خونهی روشن.
Ir al canal en Telegram
من بندهی خانههای روشنم.✨ حتی اگر در تاریکی مطلق، بی هیچ نوری هم باشم، شمعی روشن خواهم کرد.🕯 . سخنِ بیحرف: @Lithousesbot 🔗 t.me/BluChtBot?start=6eafac09b8d8ac888947
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
1 498
Suscriptores
+2924 horas
+947 días
+9430 días
Archivo de publicaciones
1 503
قربانت گردم؛
تاکنون دو سه کاغذ فرستادهام.
که بیجواب مانده.
شاید مُردی، خدا بیامرزدت!
1 503
ببخش که اینهمه گرفته و دلمرده بودم. این روزها در حالوهوایی تیره و شوم گرفتارم؛ تا آنجا که دیگر تابِ دیدنِ چهرهٔ آدمیان را ندارم.
نامه ویرجینیا وولف، به ویتا سکویل وست
1 503
«اما دست کم، اگر ترکم کردی؛ فراموشم نکن.»
نامه آلبرکامو، به ماریا کاسارس، آوریل1948
1 503
وقتی به زندگیم و رنگ های مرموزش نگاه میکنم، دلم می خواد زیر گریه بزنم. مثل همین آسمون، ظهر آفتابیه، بعداز ظهر بارونیه.
زاگرو! الان به لب هایی که بوسیدم شون و به بچگی نکبتبار خودم، به شور و شوقم به زندگی و جاه طلبی ای که گاهی من رو از خود بهدر میبره فکر میکنم. در عین حال، مطمئنم روزی میرسه که اصلا من رو نمیشناسی.
گرفتار بدبختی و افراط در شادی: نمیتونم به زبون بیارم.
مرگ خوش، آلبر کامو
1 503
انسانهای مأیوس گاهی رنجیده خاطر و خستهاند، اما اغلب سرسختانه امیدوارند. حتی اگر ابراز ناامیدی کنند، باز هم پشتکارشان نوعی امید است، یک جور خودداری از تسلیم شدن.
بدبینی امیدوارانه ،مارا فان درلوخت،فارسیِ مریم خدادادی
1 503
شامگاهان، بانگ خفاشها به گوش میرسد.
دو اسب سیاه در مرغزار یورتمه میروند.
خشخش افراهای سرخ میآید.
بر آواره، مهمانخانهای کوچک سرِ راه نمایان میشود.
خوش باد مزهٔ شراب تازه و گردوها!
خوش باد: تلوتلو گذشتن از بیشهای تاریک.
از میان شاخههای تاریک، صدای ناقوسهای عزا به گوش میرسد.
شبنم بر رخسارش میچکد.
لاابالیهای دالان خیزران، گئورگ تراکل، تا شامگاه قلبم
1 503
مثل کبریت کشیدن در باد
زندگی دشوار است
من خلاف جهت آب شنا کردن را ،
مثل یک معجزه باور دارم.
آخرین دانه کبریتم را
میکشم در این باد .
هرچه بادا باد .
- محمدرضا عبدالملکیان
