es
Feedback
نوشین شادفام

نوشین شادفام

Ir al canal en Telegram

روز نوشته‌های من @Shadfam حرف یا گفتنی داشتید👆 لینک ناشناس من https://t.me/BoldChat_Bot?start=sec-iejijaefji

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
315
Suscriptores
Sin datos24 horas
-27 días
-930 días
Archivo de publicaciones
❤️
+3
❤️

photo content

برایم نوشته بود: محبوب من... آدم چقدر می‌تواند خوشبخت باشد که در بامیان زندگی کند از زرگران گرفته تا حومه‌های صلصال و شمامه ر
برایم نوشته بود: محبوب من... آدم چقدر می‌تواند خوشبخت باشد که در بامیان زندگی کند از زرگران گرفته تا حومه‌های صلصال و شمامه را قدم بزند، بر بلندای کوه بابا برود و قهوه بنوشد، به هوتل آی‌خانم برود و طعم منتو لب سوز را بچشد به هیاهوی بند امیر برسد و قهقهه بزند، در غلغله بایستد، و قدامت بوداهای بامیان را تماشا کند... اما من در این آوارگی سخت غمگینم... شادفام

آیا اتفاق افتاده که یک نفر را دوست داشته و هر دوی تان به یک اندازه عاشق کتاب و کتاب خوانی باشید؟ بعد هر دوی تان کتابی را انتخاب کرده و یک جایی بخوانید و همزمان که کتاب را می‌خ‌وانید در باره‌ی کاراکتر ها و حوادثی که بر سر شان میاید حرف بزنید و با خنده های شان خنده و با گریه های شان هم گریه کرده باشید؟ اگر اتفاق افتاده که به معنی واقعی خوشبخت استید و اگر هم نیفتاده باید تمام زندگی تان را بر سر اتفاق افتادنش بگذارید. اما غروب پروانه🦋 بختیارعلی جهانی‌ترین و مشهورترین نویسنده‌ی کُرد است کە آثارش بە چندین زبان از جملە آلمانی، فرانسوی، انگلیسی، عربی، ترکی و فارسی ترجمە و جوایزی مختلفی را کسب کردە است. نویسنده کتاب معروف (آخرین انار دنیا)، شهرت خودش را مدیون رُمان کم‌نظیر “غروب پروانە” است که انتشار آن لقب پرمخاطب‌ترین وتاثیرگذارترین نویسنده‌ی کُرد را نصیب بختیار علی کرد. شاعر جهانی کرد (شیرکو بیکس) دربارەی این رمان گفتە است:  غروب پروانە لبریز از فضاهای جادویی ناب و تصاویر و زبان شاعرانەی بسیار بکر است که نقطه‌ی عطفی در ادبیات کرد محسوب می‌گردد. جستجو برای یافتن عشقستان نشانگر دنیای رویایی و سرشار از اندیشەی والای انسانی است کە بختیار علی بە بهترین شکل ممکن آن را بە تصویر کشیدە است. فروید می‌گوید «ما هرگز مانند زمان عاشقی در برابر درد بی‌دفاع نمی‌شویم هر چه بیشتر عشق بورزیم بیشتر درد می‌کشیم» غروب پروانه نیز داستانی درباره عشق و رنج‌های آن است. داستانی در توصیف عشق و غروب آن‌که پروانه قربانی می‌شود. داستانی در مورد تقابل عشق و نفرت. عشق که چقدر بی‌‌‌‌‌‌پناه و بیچاره و بی‌خانمان است و نفرت که همیشه یک شهر و تمام مردانش را مسلح و خشمگین به دنبال خودش می‌کشاند. رمان شامل بیست دو بخش و یک قسمت پایانی است. نام رمان ارجاعی است بە غروبی کە در آن پروانە و دوستش مدیا در میان جمعیت مذهبی خشمگینی که معتقد بودند دنیا را از وجود گناە کاران وفاسقین پاک می‌کنند اعدام می شوند. جرمی که پر‌وانه به خاطر آن باید اعدام شود دوست داشتن و میل به آزاد زیستن بود و این که دوست نداشت به قوانینی که توسط جامعه‌ی مردانه وضع شده بود سر بنهد. پروانە از شخصیت‌های اصلی رمان است و خندان خواهر پروانە راوی اصلی رمان است. غروب پروانە داستان هم‌زمان اتفاقات و رخدادهای عشقستان است (جنگلی دوردست کە عاشقان فراری که در شهر جایی برای زندگی و آرامش ندارند بە انجامی گریزند) و درمدرسەی خواهران تارک‌دنیا، اتفاق می‌افتد. جنگی است میان زیبایی و زشتی، باور و بی باوری، فردگرایی و تن ندادن بە گفتمان جامعەی مردسالار و سنتی. جنگی که فروخنده ها، لیلاها و سارا ها را در مقابل تمام مردان خشمگین شهر و پدر ها و برادران شان قرار داده و در طول تاریخ این فرخنده ها و لیلا ها و سارا ها بوده‌اند که غروب کرده و اعدام و سنگسار شده‌اند. غروب پروانە مانند آخرین انار دنیا به سبک رئالیسم جادویی نوشته شده است. جایی که بختیار علی به بهترین شکل ممکن مرز رؤیا و واقعیت را در هم می‌نوردد و در مرز بین حقیقت و جادو داستان خود را بیان می‌کند. نویسنده در این کتاب داستان زندگی، عشق و غروب پروانه را روایت می‌کند. پروانه‌یی که نماد عشق است و به زیبایی عشق اشاره دارد «آه گووند تو به من بگو در این دنیا کدام دو چیز مانند پروانه و عشق شبیه هم هستند؟ پروانه مانند عشق می‌رود و هیچ‌کس گام‌هایش را نمی‌بیند». در مورد غروب پروانه می‌توان یک کتاب نوشت اما همین اندازه به گمانم کافی باشد. دوست دارید یک کتاب خوب بخوانید، این یکی را از دست ندهید.

کلی آغیل برای تو زرترق شد.. فرزانه

❤️

بر کوره که غدر شد خود خوره اجی موگی سعیده

از دردهایش چیزی نمیگفت و من می‌دانستم کارد وقتی به استخوان می‌رسد آدم را لال می‌کند.

هرگاه چیزی در مورد هزاره ها میشنوم این به ذهنم خطور میکند که اگر عبدالرحمان هزاره ها را میگذاشت به زندگی خودیشان حالا در کجا بودیم..؟ یک گوشه یی از مردم هزاره که توسط عبدالرحمان سرکوب شده، قتل عام شده و کوچانیده شده، ما مردم داله مالستان هستیم که اصالتا از داله قندهار بودیم و توسط عبدالرحمان و ظلم هایش در یک گوشه از دور افتاده ترین مناطق کوهستانی افغانستان پرت شدیم و تا حال که 133 سال از این جنایت میگذرد، تاثیرات اجتماعی و جمعیتی اش همچنان بالا ما مردم ادامه دارد.. و چه دردناک است این فاجعه پیر یک قرن و سه ده چه درد ناک است! اگر واقعا این جنایت در حق ما نمی شود حالا با این تلاش که زن و مرد هزاره دارند در کجا از جهان امروز قرار داشتیم؟

یکی دیگه هم ببنیم

🫠

از میان آزادی و نان، من آزادی را انتخاب می‌کنم، تا اگر گرسنه ماندم فریاد بزنم گرسنه‌ام... آلبرکامو
از میان آزادی و نان، من آزادی را انتخاب می‌کنم، تا اگر گرسنه ماندم فریاد بزنم گرسنه‌ام... آلبرکامو

موباره خشم بسیار از دو چیم تو نموشه کم بچی قار و خشیم تو پیام نو نمیه از طــــــــــرف تو شده دارو پیام‌های قدیم تو 😄

دکلمه های تارا شنیدنیست🫠

محض شوخی دیشو مسیج کدوم گفتوم د تیک تاک چرا اوم شو مسیجای خو کدی پاک موشه منکر ولیکن از سری لج موگه او روی سیاغو روی تو د خاک😅

فرزانه آغی مه، دوستی ما بر می گردد به شش سال پیش.. از او و عاشقانه های نوربند شی بشنوید

از امروز
+8
از امروز

زیبایی ببنید