برای فردا.🌱
Ir al canal en Telegram
من اینجام: t.me/BluChtBot?start=61a7af00b8dda38d8e
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
234
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
234
+7
وقتی دلم برا درس خوندن تنگ میشه میرم تو گالریم عکس درس خوندن میبینم.
به انضمام همین عکسهای تکراری خواستم تاکید کنم زندگیِ بدون تحصیلات آکادمیک رو نیستمش، کاش شغلم درس خوندن باشه، کاش تا ابد مجبور باشم به درس خوندن ادامه بدم.
234
مگه وقتی بچه بودیم مامانا سر اینکه باید بیشتر درس بخونیم دعوامون نمیکردن؟!
مامان من الان برعکسه، سر اینکه انقدر درس میخونم که برا خودم وقت نمیذارم دعوام میکنه.
مثلاً یهو رندوم میره برام تایم فیشیال میگیره که منو مجبورم کنه رو سلامت روانم وقت بذارم و از درس فاصله بگیرم.🦦
234
بهخدا اگه از مامانم نمیترسیدم بازم ادامه تحصیل میدادم.
و تا اعلام نتایج کنکور هم رو مقاله جدیدم کار میکردم، هم رو زبان کار میکردم.
234
این مرحله از زندگیم رو اصلاً نیستمش، من وقتی احساس زنده بودن میکنم که از شدتِ خستگی کار و درس قطعه قطعه بشم.
234
من تو ارتباطم با آدمها خیلی به نوع نگاهشون به جهان اطرافشون دقت میکنم، نوع نگاهی که قراره در طول معاشرتهای فراوان روی نگاه خودمم تاثیر بذاره.
اگه میخوایین نوع نگاه آدمها رو بشناسید، ببینید قضاوتشون نسبت به ناشناختهها به چه شکله؟
اولین ویژگی که از آدمهایی که نمیشناسنشون توصیف میکنن یه ویژگی مثبته یا منفی.
وقتی قراره با یه اتفاقی روبرو بشن چجوری اون قضیه رو پیشداوری میکنن.
بابام همیشه میگفت بچگیامون کارتون گالیور رو میدیدیم که جمله معروف یکی از شخصیتاش به اسم “گلام” این بود که من میدونم که کارمون تمومه و مدام این جمله رو تکرار میکرد.
و من ناخودآگاه وقتی این دیدگاه “گلام” رو تو آدمی میبینیم که از هر اتفاقی فاجعه میسازن دلم میخواد فرسخها ازش فاصله بگیرم. چون معتقدم هر اتفاق به ظاهر بدی هم هزار تا جزئیات خوب میتونه پشتش داشته باشه، هر آدمِ به ظاهر بدی هم، ویژگیهای خوبی درون خودش داره.
دقیقاً چه عملکردی میتونه تو مغز ما رخ بده که ما بدترین حالت ممکن یک ماجرا رو پیشبینی کنیم و فقط نگاهمون رو محدود کنیم به همون فاجعهی ساختگی ذهنمون؟!
234
+2
گیر دادم به این سبک ادیت؟! بله و بسیار عاشقشم.✔️
• عاشق جمعهها هم هستم، مخصوصاً اون لحظهای که همهجا از تمیزی برق میزنه، عود و شمع روشن میکنی و ترکیب موزیک قری و روتین پوستی جلوی آینه، انرژیهای لطیف زنانهات رو نجات میده.🪞
• تمیزکاریهای جمعه در معیتِ پادکسته و سهمِ پادکست امروز فردوسیخوانی بود و بسیار توصیه میشه. 🫧
234
هرچی صدف میخواد جا بزنه، دستشو میگیرم کشون کشون میبرمش جلو، میگم جا نزن، هنوز ادامهشو ندیدی که، شاید ادامهاش قشنگتر بود.
-چیه این امید؟!🪽🪷🫧
234
+1
آدم باید یه پلن B برای روزایی که میخوره به در بسته داشته باشه، اما من هزار بار میرم عقب و دوباره میرم سراغ همون در بسته، چون تموم وجودم راهِ پشتِ همون درو طلب میکنه!✨
234
انجمنِ حمایت از دانشجوها پیامهای ناشناسشون رو سرازیر کردن که نمره کامل بده بهش؛ راستش همین کارو کردم.
کل این ترم در حال درک کردن دانشجوها بودم، به خاطر شرایط جنگی، به خاطر آنلاین-آفلاین شدن کلاسها، به خاطر کمبود امکانات آتلیه، به خاطر اینکه همه ما تو شرایط یکسانی بودیم و باید همدیگه رو بفهمیم.
234
من مخالفِ استفاده از هوش مصنوعی نیستم، اما کاش حداقل استفاده درست از هوش مصنوعی رو یاد بگیریم!
یه جزوه کم حجم بهشون دادم و کل سوالات هم از همون جزوه است، اما دانشجو ترجیح میده که به جای اینکه به خودش زحمت بده و جواب سوالات رو از جزوه پیدا کنه، جوابها رو از chatgpt کپی پیست کنه و حتی زحمت حذف معادلهای انگلیسیشون رو هم نکشه تا من متوجه نشم!🦦
234
من میتونم نظر مثبتم رو در اینباره اعلام کنم، ولی فعلاً حال ندارم، شما خودتون من رو موافق در نظر بگیرید✅
234
+1
دوران نقاهتی که باید تو تخت زندگی کنم و هزار روزه قهوه نخوردم رو با یه دالگونای خوشگلی که با کلی درد ساختم، جبران کردم!🍨🧋🦦
234
+1
اگه فکر کردین این مرض قراره صرفِ اور شیر کردن در چنل به پایان برسه، سخت در اشتباهید! قراره تک تک این لحظهها بره تو دفتر ژورنالم و دربارش بنویسم چون “هیچی نوشتن رو کاغذ نمیشه!”
234
+1
از سفرِ هزار و یکم به تهران برای مصاحبه؛
در فردایِ روزی که فکر میکردم دنیا به آخر رسیده اما این دانشگاه به قدری جزئیات عجیب و جالبی برام رقم زد که فهمیدم خدا عمیقاً بغلم کرده و آروم گرفتم! 🫂✨
234
امروز بعد از گذر از یک مرحلهی دیگه، وقتی اتاقمو مرتب کردم و پشت میزم با قهوه نشستم، به خودم گفتم صدف تو الان تو نقطهی صفر زندگیت وایستادی، باید از اول بسازی، تعدیل شدی و کارهات رو از دست دادی، مسیر تحصیلیت فعلاً به تعویق خورده و نمیدونی قدم بعدیش کجای قصهای، به بنبست خوردی و رها شدی، پس الان بازم از اول بساز چون هرچی که هست تو مسیره.🪷
234
اگه از من بپرسین ارزشمندترین چیزی که تو چند سال اخیر زندگیت به دست آوردی چی بوده؟ میگم قدرت پذیرش.
عه از دست دادم؟ بهترشو به دست میارم.
عه شکست خوردم؟ بازم تلاش میکنم.
عه تموم شد؟ مسیر بهتری در انتظارمه.
اتفاقاً معتقدم که اتفاقات بد لایق سوگواری هستن، اما سوگواری مقطعی و تا ابد از نقش قربانی گرفتن تو زندگی بیزارم، چون ادامه دادن هنره!
ادامه دادن لابلای زخمها و راوی نور بودن تو جهانِ پر از تاریکی.
