es
Feedback
گل‌سیب

گل‌سیب

Ir al canal en Telegram

گاهی او شعر می‌گوید و گاهی شعر او را.

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
248
Suscriptores
+724 horas
+327 días
+3230 días
Archivo de publicaciones
وای مادربزرگ، وای، تو زیباترین انسان دنیای منی.

از نظر من هر شغلی یک حرمتی داره و نگه داشتن حرمت اون شغل، کمتر از درست انجام دادن وظایفش اهمیت نداره.

Repost from N/a
کاش می‌شد واقعا مدتی رو برم کوهستان زندگی کنم، یه‌جای دور، زیبا، خنک و سرسبز.

پسردار شم اسم‌هاشونو می‌ذارم «بُردبار» و «دانا» و شاید هم «برنا»، نمی‌دونم، فقط می‌دونم به این نوع اسم‌ها دیوانه‌وار علاقه دارم.

من آدم حضورم؛ بذار ببینمت، در موردش حرف می‌زنیم. بریم سینما، این فیلم جدیده که اومده رو ببینیم. امشب ماه خیلی قشنگه، بریم تماشا کنیم. یه کافه‌ی جدید باز شده، بریم پاستاش رو امتحان کنیم. پنکیک شکلاتی درست کردم، میارم با چای بخوریم. اون شعری که دوست داشتی رو برات روی کاغذ نوشتم. من آدم حضورم؛ حضور داشتن، خاطرات موندگار می‌سازه.

این برچسب قیمت نیست، این آزمایش مقاومت روانی برای موش‌های آزمایشگاهی خاورمیانه‌ست.

اگر حوصلهٔ دانلود کردن فیلم ترسناک ندارید یه سر به سوپرمارکت سرکوچه بزنید کار رو درمیاره.

Alireza-Ghorbani-Dar-An-Cheshmha-128.mp34.45 MB

Repost from N/a
چراغ چشم تو سبز است و راه من بسته‌ست. *چه ایهامی:)

Repost from N/a
كه ذره های وجودم تو را كه می بینند، به رقص می آیند، سرود می‌خوانند!

Repost from N/a
تو كیستی كه من اینگونه بی تو بی‌تابم؟ شب از هجوم خیالت نمی‌برد خوابم تو چیستی كه من از موج هر تبسم تو بسان قایق، سرگشته، روی گردابم!
فریدون مشیری

«گر ستم خوب است آری بر شماهم می‌رسد هرچه می‌خواهی بدی کن وقتِ ماهم می‌رسد از همان دستی که دادی بی‌گمان خواهی گرفت ترکه‌هایت را بزن چوبِ خدا هم می‌رسد»

مرگ پررنگ ترین یادآورِ پوچی این دنیاست، یادآور عمق شکنندگی این زندگی، این‌که تمام این لحظاتِ ترس و خنده و وابستگی و.. در یک لحظه می‌تونه طوری متوقف شه که انگار هیچ‌وقت جریان نداشته.

چیه این مرگ؟ در ظاهر فقط توقف چند فرآیند زیستی و یه اتفاق پزشکی، اما درواقع فرو ریختن و نابودی یه جهان! من نمی‌تونم درک کنم همون موجودی که ما دیروز می‌شناختیم، که درحال زندگی بود، در حال خندیدن، گریه کردن، شکست خوردن و موفق شدن، دوست داشتن و دوست داشته شدن، حالا دیگه نیست! بدن همون بدنه، دست همون دسته، صورت همون صورت و موها همون موها، اما کسی توی این کالبد دیگه زندگی نمی‌کنه، وای.

عاشقِ «آشتی کردن‌» ام، جبران کردن، ساختن، ترمیم کردن، موندن و دوستی از نو کردن، رنجش به دست فراموشی سپردن، آشتی کردن، آشتی کردن، آشتی کردن.

برای من اصلاً Slef care پاسخگو نیست، دیگه فقط و فقط Self kill.

میزونِ میزونم.

من غم سوگ و از دست دادن رو می‌سپارم به گذر زمان، چون خودم هیچ‌جوره و هیچ‌مدله زورم بهش نمی‌رسه.

عاشق خانمی‌های توپر و تپلم، چی رو می‌خوای لاغر کنی؟ ۸۰-۹۰ کیلو عشقی، عشق!

Repost from N/a
امضا خیلی بانمکه میری یه خط خطی که مال خودته رو میزنی پای یه برگه