Doug Rattmann
Ir al canal en Telegram
cake is a lie. https://t.me/+kRG0CTVlrUQ5ZDM0
Mostrar másIrán197 872La categoría no está especificada
338
Suscriptores
+124 horas
+67 días
+930 días
Archivo de publicaciones
خوندن مزامیر رو جدی پیشنهاد نمیکنم. رو آخرین سرعت میخونم و فقط جاهای جالب توقف میکنم، بیشتر مطالب شبیه و کپی پیس همدیگهست. فقط تمام بشود. این نوع کتابها بنظرم خوانش روزانه دارن، یعنی بزاری یه گوشه رو میز، هرموقع خواستی چایی صبحتو بخوری دو جمله بخونی، نه اینکه از کتابخانه بگیری تو دو هفته پس بدی.
سلام. رسولم. همون شاعر لعنتی. با چنل و پیج جدید برگشتم. خوشحال میشم بم ملحق شید.
@Rasoul_M_361
https://www.instagram.com/rasoul.m.361?stkn=ZW95Nnk4eG03bHpp
«ای جان من چرا در من منحنی گشتهای و در من پریشان شدهای. ای صخره من، چرا من را فراموش کردهای؟»
اینو یکی از رفقا داره ویرایش میکنه، تطبیق میده با نسخههای دیگه تا یه فایل خوب ازش در بیاد. از همین تریبون اعلام میکنم دمت گرم.
اول میخواستم اینو بگیرم برای هدیه، خب به هرحال هم داستانش روانه هم کوتاهه یارو لذت میبره طفل مردم. داستان غیرمعروف و ۶۰ صفحهای، قیمتش ۳۵۰ هزارتومن وجه رایج مملکته. من با ۳۵۰ کل ۱۰ جلد نبرد با شیاطین رو میخریدم قبلا، تازه در گوش دارن شانم میزدم.
آخوند گوشت با منه؟ مامانت مامانت.
• «یقینا هر آدمی محض بطالت قرار داده شد سلاه.»
۳۹:۶و جلوتر: «یقینا هر انسان محض بطالت است سلاه.
۳۹:۱۲اما اصلش اینه:
כְּצֵלֶם יִתְהַלֶּךְ־אִישׁ «آدمی مانند یک سایه/شبح راه میرود.» אַךְ־הֶבֶל יֶהֱמָיוּן «و بیهوده/برای هیچ، اینهمه هیاهو و تقلا میکنند.»درواقع بطالت اینجا در دسته پوچی قرار نمیگیره، بلکه میگه شما در جهانی نفس میکشی که هرچه جمع کنی در نهایت از دست میره و نمیمونه. یا به عبارتی، نسخه دیگری از «ان الانسان لفی خسر».
رندوم فکت:
«مکعب» که توی کاسموس هست، و تو میروک نقش اساسی داره مستقیما همین شکلی و برگرفته از کامپاینکیوب بازی پورتال میباشد. اسم این کانال [داگ رتمن] یک کرکتر فرعی از سری بازیهای پورتاله که هیچوقت حضور نداره در بازی، و ما فقط تاثیرش روی محیط رو میبینیم که شیزوفرنی داره و به پلیر میخواد اخطار بده تا جونش رو نجات بده. بهترین دوست داگ رتمن، مکعبشه. این قضیه مکعب تو بازی پورتال زیباست، و ماجراهای بسیاری داره. صادقه و میخواد کمک کنه. میتونید تو پروفایل کانال ببینیدش. انقدر باهاش ارتباط گرفتم که تو داستانم مستقیما بیارمش.
