربست تکنیک نمونه‌برداری تجربی که دو روان‌شناس ابداعش کرده‌اند: هشدار گوشی موبایل خود را به شکلی تصادفی فعال کنید. وقتی هشدار به صدا در آمد، ببینید در آن زمان در حال فکر کردن به چه چیزی هستید و آن موقع دنیا و اطرافیان را چگونه می دیدید؟ (تفصیل این تکنیک در اصل مقاله) ⭕️مخالف شنوی/خوانی: هر هفته یک پادکست یا متن از کسی که باهاش موافق نیستید گوش بدید یا بخونید. نه برای تغییر عقیده و نه با دید انتقادی، بلکه برای فهمیدن اینکه چرا آدم‌ها طور دیگری فکر می‌کنند؟ ⭕️تمرین فهمیدگی: شروع کنید به دیدن آدم ها به مثابه آدم نه رقیب، نه مزاحم، نه ابزار، نه رئیس، نه مرئوس، نه کارمند بلکه فقط و فقط به عنوان انسان که  داستان و سرنوشت شخصی خودش را دارد. خانواده و آرزو دارد. درد و دغدغه دارد. آکادمی جام جستجوی آگاهی و معنا @JaamAcademy اینستاگرام | لینکدین|بله | ایتا | سروش

💠⭕️ اجرای یک دختر ۱۶ ساله در برنامه استعدادیابی بلغارستان شما هم تماشای این فیلم دعوتید. نمی توانیم در مورد محتوای این اجرا زیاد چیزی بگوییم. فقط یک نکته. ۱۰ ثانیه پایانی اجرا غافل گیر کننده است پس تا آخر نگاه کنید. و از خود بپرسید چه شباهتی بین زندگی شما و این اجرا وجود دارد. طناب ها و قیچی های زندگی شما چیستند؟ آکادمی جام‌؛ جستجوی آگاهی و معنا ما را در سایر رسانه‌ها دنبال کنید: اینستاگرام | لینکدینبله | ایتا | سروش @JaamAcademy

💠⭕️ تکنیک ژورنال بدبختی در روانشناسی تکنیکی وجود دارد به نام ژورنال خوشبختی، امروز می خواهیم تکنیک تکمیلی آن را با هم مرور کنیم. اما قبل از یک تجربه روزمره با هم مرور کنیم: عجله داشتم تند سوار ماشینم شدم. صبح زود، هوا بارانی بود اما ماشینم در خیابان فرعی پنچر شد. کلی طول کشید تا چرخ ماشین رو عوض کنم. خیس، خسته و دیر به جلسه رسیدم و ارایه بسیار بدی هم داشتم. رئیسم جلوی همه ضایعم کرد به خیسی و خستگی، حس تلخ خنگ بودن هم اضافه شد. در راه برگشت، بی‌هدف به بوق ماشین‌ها گوش می‌دادم که ناگهان آمبولانسی از کنارم گذشت و زنی را روی برانکارد دیدم. در همان لحظه، تمام خشم و ناراحتی‌ام از باران، تایر پنچر و حتی اخم رئیس، پوچ شد. می‌توانستم من باشم، می‌توانستم امروز را با درد آغاز کنم. و آن‌جا، وسط ترافیک، برای اولین‌بار با خودم گفتم: «خوشحالم که بدتر از این نبود.» این تجربه، نمونه‌ای دقیق از شکرگزاری منفی یا شکرگزاری معکوس است، که برخی روان‌شناسان از آن به عنوان تمرینی برای افزایش تاب‌آوری ذهنی یاد می‌کنند. برخلاف شکرگزاری کلاسیک که فرد بابت داشته‌های مثبت خود قدردان است، در شکرگزاری منفی فرد به سناریوهای بدتر ممکن می‌اندیشد و از نبود آن‌ها احساس قدردانی می‌کند. مطالعاتی مختلفی نشان می دهد که مقایسه وضعیت موجود با  با سناریوهای منفی، نقش کلیدی در بهبود وضعیت روانی افراد دارد. از منظر روان‌شناسی شناختی، شکرگزاری منفی نوعی بازسازی شناختی محسوب می‌شود؛ یعنی چه؟ یعنی اینکه در فرآیند شکرگزاری معکوس فرد افکار منفی اولیه را با برداشت‌های جدیدتر و سازنده‌تر جایگزین می‌کند. ⭕️راهکار عملی: ژورنال بدبختی داشته باشید. در ژورنال خوشبختی (شکرگزاری کلاسیک) ما چیزهایی که داریم را می نویسیم اما در ژورنال بدبختی «می‌توانست بدتر باشد» ها را می نویسیم. هر شب یک اتفاق ناخوشایند روز را بنویسید و تصور کنید که چگونه می‌توانست بدتر باشد. مثلاً: «امروز لپ‌تاپم خراب شد... ولی خوشبختانه اطلاعاتم را بک‌آپ گرفته بودم.» یا «اگر از دستش داده بودم» را تصور کنید یا بنویسید. به یکی از داشته‌هایتان فکر کنید (شغل، خانه، خانواده) و تصور کنید اگر آن را از دست می‌دادید، چه می‌شد؟ سپس بابت بودنش قدردانی کنید. فواید شکرگزاری معکوس چیست؟ 📌افزایش تاب‌آوری روانی: به فرد کمک می‌کند در برابر ناملایمات، دیدگاهی مثبت اما واقع‌گرایانه داشته باشد. 📌کاهش احساس نارضایتی از زندگی: چون توجه فرد از نداشته ها به داشته‌هایی که ممکن بود از دست بروند، معطوف می‌شود. 📌مقابله با ذهنیت قربانی‌محور: به جای «همه چیز بد است»، ذهن تمرین می‌کند تا بگوید: می‌توانست بدتر باشد، اما نیست. نکته آخر: هیچ تکنیکی به تنهایی راهگشا نیست.  این تکنیک را همراه با دیگر تکنیک ها به صورت مکمل و متناوب استفاده کنید. آکادمی جام‌؛ جستجوی آگاهی و معنا ما را در سایر رسانه‌ها دنبال کنید: اینستاگرام | لینکدینبله | ایتا | سروش @JaamAcademy

💠⭕️ تکنیک ژورنال بدبختی در روانشناسی تکنیکی وجود دارد به نام ژورنال خوشبختی، امروز می خواهیم تکنیک تکمیلی آن را با هم مرور کنیم. اما قبل از یک تجربه روزمره با هم مرور کنیم: عجله داشتم تند سوار ماشینم شدم. صبح زود، هوا بارانی بود اما ماشینم در خیابان فرعی پنچر شد. کلی طول کشید تا چرخ ماشین رو عوض کنم. خیس، خسته و دیر به جلسه رسیدم و ارایه بسیار بدی هم داشتم. رئیسم جلوی همه ضایعم کرد به خیسی و خستگی، حس تلخ خنگ بودن هم اضافه شد. در راه برگشت، بی‌هدف به بوق ماشین‌ها گوش می‌دادم که ناگهان آمبولانسی از کنارم گذشت و زنی را روی برانکارد دیدم. در همان لحظه، تمام خشم و ناراحتی‌ام از باران، تایر پنچر و حتی اخم رئیس، پوچ شد. می‌توانستم من باشم، می‌توانستم امروز را با درد آغاز کنم. و آن‌جا، وسط ترافیک، برای اولین‌بار با خودم گفتم: «خوشحالم که بدتر از این نبود.» این تجربه، نمونه‌ای دقیق از شکرگزاری منفی یا شکرگزاری معکوس است، که برخی روان‌شناسان از آن به عنوان تمرینی برای افزایش تاب‌آوری ذهنی یاد می‌کنند. برخلاف شکرگزاری کلاسیک که فرد بابت داشته‌های مثبت خود قدردان است، در شکرگزاری منفی فرد به سناریوهای بدتر ممکن می‌اندیشد و از نبود آن‌ها احساس قدردانی می‌کند. مطالعاتی مختلفی نشان می دهد که مقایسه وضعیت موجود با  با سناریوهای منفی، نقش کلیدی در بهبود وضعیت روانی افراد دارد. از منظر روان‌شناسی شناختی، شکرگزاری منفی نوعی بازسازی شناختی محسوب می‌شود؛ یعنی چه؟ یعنی اینکه در فرآیند شکرگزاری معکوس فرد افکار منفی اولیه را با برداشت‌های جدیدتر و سازنده‌تر جایگزین می‌کند. ⭕️راهکار عملی: ژورنال بدبختی داشته باشید. در ژورنال خوشبختی (شکرگزاری کلاسیک) ما چیزهایی که داریم را می نویسیم اما در ژورنال بدبختی «می‌توانست بدتر باشد» ها را می نویسیم. هر شب یک اتفاق ناخوشایند روز را بنویسید و تصور کنید که چگونه می‌توانست بدتر باشد. مثلاً: «امروز لپ‌تاپم خراب شد... ولی خوشبختانه اطلاعاتم را بک‌آپ گرفته بودم.» یا «اگر از دستش داده بودم» را تصور کنید یا بنویسید. به یکی از داشته‌هایتان فکر کنید (شغل، خانه، خانواده) و تصور کنید اگر آن را از دست می‌دادید، چه می‌شد؟ سپس بابت بودنش قدردانی کنید. فواید شکرگزاری معکوس چیست؟ 📌افزایش تاب‌آوری روانی: به فرد کمک می‌کند در برابر ناملایمات، دیدگاهی مثبت اما واقع‌گرایانه داشته باشد. 📌کاهش احساس نارضایتی از زندگی: چون توجه فرد از نداشته ها به داشته‌هایی که ممکن بود از دست بروند، معطوف می‌شود. 📌مقابله با ذهنیت قربانی‌محور: به جای «همه چیز بد است»، ذهن تمرین می‌کند تا بگوید: می‌توانست بدتر باشد، اما نیست. نکته آخر: هیچ تکنیکی به تنهایی راهگشا نیست.  این تکنیک را همراه با دیگر تکنیک ها به صورت مکمل و متناوب استفاده کنید. آکادمی جام‌؛ جستجوی آگاهی و معنا ما را در سایر رسانه‌ها دنبال کنید: اینستاگرام | لینکدینبله | ایتا | سروش @JaamAcademy

🌟🌟🌟🌟 یلدا یعنی باور به نور، حتی در اوج تاریکی… یلداتون مبارک! @Jaamacademy