es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

شیشه

شیشه

Ir al canal en Telegram

من چند روز زندگی کردم؟

Mostrar más
Irán163 730La categoría no está especificada
630
Suscriptores
+524 horas
+467 días
+10530 días
Archivo de publicaciones
برایت آرزوی خوب‌ترین پاییزها و زمستان‌ها را دارم. آرزو می‌کنم شانه به شانه‌ی کسی قدم بزنی که از گفتن دوستت دارم نمی‌هراسد، و برای اشتیاق دلت همیشه حرف‌های تازه دارد.

شب بخیر
شب بخیر

⁨ فقط خوب زندگي كردنه كه ارزش جنگیدن داره آدم نبايد بذاره كسايي كه قرار نيست زندگيشو بهتر كنن تو زندگيش باشن، رفيقش باشن، وقتشو بگيرن، فكرشو پر كنن⁩.

⁨هیچ عیبی نداره اگه ساده‌ترین کارا برات سخت پیش میره.

‏‌ ‌عصر، عصر پیغام است. می‌نویسم سلام و تو هر وقت رسیدی، جواب بده. جوابی بده. مختصر. وقتت را نمی‌گیرم. هر وقت دلت خواست بگو سلام. عیبی ندارد. زمانه‌ی انتظار است عزیزم. فاصله‌ هست. واسطه هست. پیغام‌های مُرده، مکرر، تاخیر، تماس غیرمستقیم، بی‌لمس. ارتباط از سلول من به سلول تو، یک ضربه، چهار ضربه، دو ضربه، بعد انتظار، گوش تیز کردن برای گرفتن پاسخ. بی‌خبری از چهره‌ی هم. دستان تو کو؟ چشم تو چطور است؟ احوالت واقعا چطور است؟

Mano Baghal Kon.mp32.53 MB

اگه آدم بره پی دلش، ممکنه بسوزه ولی هیچ‌وقت بازنده نیست.
اگه آدم بره پی دلش، ممکنه بسوزه ولی هیچ‌وقت بازنده نیست.

بعضی وقتا، پشیمون میشم از مکالمه‌ای که اتفاقا شروع کننده‌ش خودم بودم. بد پیش میره و بعدش خودمو سرزنش می‌کنم.

بعضی وقتا از مکالمه‌ای که خودم شروعش می‌کنه پشیمون میشم. بهم سخت میگذره بعدش خودمو سرزنش می‌کنم.

‏مزه ریختن و تلاش برا خندوندن یعنی دوستت دارم.

Hafteh Eshgh.mp38.29 MB

میدونم داره چیکار می‌کنه، مطمئنم از پس خودش برمیاد.

Repost from شیشه
دلم زندگی‌ای می‌خواهد که در آن لازم نباشد چیزی را برای هم ثابت کنیم. نه دوستی‌مان را، نه وفاداری‌مان را، نه هیچ‌چیز.

Repost from شیشه
دلم دوستی‌ای می‌خواهد که در آن بتوانم برایت از ترس‌هایم بگویم، بی‌آنکه فکر کنم کوچک می‌شوم. و تو هم بتوانی از زخم‌هایت بگویی، بی‌آنکه بترسی قضاوت شوی.

پناه به تو از تلاطم و ناسازگاری جهان بیرون.

Basse Bargard.mp33.10 MB

از آب می‌ترسیدم، اما شیرجه زدم. حالا که فکرش را می‌کنم، می‌بینم آن شیرجه، فقط برای تو نبود. برای خودم هم بود. برای اینکه بفهم
از آب می‌ترسیدم، اما شیرجه زدم. حالا که فکرش را می‌کنم، می‌بینم آن شیرجه، فقط برای تو نبود. برای خودم هم بود. برای اینکه بفهمم می‌شود از ترس گذشت، وقتی کسی آن‌طرفِ آب ایستاده باشد و دستش را دراز کند.

چیزی از ناچیز را عمر و زمان کردند نام ‏زندگی چیزی‌ ز ناچیز است‌ و آن‌ هم‌ هیچ نیست عزیز دلم

چیزی از ناچیز را عمر و زمان کردند نام ‏زندگی چیزی‌ ز ناچیز است‌ و آن‌ هم‌ هیچ نیست عزیز دلم

Nafahmidi.mp34.53 MB