𝐎𝐥𝐝 𝐋𝐞𝐚𝐭𝐡𝐞𝐫 𝐁𝐚𝐠
Ir al canal en Telegram
✉️ t.me/HidenChat_Bot?start=6298248749
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
469
Suscriptores
+424 horas
+157 días
+2330 días
Archivo de publicaciones
Repost from دفترچهخاطراتِآبی.
شما که غریبه نیستید، امروز قاصدک دیدم و راستش دلم نخواست آرزو کنم شاد باشم. آرزو کردم باد بشم، چون از اینکه انسانم خیلی غمگینم! راستش دلم میخواد برم لابهلای موهای آدمها، بخورم به صورتهاشون، هیچچیزی از قصهی کسی ندونم، فقط باد باشم، آزاد و رها. چون که اینجوری خوشحالترم. که البته ممکنه وقتی کسی ببینه من خاکهارو توی هوا پخش کردم و صدای بلندی دارم، بگه: «چه هوای افتضاحی!» ولی راستش رو بخوای برام اهمیتی نداره چه کلماتی رو راجب من به کار برده. برای اینکه من باد شدم، به چیزی که خواستم رسیدم، تازه خوشحال هم هستم. بقیه میتونن بابت این هوا غمگین باشن ولی من واقعا خوشحالم.
