گلسیب
Ir al canal en Telegram
گاهی او شعر میگوید و گاهی شعر او را.
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
248
Suscriptores
+724 horas
+327 días
+3230 días
Archivo de publicaciones
248
«مَتاع شعر و شرف سَرسَری فروختهای
ولی به حُجرهی بی مشتری فروختهای
تو را به من چه که دُرِ دَری فروختهای
مبارک است! به خوکان، پَری فروختهای
حرام ِ باد شدی؟ خاک در دهانت باد!
دهان دریده ترین شب نگاهبانت باد
کلاغ صبح مه آلود نوحه خوانت باد
مرا به سنگ زدی؟! شیشه نوش جانت باد»
-احسان افشاری.
248
به خاطر دارید بچه که بودیم چه چیزایی دغدغمون بود؟ اینکه خورشید میلیاردها سال دیگه از بین میره واقعا برامون مشغلهی فکری بود، یا اینکه کهکشانهای دیگه چهشکلی دارن زندگی میکنن؟ دایناسورها اگر مو داشتن چه شکلی بودن؟ موجودات فضایی وجود دارن؟ سرطان با چی درمان میشه؟ رنگی وجود داره که کسی هنوز کشفش نکرده باشه؟ و...
چیشد که اون دغدغههای ناز تبدیل شد به این دغدغههایی که الان داریم؟ واقعا لعنت و اُف بر بزرگسالی.
248
اگر فیلم interstellar رو دوست داشتید، حتماً حتماً فیلم Project Hail Mary رو هم ببینید، هنوز تمومش نکردم اما تا اینجا شاهکار بوده، هر سکانساش طوریه که انگار دارید درس نجوم و زیستشناسی میخونید.
248
«زیباست اگر خود سرِ تأدیب نشانی
بنیاد بدی را ز دلِ خویش برانی
هر خارِ تکبّر ز رهِ خود بِکَنی و
گُل در دلِ ویرانهٔ هرکس بنشانی
آنگاه چو آیینه ز زنگار رَهی تا
از روشنیِ خویش جهانی بنشانی»
-خود سروده.
248
Repost from بارشِ یاقوتهای خُرد شده
عاشقِ نوشتنم؛ گاهی اینقدر دیوانهوار عاشقم که دلم میخواد اگه تمومِ دلایل زنده بودنم برام محو شدن، به امیدِ نوشتن و خلق کردن دلم بخواد که زنده بمونم، حتی اگر فردا قرار باشه برای همیشه و به طور واقعی بمیرم، دلم میخواد تا آخرین لحظهی بودنم فقط بنویسم و بنویسم.
248
دوستم داشته باش، وقتی دوستم داری آسمون آبیتره، درختها سبزتره، غروب اونقدرهاهم غمگین نیست، بارِ روی دوشم همچینم سنگین نیست، پنجرههام رو به نور باز میشه، تمام دنیا برام همتای یک راز میشه.
دوستم داشته باش، وقتی دوستم داری راهِ خونه کوتاه تره، عقربههای ساعتم کند تره، گلدونم خوشعطر تره، کیک خونگیم خوشطعم تره، مشکلاتم کمرنگتره، دنیای من خوشرنگ تره، راهها باز تره، جادهها صافتره، شب مهربونتره، لحظههام دگرگونتره، چای زودتر دم میکشه، شادی از زندگیم نم میکشه.
دوستم داشته باش، دوستم داشته باشی ساز زندگیم کوکتره، مرگ ازم دورتره.
دوستم داشته باش..
248
Repost from ابریکوچولو☁️
بعضی روزها فقط کافیه ادامه بدی. قرار نیست هر روز بدرخشی، همین که جا نزنی، کافیه.
248
کم پیش میاد اصولاً اسمم رو جاهای مختلفی ببینم اما با دیدنش توی این متن انقدر ذوقزده شدم انگار واسه من نوشته شده، وای.
248
اگر چیزی رو بلدید که دیگری بلد نیست، با خوشرویی سعی کنید توضیحش بدید، نگاهِ از بالا به پایین فقط از کسایی برمیاد که از درون پوچن، از ماها بعیده.
248
Repost from بارشِ یاقوتهای خُرد شده
به تمومِ پوستِ تنم چسبیدی، به ذرهذرهی وجودم ذوب شدی، صدات از اعماقِ استخونهام به گوشم میرسه، لبخندت از عمقِ وجودم به چشم میاد، غمت روی جونم میفته و تا سرحدِ مرگ سنگینم میکنه، لبخندت نور میشه و تمومِ هستیم رو گرم میکنه. طوری درونم زندهای که احساس میکنم هم به عنوانِ خودم و هم به عنوانِ تو دارم زندگی میکنم، چون میدونم تو درونِ زندهی منی که زندهای؛ من هم زندهام که تو رو درونم احساس میکنم، پس باید زنده باشم، زنده باشی تا همیشه بمونیم.
248
من فقط در یک شرایط عمیقاً دلم میخواد برگردم به گذشته، که اون بچگیِ تپل و کوچولوی دوستام رو پیدا کنم و تبدیل به یه لقمهی چپ کنم.
248
Repost from راسکولنیکف”
نوشته بود: نترسید، اگه بترسید احتمالاتی رو بیدار میکنید که پیش از ترس شما محال بودند. «هیولاهای من، همه دست سازند.»
