es
Feedback
آوانگارد

آوانگارد

Ir al canal en Telegram

کانال: رضا طالشیان جلودارزاده "روزنامه‌نگار بین‌المللی IFJ و PHD جامعه‌شناسی سیاسی"

Mostrar más
777
Suscriptores
-324 horas
-207 días
-11730 días
Archivo de publicaciones
. کالبدشکافی ذینفعانِ "انسداد" صلحِ واقعی میان ایران و آمریکا، صرفاً یک "آتش‌بس دیپلماتیک" نیست؛ یک تغییر پارادایم استراتژیک است که هندسه قدرت و ثروت را در منطقه جابجا می‌کند. با پسش کشیدن این پرسش، چرا هر زمان که بوی تنش‌زدایی می‌آید، ناگهان لشکری از نقطه‌کور"های سیاست سر بر می‌آورند.؟ واقعیت این است که: آرامش، قاتلِ "اقتصادِ سایه" و "سیاستِ هیجانی" است. ۱. کارتل‌های "اقتصادِ تاریک" (رانت‌خواران انسداد) تحریم برای ملت هزینه است، اما برای این کارتل‌ها مزیت رقابتی. این گروه از عدم شفافیت سیستماتیک تغذیه می‌کنند. صلح یعنی بازگشت به استانداردهای FATF، نظارت بانکی و پایان دوران تراکنش‌های غیرقابل ردیابی. برای کسی که از کارمزدِ ۱۵ تا ۲۰ درصدیِ جابه‌جایی پول و انحصار در وارداتِ بی‌رقیب ثروت ساخته، صلح یعنی خودکشی مالی. ۲. روسیه؛ مهارِ رقیب در تله‌ ژیوپلیتیک روسیه از ایران به عنوان سپرِ انسانی - دیپلماتیک بهره‌برداری می‌کند. ایرانِ منزوی، یعنی شریکِ ناچار. مسکو به خوبی می‌داند که صلح ایران با غرب یعنی ورود ۳۴ تریلیون متر مکعب گاز به سفره اروپا؛ یعنی شکستن ابدیِ اهرم فشار انرژی کرملین.! روسیه ایران را نه به‌مثابه یک متحد مقتدر، بلکه به عنوان یک متغیر وابسته می‌خواهد که انرژی‌اش در گلوگاه تحریم باشد تا بازار گاز دست‌نخورده باقی بماند. ۳. جریان‌های بحران‌زیست در منطقه (از تل‌آویو تا امارات) برای رادیکال‌ترین لایه‌های قدرت در منطقه، ایرانِ همیشه تهدید یک کالای سیاسی است. این جریان‌ها از ایران‌هراسی برای توجیه بودجه‌های نظامی نجومی و سرپوش گذاشتن بر بحران‌های داخلی خود استفاده می‌کنند. صلح، منطقِ وجودی این جریان‌ها را از بین می‌برد و آن‌ها را با یک فضای خالیِ استراتژیک روبرو می‌کند که در آن دیگر دشمنِ دمِ‌دست برای بسیج افکار عمومی وجود ندارد. ۴. تکنوکرات‌های ناکارآمد (فرار از آزمونِ عملکرد) تحریم، بزرگترین دیوارِ حاشا برای مدیران ناتوان است. در فضای صلح، دیگر نمی‌توان سقوط ریال، فرار سرمایه و فقر ساختاری را به ایالات متحده نسبت داد. صلح، مدیریت را از حالت مدیریت بحران به مدیریت توسعه تغییر می‌دهد. بسیاری از صندلی‌های فعلی، طاقتِ پاسخگویی در شرایط نرمال را ندارند؛ آن‌ها در آشوب، متخصص جلوه می‌کنند اما در آرامش، بی‌مصرف می‌شوند. ۵. پیاده‌نظام ایدیولوژیک (ترس از فروپاشیِ هویت) برای بخشی از بدنه سیاسی، دشمنی با آمریکا نه یک ابزار، بلکه یک هویت است. صلح برای این گروه به معنای پایانِ تاریخ است. آن‌ها سال‌ها روی نفرت سرمایه‌گذاری کرده‌اند. صلح، اعتبارِ شعار آن‌ها را باطل می‌کند. آن‌ها از روزی می‌ترسند که مجبور شوند بدون فریاد زدن علیه دشمن، از برنامه‌شان و از آینده حرف بزنند؛ برنامه‌ای که وجود خارجی ندارد و آینده‌ای که ترسناک است. ۶. ذینفعانِ "فلج استراتژیک" آمریکا در داخل واشینگتن نیز، اتاق‌های فکر و پیمانکاران دفاعی که از حفظ تنشِ کنترل‌شده نان می‌خورند، مانع صلح‌اند. صلح با ایران یعنی انتقال منابع نظامی آمریکا به شرق اروپا و دریای چین؛ تغییری که لابی‌های قدیمی اسلحه در خاورمیانه را به وحشت می‌اندازد. جمع‌بندی: صلح و آزمونِ برهنگی صلحِ واقعی، نقابِ از چهره تمام کسانی که پشتِ نام منافع ملی سنگر گرفته‌اند اما صرفا" و فقط منافع محفلی خود را تامین می‌کنند، برمی‌دارد. وقتی می‌بینید کسی با رگِ گردنِ متورم علیه هرگونه توافقی فریاد می‌زند، به دنبال عقیده‌اش نگردید؛ به دنبال منفعتِ گمشده‌‌اش در لابلای بندهای آن توافق بگردید. صلح، فقط پایانِ دشمنی نیست؛ آغازِ پاسخگویی و از دست دادن منافع سرشار و نامشروع آنان و در کوتاه‌مدت حذف و سرنگونی آن‌هاست. https://t.me/+YMkut0-EVQoxZjI8

. تنگه هرمز؛ جغرافیا در خدمت ایدیولوژی ✍ مرتضا نعمتی (دانش‌آموخته جغرافیا) آخرین بازمانده سرمایه ملی، خودِ جغرافیاست. وقتی نهادها فرسوده می‌شوند، اقتصاد تحلیل می‌رود، منابع انسانی مستهلک و مغزها فراری می‌شوند، این مزیت‌های مکانی و موقعیت‌های ژئوپلیتیکی‌اند که هنوز  امکان بقای یک کشور را فراهم می‌کنند. مصرف این سرمایه پایه در آتش سیاست و جنگ، ورود به مرحله‌ای تقریباً برگشت‌ناپذیر از تباهی یک سرزمین است. پس از فرسایش منابع انسانی و ثروت‌های ملی، اکنون نوبت جغرافیاست که در خدمت یک ایدیولوژی سیاسی مصرف شود. تبدیل تنگه هرمز به کانون بحران و جنگ، آغاز نابودی ژئوپلیتیک سواحل ایرانی خلیج فارس است. هرمز فشرده‌ترین موقعیت راهبردی ایران است؛ گره‌گاهی که می‌توانست منبع قدرت ساختاری باشد؛ اکنون بجای تولید قدرت از مسیر پیوند، مبادله و تعادل، به بحران‌سازی در مدار جنگ و تنش تقلیل یافته است. حکمرانیِ بد، آن‌گاه که در توسعه، هژمونی اقتصادی، پیوند سرمایه اجتماعی و تأمین منافع ملی شکست می‌خورد، سرانجام به تخریب کارکرد تاریخی و ژیوپلیتیکی سرزمین رو می‌آورد. چنین مواجهه‌ای با جغرافیا، نه منشأ قدرت منطقه‌ای، بلکه آغاز تباهیِ هم‌زمان جغرافیا و تاریخ است. آن‌ها که برای نام خلیج فارس کتاب‌ها می‌نوشتند، امروز در برابر ویرانی بستر تاریخی و جغرافیایی آن سکوت کرده‌اند. مساله خلیج فارس فقط یک نام نیست؛ مساله، تهی‌شدن آن از معنا و کارکرد تاریخی و اقتصادی است. دفاع سطحی از یک نام تاریخی، چیزی جز نگهبانی از پوسته‌ای خالی نیست. تاریخ درباره آنان که بر ویرانه جغرافیای ایران، بر سر "نام" و برای "نان" نزاع می‌کردند، داوری بی‌رحمانه‌ای خواهد کرد. https://t.me/+YMkut0-EVQoxZjI8

. نرفتم و نمی‌روم بنابه دعوت یک موسسه علمی برای یک کار مطالعاتی، آماده شده بودم برای یک سفر دوماهه به شهر آمستردام در هلند. اجازه خروج داده شد اما از سوی دوستان امنیتی به من گفته شد، این احتمال وجود دارد در راه بازگشت از ورود شما به کشور جلوگیری یا مشکلاتی برای شما بوجود بیاید. گفتم، نمی‌روم و همه مدارکم را پس گرفتم و جمع کردم و آمدم خانه.! تحمل دوری ابدی از همه‌کس، همه‌چیز و همه‌جا را دارم به جز ایران #رضا https://t.me/+YMkut0-EVQoxZjI8

خیلی جدی عرض می‌کنم! در مقام یک روزنامه‌نگار حرفه‌ای که نزدیک به سه دهه کف خیابان و در میدان با اقوال مردم عادی آشنایی دارم؛ نه به عنوان یک علوم اجتماعی‌خوانده آکادمیک، که در ضمیر ناخودآگاه من رهیافت‌ها و نظریه‌های این علم البته گاه به کمکم می‌آید؛ عرض می‌کنم: "در بسا مسایل و موارد، حتا به ظاهر پیچیده و بویژه مطالبات و خواسته‌های درست و محترم سیاسی - اجتماعی منطبق با حال و احوالات این کشور و این مردم، همین مردم عادی و معمولی کوچه و خیابان، هزاربار شایسته‌تر، مطلوب‌تر، قابل دسترس‌تر، عاقلانه‌تر و منطقی‌تر از بسا این مدعیان قلم‌بدست از جمله خودم و همچنین این لفظ قلم‌ها، این اتوکشیده‌های سخن با عنوان رتوریک و این هوار هوار کننده‌های به اصطلاح منورالفکر و روشنفکر فکر می‌کنند و نظر می‌دهند.... مردم عادی و معمولی بر روی زمین سخت واقعیت زندگی می‌کنند و هیچ ثمن و ادعایی ندارند و زیاده هم اهل وِر و فخار نیستند، اما این نسخه بدست‌های پرمدعا در عالم نرم و پنجم هَپَروت سیر می‌کنند و هر کدام به تنهایی جز خودِ فیل‌دماغ‌شان را قبول نداشته و فاجعه‌بارتر از آن، هیچ طرح و برنامه‌ای هم ندارند. آنان فقط خوب بلدند جِر بزنند." ✍ رضا طالشیان جلودارزاده https://t.me/+YMkut0-EVQoxZjI8

. میلیاردر که سهل است، بزودی تریدسیلیاردر هم می‌شویم.... به سن و تجربه من، دیرزمانی فقط تعدادی انگشت‌شمار که معمولا" از دربار یا از تجار بودند میلیون‌نر خطاب می‌شدند و به آن‌ها مثلا" می‌گفتند، فلانی میلیونر است. یا یارو پولش با پارو بالا می‌رود. اما هم‌اکنون و به یُمن تلاش و مجاهدت بی‌منت بانک مرکزی جمهوری اسلامی، بیش و کم همه ما، میلیونر که سهل است، میلیاردر شده‌ایم. کافی است، فقط یک پراید مدل ۸۰ زیرپای‌مان باشد، به ریال که واحد واقعی پول ماست، میلیاردر بحساب می‌آییم. یک دستگاه اتومبیل پراید در فجیع‌ترین حالت به صدمیلیون تومان که می‌ارزد. می‌شود، یک میلیارد ریال. و جالب آنکه همه این‌ها فقط طی ۴۸ سال اتفاق افتاده. نتیجه آنکه، جمهوری اسلامی این ظرفیت را دارد، همه ما را در آینده نزدیک از مرز میلیاردر بودن هم عبور دهد و بشویم بیلیونر و در ادامه بیلیاردر، تریلیونر، تریلیاردر، کوآدریلیونر، کادریلیاردر، کوینتیلیونر، کوانتینیاردر، سکستیلیونر، سکستیلیاردر، سپتیلیونر، سپتیلیاردر، اکتیلیونر، اکتیلیاردر، نانیلیونر، نانیلیاردر، دسیلیونر، دسیلیاردر، آندسیلیونر، آندسیلیاردر، دودسیلیونر، دودسیلیاردر، تریدسیلیونر، تریدسیلیاردر ووو..... مثلا" یک روز می‌رویم از سوپری سر کوچه یک پاکت چیپس می‌خریم، می‌شود سه تریلیون و یا در قبال یک بسته سیگار، سوپری به ما می‌گوید، قابلی ندارد، می‌شود، سه کوآدریلیون.! ما ایرانیان در آینده‌ای نزدیک، آنقدر پولدار و آنقدر ثروتمند خواهیم شد، و اصلا" تنها ملتی در جهان می‌شویم که همه مرزهای پولداری را جابجا می‌کند و تبدیل می‌شود به ملتی نانیلیاردر، دسیلیونر، دسیلیاردر، آندسیلیونر، آندسیلیاردر، دودسیلیونر، دودسیلیاردر، تریدسیلیونر، تریدسیلیاردر ووو.....که هیچ ملتی در جهان و در طول تاریخ آن را تجربه نکرده باشد. https://t.me/+YMkut0-EVQoxZjI8

. ملت احمدشاهی! ملت احمدشاهی را شنیده بودم ولی معنی آن‌را نمی‌دانستم تا این که نگاشتی دیدم از سالار شفیعی که البته ایشان را هم نمی‌شناسم، ولی حکایت "دلسوزان نگران آینده را تحت نام ملت احمد شاهی" بیان می‌دارد که عینآ می‌آورم؛ ‍ "احمدشاه، شاه جوانمرگ، پس از آنکه از شاهی ایران عزل شد، گرچه او خود را عزل‌شدنی نمی‌دانست، چهارسال و چهار ماه بیشتر زنده نماند. او جوان بی‌آزاری بود و دیوارش در عصر گذار به تجدد از همه کوتاهتر بود. وقتی پاریس بود، خودرو رولزرویسی داشت که با آن درخیابان شانزه لیزه رفت‌ و آمد می‌کرد. خودش حکایت بامزه‌ای دربارۀ این ماشین تعریف می‌کرد و می‌گفت: در یکی از رمان‌های پلیسی، مردی به قتل رسید و شرلوک هولمز را برای کشف راز قتل خبر کردند. شرلوک دقایقی جنازه را وارسی کرد و چیزهای زیادی دربارۀ مقتول گفت. از جمله اینکه: مقتول زمانی فرد ثروتمندی بوده، اما چند سالی‌ است که وضع مالی خوبی ندارد، اما آن‌ قدر هم مُفلس نشده که به نان شبش محتاج باشد. از شرلوک پرسیدند، این مساله را از کجا فهمیده! پاسخ می‌دهد: لباسی که تن مقتول است از خیاطخانۀ معروفی است که فقط افراد پولدار می‌توانند از آن خرید کنند، اما لباس برای چند سال پیش است و معلوم است متوفا دیگر استطاعت مالی آنرا ندارد لباس جدیدی از آنجا بخرد، اما آنقدر هم مُفلس نشده که برای نان شبش همین لباس را هم بفروشد... احمدشاه سپس خود را با آن جسد مقایسه می‌کرد و می گفت: حکایت من و این رولزرویس همین است. هر کس مرا با این رولزرویس ببیند، می‌فهمد زمانی آنقدر ثروتمند بوده‌ام که می‌توانسته‌ام رولزرویس بخرم، اما چون رولزرویس‌ام قدیمی است معلوم است دیگر استطاعت مالی ندارم مدل جدید آن را بگیرم، و آنقدر هم مفلوک نشده‌ام که ماشینم را بفروشم." و حالا، این نقل حال و روز این روزهای بیشتر ما ایرانی‌هاست. دور از جان شما که می‌خوانید، مانند آن مقتول داستان شرلوک هولمز یا همین احمدشاه قاجار خودمان شده‌ایم. آنچه احمدشاه در مورد خود می‌گفت، این روزها در مورد همۀ ما صدق می‌کند. وقتی می‌بینیم کسی ماشین دارد، می‌فهمیم زمانی آنقدر پولدار بوده که می‌توانسته ماشین بخرد! اما دیگر استطاعت عوض کردن همان ماشین را حتا اگر پراید هم باشد ندارد، اما همین‌که آن ماشین را دارد، یعنی هنوز آنقدر مُفلس نشده که به خاطر هزینۀ نگهداری ماشین و پُر کردن جیب خالی، همان را هم بفروشد. در مورد خانه دیگر حرفی نمی‌زنم که هر متر مربع‌اش، این حوالی که من زندگی می‌کنم، قیمت روزلرویس احمدشاه شده! راست‌اش را بخواهید چند وقتی است وضع آن جسد داستان شرلوک هولمز را حتا در مورد چیزهای پیش‌ پا افتاده‌ای مثل اُدکلن دارم! با خودم می‌گویم، زمانی آنقدر ثروتمند بوده‌ام که فلان ادکلن را می‌خریدم، اما دیگر استطاعت خرید جایگزینش را ندارم، برای همین، ته‌ ماندۀ اُدکلنم را اتُم‌اتُم مصرف می‌کنم. این است که می‌گویم شده‌ایم ملت احمد شاهی! البته شباهت‌های‌مان به احمدخان، بیش از این‌هاست. ما هم مانند او از ایران تبعید شده‌ایم، البته با این تفاوت که چون مانند حضرت اشرف استطاعت زندگی خارج از ایران و خرید بلیت هواپیما و اینجور رویاهای ملوکانه را نداریم، ترجیح دادیم دوران تبعیدمان را همین‌ جا در ایران بگذرانیم و در همین اندرونی آپارتمان اجاره‌ای خودمان، قبله عالم باشیم. شباهت دیگر ما به احمد شاه این است که او خَلع‌ قدرت شده بود، درست عین ما. شباهت دیگرمان به او این است که او دلش را به آن رولزرویس خوش کرده بود، ما هم، هر یک دلمان را به لَکَنته‌ای که برایمان مانده خوش کرده‌ایم و به اينكه قدرت اول منطقه‌ايم و زندگی در مرحله مخلوعِ معزولِ تبعیدیِ بی‌اُدکلن بَسنده می‌کنیم. تعبیر "ملت احمدشاهی"، فراتر از یک استعاره، بیانگر حقیقتی است که در علم ما یعنی جامعه‌شناسی به آن "فقیرشدگیِ طبقه متوسط" می‌گویند؛ طبقه‌ای که ویترین‌اش هنوز بوی گذشته را می‌دهد، اما درونیات‌اش با سیلی صورت را سرخ نگه داشته است. در وضعیت "احمدشاهی"، ما در حالِ "مصرفِ گذشته" هستیم. خانه‌ای که داریم، ماشینی که سوار می‌شویم و حتا لباسی که بر تن داریم، متعلق به دورانی است که ضرب‌المثل "خواستن، توانستن است" معنا داشت. امروز، به قول آن نویسنده پیش‌گفته، ما فقط "نگهبانِ بقایای ثروت گذشته‌مان" هستیم، نه تولیدکننده ثروت جدید.! https://t.me/+YMkut0-EVQoxZjI8

سید مصطفا را آزاد کنید. شما را به خدا.! چنانچه به خودش و خانواده‌ و دوستدارانش رحم نمی‌کنید، دستکم به کشور و بیشتر از آن به خ
سید مصطفا را آزاد کنید. شما را به خدا.! چنانچه به خودش و خانواده‌ و دوستدارانش رحم نمی‌کنید، دستکم به کشور و بیشتر از آن به خودتان رحم کنید. کشور اکنون و بیش از همیشه به او نیاز دارد. به دانش او، به دلسوزی او و به سیاست‌ورزی و به تدبیر و به کیاست او؛ خودتان هم بخوبی می‌دانید، این مرد بی‌پیرایه و وارسته است و از هرگونه شک و شبهه و شائبه ناموجه‌ای نسبت به کشور و هموطنانش مبراست. شریف و صادق است. آزادش کنید و از او استفاده کنید. بخدا قسم به نفع خودتان هم هست‌. جای سیدمصطفا زندان نیست. هم‌اکنون ۱۱ سال است که او را زندانی کردید، چه چیزی گیرتان آمده؟ هرچه دزد و جانی و اختلاس‌گر و وطن‌فروش را آزاد گذاشتید که راست راست بگردند و آن‌وقت یک آدم سالم را انداختید توی زندان که بپوسد؟! شما را به جدش قسم‌تان می‌دهم، لخنی با وجدان‌تان خلوت کنید. اگر مسلمانید، این رسم مسلمانی نیست. خودتان هم بخوبی می‌دانید که او بی‌گناه‌ بی‌گناه‌ست. هیچ جرمی مرتکب نشده. او فقط به شیوه حکمرانی ویرانگرتان انتقاد داشته و اِشکال می‌گرفته و الان هم که معلوم شد و همگان فهمیدند که او درست می‌گفته. آزادش کنید.... https://t.me/+YMkut0-EVQoxZjI8

. مردم‌آزاری بطور متوسط روزی ۶۰ تا ۷۰ پیامک مزاحمِ دولتی - تبلیغاتی را بدون آنکه اصلا" باز کنم و بخوانم حذف می‌کنم.... اگر راهی وجود داشت، برای خلاصی از شر این حجم از پیامک‌های آزاردهنده، گوشی موبایلم را با سیم‌کارتش می‌انداختم داخل مستراح.! به عنوان مثال، سال‌هاست از افق کوروش و جانبو بخاطر همین مزاحمت‌های زیاد اصلا" خرید نمی‌کنم، حتا اگر از گرسنگی بمیرم... جنس و کالای خوب اصلا" نیاز به هیچ‌ نوع و گونه تبلیغی ندارد. این یک اصل و واقعیت غیرقابل‌انکار است. اصلا" شک نکنید، آن کالا و جنسی که زیاد تبلیغ می‌کند به مفت هم نمی‌ارزد. https://t.me/+YMkut0-EVQoxZjI8

پایان شو تیم ملی! پایان شو فوتبال، پایان قصه امیر قلعه‌نویی، پایان نمایش جواد خیابانی، پایان ادا و اطوار دلقکی چون خداداد عزیزی، پایان کاریکلماتور میثاقی و پایان شو تیم ملی.... مانند گذشته و مثل همیشه، حذف شدیم و خیلی خوب هم حذف شدیم.... https://t.me/+YMkut0-EVQoxZjI8

به اسم "تفاهم" در عالم واقع و به‌دور از چشم و گوش مردم، به خصوص به دور از هوش سوپرانقلابی‌ها؛ باقیمانده‌های جمهوری اسلامی در حال امتیاز دادن و عقب‌نشینی‌های فراوان در برابر ایالات متحده آمریکا هستند. این همان سناریو تکراری و مرموزی است که توسط قدرت برتر نوشته شده و مو به مو در حال اجراست. منتظر بمانید، صدای آن به گونه‌ای دیگر و در زمان مقتضی شنیده خواهد شد.! آنچه که ماکس وبر می‌گفت: "فهمِ کنشِ پشتِ کنشِ کنشگران" که باید آن را با چشم مسلح دید و تحلیل کرد. #رضا https://t.me/+YMkut0-EVQoxZjI8

عقده‌ها؛ نیروهای پنهان بسیاری از ما تصور می‌کنیم، همه تصمیم‌ها، احساسات و واکنش‌های‌مان کاملاً آگاهانه‌اند، اما روان انسان لایه‌های عمیق‌تری دارد که همواره بر رفتار و نگرش او اثر می‌گذارند. یکی از مهم‌ترین این نیروهای پنهان، چیزی به نام "عقده" یا "کمپلکس" است. "کارل گوستاو یونگ" معتقد بود، "عقده مجموعه‌ای از خاطرات، تجربه‌ها، باورها، تصاویر ذهنی و هیجان‌های نیرومند است که پیرامون یک موضوع مشترک در ناخودآگاه شکل گرفته‌اند. این هسته‌های روانی معمولاً در اثر تجربه‌های عاطفی مهم زندگی، به‌ویژه در دوران کودکی و نوجوانی، ایجاد می‌شوند و به مرور زمان استقلال نسبی پیدا می‌کنند. عقده‌ها بر نحوه درک ما از واقعیت تأثیر می‌گذارند. به همین دلیل دو نفر ممکن است با یک موقعیت یکسان روبه‌رو شوند، اما برداشت و واکنش کاملاً متفاوتی داشته باشند. در حقیقت، ما همیشه جهان را آن‌گونه که هست نمی‌بینیم، بلکه آن را از دریچه عقده‌ها، باورها و تجربه‌های خود تفسیر می‌کنیم. هنگامی که یک عقده فعال می‌شود، فرد ممکن است بدون آنکه متوجه باشد تحت تأثیر آن قرار گیرد. در این حالت احساسات شدیدی مانند خشم، ترس، حسادت، احساس گناه، اندوه، شرم یا ناامیدی ظاهر می‌شوند و واکنش‌های به وجود می‌آورند که گاه با شرایط واقعی تناسبی ندارند. به همین دلیل است که بعضی از افراد بارها در روابط عاطفی، شغلی یا خانوادگی با مشکلات مشابهی روبه‌رو می‌شوند و الگوهای تکراری را بازآفرینی می‌کنند." یونگ می‌گوید، یکی از مهم‌ترین پیامدهای عقده‌ها این است که توانایی انسان‌ها را برای "پاسخگویی خلاق" محدود می‌کند. به جای آنکه فرد متناسب با شرایط زمان تصمیم بگیرد، ناخودآگاه بر اساس زخم‌ها، ترس‌ها یا تجربه‌های گذشته واکنش نشان می‌دهد. در نتیجه، زندگی به چرخه‌ای از تکرارها تبدیل می‌شود و فرصت رشد و تغییر کاهش می‌یابد. با این حال، یونگ عقده‌ها را صرفاً منفی نمی‌دانست. او معتقد بود، هر عقده حامل مقدار زیادی انرژی روانی است. اگر این انرژی ناآگاهانه عمل کند، می‌تواند منشأ اضطراب، تعارض، رنج روانی و حتا برخی نشانه‌های جسمانی مرتبط با استرس شود؛ اما اگر شناخته و آگاه شود، همان انرژی می‌تواند به نیرویی برای خلاقیت، تحول، رشد شخصیت و خودشناسی تبدیل گردد. برای مثال، عقده حقارت می‌تواند فردی را به انزوا و احساس ناتوانی بکشاند، اما همین عقده در صورت آگاهی و کار کردن بر روی آن، ممکن است انگیزه‌ای برای تلاش، یادگیری و شکوفایی استعدادها شود. به همین دلیل، هدف روان‌درمانی از دیدگاه یونگ نابود کردن عقده‌ها نیست، بلکه شناخت، درک و یکپارچه‌سازی آن‌ها در ساختار شخصیت است. نکته: داشتن عقده به معنای بیمار بودن نیست. همه انسان‌ها دارای عقده هستند؛ زیرا همه انسان‌ها تجربه‌های عاطفی، زخم‌های روانی، آرزوها و تعارض‌های حل‌نشده بسیاری دارند. تفاوت فقط در این است که آیا همه ما از عقده‌های خود آگاه هستیم یا اینکه آن‌ها ناخودآگاه، زندگی ما را هدایت می‌کنند. یونگ جمله‌ای مشهوری دارد به این مضمون: "آنچه به آگاهی آورده نشود، به صورت سرنوشت تجربه خواهد شد." بسیاری از آنچه ما سرنوشت، بدشانسی یا تکرار مشکلات زندگی می‌نامیم، در واقع می‌تواند نتیجه فعالیت عقده‌هایی باشند که هنوز از طرف ما شناخته نشده‌اند. بنابراین مسیر رشد روانی از جایی آغاز می‌شود که فرد به جای انکار، فرافکنی یا فرار از بخش‌های ناآگاه خود، شجاعت نگاه کردن به آن‌ها را پیدا کند. هر عقده‌ای که شناخته شود، بخشی از انرژی روانی را آزاد می‌کند و انسان را یک گام به سوی آگاهی، آزادی درونی و فردیت نزدیک‌تر می‌سازد. https://t.me/+YMkut0-EVQoxZjI8

. بدترین شکنجه باور بفرمایید و خیلی جدی عرض می‌کنم، حاضرم مرا در غل و زنجیر کنند و در سلول‌های انفرادی زندان الکاتراس و لخت و عریان روی آسفالت بِکشَند و همچنان روزی ۱۰۰ ضربه با تازیانه از من پذیرایی کنند و یا تمام روزهای عمر و زندگی‌ام را در یک مستراح خراب و داغان در یک بیابان متروک بگذرانم و حتا سفره غدایم را با آرامش روی سنگ آن مستراح پهن کنم، اما حاضر نیستم حتا برای لحظه‌ای جلوی برنامه‌های این شبکه‌های مزخرف، لجن و پلید صدا و سیما بنشینم و صدای مجری‌های بی‌سواد و لمپن این بنگاه را بشنوم و یا عربده‌های این رسانه لئیم و خبیث به گوشم بخورد..... این بدترین نوع شکنجه برای من است. #رضا https://t.me/+YMkut0-EVQoxZjI8

. نکات مغفول و مشکوک در مورد "تفاهم" یکم، بندی که ایالات متحده آمریکا را متعهد به پایان جنگ با جمهوری اسلامی و همچنین لبنان در متن تفاهم‌نامه با امضا دونالد ترامپ کرده، عملا" بی‌اعتبار و بلاموضوع است. به ویژه در مورد لبنان.! چون، جنگ علیه لبنان و بطور خاص علیه حزب‌الله لبنان توسط اسراییل در حال انجام است و نه ایالات متحد آمریکا و در این تفاهم‌نامه نامی از اسراییل نیامده و هیچ بندی نیز مبنی بر پایان تخاصم بین جمهوری اسلامی و اسراییل مطرح نشده است. که اسراییل فعال‌مایشا می‌تواند دست به هر کاری بزند و ایالات متحده می‌تواند خود را از آن کنار بکشد. که شاید در پشت پرده یک تقسیم کار بین آمریکا و اسراییل صورت گرفته.! دوم، "تفاهم" با هدف "توافق" طی ۶۰ روز آینده به امضا رسیده و در مسیر رسیدن به این توافق، هزار بهانه توسط ایالات متحده آمریکا قابلیت توجیه دارد.! ✍ رضا طالشیان جلودارزاده https://t.me/+YMkut0-EVQoxZjI8

. دو نکته مغفول در مورد "تفاهم" یکم، بندی که ایالات متحده آمریکا را متهد به پایان جنگ در لبنان در متن تفاهم‌نامه با امضا دونالد ترامپ کرده، عملا" بی‌اعتبار و بلاموضوع است.! چون، جنگ علیه لبنان و بطور خاص علیه حزب‌الله لبنان توسط اسراییل در حال انجام است و نه ایالات متحد آمریکا و در این تفاهم‌نامه نامی از اسراییل نیامده و هیچ بندی نیز مبنی بر پایان تخاصم بین جمهوری اسلامی و اسراییل مطرح نشده است. که اسراییل فعال‌مایشا می‌تواند دست به هر کاری بزند و ایالات متحده خود را کنار بکشد. که شاید در پشت پرده یک تقسیم کار بین آمریکا و اسراییل انجام پذیرفته.! دوم، "تفاهم" با هدف "توافق" طی ۶۰ روز آینده به امضا رسیده و در مسیر رسیدن به این توافق، هزار بهانه توسط ایالات متحده آمریکا قابلیت توجیه دارد.! ✍ رضا طالشیان جلودارزاده https://t.me/+YMkut0-EVQoxZjI8

. فقره‌ای از فلاکت طی ۴۸ سال گذشته کشور باستانی ما بطور طبیعی می‌توانست بالاترین نرخ گردشگری را در منطقه و حتا جهان به نام خود ثبت کند. حتا بدون تعبیه امکانات رفاهی آنچنانی و ساخت و سازهای مصنوعی؛ و درآمدی سرشار نصیب مردم و کشور کند. هزار بار بیشتر از ترکیه بزک‌کرده، کویت، امارات، بحرین، قطر، عمان کپک‌زده و عراق جنگزده و عربستان صحرا و بیابان.! اما عده‌ای ورم‌کرده با باورهای مالیخولیایی اجازه ندادند و هر بار هم که شش نفر گردشگر از سر ذوق یا از سر کنجکاوی آمدند، دو نفر از آن‌ها را با اتهامات جاسوسی قپانی بازداشت کردند، دو نفر را به بهانه پوشش نامناسب و یک تن را به اتهام عکاسی و یک نفر دیگر را به بهانه کار خبری گروگان گرفتند برای اخاذی.! و اینگونه در جهان منزوی شدیم و به فقر و فلاکت کشانده شدیم.... https://t.me/+YMkut0-EVQoxZjI8

. فقره‌ای از فلاکت طی ۴۸ سال گذشته کشور باستانی ما بطور طبیعی می‌توانست بالاترین نرخ گردشگری را در منطقه و حتا جهان به نام خود ثبت کند. حتا بدون تعبیه امکانات رفاهی آنچنانی و ساخت و سازهای مصنوعی؛ و درآمدی سرشار نصیب مردم و کشور کند. هزار بار بیشتر از ترکیه بزک‌کرده، کویت، امارات، بحرین، قطر، عمان کپک‌زده و عراق جنگزده و عربستان صحرا و بیابان.! اما عده‌ای ورم‌کرده با باورهای مالیخولیایی اجازه ندادند و هر بار هم که شش نفر گردشگر از سر ذوق یا از سر کنجکاوی آمدند، دو نفر از آن‌ها را با اتهامات جاسوسی قپانی بازداشت کردند، دو نفر را به بهانه پوشش نامناسب و یک تن را به اتهام عکاسی و یک نفر دیگر را به بهانه همدردی گروگان گرفتند برای اخاذی.! و اینگونه در جهان منزوی شدیم و به فقر و فلاکت کشانده شدیم.... https://t.me/+YMkut0-EVQoxZjI8

. عقلِ "باش".! هیچ دو آدمی شبیه هم نیستند. نه در شکل و قیافه و رویه نه در رفتار و کردار و پندار؛ و نوع بشر هم یک موجود اجتماعی است. در زندگی اجتماعی"تفاهم" بدیهی‌ترین و دم‌دسترین ابزار کار برای تعامل، با هدف ادامه زندگی ما آدمیان در بستر اجتماع و در ادامه برای ساخت یک جامعه نرمال است. از همان ابتدا ورود به زندگی همیشه سعی کنید اهل تفاهم، تساهل، تسامح، تعامل و توافق باشید و ۲۰ سال یا تا نزدیک به نیم قرن اجازه ندهید تمام زندگی و روزگار شما و اطرافیان‌‌تان سیاه و نابود شود. آنچه که در بالای گردن ما سوار است، چیزی به نام "کله" است و قسمتی از آن را مخچه تشکیل می‌دهد و در داخل این مخچه چیزی به اسم مغز قرار دارد که مخزن قوه‌ای با عنوان عقل است و کار عقل هم تولید فکر، اندیشه، خلاقیت و تدبیر است. این‌ها را همیشه بکار بگیرید و زندگانی‌تان را آباد کنید، ضرر نمی‌کنید. به قول قدیمی‌ترها، عقل، آدم را باید "باش" باشد. ✍ رضا طالشیان جلودارزاده https://t.me/+YMkut0-EVQoxZjI8

. عقلِ باش و معاش.! هیچ دو آدمی شبیه هم نیستند. نه در شکل و قیافه و رویه نه در رفتار و کردار و پندار؛ و نوع بشر هم یک موجود اجتماعی است. در زندگی اجتماعی"تفاهم" بدیهی‌ترین و دم‌دسترین ابزار کار برای تعامل، با هدف ادامه زندگی ما آدمیان در بستر اجتماع و در ادامه برای ساخت یک جامعه نرمال است. از همان ابتدا ورود به زندگی همیشه سعی کنید اهل تفاهم، تساهل، تسامح، تعامل و توافق باشید و ۲۰ سال یا تا نزدیک به نیم قرن اجازه ندهید تمام زندگی و روزگار شما و اطرافیان‌‌تان سیاه و نابود شود. آنچه که در بالای گردن ما سوار است، چیزی به نام "کله" است و قسمتی از آن را مخچه تشکیل می‌دهد و در داخل این مخچه چیزی به اسم مغز قرار دارد که مخزن قوه‌ای با عنوان عقل است و کار عقل هم تولید فکر، اندیشه، خلاقیت و تدبیر است. این‌ها را همیشه بکار بگیرید و زندگانی‌تان را آباد کنید، ضرر نمی‌کنید. به قول قدیمی‌ترها، عقل، آدم را باید "باش" باشد. ✍ رضا طالشیان جلودارزاده https://t.me/+YMkut0-EVQoxZjI8

تفاهم یا دام.! هیچ توافقی بین ایالات متحده آمریکا با جمهوری اسلامی صورت نگرفته است. آنچه که انجام پذیرفته، "تفاهم" است. و در حقوق بین‌الملل بین اصطلاح تفاهم با توافق فرق است. تفاهم‌نامه‌ای بین جی‌دی ونس و محمدباقر قالیباف امضا شد، برای رسیدن به توافق طی شش‌ماه آینده.! به نظر نگارنده، این یک دام است از سوی دونالد ترامپ برای عبور از موقعیت فعلی (جام جهانی فوتبال، انتخابات مجلس نمایندگان در آبان‌ماه و ایجاد ثبات و جمع و جور کردن بازارهای جهانی) ✍رضا طالشیان جلودارزاده https://t.me/+YMkut0-EVQoxZjI8

. دیوانه‌ها هم دیگر نمی‌ندند... سه پدیده در زندگی آدمیان مهم‌ترین است: ۱. آرزو داشتن ۲. اصل پس‌انداز ۳. امید به آینده و برنامه‌ریزی توضیح کوتاه: در زمانه و در کشوری زندگی می‌کنیم که این سه پدیده عملا" بی‌معنا شده است. ۱. آرزوها مانند سایه ماست. هیچگاه به آن نمی‌‌توانیم برسیم. ۲. پس‌انداز با تورم دقیقه‌ای عملا" یک واژه بی‌حساب است. (با خرید ضایعات بهتر از پول نقد می‌توان امیدوار به پس‌انداز بود) ۳. با وضع و اوضاع جاری و ساری و در حالی که نمی‌توانی درباره قیمت یک کیلو قند حبه‌ای یا یک پاکت پفک نمکی بطور قطعی و در لحظه نظر بدهی؛ کدام آینده و کدام برنامه‌ریزی؟ در این کشور دیوانه‌ها هم دیگر از ته دل نمی‌خندند... #رضا https://t.me/+YMkut0-EVQoxZjI8