کتاب و چای نَبات
Відкрити в Telegram
به سرای «کتاب و چایِ نبات» خوش آمدید.☕️ کتاب را بگشایید، چای را بنوشید و بگذارید واژهها، همصحبتِ لحظههایتان شوند. @Ketab_o_chaiinabat_bot ناشناسمون✨️
Показати більше2 469
Підписники
-724 години
-487 днів
-26930 днів
Триває завантаження даних...
Схожі канали
Немає даних
Виникли проблеми? Будь ласка, оновіть сторінку або зверніться до нашого support-менеджера.
Хмара тегів
Немає даних
Виникли проблеми? Будь ласка, оновіть сторінку або зверніться до нашого support-менеджера.
Вхідні та вихідні згадування
---
---
---
---
---
---
Залучення підписників
жовтень '26жовт '26
жовтень '26
+2
в 0 каналах
вересень '26
+21
в 1 каналах
Get PRO
серпень '26
+1 237
в 0 каналах
Get PRO
липень '26
+2 145
в 2 каналах
| Дата | Залучення підписників | Згадування | Канали | |
| 03 жовтня | 0 | |||
| 02 жовтня | +1 | |||
| 01 жовтня | +1 |
Дописи каналу
موجود عجیب و مضحکی شدم، شکر خدا که هنوز عقلم رو با الکل از دست ندادم شعورم درست کار میکنه اما احساساتم چطور بگم کند شده؛ نه آرزویی دارم و نه به چیزی دلبسته ام و نه به کسی علاقه مندم.دایی وانیا
| 2 | پذیرفتن، گروس عبدالملكيان | 99 |
| 3 | از تصور اینکه زن فقط باید یک زندگی نجیبانه داشته باشد و مردها میتوانند زندگی دوگانه ای داشته باشند، یکی نجیبانه و دیگری نانجیبانه متنفر بودم.
حباب شیشه | 117 |
| 4 | Немає тексту... | 110 |
| 5 | 📚بریده کتاب
همه اش مجسم می کنم چندتا بچه ی کوچیک دارن تو یه دشت بزرگ بازی می کنن، هزار هزار بچه ی کوچیک و هیچ کی هم اونجا نیس، منظورم آدم بزرگه، غیر من. منم لبه ی یه پرتگاه خطرناک وایسادم و باید هر کسی رو میاد طرف پرتگاه بگیرم، یعنی اگه یکی داره می دوئه و نمی دونه کجا داره می ره من یه دفه پیدام می شه و می گیرمش. تمام روز کارم همینه. ناتور دشتم. می دونم مضحکه ولی فقط دوس دارم همین کار رو بکنم. با این که می دونم مضحکه.
#ناطور_دشت #جی_دی_سلینجر | 154 |
| 6 | ناطور دشت .pdf | 145 |
| 7 | هولدن کالفيلد قهرمان رمان ناطور دشت بیگانه ای است از جنس بیگانگان جهان جوانی جسور و جستجوگر که حدیث جستجو و جستجوگر را به تصویر می کشد. هولدن که به تعبیر خالقش از جهان ((عوضی)) جهانی به وسعت زمین گریزان است و به جهان ((قشنگ)) جهانی محدود با مردمانی به ناگزیر قربانی تعلق دارد، همراه با همراهان انگشت شمارش در پی مفهوم زندگی سرگردانی را مکرر می کند و از یاسی به یاسی دیگر فرو می آید. جی دی سلینجر که هر یک از آثارش حادثه ای در ادبیات خوانده می شود، از مطرح ترین و تاثیرگذارترین نویسندگان معاصر آمریکاست. شهرت گریز است. کم سخن می گوید. بسیار می نویسد و به ندرت منتشر می کند.
#ناطور_دشت
#جی_دی_سلینجر
#رمان | 150 |
| 8 | Немає тексту... | 142 |
| 9 | رﺳﻴﺪه ﻫﺎ ﭼﻪ ﻏﺮﻳﺐ و ﻧﭽﻴﺪه ﻣﻴﻔﺘﻨﺪ
ﺑﻪ ﭘﺎی ﻫﺮزه ﻋﻠﻒ ﻫﺎی ﺑﺎغ ﻛﺎل ﭘﺮﺳﺖ | 200 |
| 10 | Немає тексту... | 186 |
| 11 | قبول نداری خیلی معرکه است که از شر همه چی و همه کس خلاص شوی و هوی جایی که هیچ کس تو را نشناسد؟ گاهی دلم میخواهد همین کار را بکنم.
چوب نروژی، هاروکی موراکامی | 219 |
| 12 | Немає тексту... | 217 |
| 13 | مردم عادت دارند آرام ترین روح ها را متلاشی کنند و هنگامی که سرانجام آنها واکنش نشان میدهند آنان را سمی مینامند.
آلبر کامو | 224 |
| 14 | - | 259 |
| 15 | «زنی دارد در آن گردباد سرخ جیغ می کشد. آدم خیال میکند خودش است که دارد سبک میشود.»
دریا روندگان جزیرهی آبی تر | 264 |
| 16 | Немає тексту... | 265 |
| 17 | 📚بریده کتاب
اشکال در این بود که من از خدمت به مردها به هر نحوی متنفر بودم.
#حباب_شیشه #سیلویا_پلات | 311 |
| 18 | 📚بریده کتاب
مهم نبود که چقدر زانو بزنی و دعا بخوانی باز هم باید روزی سه وعده غذا بخوری و شغلی داشته باشی و در این دنیا زندگی کنی.
#حباب_شیشه #سیلویا_پلات | 314 |
| 19 | حباب شیشه.pdf | 306 |
| 20 | ماجرای داستان بدین قرار است که دختری به نام "استر شیفته ی پسری به نام بادی می شود. با گذشت زمان استر در می یابد که او هیچ شباهتی به همسر ایده آل او ندارد و ناگزیر از او جدا می شود. در این هنگام استر به بیماری روانی دچار می گردد و دست به خودکشی می زند، حال آن که مادرش او را از مرگ نجات می دهد و استر در آسایشگاه روانی بستری میشود ...
#حباب_شیشه
#سیلویا_پلات
#رمان | 309 |
