عنکبوتها روی ستون فقراتم میرقصند.
Ir al canal en Telegram
ژن، ژیان، ئازادی
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
250
Suscriptores
Sin datos24 horas
+27 días
+1430 días
Archivo de publicaciones
روز جمعه بود. شوالیه با حالت تهوع بیدار شد و گلاب به روتون بالا آورد. سرکار دیر شده بود. از برادرش خواست که برسوندش اما او خوابش میومد. شوالیه با اسنپ به سرکار رسید. همکارهای شوالیه برایش چیزهای خوشمزه تعارف کردن و گفتن «قیافهت چرا این شکلی شده؟»❤️
با این قسمت جاری شدم. و البته یه قسمت دیگهش که فردا میفرستم. چون اولش با «روز جمعه بود.» شروع میشه.
شنیدم قراره هفته بعد در مراسم آقا🖤 حضور فعال داشته باشی ناصری جان😔
