es
Feedback
فلسفه اخلاق

فلسفه اخلاق

Ir al canal en Telegram

🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما 📍مصطفی سلیمانی (دکتری فلسفه کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت) 📱ارتباط با من: @soleymani63 . 🔖اینستاگرام: https://instagram.com/_u/soleymani63

Mostrar más
7 235
Suscriptores
Sin datos24 horas
-177 días
-5830 días
Archivo de publicaciones
رندان مست #شجریان 🍀❤️ @filsofak

رهایی از دلبستگی‌ها در حیطه ایثار، جمع‌آوری و ذخيره دارایی مفهومی ندارد. شما به خود فکر نمی‌کنید و آنچه را در کف دارید آزادانه می‌بخشایید و در نتیجه بیشتر می‌ستانید. اما اگر با نیّت بیشتر ستاندن، بارش و ایثار آغاز کنید؛ جریان این انرژی را بند می‌آورید. قبل از هر چیز باید این واقعیت را درک کنید که هرگز نمی‌توانید مالک چیزی شوید. هنگام زاده شدن، هیچ نداشتید و در هنگام مرگ نیز جهان را بی‌چیز ترک می‌کنید. من کت و شلواری را در جمع لباس‌هایم دارم که جیب‌های آن را بریده‌ام. هر بار که برای پوشیدن لباسم، در کمد را می‌گشایم، چشمانم به این کت و شلوار مسخره می‌افتد و به یاد می‌آورم که آخرین کتی که بر تن می‌کنم به جیب احتیاج ندارد. تملک‌گرایی و مال‌اندوزی تصاحب آن نیست بلکه به تصاحب در آمدن آن است. اگر احساس می‌کنید که باید فلان ملک، اتومبیل و یا مقام را داشته باشید و بدون آن احساس کمتری می‌کنید مفهومش آن است که تحت سلطه دارایی قرار گرفته‌اید و قربانی شده‌اید. در چنین شرایطی، اگر اتومبیل BMW و خانه يیلاقی و جواهرات مورد علاقه خود را نداشته باشید، می‌نالید و فکر می‌کنید که با به دست آوردن آن‌ها زندگیتان رو به راه می‌شود و از آن پس شاد و خرسند خواهید بود، غافل از این‌که این یک خیال باطل است؛ زیرا پس از به دست آوردن آن‌ها، به فکر می‌افتید که اگر خانه بزرگ‌تر و بزرگ‌تری داشته باشید، زندگیتان کامل می‌شود و به این ترتیب به بیماری زیاده‌طلبی دچار می‌شوید. آنگاه دست به گریبان دنیا می‌شوید تا به مال و منال بیشتری چنگ بیندازید؛ زیرا قانونِ طبیعت چنین است که هر چه دارایی بیشتری داشته باشید، بیشتر به جانب آن کشیده می‌شوید و هر چه کمتر تملک‌گرا باشید خود را بی‌نیازتر احساس می‌کنید. وین دایر عظمت خود را دریابید ❤️🍀 @filsofak

مسامحه و امروز فردا کردن یکی از علل مهم شکست و ناکامی است. این اخلاق به گونه‌ای در همه وجود دارد؛ در کمین ایستاده تا موفقیت را از اشخاص برباید. اغلب ما در زندگی به همین دلیل شکست می‌خوریم، زیرا در انتظار رسیدن زمان مناسب هستیم. بهانه‌سازی می‌کنیم که برای انجام کار مورد نظرمان باید تا فراهم آمدن زمان مناسب صبر کنیم. صبر نکنید و منتظر نمانید زیرا زمان مناسب هرگز از راه نمی‌رسد! از همین جایی که هستید شروع کنید و از ابزاری که در اختیار دارید استفاده نمایید. وقتی دست به کار شدید، ابزار بهتری پیدا می‌کنید. ناپلئون هیل ❤️🍀 @filsofak

موفقیت اون چیزی نیست که به نظر می‌رسه. #مصطفی_سلیمانی #موفقیت 🍀❤️ @The_meaningoflife
موفقیت اون چیزی نیست که به نظر می‌رسه. #مصطفی_سلیمانی #موفقیت 🍀❤️ @The_meaningoflife

بیش از حد فکر می‌کنی؟! #مصطفی_سلیمانی #فکر 🍀❤️ @The_meaningoflife
بیش از حد فکر می‌کنی؟! #مصطفی_سلیمانی #فکر 🍀❤️ @The_meaningoflife

🔸️انتظار... آدم را آب‌دیده می‌کند آدم را پیر می‌کند لعنتی و این یعنی صیقل نمی‌خوری تا خراشیده نشوی خیالت راحت خیالت راحت... #مصطفی_سلیمانی #انتظار 🍀❤️ @The_meaningoflife

از یک‌چیز مطمئنم؛ و آن اینکه نباید اجازه دهی زندگی‌ات، تو را زندگی کند. #اروین_یالوم (📕وقتی نیچه گریست) ❤️🍀 @filsofak

قاطع باشید بدون این که سلطه‌گر باشید وقتی ما قاطع باشیم، از تسلیم شدن در برابر خواسته‌های بیش از حد کودک یا برآورده کردن همه هوس‌های او امتناع می‌کنیم. وقتی ما در راستای انضباط تصمیمی می‌گیریم باید روی آن بایستیم. کودک خیلی زود به این مطلب پی می‌برد. پرداخت به انضباط ممکن است نیاز به میزان معینی از قاطعیت و حتی فشار ملایم، به ویژه در برابر کودکان کوچک‌تر داشته باشد. وقتی مادر می‌گوید: «نه» باید ترتیبی دهد که محدودیت مشخص شده اجرا شود. شماتت! تهدید یا کتک موفقیتی در پی ندارند، چون هر کدام از این محرک‌های خصومت، در حالی که ممکن است موقتاً جلوی رفتار ناخوشایند را بگیرند، تعارض را به زمینه دیگری جابه‌جا می‌کنند و موجب می‌شوند بدرفتاری تشدید شود. کودکان مرزها و محدودیت ها را فقط از طریق قاطعیت پایدار می‌آموزند. اگر کودک تمایلی به پوشیدن لباس مناسب برای مدرسه ندارد، مادر می تواند از رفتن او جلوگیری کند. اگر زیاد سروصدا می‌کند و قصد ندارد ساکت باشد، می‌توان از او خواست که از اتاق خارج شود. با وجود این، هر یک از این اقدامات که نیازمند فشارند، باید و همیشه با دادن یک انتخاب به کودک همراه باشند. مثلا «اگر ساکت باشی می‌توانی در اتاق بمانی». اگر ساکت نباشد، مادر می‌تواند این انتخاب را به او بدهد که با خودش برود یا به بیرون برده می‌شود. خواستن او برای این که از اتاق خارج شود، ممکن است استبدادی به نظر برسد. اگر ارتباط میان کودک و والدین دوستانه باشد، کودک به این اقدام والدین پاسخ خواهد داد. به شرط آن که والدین با توضیحات اضافی و معذرت‌خواهی یا موعظه‌های طولانی مسأله را بزرگ نکنند. كودكان خوشبخت ردولف درايكورس ❤️🍀 @filsofak

ما نیازمند صلح با خویشتنیم. تعارضات درونی، سعادت ما را تهدید می‌کنند. ناهماهنگی، ما را برده‌ی جنون می‌سازد و حیوان درون را بر ما مسلّط می‌کند. صلح با خویشتن به این بستگی دارد که امیال آشفته و متعارضمان را تحت فرمان اخلاق در‌آوریم. جاناتان گلاور ❤️🍀 @filsofak

برتری کتاب بر تلویزیون از طریق کتاب با آرامش مطلب را جذب می ‌کنیم و تصویر آن را در ذهنمان ایجاد می ‌نماییم و این تصویر ها را با تداعی معانی ذهنی خویش می ‌آمیزیم، یعنی با اطلاعات دیگری که خودمان داریم و آن را می‌ شناسیم و در یاد و حافظه داریم مخلوط می ‌کنیم. این فرآیند سبب می‌ شود تا یک سلسله معلومات در ذهن ما به حرکت آیند و آنچه را که از کتاب گرفته ‌ایم در کارگاه درونی خودمان مبادله کنیم و مجموعه ی آن را به سراچه ذهن سرازیر نماییم. بنابراین، معلومات ناشی از کتاب با تفکر و زایندگی فکر همراه می ‌‌شود، یعنی دو مرحله‌ای است: در یک مرحله مطلب را از کتاب می ‌گیریم و در مرحله بعد آن را به مفاهیم به یاد ماندنی تبدیل می‌ کنیم تا در نهایت وارد ذهن شود و آن را جذب نماییم. تلویزیون بیشتر برای سرگرم کردن است، برای اینکه معلومات بتواند با نوعی سهولت جریان یابد. اما کتاب برای آن است که بتواند فکر را به حرکت درآورد و در واقع معلومات را به صورت عمیق وارد ذهن سازد. یکی دیگر از مشکلات تلویزیون نوعی به اصطلاح همخوانی فکری در مردم ایجاد می‌ کند، یعنی همه را به طور یکسان به یک نوع فکر وا می‌ دارد و همین مشکل هم لطمه بزرگی را به استقلال فکر وارد می ‌آورد که آثار آن برای یک کشور زیان‌ آور است، چرا که تمدن یک کشور به فکر مردمش وابسته است و اگر قرار باشد دیگران برای او فکر کنند، فرستنده ‌ها خط بدهند، مجالی برای اندیشیدن نباشد، تمدن کشور در واقع لاغر و تهی می‌ شود و چنین سرزمینی مجبور می‌ گردد نگاهش را به دیگران بدوزد و از علم و فکر به تعبیر دیگران برداشت نماید و اصلا به خودش زحمت تفکر مستقل را ندهد که می‌ دانید چقدر خسارت ‌بار است. دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن ❤️🍀 @filsofak

هر جا تمرین باشد روشن‌شدگی نیز هست. اما تمرین چیست: به جای پرستش یک شیء، تنها بر کاری که هر لحظه انجام می‌دهیم تمرکز می‌کنیم.
هر جا تمرین باشد روشن‌شدگی نیز هست. اما تمرین چیست: به جای پرستش یک شیء، تنها بر کاری که هر لحظه انجام می‌دهیم تمرکز می‌کنیم. شونریو سوزوکی ❤️🍀 @filsofak

رالف والدو اِمرسُن؛ در میانۀ طبیعت‌گرایی و تعالی‌گرایی «هزارپا را درونم احساس می‌کنم. تمساح و کپور و عقاب و روباه. حس توافقی عجیب مرا برمی‌انگیزد، دائم با خودم می‌گویم من طبیعت‌گرا خواهم بود». بخشی از کتاب سرگذشت فلسفهٔ غرب به روایت مدرسه دوباتن، نشر کرگدن ترجمهٔ میثم محمدامینی زیرنویس از حسین محمدی‌زاده ❤️🍀 @filsofak

فقط خوش‌بین‌ها خودکشی می‌کنند، خوش‌بین‌هایی که دیگر نمی‌توانند خوش‌بین باشند. آن‌ها که دلیلی برای زندگی کردن ندارند، چرا باید دلیلی برای مردن داشته باشند؟ 🔸️ امیل چوران 🔹️ سرگذشت فلسفۀ غرب به روایت مدرسۀ دوباتن، ترجمۀ میثم محمدامینی، نشر کرگدن از مجموعهٔ #خوب_زیستن ❤️🍀 @filsofak

هر نفسی که فرومی‌رود ممدّ حیات است و چون برمی‌آید مفرّح ذات... #ذهن‌آگاهی 🍀❤️ @filsofak

رفتن زیاد دیده‌ایم و بسیار بسیار رفته‌ایم، از شهرها، از رفاقت‌ها و عشق‌ها. از خودمان حتی. و حالا چه تفاوت می‌کند آفتاب باشد یا باران؟ صبح یا شب؟ تابلوها در افولِ ما غروب می‌کنند و می‌گذرند، همراه با خاطره‌ها، لبخند‌ها، سیگارها و بوسه‌ها. و گذشتن است که همیشه درد دارد. حتی عبور از رنجی که انتهاش رهائی است، حتی گذر از غروبی که فرداش عید است، حتی گذار از روزهای سفت نگه داشتنِ یک عقیدهٔ اشتباه، که البته روشنایی خواهد بود‌. این‌ها را گفتم که خرده نگیریم به اشکِ پشت کاسهٔ آب، هر بار و هر بار و هر بار تا هزار بار. که اذیتمان نکند گفتن از عشق‌های گذشته، محبت‌های منقضی‌شده، به قار قار کلاغ‌ها و جیک‌جیک گنجشک‌ها اولِ صبح. این‌ها را گفتم بل رفتن آسان شود. نشد. نفهمیدند آن‌ها که عجیب نگاه می‌کردند وقتی با موهای جوگندمی از عشق نوجوانی می‌گفتیم، یا دوستانی که فقط اسمی ازشان مانده و خاطره‌ای. بعد از هزار بار رفتن و جا گذاشتن خودمان، این‌جا و آن‌جا، باز گریه است و مچاله شدن توی صدای چاوشی و کلمات. همین. #محمد_یغمائی ❤️🍀 @filsofak

اگر می‌خواهید تندرست بمانید: 1. احساسات‌تان را بیان کنید. هیجانات و احساساتی که سرکوب یا پنهان شده باشند به بیماری‌هایی نظیر ورم معده، زخم معده، کمر درد و درد ستون فقرات منجر می‌شوند. سرکوبی احساسات به مرور زمان حتی می‌تواند به سرطان هم بیانجامد. در آن زمان است که ما به سراغ یک محرم می‌رویم و رازها و خطاهای خود را با او در میان می‌گذاریم! گفتگو، صحبت کردن، کلمات وسیله درمانی قدرتمندی هستند. 2. تصمیم‌گیری کنید. افراد دو دل و مردد دچار دلهره و اضطراب هستند. دو دلی و بی‌تصمیمی باعث می‌شود که مشکلات و نگرانی‌ها روی هم انباشته شوند. تاریخ انسان بر اساس تصمیم‌گیری‌ها ساخته شده است. تصمیم‌گیری دقیقاً به معنی چشم‌پوشی آگاهانه از بعضی مزایا و ارزش‌ها برای به دست آوردن بعضی دیگر است. افراد مردد در معرض بیماری‌های معدی، دردهای عصبی و مشکلات پوستی قرار دارند. 3.به دنبال راه حل‌ها باشید. افراد منفی، مشکلات را بزرگ می‌کنند و راه حل‌ها را نمی‌یابند. آن‌ها غم و غصه، شایعه و بدبینی را ترجیح می‌دهند. روشن کردن یک کبریت بهتر از تاسف خوردن از تاریکی است. زنبور، موجود کوچکی است اما یکی از شیرین‌ترین چیزهای جهان را تولید می‌کند. ما همانی هستیم که می‌اندیشیم. افکار منفی باعث تولید انرژی منفی می‌شوند که آن‌ها نیز به نوبه خود تبدیل به بیماری می‌گردند. 4. در زندگی اهل تظاهر نباشید. کسی که واقعیت را پنهان نگاه می‌دارد، تظاهر می‌کند و همیشه می‌خواهد راحت و خوب و کامل به نظر دیگران برسد، در واقع بار سنگینی را بر دوش خود قرار می‌دهد. مثل یک مجسمه برنزی با پایه‌های گِلی. هیچ چیز برای سلامتی بدتر از نقاب به چهره داشتن و زندگی کردن با تظاهر نیست. این گونه افراد زرق و برق زیاد و ریشه و مایه اندکی دارند و مقصد آن‌ها داروخانه، بیمارستان و درد است. 5. واقعیت‌ها را بپذیرید. سرباز زدن از پذیرش واقعیت‌ها و عدم اتکاء به نفس، ما را از خودمان بیگانه می‌سازد. هسته اصلی یک زندگی سالم، یکی بودن و رو راست بودن با خود است. کسانی که این را نمی‌پذیرند، حسود، مقلد، مخرب و رقابت طلب می‌شوند. پذیرفتن انتقادها، کاری عاقلانه و ابزار درمانی خوبی است. 6. اعتماد کنید. کسانی که به دیگران اعتماد ندارند نمی‌توانند ارتباط خوبی با دیگران برقرار کنند و نمی‌توانند رابطه پایدار و عمیقی با دیگران به وجودآورند! 📘هنر تندرست ماندن 👤#دکتر_دراتسیو_وارلا ❤️🍀 @filsofak

این بهترین دلیل برای آموختن تاریخ است: خودداری از پیش‌بینی آینده، آزاد کردن خود از گذشته و انتخاب انواع دیگری از تقدیر. آزادی کامل طبعا وجود ندارد. ما نمی‌توانیم از تاثیرات گذشته به دور باشیم ، اما مقداری آزادی بهتر از فقدان آن است. #انسان‌_خداگونه 🍀❤️ @filsofak

درک کردن، همان آسیب دیدن است. از آن‌جا که حقیقت بسیار بی‌رحم است هرچه بیشتر بدانی، بیشتر آسیب خواهی دید. #کارلوس_فوئنتس 🍀❤️
درک کردن، همان آسیب دیدن است. از آن‌جا که حقیقت بسیار بی‌رحم است هرچه بیشتر بدانی، بیشتر آسیب خواهی دید. #کارلوس_فوئنتس 🍀❤️ @filsofak

چطور خبرهای جعلی را تشخیص دهیم؟ 🍀❤️ @filsofak

روزت مبارک خواهر عزیزم❤ این روز را به خواهران عزیزتان تبریک بگوئید. 📝 خواهر و برادرهای ما، خوب یا بد، یک‌جورهایی ما را بزرگ کرده‌اند. ماها اگر بدی دیده‌ایم و نخواسته‌ایم آن‌طوری باشیم، یا اگر خوبی دیده‌ایم و یاد گرفته‌ایم، مدیون همیم. ماها اجتماعی بودن و دست کشیدن از خودمحوری را از خواهر برادرهایمان یاد گرفته‌ایم. چه کسی جز یک خواهر یا برادر می‌تواند طرز رفتار و رابطه با جنس موافق یا مخالف را، با همه ریزه‌کاری‌هاش، این‌طور بی‌تکلف به ما یاد بدهد؟ اصلن شما بگویید آن کدام رابطه است که می‌تواند به سرعتِ رابطه خواهر برادری و خواهر خواهری و برادر برادری احیا شود؟ این‌که یک رابطه می‌تواند زود برگردد نشانه مهمی از عظمت آن رابطه نیست؟ ما خواهر برادرها، زیرِ بارَش برویم یا نه، بخش مهمی از زندگی هم هستیم. حرف مشترک، زیاد داریم با هم. توی یک خانه بزرگ شده‌ایم. تا یکی‌مان بگوید ف آن یکی می‌تواند برود تا فرحزاد. پس می‌شود بیشتر همدیگر را «ببینیم». ارزشش را دارد که بیشتر به رابطه‌مان فکر کنیم و قشنگ می‌شود اگر بیشتر، مثل دو تا آدم بزرگسال، نه مثل بزرگ‌تر و کوچک‌تر، با هم رفتار کنیم. 🔸️تا حالا به این فکر کرده‌اید که عمر رابطه بیشتر آدم‌ها با خواهر برادر‌هایشان، بیشتر از پدر و مادرشان است؟! تا حالا به این فکر کرده‌اید که اگر یک خواهر یا برادر دارید، کسی را دارید که بیشتر از هر کسی می‌تواند شرایطتان را درک کند؟ کسی را دارید که بیشتر رنج‌ها و خوشی‌هاتان با او مشترک است؟ کسی که خروار خروار خاطرات مشترک دارید باهاش؟ می‌دانید آدم‌ها دو دسته‌اند؟ یا راه خواهر برادر‌هایشان را می‌روند یا درست برعکس آن‌ها عمل می‌کنند؟ با این همه تأثیر، می‌شود خواهر و برادر را نادیده گرفت؟ آدم می‌تواند کسی که آشتیِ بعد از دعوا کردن را با او یاد گرفته و تمرین کرده از یاد ببرد؟ آدم اولین بار، با چه کسی جز خواهر یا برادرش، طعمِ استفاده از وسایل مشترک را می‌چشد؟ طعم نابرابری و حسادت را آدم اولین بار کجا می‌فهمد؟ کنار آمدن با بزرگ‌تر یا کوچک‌تر از خود، رقابت بر سر منافع مشترک، و رقابت برای جلب توجه را کجا می‌شود برای اولین بار تجربه کرد؟ جز معدود مواردِ غیر نرمالی که وجود دارند، قشنگ نیست که آدم می‌تواند این تجربیات سنگین را، برای اولین بار، با هم‌خون خودش تجربه کند؟ دردسرش کمتر نیست؟ بازخوردش بهتر نیست؟ #مصطفی_سلیمانی #روز_جهانی_خواهر 🍀❤️ @The_meaningoflife