en
Feedback
گل‌سیب

گل‌سیب

Open in Telegram

گاهی او شعر می‌گوید و گاهی شعر او را.

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
435
Subscribers
+624 hours
-17 days
+9530 days
Posts Archive
Hooverphonic – 2 Wicky.mp34.31 MB

«انقدری نجیب هستم، که بشم گلِ سیبت؟»
+1
«انقدری نجیب هستم، که بشم گلِ سیبت؟»

Repost from N/a
امروز ۵۰۰ بشم؟. دست بالا گرفتم که حداقل ۴۰۰ برسم خخخ.

نمی‌دونم شاید هم واقعاً زندگی ارزشش رو داشته باشه، اما مطمئنم نه به اندازه‌ی فروختنِ شرافت و خاموش کردنِ وجدان و از بین بردن حرمت و هویت.

همیشه مولانا رو از لابه‌لای ضربه‌های دَف می‌شنوم: «مطربا بهر خدا بر دَف بزن ضرب حزین مطربا دَف را بزن بس مر تو را طاعت همین»

من پکِ تولد و ولنتاین برات می‌چینم، ولی نه از اون پک‌های آماده با وودکا و عطر و ساعت و ستِ چرم. پکِ من پره از چیزایی که هرکدومشون یه تیکه از منن؛ شعر و متن‌هایی مخصوصِ تو نوشتم، نقاشیِ عکسِ دوتامون که کشیدم، یه شیشه پر از دلیل‌های دوست داشتنت، و چندتا عکس کوچیک و یه QR کد، که آهنگی که برات نوشتم رو پخش می‌کنه، با یه‌سری خرده‌ریزِ دیگه که امیدوارم دوستشون داشته باشی. ببخشید که پکِ من متفاوته؛ من بلد نیستم دوست داشتنت رو توی یه جعبه‌ی آماده جا بدم، باید خودم دونه به دونه‌ش رو مختصِ خودت بسازم.

Ebi-Aabi-128.mp34.71 MB

photo content
+1

آ مثل آریا، مثل آهو، مثل آوازِ قو. آ مثل آغاز، آغوش، آلوده‌ی خاموش. مثل آرامشِ بودنت، مثلِ «آزارم می‌ده نبودنت». مثل آشکار بودن یه عشقِ طوفانی، مثل آشتی کردنت بعد از یه قهر طولانی. مثل آتیشِ توی زمستون و گرماش، مثل آشپزی مامان‌بزرگ و دست‌هاش. آ مثل آغشته بودنت به شعر و آکنده بودنت از مِهر. مثل آبادی ساختنت از خرابه‌ها، مثل آواز خوندنت، حتی قشنگ‌تر از ترانه‌ها. آ مثل آرزوهای بزرگِ باهم بودن، مثل آموختنِ شیوه‌ی باهم موندن. آ مثل آفتاب خوابیده روی دیوار اتاق، مثل آرایه‌های شعرِ کتاب. آ مثل آبیِ دریا، آبی آسمونِ فردا. آ مثل آبیِ چشمه‌ها و رودخونه‌ها، مثل آبیِ دیوار خیلی از خونه‌ها. آ مثل رنگِ تو، رنگِ آبی، آبی‌تر از تمام این «مثلِ..»ها.

فوروارد کنید بگم با دیدن چنل شما یاد چه فیلم/سریال/انیمیشنی می‌افتم

Ebi-Pooste-Shir-128.mp33.25 MB

شما برای این عکس‌ها گفتید: «به‌قول ایرج جنت عطایی، قصه‌ی همیشه تکرار، هجرت و هجرت و هجرت.»

«پیوسته در راه، همواره در نرسیدن.»
+1
«پیوسته در راه، همواره در نرسیدن.»

سیتکام مورد علاقهٔ من؟ برره، پاورچین، نقطه‌چین و قهوه‌ی تلخ.

های زندگی! آره، با خودِ خودتم. به اندازه‌ی تمامِ آدم‌هایی که این روزها هی می‌گن عاشقِ توأن، من ازت تا گلو هنوز طلبکار و متنفرم. خواستم این رو حتماً بدونی.

2:57 عطر حرف‌های قشنگت، عطرِ یک صحرا شقایق، تو همون شرمی که از اون، سرخه گونه‌های عاشق. شعر من رنگِ چشم‌هاته، رنگ پاکِ بی‌ریایی، بهترین رنگی که دیدم، رنگِ...؟

«ای که حرف‌های قشنگت، من رو آشتی داده با من!» مست و مخمور شدم با این آهنگ.

متأسفانه کلمات برای بعضی آدم‌ها جزو ارزون‌ترین چیزهای دنیاست. نمی‌دونیم وقتی این کلمات رو خرج ما می‌کنن، واقعاً از ارزشی میاد که برامون قائلن، یا فقط مثل طوطی یک مشت حرفِ مُفت تحویلمون می‌دن، چون جز این چیز دیگه‌ای بلد نیستن. و «حرفِ مفت» رو واقعاً به قصد توهین نمی‌گم، منظور حرفِ ارزونه، حرفی که خرج تو می‌شه، دقت که کنی خرج بقیه هم قبلاً شده و خرج نفرِ بعدی هم خواهد شد. حالا شما هی جدی بگیر.

از این پروسه‌ی ناهار و شام خوردن برای رفعِ نیازِ بدن حالم به‌هم می‌خوره. دلم می‌خواست غذا خوردن یه تفریحِ لذت‌بخش باشه، نه این‌که هی بدوئیم دنبال این‌که چی بخوریم تا بدنمون کم نیاره.

واقعاً هرکه شود صیدِ عشق، کِی شود او صیدِ مرگ؟ هیچ‌وقت. هیچ‌وقت.