یادداشت های یک دیوانه
Ir al canal en Telegram
بغل کن مرا ، چنان تنگ که هیچکس نفهمد زخم روی تن من بود یا تو.
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
221
Suscriptores
Sin datos24 horas
+17 días
+430 días
Archivo de publicaciones
بیشعور بودن مانند مُردن است.
خودت نمیفهمی که مُردهای،
ولی تحملش برای دیگران سخت است.
بچه بودم به مادر گفتم: کمکم کن از درخت بالابروم
گفت: از جایی که دیگری قرارت داده پایین نمی آیی، می افتی…
شبدراعماقسیاهیها
مهچودرهالهیراز آید
نگران دیده بهرهدارم
شایدآنگمشدهبازآید
