Matt.
Ir al canal en Telegram
If you can't understand my silence , don't ask for my words. The loudest parts of me have never made a sound 🦌 . @OldRaccbot INFJ — 🏳️⚧️
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
682
Suscriptores
+624 horas
+757 días
+21430 días
Archivo de publicaciones
684
Repost from N/a
" اگر خانومها خواستار برابری جنسیتی در همه ی حوزه ها هستن ، حاضرن تو معدن و فاضلاب و ساختمان و و و ... مثل ما مردها کار کنن ؟ . مسئله اینجاست که اینها از برابری فقط چیزهای خوبش رو میخوان . "
این عینا سخنانی هست که یک اقایی در جریان بحث بارها تکرارش میکرد که یک مغالطه ی رایجه .
دوست عزیز من !
برابری به این معنی نیست که همه رو وادار کنیم از یک در عبور کنن
این استدلال برابری رو با یکسان سازی اشتباه میگیره
برابری یعنی برابری حقوق و برابری فرصت ها
برابری فرصت ها یعنی اینکه اگر زنی میخواد معلم بشه شرایطش به اندازه ی همون مردی که میخواد معلم بشه محیا باشه
و اگر زنی هم خواست معدنچی باشه کسی جلوش رو نگیره . حقوقش به دلیل کلیشه های جنسیتی کمتر از مرد همترازش نباشه
و شرایط انتخاب عادلانه براش محیا باشه.
این است مقصود ما از برابری !
برابری به معنای یکسان انگاری کوکورانه نیست
نمیتونیم تفاوت های جنسیتی رو نادیده بگیریم
خانومها در روابط اجتماعی عملکرد بهتری دارن ،
کمتر خشمگین میشن و خشم رو بروز میدن،
اندام ظریفتر و روحیه ی حساستری دارن
پس به طور فطری اکثرا برای مشاغلی که احتیاج به قدرت بدنی بیشتری دارن مناسب نیستند
و به سبب حالت چهره و تن صدای صمیمی تر( این ادعا بسیار تحت تاثیر فرهنگ و تربیت هست ) برای مشاغل خدماتی مثل روانپزشک ، منشی ، ارایشگر ، مدیر ، وکیل و ... مناسبتر هستن
پس بدیهی هست که بیشتر به این سمت گرایش داشته باشن تا اصل بهینگی هم حفظ بشه .
نکته ی خیلی مهم این هست که تفاوت های میانگین اماری نباید به پیش فرض درباره ی یک فرد خاص منجر بشه .
684
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت گر نکتهدان عشقی بشنو تو این حکایت
بیمزد بود و منت هر خدمتی که کردم یا رب مباد کس را مخدوم بیعنایت
684
هر دم از درد بنالم که فلک هر ساعت
کندم قصد دل ریش به آزار دگر
بازگویم نه در این واقعه حافظ تنهاست
غرقه گشتند در این بادیه بسیار دگر
684
https://t.me/MatinGraySoul/11499
بفرستیدد مگه خجالت داره؟ بنظرم این چنل خیلی فضاش خوبه
اما برای منم خوب نشده
چون وسیله نداشتم و دفعه اولم بود با رب انار و خطچشم و گواش 🙂
684
https://t.me/MatinGraySoul/11495
ما خجالت میکشیم بفرستیم
شما راحت باش ما داریم از هنرت لذت میبریم
684
داستانش در اصل دربارهی یه دختره که چشمش رو بهعنوان پیشکش به کسی که عاشقش بوده و از دنیای زیرین میاومده هدیه میده. ولی اون هدیهش رو قبول نمیکنه و پسش میزنه. دختر هم در نهایت چشمش رو با نامههایی که از اون گرفته بوده، پر میکنه
