کافه مستاجر پلاک ۱۲
Ir al canal en Telegram
سلام. حامد هستم. عکاس و ادیتورم. قصه مینویسم؛ گاهی با کلمه، گاهی با عکس، گاهی با موسیقی. به دنیاهای خیالی، فیلمها، شبهای طولانی علاقه دارم. اینجا ردپای نوشتهها، پلیلیستها، و هر چیزی رو پیدا میکنی که شاید کمک کنه چند دقیقه از این دنیا فاصله بگیری.
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
1 827
Suscriptores
+824 horas
+567 días
+9930 días
Archivo de publicaciones
1 827
یهو دلم یه سری چیزا و یه سری کارهایی رو میخواد انجام بدم، بیشتر که بهشون فکر میکنم میبینم نه. از سن و سالم گذشته. برای این کارها پیر شدم.
1 827
کاش بیحوصلگی حد و مرز داشت. به یه درجهای از بیحوصلگی و کلافگی رسیدم که نمیدونم بابتش باید چیکار کنم و کی و چی میتونه نجات بده این حجم از حوصله نداشتن رو. کاش حداقل تَه داشت که میدونستم انتهاش چه شکلیه؟ دچارِ یک بیحوصلگی و کلافگیِ بیسر و تَه شدم.
1 827
برام سواله که چرا ایران و رسانههای داخلی هیچ واکنشِ خاصی به جنگی که در جنوب داره اتفاق میوفته نشون نمیدن. نه اخبارِ درستی پخش میکنن نه میگن چه خبره. یادتونه قبلاً بلافاصله کشورهای منطقه موشک میخورد؟ انگار الان اون برنامهریزیِ سابق نیست. خیلی خر تو خره همه چی. خلاصه که وضعیتِ ریدمانیه، گُهگیجه گرفتم.این وسطم یه بار دیگه ترامپ بگه توافق نزدیکه خودمو میندازم تو جوب.
1 827
توی هر سن و سالی باشی، وقتی آنلاین بشی و هیچ نوتیفی نداشته باشی، خیلی حسِ رو مُخیه.
1 827
به عنوانِ کسی که صفر تا صدِ کار کردن با هوشِ مصنوعی رو بلده و با انواعشون کار کرده و حتی یه جاهایی ازشون درآمد داشته میگم... شما خودتو جر بده، از هوش مصنوعی استفاده کن. ولی در نهایت حسی که یک انسان در اثرش منتقل میکنه، طورِ دیگهای به دل میشینه و ارزشمنده.
1 827
هوش مصنوعی هرچقدر هم که شاهکار باشه. بازم Ai عه. نمیدونم منظورمو متوجه میشی یا نه. مثلاً حتی یه چیزِ فوقالعاده هم تحویلت بده، تویی که تحویل گرفتی یا مخاطبی که میبینه اینطوریه که قشنگه ولی خب هوشِ مصنوعیه دیگه.
1 827
پریشب خوابم نمیبرد، این انیمیشن رو دیدم. بعضی دنیاها رو با چشمهات میبینی. بعضی دنیاها رو فقط وقتی میفهمی که از زاویهی دیدِ موجوداتِ دیگه بهشون نگاه کنی. این انیمیشن دقیقاً دربارهی همینه. انیمیشنی که با یک ایدهی ساده اما خلاقانه، دنیایی رو نشونت میده که همیشه کنارمون بوده، اما هیچوقت واقعاً ندیدیمش. چیزی که این انیمیشن رو برای من دوستداشتنی کرد، فقط شوخیها یا ماجراجوییهاش نبود. این بود که برای چند ساعت، مجبورت میکنه از دنیای همیشگیِ خودت بیرون بیای و زندگی رو از زاویهای کاملاً متفاوت تجربه کنی. همین تغییرِ نگاه، خودش یک جور سفره. سفری که یادت میندازه دنیا فقط همون چیزی نیست که هر روز میبینیم. گاهی کافیه جای کسی، یا حتی جای موجودِ دیگهای وایسی تا بفهمی این جهان، چقدر بزرگتر، عجیبتر و شگفتانگیزتر از چیزیه که تصور میکردی. از اون دنیاهاییه که بعد از تموم شدنش، باعث میشه چند دقیقه با کنجکاوی بیشتری به اطرافت نگاه کنی. شاید چون یادت میاندازه هر موجودی، هر گوشهای از طبیعت و هر زندگیِ کوچکی، داستانی داره که ما ازش بیخبریم، و مگه سفر، چیزی جز دیدنِ دنیا از نگاهی تازهست؟ اگه از انیمیشنِ Wild Robot خوشت اومد، از این هم لذت میبری حسابی.
1 827
صبح بخیر. یهو دلم خواست برگردم به اون دورانی که کتاب فانتزی زیاد میخوندم. از اون کتابهایی که هرکاری کنی نتونی زمین بذاری.
1 827
دوستان من از صبح زود بیدارم و دیشب کم خوابیدم. با اجازهتون امشب رو زودتر میرم بخوابم، مدیونید اگه تهرانو زدن زنگ نزنید و بیدارم نکنید. اگه بیدار بودید زنگ بزنید بهم. مرسی. شب بخیر.
1 827
این وسط کاش میتونستم فحش بدم به همهی کسایی که اخبار فیک پخش میکنن و مخصوصاً ویپیان فروشایی که برای فروشِ کانفیگشون اخبار فیک درمورد قطعیِ اینترنت پخش میکنن. آدم بشید دیگه، اه.
1 827
به حدی مسخره شده که با هرکی حرف میزنم دیگه براش فرقی نمیکنه جنگه یا نه، براش مهم نیست میزنه یا نه، اکثراً میگن: "زودتر بزنه راحت شیم." خب قرار نبود به جایی برسیم که بگیم "بزنه راحت بشیم." هرچی ذوق و شوق داشتیم کور شده. خسته شدیم. هرچی آرزو داشتیم بگا رفت. مطمئنم فردای روزی که اوضاع درست بشه و بالاخره یه اتفاقی بیوفته که به نفعِ ما بشه دیگه بی حسیم بعد از این همه بگاییای که کشیدیم. سر شدیم. حقمون نبود اولِ جَوونی، توی اوجِ برنامهریزی برای زندگی و اهداف و آرزوهامون بشیم بازیچهی سیاستِ یه مُشت احمقی که خودشونم نمیدونن چه غلطی دارن میکنن. نمیفهمم من و تو چرا باید این وَرِ دنیا تو خاورمیانه جر بخوریم و منتظر بمبباران باشیم بعد یه نفر اون طرفِ دنیا نه میدونه جنگ چیه، نه میدونه خاورمیانه چیه، نه میدونه زنده موندن توی این شرایط چیه و در شادترین حالتِ ممکن داره زندگیشو میکنه. زهرمار خب.
1 827
این دیگه جنگ نیست. دعواهاشون بچهگونه شده. خاله بازی شده. مسخره و حوصلهسر بر شده. قشنگ شبیهِ جر و بحثهای خاله زنکیه. اخبار رو که میخونم دلم میخواد برینم تو تنگه و بشاشم رو هیکلِ همشون. آبروی هرچی جنگ و سیاسته رو بردن با این عن بازیا. یادتونه بچه بودیم توی کوچه با بقیه بازی میکردیم، با یکی دعوامون میشد رفتار و واکنشمون چه شکلی بود؟ دقیقاً مثلِ همونه. ریدی ترامپ واقعاً.
1 827
بعضی شبها قرار نیست اتفاق خاصی بیفته. نه قراره یکی برگرده، نه قراره یه پیام بیاد، نه قراره زندگی یهو از فردا درست بشه. بعضی شبها فقط باید چراغِ کوچیکِ یه کافه روشن باشه، یه آهنگِ آروم پخش بشه، و یکی یه گوشهی دنیا بدونه که تنها کسی نیست که هنوز بیداره. اگه امشب خوابت نمیبره، خودت رو بابتش سرزنش نکن. شاید فقط دلت هنوز با امروز تسویهحساب نکرده. چایی سرد میشه، شهر ساکتتر میشه، و بالاخره یه جایی، بینِ ساعت دو و سه، فکرها هم خسته میشن. تا اون موقع… صندلیِ کنارِ پنجره برای توئه.
