Anliliy
Ir al canal en Telegram
زادهی خاک و خورشـید 🌞 دانشجو مهندسی هوافضا «و سرانجام روزی نهالی که ریشه در خاک داشت، خواست از شکفتن بنویسد.» message: @Anliliybot .. ̥✿ personal: t.me/+9ZOUZ6MQHlBjNWQ0
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
1 109
Suscriptores
Sin datos24 horas
-87 días
+5430 días
Archivo de publicaciones
1 109
از این بابت میگم که من هرچی گشتم پیدا نکردم نخستین بار کی این خبرو پخش کرد و دربارهش حرف زد،؛ از اونطرف موضوع، بحث درگیر کنندهای برای جامعهاست و بسیار دارای پتانسیل تا توجه همه رو معطوف کنه.
نمیخوام بگم دروغهها، میگم محض احتیاط در کنار پرداختن بهش حواسمون به خبرهای دیگهای که ممکنه بیرون بیاد/اومده باشه.
1 109
نمیدونم چرا حس میکنم این قضیه اراضی تخت جمشید، در کنار اینکه خودش واقعا داره پیش میره، یه پوشش خبریه تا یه چیز دیگه صداش درنیاد...
1 109
بیا بغلت کنم🫂🫂🤍
این درد خیلی وحشتناک، بزرگ و سنگینه.
من سال ۴۰۱ برای کنکور میخوندم، روزگار وحشتناکی بود. یادمه که خبر مهسای عزیز رو دیرتر از بقیه شنیدم، چون برای تمرکز روی درس سوشال مدیا رو حذف کرده بودم.
یادم نمیره که چقدررر سعی کردن به مردم القا کنن که مهسا بیماری زمینهای داشته، یادمه خانوم خبرنگاری که نامشون یادم نیست، ولی این موضوع رو منتشر کرد، بازداشت شد و چقدر زجر کشید. اعتراضات، خیابونا، بچههامون، بچههامون، بچههامون...
خاطرهای که برام خیلی روشنه کتاب تستمه، دوتا تست فیزیک حل میکردم و بعد گوشیمو برمیداشتم و توییت میزدم: «برای... »
من تا مدتها تعریف میکردم بدترین زمان ممکن، کنکوری بودم. تا اینکه جریانات امسال پیش اومد. هنوزم نمیتونم باور کنم، پذیرشش سخته. ولی یه وقتایی که از غم و غصه خودم خارج میشدم به کنکوریهای امسال فکر میکردم. به این فکر میکردم که این چرخه چقدر ادامه داره؟ تا کجا باید غم؟ کی رها میشیم؟
1 109
https://t.me/Anliliiy/1289 من اونموقع شونزده سالم بود
یادمه وقتی این خبر رو شنیدم خونه ی یکی از آشناهامون بودیم، دوست مادرم داشت تعریف میکرد که چه بلایی سر مهسا امینی آوردن، اینکه با داداشش رفته بودن تهران ولی داداشش تنها برگشت، اینکه غریب بودن و اینکه کشتنش...
حسی که اون لحظه داشتم رو هیچ وقت یادم نمیره، قبل از اون زیاد از سیاست چیزی نمیدونستم. اون روز با هر کلمه ای که از دوست مادرم میشنیدم صورتم قرمز تر و داغ تر میشد و اشک تو چشمام میجوشید. یادمه به بهانه ی آب خوردن رفتم توی آشپزخونه و گریه کردم.
خیلی برام سنگین بود، خبر کشته شدن ظالمانه ی یک دختر غریب در تهران...!
اون موقع نمیدونستم مهسا آخرین دختری نیست که قراره براش گریه کنم
آخرین جوونی نیست که قراره براش گریه کنم
نیکا شاکرمی جور دیگه ای من رو نابود کرد، اون همسن من بود و علایقی شبیه من داشت، چشمای زیباش هیچ وقت از یادم نرفتن
چشمهای هیچ کدومشون از یادم نرفتن...!
اونموقع که برای مهسا ها و سارینا ها و نیکا ها و خدانور ها گریه میکردم،
نمیدونستم چندسال بعدش برای هزاران نفر دیگه خون گریه میکنم،
تصور نمیکردم این غم انقدر بزرگ و بزرگتر بشه که چندسال بعد به خانواده های جاویدنام ها از شرمندگیم بگم و اونا با شرافت و مهربانی جوابم رو بدن.
این خشم، این آزادی خواهی،خیلی قبل تر از من شروع شده بود و تا وقتی که ایران آزاد باشه ادامه داره.
اون روز شاید نزدیک باشه شاید خیلی دور،
اون روز شاید من باشم، شاید نباشم،
اما خشم من باقی خواهد موند.
1 109
آره یه چیزایی خوندم؛ میخواستم دربارهش اینجا حرف بزنم اما چون ریشهی خبر و اعتبارش مشخص نبود، دست نگهداشتم.
1 109
زن در آیینهی ایـــران باستـان | فصل ساسانیان
بخش چهلوشش: زنان در مادیان هزار دادستاناینبار بهجای یه شخصیت خاص، سراغ خودِ متن قانونی میریم؛ سندی که برخلاف خیلی از منابع این مجموعه، نه روایت یه مورخ، نه افسانه، بلکه مستقیماً کتاب قانون دادگاههای واقعی دورهی ساسانیه.
کتابی که از دل دادگاه بیرون اومد 📜
«مادیان هزار دادستان» یعنی کتاب هزار داوری، یه متن حقوقی به زبان فارسی میانهست که در نیمهی اول قرن هفتم میلادی، توسط فرخمرد پسر وهرام گردآوری شد. برخلاف یه قانوننامهی خشک و انتزاعی، این کتاب مجموعهای از هزار پروندهی واقعی یا فرضی دادگاهیه؛ یعنی داریم مستقیم میبینیم قضات ساسانی، تو مناقشات واقعی خانوادگی، چه تصمیماتی میگرفتن.
سه نوع رسمی ازدواج، سه سطح متفاوت از حقوق 💍طبق این متن، ازدواج زرتشتی به چند دسته تقسیم میشد:
پادشازن: ازدواج «کاملالحقوق»؛ زن با رضایت کامل خانوادهش وارد این ازدواج میشد و بالاترین سطح حقوق قانونی و ارثی رو داشت.
چاکرزن: نوعی ازدواج خاص برای بیوهزنانی که همسر اولشون بدون فرزند پسر مرده بود؛ زن دوباره ازدواج میکرد، اما فرزندان این ازدواج، از نظر قانونی بهعنوان وارث همسر اول ثبت میشدن، نه همسر واقعی و زندهش. هدف این قانون، حفظ تداوم نسل و ارث خاندان اول بود.
خودسرزن: ازدواجی که بدون رضایت رسمی خانواده انجام میشد؛ حقوق این زن بهمراتب محدودتر از پادشاهزن بود.برای خودن انواع بیشتر ازدواجها این پست رو ببینید.
طلاق و اموال؛ جایی که قاضیها واقعاً فکر میکردن ⚖️
یکی از پژوهشهای تازه که مستقیماً همین بخش از مادیان رو بررسی کرده، نشون میده قضات ساسانی، حتی وقتی دلیل دقیق طلاق تو پرونده ذکر نشده، تلاش قابلتوجهی برای تضمین حمایت مالی زن بعد از طلاق میکردن. اما همین پژوهش یه نکتهی جالب و صادقانه هم داره: گاهی مردها از خلأهای قانونی سوءاستفاده میکردن؛ مثلاً با متهم کردن زن به «نافرمانی» یا با هدیه دادن داراییهای متعلق به زن به شکل صوری، تلاش میکردن از زیر تعهدات مالی طلاق شونه خالی کنن.
دخترانی که خودشون «امین» میشدن 👩⚖️
یکی از جالبترین نهادهای حقوقی این متن، «ستوری» بود. اگه مردی بدون پسر میمرد، دخترش میتونست بهعنوان «ستور» یعنی امین یا جانشین حقوقی منصوب بشه؛ یعنی مسئولیت حفظ و ادارهی دارایی پدر رو به عهده میگرفت تا نسل و آیین خانوادگی قطع نشه.مادیان هزار دادستان نشون میده که ساختار حقوقی ساسانی، برخلاف تصور رایج از یه جامعهی کاملاً مردسالار و ساکت، پر از بحث، اختلافنظر بین حقوقدانان، و تلاش برای متعادل کردن حقوق زنان در کنار حفظ ساختار پدرسالار خانواده بود. - منابع این بخش برای مطالعهی بیشتر
کریستیان بارتلمه، زن در حقوق ساسانی، ترجمهی ناصرالدین صاحبالزمانی فرخمرد بهرامان، مادیان هزار دادستان، پژوهش سعید عریان
