es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete 👈

چتر برای چه؟خیال که خیس نمی‌شود.

چتر برای چه؟خیال که خیس نمی‌شود.

Ir al canal en Telegram

https://t.me/+pcpNqw4PhEg2MWRk پرایوت @playlistocean پلی‌لیست @sareliynbot ناشناسم

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
579
Suscriptores
Sin datos24 horas
+47 días
+4430 días
Archivo de publicaciones
من چقد خوش‌شانسم که ادمای امنی دارم تو زندگیم😭

میخوام برای بابام بمیرم.عاشقشمم

پستایی که بابام برام میفرسته:😭🫠
+1
پستایی که بابام برام میفرسته:😭🫠

زندگی ک تو ذهنم ساختم خیلی قشنگ تره،بهتره وسایلمو جمع کنم برم تو ذهنم زندگی کنم.

دلم یه جای دنج میخواد دور از آدما دور از همه بریم یه کلبه‌ی جنگلی یا کنار دریا منو اون آدم خیالی توی ذهنم!

هایده - شوریده سر.mp33.59 MB

میمیرم برا شعرای فروغ.

با کدام دست؟ خواب، خواب، خواب او غنوده است روی ماسه‌های گرم زیرِ نورِ تندِ آفتاب از میان پلک‌های نیمه‌باز خسته‌دل نگاه می‌کند جویبار گیسوان خیس من روی سینه‌اش روان شده بویِ بومیِ تنش در تنم وزان شده خسته‌دل نگاه می‌کند آسمان به روی صورتش خمیده است دست او میان ماسه‌های داغ با شکسته دانه‌هایی از صدف یک خط سپید بی‌نشان کشیده است دوست دارمش... مثل دانه‌ای که نور را مثل مزرعی که باد را مثل زورقی که موج را یا پرنده‌ای که اوج را دوست دارمش... از میان پلک‌های نیمه‌باز خسته‌دل نگاه می‌کنم کاش با همین سکوت و با همین صفا در میان بازوان من خاک می‌شدی با همین سکوت و با همین صفا در میان بازوان من زیرِ سایبانِ گیسوان من لحظه‌ای که می‌مکد لبان تو سرزمین تشنه‌ی تنِ جوانِ من چون لطیف بارشی یا مه نوازشی کاش خاک می‌شدی کاش خاک می‌شدی تا دگر تنی در هجوم روزهای دور از تن تو رنگ و بو نمی‌گرفت با تن تو خو نمی‌گرفت تا دگر زنی در نشیب سینه‌ات نمی‌غنود سوی خانه‌ات نمی‌غنود نغمه‌ی دل تو را نمی‌شنود از میان پلک‌های نیمه‌باز خسته‌دل نگاه می‌کنم مثل موج‌ها تو از کنار من دور می‌شوی باز دور می‌شوی روی خط سربی افق یک شیارِ نور می‌شوی با چه می‌توان عشق را به بندِ جاودان کشید؟! با کدام بوسه، با کدام لب؟! در کدام لحظه، در کدام شب؟! مثل من که نیست می‌شوم مثل روزها مثل فصل‌ها مثل آشیانه‌ها مثلِ برفِ رویِ بام خانه‌ها او هم عاقبت در میان سایه‌ها غبار می‌شود مثل عکس کهنه‌ای تارِ تارِ تار می‌شود با کدام بال می‌توان از زوال روزها و سوزها گریخت؟! با کدام اشک می‌توان پرده بر نگاه خیره‌ٔ زمان کشید؟! با کدام دست می‌توان عشق را به بندِ جاودان کشید؟! با کدام دست؟ خواب، خواب، خواب او غنوده است روی ماسه‌های گرم زیرِ نورِ تندِ آفتاب — فروغ فرخزاد #شعر

Havaset Bashe Behesh (320).mp32.90 MB

واقعا از طوری ک تربیت شدم راضیم مرسی مامان.

جدیدا خیلی با خودم حال میکنم هم خوشگلم هم نچرالم ،همه چی تمومم ! وقت گذروندن با خودم خیلی بهم خوش میگذره خدا هم مشخصه باهام خیلی حال میکنه همیشه معجزه هاشو نشونم داده.☺️🩷

من تو را به اندازه‌ی کلمات هفت جلد «در جستجوی زمان از دست رفته‌»ی پروست دوست دارم.

I would go through all this pain Take a bullet straight through my brain Yes, I would die for you, baby

Yo no soy celosa Solamente cuido lo que es mío y lo que es mío no se toca Solo es una amiga, no seas tan chismosa Pero yo también era tu amiga y termine siendo otra cosa

« خاطره ها که نمی‌میرن.»

دلم میخواد دست به قلم شم. اگه نوشته هامو جمع کنم یه کتاب میشه ... نمیدونستم تو نوشتن هم استعداد دارم از چیزایی ک مینویسم خودم انگشت به دهان میمونم.

Repost from N/a
‎ گنه کردم گناهی پر ز لذت در آغوشی که گرم و آتشین بود گنه کردم میان بازوانی که داغ و کینه جوی و آهنین بود در آن خلوتگه تاریک و خاموش نگه کردم بچشم پر ز رازش دلم در سینه بی تابانه لرزید ز خواهش‌های چشم پر نیازش در آن خلوتگه تاریک و خاموش پریشان در کنار او نشستم لبش بر روی لبهایم هوس ریخت ز اندوه دل دیوانه رستم فرو خواندم بگوشش قصهٔ عشق: ترا میخواهم ای جانانهٔ من ترا میخواهم ای آغوش جانبخش ترا، ای عاشق دیوانهٔ من هوس در دیدگانش شعله افروخت شراب سرخ در پیمانه رقصید تن من در میان بستر نرم بروی سینه‌اش مستانه لرزید گنه کردم گناهی پر ز لذت کنار پیکری لرزان و مدهوش خداوندا چه میدانم چه کردم در آن خلوتگه تاریک و خاموش

«انگار من از جای بریده‌ی زخمی در تنِ تو روییده‌‌ام.»