es
Feedback
کتاب و چای نَبات

کتاب و چای نَبات

Ir al canal en Telegram

به سرای «کتاب و چایِ نبات» خوش آمدید.☕️ کتاب را بگشایید، چای را بنوشید و بگذارید واژه‌ها، هم‌صحبتِ لحظه‌هایتان شوند. @Ketab_o_chaiinabat_bot ناشناسمون✨️

Mostrar más
2 463
Suscriptores
-524 horas
-447 días
-25930 días
Archivo de publicaciones
سکوت بره‌ها.pdf10.98 MB

کلاریس استارلینگ که هنوز در حال گذراندن سال های آموزشی خود و عضوی از یگان علوم رفتاری در دایره ی رسیدگی به جرایم است، برای ان
کلاریس استارلینگ که هنوز در حال گذراندن سال های آموزشی خود و عضوی از یگان علوم رفتاری در دایره ی رسیدگی به جرایم است، برای انجام وظیفه در یکی از خونین ترین و عجیب ترین پرونده های تاریخ اف بی آی، فراخوانده می شود. از کلاریس خواسته می شود تا با با هانیبال لکتر مکالمه ای داشته باشد؛ کسی که سابقا روانشناس بوده و اکنون در یک آسایشگاه روانی فوق امنیتی نگهداری می شود. لکتر که به خاطر گرایش های آدم خوارانه اش به حبس ابد در این تیمارستان محکوم شده، رابطه ای عجیب با استارلینگ شکل می دهد. آن ها با هم کار می کنند تا حرکات و افکار یک بیمار روانی تبهکار و زیرک را ردیابی کنند. با آشکار شدن اسراری از گذشته ی استارلینگ، همکاری نامعمولی بین این دو شکل می گیرد. کلاریس از قاتل تحت تعقیب در هراس نیست، بلکه این مرد پشت میله ها است که او را تا سر حد مرگ می ترساند. دو شخصیت منفی بسیار درخشان در کتاب معرفی می شوند: اولی قاتلی است که در سرتاسر رمان تحت تعقیب اف بی آی است و دیگری، نابغه ای محصور در تیمارستان است که به حل پرونده کمک می کند و افکاری پلید و شیطانی را در سر می پروراند.
#سکوت_بره‌ها #توماس_هریس #رمان_جنایی_معمایی

photo content
+1

و این جهان پر از صدایِ حرکتِ پاهای مردمی است که هم چنان که تو را می بوسند، در ذهن خود طناب دار تو را می بافند...
فروغ فرخزاد

📚بریده کتاب
بالاخره توجه خاص خطیبان به دیوانگی از این جا معلوم می شود که هنگام گفت وگو از چیزی که با هیچ دلیلی رد آن ممکن نیست سعی می کنند با قهقه ی خنده ای از اهمیت آن بکاهند؛ گویی خوب می دانند که دیوانگی از این امتیاز برخوردار است که می تواند با شوخی های هنرمندانه خنده را تحریک کند .
#در_ستایش_دیوانگی #دسیدریوس_اراسموس

📚بریده کتاب
«هرکس خود را بیشتر دوست بدارد، خوشبخت‌تر زندگی می‌کند.»
#در_ستایش_دیوانگی #دسیدریوس_اراسموس

📚بریده کتاب
«زندگی انسان چیزی جز نوعی نمایش نیست؛ هرکس نقشی را بازی می‌کند که به او سپرده‌اند.»
#در_ستایش_دیوانگی #دسیدریوس_اراسموس

در ستایش دیوانگی.pdf2.22 MB

اگر به گفته‌ی پاسکال رجوع کنیم که: «دیوانه بودن آن‌قدر ضروری‌ست که دیوانه نبودن خود شکل دیگری از دیوانگی‌ست.» بهتر می‌توانیم
اگر به گفته‌ی پاسکال رجوع کنیم که: «دیوانه بودن آن‌قدر ضروری‌ست که دیوانه نبودن خود شکل دیگری از دیوانگی‌ست.» بهتر می‌توانیم در مسئله‌ی اساسی کتاب «در ستایش دیوانگی» اراسموس نظر کنیم. این تک‌گویی دیوانه‌وار که شباهت بسیاری به فرم فلسفه‌ورزی افلاطون در استفاده از نوعی ادبیّت تئاتری دارد، در ابتدا خطابه‌ای رو به جامعه‌ی خودش در روزگار خودش است و سپس رساله‌ای برای همه‌ی تاریخ، و درست به همین دلیل که معاصر دوران خودش است، می‌تواند معاصر همه‌ی اعصار باشد! دسیدریوس اراسموس، با درک شهودی و شناختی‌اش از اروپای فروشده در منجلاب استبداد، جهل، خرافه و دیگرهراسی، در این کتاب پایه‌ی نقدش را بر فرمی از عقلانیت منزجرکننده‌ی کلیسایی استوار می‌کند که برابر هرگونه میل به امر نو، هرگونه آزادگی و آزادمنشی و هرگونه شدّت عقلانی حاصل تعمق در جهان می‌ایست. در ستایش دیوانگی، رساله‌ای‌ست که پیش از اتوپیای سر تامس مور و گفتار در بندگی خودخواسته‌ی اتیین دولابوئسی، بر اهمیت جنون عقلانی حاصل از آزادی تأکید کرد و فلسفه، الهیات، هنر و ادبیات غرب را از اساس دگرگون ساخت.
#در_ستایش_دیوانگی #دِسیدِریوس_اِراسموس #ادبیات_کلاسیک #فلسفی

کجاست راه نجات؟
تنگنا

photo content
+1

حقيقت همان اندازه رایج خواهد شد که ما رواجش بدهیم. این‌که آفتاب حقیقت در پرده نخواهد ماند، حرف پوچی است. فقط دست‌های ما می‌تواند آن را از پرده بیرون بکشد.
 برتولت برشت

«حالا که این همه ایراد دارم چرا ول نمی کنی بری؟ سؤالم واقعی نبود، فقط می خواستم امتحانش کنم ولی او انگار منتظر همین سؤال بود:«معلومه که میرم فکر کرده ای میمونم توی این تاری که تو تنیده ای؟ چیزهای دیگری هم گفت که نشنیدم گوشم از فریادهای خودم پر بود.»
آدم‌های زندگی قبلی، فریبا وفی

📚بریده کتاب
«گاهی آدم فقط یک چیز دارد که نمی‌تواند از آن دست بکشد.»
#از_پا_نیفتاده #ارنست_همینگوی

📚بریده کتاب
«به جهنم که بلد نیستین. مجبور نیستین که باهاشون حرف بزنین، باهاشون عروسی کنین.»
#از_پا_نیفتاده #ارنست_همینگوی

از پا نیفتاده.pdf2.41 MB

این کتاب مجموعه یازده داستان کوتاه از ارنست همینگوی هست. داستان اول، یعنی از پا نیفتاده و پنجاه تا هزاری، از نظر توجه به جزئی
این کتاب مجموعه یازده داستان کوتاه از ارنست همینگوی هست. داستان اول، یعنی از پا نیفتاده و پنجاه تا هزاری، از نظر توجه به جزئیات فنی به پیرمرد و دریا شباهت دارند، اولی در مورد گاوبازی و دومی در مورد بوکس؛ برای همین خواننده‌ ممکن است تصور درستی از برخی قسمتها نداشته باشد. در نگاه اول، زبان همینگوی بسیار ساده و زودفهم بنظر می رسد. همین سبب می‌شود که هرکس بخواهد آن را ترجمه کند. اما این ترجمه‌ها اغلب از عطر و بوی همینگوی خالی‌است، چرا که آن ایهام و ابهامی که در پس سادگی روایت است، در ترجمه از دست می‌رود. به نظر میرسد سیروس طاهباز در انتقال زبان مخصوص همینگوی موفق بوده است.
#از_پا_نیفتاده #ارنست_همینگوی #رمان

من از خودم هم خسته شده‌ام حوصله‌ام را از دست داده‌ام دلم دارد می‌پوسد... چه تنهاییِ عجیبی! پدر خیال می کرد آدم وقتی درحجره‌‌ی خودش تنها باشد تنهاست. نمی‌دانست که تنهایی را فقط در میان ‌جمع‌ می‌شود حس کرد...! عباس معروفی