es
Feedback
مخرب

مخرب

Ir al canal en Telegram

نقش اصلی پشت صحنه بود، من فقط تماشاچی ام. http://t.me/HidenChat_Bot?start=6617477537

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
258
Suscriptores
-124 horas
-67 días
+4030 días
Archivo de publicaciones
برای خواستن و خوندن شعر حریص تر میشم

شما تپش قلب من رو می شنوید؟ شما نمیدونید شعر با من چه ها که نمیکنه

نشسته‌ام تک و تنها، برابری که ندارم سکوت من همه معناست به باوری که ندارم صدای نم نم باران که می‌زند به خیابان مرا به یاد تو می‌بُرد، به مادری که ندارم "محمد علی رستمی"

و من دل تنگ دل تنگم و من دلتنگ دلتنگم برای لحظه نابی که باشم مست آغوشت همه غم‌های دنیا را کنم یک‌جا فراموشت چو باران بر دل صحرا بشویم قید و بندت را دو دست خود چو شاخی تاک بیاویزم بر آن قد و روم تا اوج خواهش‌ها و من دلتنگ دیدارم و من دلتنگ دیدارم

گهی گریان گهی خندان گهی چون ابر سرگردان گهی عاقل‌تر از عاقل گهی نادان‌تر از نادان -ابتهاج

ای مست شبرو کیستی؟آیا مه من نیستی؟ گر نیستی پس کیستی؟ای همدم تنهای دل

Repost from N/a
کاش بازگشت را بهانه‌ای بود یا سوگ شاعر را گشایشی کاش تشنه‌ی شوریده در سرابی نو می‌نگریست یا توفان در ساعتی سزاوار درمی‌رسید به تو رشک می‌برم، به تو به تو که در سپیده‌دمِ شعفْ جوان بوده‌ای و هرگز مجال نیافته‌ای که به افسون‌های نادمیده دل خوش داری و از نقاب‌های دریده به شگفت آیی چه کنم که باور کنی؟ نه مرا از نواختن پرده‌ای نو پروایی بود و نه نغمه‌گران را بر لب دریغایی لیک ماه رخ ننمود و هر اختری که پی افگندیم نیک نیامد شاید نجات در اشک بود و نمی‌دانستیم شاید بیگانگی‌مان نشانِ بُرنایی بود و دیوانگی‌مان گُواهِ دانایی اما ای گسیخته از منّتِ تن، ای گریخته در تمنای تداعی، سوگند می‌خورم که خون تابناک تو هم طلسم تیره‌چشمان را خواهد شکست و هم رونق دروغزنان را.
علیرضا اسماعیل‌پور

به چشمام صفا بدم

چی از این بهتر؟

https://t.me/destructive_kj/8258 فقط شعر های خودم رو دارم.

شعر دارید توی دست و بالتون؟

من شعر می‌خوام

نمی‌دونم

چرا باید بن کنی..

چه دختر بدی هستی

بنده مغزم به معده ام وصله

یکی از قدیمی ترین ممبر های اینجا بود

راست بود

شکم پرستی یکی از ۷ گناه کبیره است

اگر راست میگی آهنگ بفرست بیینم