یادداشت های روانشناسی
Ir al canal en Telegram
اولین مخاطبم خودمم✨ در مسیر روانشناسی🌱 سوال هاتون: @elnazalaei هماهنگی جلسات کوچینگ: @Heli_adminpsy
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
695
Suscriptores
+3724 horas
+287 días
+14930 días
Archivo de publicaciones
روان،
چیزی رو که نمیتونه به زبون بیاره،
در روابط تکرار میکنه؛
تا شاید این دفعه کسی اون رو بفهمه...
فکر میکردم مضطربم، نگو به مقدار خیلی خیلی زیادی عصبانی بودم.
عصبانیتی که هیچ داد و فریاد و هیچ پرخاشب در پی نداشت.
چرخیده بود و چرخیده بود تا بالاخره خودشو نشون بده.
ممکنه اضطرابت خشم باشه
ناراحتی خشم باشه
غمت، ترست، و حتی بعضی دردهای بدنیت خشم باشه.
همه خشمها با داد زدن خودشون رو نشون نمیدن.
بعضی خشمها تبدیل میشن به سکوت، فاصله گرفتن، بیحوصلگی، سردرد یا ساعتها نشخوار فکری بعد از تموم شدن یه مکالمه.
به شکل سرزنش کردن خودمون ظاهر میشن، چون عصبانی شدن از دیگری برامون ممنوع بوده.
پس خشم رو به سمت خودمون برمیگردونیم و بهجای اینکه بپرسیم چرا با من اینطوری رفتار شد؟، میپرسیم: من کجای کار اشتباه کردم؟
Repost from مثلاً روانشناسم!
تلاش برای قانع کردن کسی که چارچوب فکریش کاملاً با تو متفاوته، بیهودهترین کار دنیاست.
یه شکل پنهان از گم کردن خودت، اینه که قبل از هر انتخابی، دیگران رو توی ذهنت تصور کنی.
اینکه اگه این لباس رو بپوشم چی فکر میکنن؟
اگه این حرف رو بزنم چه برداشتی میکنن؟
اگه مسیر متفاوتی انتخاب کنم، ناامید میشن؟
کمکم تصمیمهات دیگه از خواستههات نمیان از تلاشت برای جلوگیری از قضاوت دیگران میان.
و یه روز به زندگیای میرسی که همه با انتخابهات موافقن، جز خودت.
آیا هزینه رضایت آدما رو تو باید بپردازی؟
تجربهها تموم میشن، اما تأثیرشون نه.
دیگه کنار آدمی نیستی که مدام تحقیرت میکرد، ولی هنوز قبل از هر حرفی چند بار توی ذهنت مرورش میکنی تا مبادا مسخره بشی.
ممکنه دیگه کسی ازت ایراد نگیره، ولی خودت استاد پیدا کردن ایرادهای خودت شده باشی.
آدمها از زندگیمون میرن، اما صدایی که توی ذهنمون ازشون ساختیم، باقی میمونه.
دور شدن کافی نیست.
باید یاد بگیری با خودت مثل اونها رفتار نکنی.
چیزی که باید رهاش کنی، یک آدم نیست
تصویریه که از خودت ساختی تا دوستت داشته باشن.
همون آدم همیشه قوی، همیشه فهمیده، همیشه در دسترس و همیشه بینیاز.
زیر تمام این نقشها، خودت واقعاً چه شکلی هستی؟
یه جایی از زندگی، انقدر مشغولِ فهمیدن بقیه میشیم که دیگه نمیفهمیم خودمون چی میخوایم.
یاد میگیریم از لحن آدمها بفهمیم ناراحتن، از سکوتشون بفهمیم چیزی شده، از تغییر رفتارشون بفهمیم قراره ترکمون کنن
اما وقتی نوبت به خودمون میرسه، حتی نمیدونیم چرا اینهمه خستهایم.
انگار تمام عمرمون رو صرف خوندنِ آدمها کردیم، جز خودمون.
از رو صندلی قربانی بلند شو..
این بلند شدن یه توانی میخواد،
لطفا توانشو به دست بیار؛
به دست بیار و بلند شو.
وقتی یک باز درخشش خوشبختی را بر چهره انسانی که دوستش داری دیده باشی، میفهمی که انسان را هیچ رسالتی نیست جز بیدار کردن همان نور در چهره های پیرامونش
-کامو
