V e n u S i a n🪴
Ir al canal en Telegram
دنباله رَو آرامش Violin🎻& ballet🩰 @VenSamBoT:حرف
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
236
Suscriptores
Sin datos24 horas
-57 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
به یاری همین اندک رنجش ها وناراحتی های عجیب است که انسان از دام زندگی بی روح و کسل کننده رها میشود.
کورسی که شروع کردیم ولی ادامه ندادیم، انجمن که پلان ها برش چیده بودیم فقط چند روز و تمام،
فلم های که لیست شدن و دیده نشدن.🙂💘
و ما پر از کار های ناتمام:)
Repost from ʟ ɪ ʟ ɪ ᴜ ᴍ
خورد که بودیم با هم پول جمع کرده و یک کتابچه خریده بودیم تا مثلاً شعر هایی بنویسیم که شاعرشان خودمان باشیم، با این خیال که روزی بزرگ شدیم همه را چاپ و نشر کرده و مشهور شویم.
ولی بعدها که یک ذره بزرگ شدیم همه را با این عقیده که اگر کسی ببینید و بخواند شأن آبرویمان میره، یکجا آتش زده و نابود کردیم.
و زمانی که یک ذره بزرگ شده و آنها را نابود کردیم باز به سرمان زد که اینبار رمان بنویسیم. دوباره کتابچه گرفته و زندهگی نامه و اتفاقات زندهگی خود را نوشتیم، چیزهایی که حتی حرف زدن در موردشأن دارک بود. در آن کار هم قصد مشهور شدن داشتیم.
ولی بعدها که خواستیم این کتابچه را هم نابود کنیم دگر اثری ازش نبود انگار زمین دهن باز کرده و او را بلعیده و تاحال که سالهای زیادی ازش میگذرد گومی گوم است.
و حال، حالا هر دو کانال داریم. گاهی اینها را هم دلمان میخواهد خراب کنیم ولی باز صبر پیشه میکنم.
فکر کنم هر موقع تصمیم در مورد خراب کردن کانالها قطعی شد به یک درجهای دیگری از بزرگسالی میرسیم و بعد به دنبال یک ماجراجویی دیگر.🤝🏻🦥
@Ven_usiaN
تعداد آدم های که من واقعا دوست شان دارم زیاد نیست تعداد کسانی که نظر خوبی در باره شان دارم از آن هم کمتر است.
من هر چی بیشتر دنیا را میشناسم از آن ناراضی تر می شوم،
هر روز که میگذرد بیشتر معتقد می شوم که آدم ها شخصیت ناپایداری دارند نمیشود روی ظواهر، لیاقت یا فهم و شعور شان حساب باز کرد.
-غرور و تعصب
جین آستین
نه تو میمانی, نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی!
به حباب نگران لب یک رود قسم به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت,
غصه هم میگذرد...
#شعر_نو
دچار باید بود
قشنگ یعنی چه؟
قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشكال
و عشق، تنها عشق
ترا به گرمی یك سیب میكند مأنوس
و عشق، تنها عشق
مرا به وسعت اندوه زندگیها برد
مرا رساند به امكان یك پرنده شدن
و نوش داروی اندوه
صدای خالص اكسیر میدهد این نوش
و حال شب شده بود
چراغ روشن بود
و چای می خوردند
چرا گرفته دلت، مثل آنكه تنهایی
چقدر هم تنها!
خیال میكنم
دچار آن رگ پنهان رنگها هستی
دچار یعنی
عاشق
و فكر كن كه چه تنهاست
اگر كه ماهی كوچك دچار آبی دریای بیكران باشد
چه فكر نازك غمناكی!
و غم تبسم پوشیده نگاه گیاه است
و غم اشاره محوی به رد وحدت اشیاست
خوشا به حال گیاهان كه عاشق نورند
و دست منبسط نور روی شانه آنهاست
نه، وصل ممكن نیست
همیشه فاصلهای هست
اگرچه منحنی آب بالش خوبی است
برای خواب دل آویز و ترد نیلوفر
همیشه فاصلهای هست
دچار باید بود
و گرنه زمزمه حیرت میان دو حرف
حرام خواهد شد
و عشق
سفر به روشنی اهتراز خلوت اشیاست
و عشق
صدای فاصلههاست
صدای فاصلههایی كه
غرق ابهامند
نه
صدای فاصلههایی كه مثل نقره تمیزند
و با شنیدن یك هیچ میشوند كدر
+3
صدا کن مرا٫
صدای تو خوب است.
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
كه در انتهای صمیمیت حزن میروید.
