es
Feedback
کتاب و چای نَبات

کتاب و چای نَبات

Ir al canal en Telegram

به سرای «کتاب و چایِ نبات» خوش آمدید.☕️ کتاب را بگشایید، چای را بنوشید و بگذارید واژه‌ها، هم‌صحبتِ لحظه‌هایتان شوند. @Ketab_o_chaiinabat_bot ناشناسمون✨️

Mostrar más
2 458
Suscriptores
-424 horas
-427 días
-24530 días
Número de Publicaciones

Carga de datos en curso...

Reacciones
Comentarios
Estrellas de Telegram
PUBLICACIONES TOP por

Carga de datos en curso...

Análisis de publicación
Mensajes
Ver dinámicas
ترسناک تر از قاتل، شاهدی است که چشمهایش را می بندد و لال میشود. پدرام شاد
48303Inicia sesión para ver las estadísticas
علیرضا سپاهی
علیرضا سپاهی
52105Inicia sesión para ver las estadísticas
📚بریده کتاب الینر گفت : تو جوان تر از آن هستی که بتوانی احساسش کنی . پگی که کمی یکه خورده بود پرسید: چه چیز را؟ دیدن آدم ها از دست ندادن فرصت دیدن آنها . #سال_ها #ویرجینیا_وولف
93004Inicia sesión para ver las estadísticas
📚بریده کتاب به نظر او یکی از بدترین جنبه های بزرگ شدن بود ، اینکه نمی توانستند مثل سابق با هم درد دل کنند. وقتی همدیگر را می دیدند هرگز وقت نداشتند مثل سابق درباره موضوعات معمولی حرف بزنند و صحبت های آنها بیشتر پیرامون واقعیات بود. #سال_ها #ویرجینیا_وولف
90005Inicia sesión para ver las estadísticas
سال ها - ویرجینیا ولف.pdf
88204Inicia sesión para ver las estadísticas
کتاب سال ها، رمانی نوشته ی ویرجینیا وولف است که اولین بار در سال 1937 به انتشار رسید. این رمان به داستان زندگی، و موفقیت ها و
کتاب سال ها، رمانی نوشته ی ویرجینیا وولف است که اولین بار در سال 1937 به انتشار رسید. این رمان به داستان زندگی، و موفقیت ها و شکست های سه نسل از خانواده ی پارگیتر می پردازد و به خیابان های لندن در دهه های ابتدایی قرن بیستم زندگی می بخشد. وولف در این داستان جذاب، روان و به یاد ماندنی، از سبک نگارش ویژه و پویای خود کمال بهره را برده و با ظرافتی هنرمندانه، سردگمی و احساس عدم پیوستگی ناشی از تجارب مختلف زندگی و رویداد های تاریخی را به تصویر کشیده است. رمان سال ها به تحسینِ ثبات قدم در انسان ها می پردازد و وولف با نثر فوق العاده جذاب و متمایز خود، ورای زمان ها، نسل ها و طبقه های اجتماعی مختلف، از انسان بودن سخن می گوید. #سال_ها #ویرجینیا_وولف #رمان
89204Inicia sesión para ver las estadísticas
گلبن عيش می‌دمد ساقی گلعذار کو باد بهار می‌وزد باده خوشگوار کو هر گل نو ز گلرخی ياد همی‌کند ولی گوش سخن شنو کجا ديده اعتبار کو مجلس بزم عيش را غاليه مراد نيست ای دم صبح خوش نفس نافه زلف يار کو حسن فروشی گلم نيست تحمل ای صبا دست زدم به خون دل بهر خدا نگار کو شمع سحرگهی اگر لاف ز عارض تو زد خصم زبان دراز شد خنجر آبدار کو گفت مگر ز لعل من بوسه نداری آرزو مردم از اين هوس ولی قدرت و اختيار کو حافظ اگر چه در سخن خازن گنج حکمت است از غم روزگار دون طبع سخن گزار کو حافظ
102104Inicia sesión para ver las estadísticas
نمی دانستم چرا می خواهم گریه کنم ولی همین قدر می دانستم که اگر کسی از نزدیک به من نگاه میکرد یا با من حرف می زد اشک هایم از چشمانم جاری میشد و بغضم در گلویم میترکید و یک هفته ی تمام گریه میکردم میتوانستم تلاطم و لبریز شدن اشک را در خودم حس کنم، مثل لیوان آبی که لبریز است و در محل نا آرامی قرار دارد. حباب شیشه
130304Inicia sesión para ver las estadísticas
دریاروندگان جزیرهٔ آبی‌تر
دریاروندگان جزیرهٔ آبی‌تر
164305Inicia sesión para ver las estadísticas
📚بریده کتاب سرش را فرو می برد و آنقدر در آن تاریکی می ماند که وقتی در می آید کسی آنجا نباشد، کسی اشک هاش را نبیند. بعد با لبخند ظاهر می شد پا تند می کرد می گریخت به کوچه ای دیگر. #نام_تمام_مردگان_یحیاست #عباس_معروفی
169306Inicia sesión para ver las estadísticas
📚بریده کتاب «آدمی که با تبر عشق دونیم شده باشد، همیشه نیمش هست نیمش نیست. بدبختی اینجاست که نمی داند نیمه ی زنده کدام است نیمه مرده کدام؟» #نام_تمام_مردگان_یحیاست #عباس_معروفی
163407Inicia sesión para ver las estadísticas
نام_تمام_مردگان_یحیاست_عباس_معروفی.pdf
159805Inicia sesión para ver las estadísticas
نام تمام مردگان یحیاست نوشتهٔ عباس معروفی است؛ رمانی نسبتاً پیچیده، اسطوره‌ای و چندلایه که بیشتر از اینکه صرفاً داستانِ یک خا
نام تمام مردگان یحیاست نوشتهٔ عباس معروفی است؛ رمانی نسبتاً پیچیده، اسطوره‌ای و چندلایه که بیشتر از اینکه صرفاً داستانِ یک خانواده باشد، دربارهٔ مرگ، فقدان، عشق، سرنوشت، حافظه و تلاش انسان برای ادامه‌دادن زندگی است. #نام_تمام_مردگان_یحیاست #عباس_معروفی #رمان
155305Inicia sesión para ver las estadísticas
موجود عجیب و مضحکی شدم، شکر خدا که هنوز عقلم رو با الکل از دست ندادم شعورم درست کار میکنه اما احساساتم چطور بگم کند شده؛ نه آرزویی دارم و نه به چیزی دلبسته ام و نه به کسی علاقه مندم. دایی وانیا
192606Inicia sesión para ver las estadísticas
پذیرفتن، گروس عبدالملكيان
پذیرفتن، گروس عبدالملكيان
164207Inicia sesión para ver las estadísticas
از تصور اینکه زن فقط باید یک زندگی نجیبانه داشته باشد و مردها میتوانند زندگی دوگانه ای داشته باشند، یکی نجیبانه و دیگری نانجیبانه متنفر بودم. حباب شیشه
1814015Inicia sesión para ver las estadísticas
+1
Sin texto...
169108Inicia sesión para ver las estadísticas
📚بریده کتاب همه اش مجسم می کنم چندتا بچه ی کوچیک دارن تو یه دشت بزرگ بازی می کنن، هزار هزار بچه ی کوچیک و هیچ کی هم اونجا نیس، منظورم آدم بزرگه، غیر من. منم لبه ی یه پرتگاه خطرناک وایسادم و باید هر کسی رو میاد طرف پرتگاه بگیرم، یعنی اگه یکی داره می دوئه و نمی دونه کجا داره می ره من یه دفه پیدام می شه و می گیرمش. تمام روز کارم همینه. ناتور دشتم. می دونم مضحکه ولی فقط دوس دارم همین کار رو بکنم. با این که می دونم مضحکه. #ناطور_دشت #جی_دی_سلینجر
213205Inicia sesión para ver las estadísticas
ناطور دشت .pdf
215504Inicia sesión para ver las estadísticas
هولدن کالفيلد قهرمان رمان ناطور دشت بیگانه ای است از جنس بیگانگان جهان جوانی جسور و جستجوگر که حدیث جستجو و جستجوگر را به تصو
هولدن کالفيلد قهرمان رمان ناطور دشت بیگانه ای است از جنس بیگانگان جهان جوانی جسور و جستجوگر که حدیث جستجو و جستجوگر را به تصویر می کشد. هولدن که به تعبیر خالقش از جهان ((عوضی)) جهانی به وسعت زمین گریزان است و به جهان ((قشنگ)) جهانی محدود با مردمانی به ناگزیر قربانی تعلق دارد، همراه با همراهان انگشت شمارش در پی مفهوم زندگی سرگردانی را مکرر می کند و از یاسی به یاسی دیگر فرو می آید. جی دی سلینجر که هر یک از آثارش حادثه ای در ادبیات خوانده می شود، از مطرح ترین و تاثیرگذارترین نویسندگان معاصر آمریکاست. شهرت گریز است. کم سخن می گوید. بسیار می نویسد و به ندرت منتشر می کند. #ناطور_دشت #جی_دی_سلینجر #رمان
215306Inicia sesión para ver las estadísticas