کتاب و چای نَبات
Ir al canal en Telegram
به سرای «کتاب و چایِ نبات» خوش آمدید.☕️ کتاب را بگشایید، چای را بنوشید و بگذارید واژهها، همصحبتِ لحظههایتان شوند. @Ketab_o_chaiinabat_bot ناشناسمون✨️
Mostrar más2 466
Suscriptores
-524 horas
-447 días
-25930 días
Carga de datos en curso...
Canales Similares
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Nube de Etiquetas
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
octubre '26oct '26
octubre '26
+2
en 0 canales
septiembre '26
+21
en 1 canales
Get PRO
agosto '26
+1 237
en 0 canales
Get PRO
julio '26
+2 145
en 2 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 04 octubre | 0 | |||
| 03 octubre | 0 | |||
| 02 octubre | +1 | |||
| 01 octubre | +1 |
Publicaciones del Canal
| 2 | 📚بریده کتاب
سرش را فرو می برد و آنقدر در آن تاریکی می ماند که وقتی در می آید کسی آنجا نباشد، کسی اشک هاش را نبیند. بعد با لبخند ظاهر می شد پا تند می کرد می گریخت به کوچه ای دیگر.
#نام_تمام_مردگان_یحیاست #عباس_معروفی | 82 |
| 3 | 📚بریده کتاب
«آدمی که با تبر عشق دونیم شده باشد، همیشه نیمش هست نیمش نیست. بدبختی اینجاست که نمی داند نیمه ی زنده کدام است نیمه مرده کدام؟»
#نام_تمام_مردگان_یحیاست #عباس_معروفی | 80 |
| 4 | نام_تمام_مردگان_یحیاست_عباس_معروفی.pdf | 82 |
| 5 | نام تمام مردگان یحیاست نوشتهٔ عباس معروفی است؛ رمانی نسبتاً پیچیده، اسطورهای و چندلایه که بیشتر از اینکه صرفاً داستانِ یک خانواده باشد، دربارهٔ مرگ، فقدان، عشق، سرنوشت، حافظه و تلاش انسان برای ادامهدادن زندگی است.
#نام_تمام_مردگان_یحیاست
#عباس_معروفی
#رمان | 85 |
| 6 | موجود عجیب و مضحکی شدم، شکر خدا که هنوز عقلم رو با الکل از دست ندادم شعورم درست کار میکنه اما احساساتم چطور بگم کند شده؛ نه آرزویی دارم و نه به چیزی دلبسته ام و نه به کسی علاقه مندم.
دایی وانیا | 142 |
| 7 | پذیرفتن، گروس عبدالملكيان | 133 |
| 8 | از تصور اینکه زن فقط باید یک زندگی نجیبانه داشته باشد و مردها میتوانند زندگی دوگانه ای داشته باشند، یکی نجیبانه و دیگری نانجیبانه متنفر بودم.
حباب شیشه | 145 |
| 9 | Sin texto... | 136 |
| 10 | 📚بریده کتاب
همه اش مجسم می کنم چندتا بچه ی کوچیک دارن تو یه دشت بزرگ بازی می کنن، هزار هزار بچه ی کوچیک و هیچ کی هم اونجا نیس، منظورم آدم بزرگه، غیر من. منم لبه ی یه پرتگاه خطرناک وایسادم و باید هر کسی رو میاد طرف پرتگاه بگیرم، یعنی اگه یکی داره می دوئه و نمی دونه کجا داره می ره من یه دفه پیدام می شه و می گیرمش. تمام روز کارم همینه. ناتور دشتم. می دونم مضحکه ولی فقط دوس دارم همین کار رو بکنم. با این که می دونم مضحکه.
#ناطور_دشت #جی_دی_سلینجر | 175 |
| 11 | ناطور دشت .pdf | 167 |
| 12 | هولدن کالفيلد قهرمان رمان ناطور دشت بیگانه ای است از جنس بیگانگان جهان جوانی جسور و جستجوگر که حدیث جستجو و جستجوگر را به تصویر می کشد. هولدن که به تعبیر خالقش از جهان ((عوضی)) جهانی به وسعت زمین گریزان است و به جهان ((قشنگ)) جهانی محدود با مردمانی به ناگزیر قربانی تعلق دارد، همراه با همراهان انگشت شمارش در پی مفهوم زندگی سرگردانی را مکرر می کند و از یاسی به یاسی دیگر فرو می آید. جی دی سلینجر که هر یک از آثارش حادثه ای در ادبیات خوانده می شود، از مطرح ترین و تاثیرگذارترین نویسندگان معاصر آمریکاست. شهرت گریز است. کم سخن می گوید. بسیار می نویسد و به ندرت منتشر می کند.
#ناطور_دشت
#جی_دی_سلینجر
#رمان | 170 |
| 13 | Sin texto... | 153 |
| 14 | رﺳﻴﺪه ﻫﺎ ﭼﻪ ﻏﺮﻳﺐ و ﻧﭽﻴﺪه ﻣﻴﻔﺘﻨﺪ
ﺑﻪ ﭘﺎی ﻫﺮزه ﻋﻠﻒ ﻫﺎی ﺑﺎغ ﻛﺎل ﭘﺮﺳﺖ | 221 |
| 15 | Sin texto... | 211 |
| 16 | قبول نداری خیلی معرکه است که از شر همه چی و همه کس خلاص شوی و هوی جایی که هیچ کس تو را نشناسد؟ گاهی دلم میخواهد همین کار را بکنم.
چوب نروژی، هاروکی موراکامی | 241 |
| 17 | Sin texto... | 241 |
| 18 | مردم عادت دارند آرام ترین روح ها را متلاشی کنند و هنگامی که سرانجام آنها واکنش نشان میدهند آنان را سمی مینامند.
آلبر کامو | 240 |
| 19 | - | 273 |
| 20 | «زنی دارد در آن گردباد سرخ جیغ می کشد. آدم خیال میکند خودش است که دارد سبک میشود.»
دریا روندگان جزیرهی آبی تر | 282 |
