قهوه تلخ
Ir al canal en Telegram
ناشناس: http://t.me/BluChtBot?start=60a6a801bedeaa8f8f48
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
211
Suscriptores
+124 horas
+77 días
+630 días
Archivo de publicaciones
209
این صدای استاد شجریان رو میزارم کنار صدای استاد کیارستمی، توی دسته ی نَوا هایی که بهم آرامش میدن ..
209
I'm really in pursuit of greatness, I know people don't usually talk like that but I want to be one of the greatest.
209
Repost from ·Alaska, Alaska·
«قدرت توتالیتری معمولا منکر میشود که اصلا بحرانی وجود دارد، و میکوشد از این موقعیت به نفع خویش بهره ببرد. یعنی میکوشد هر آن چیزی را که تا همین اواخر یک نیاز معمولی انسانی بود یک امتیاز مهم جلوه دهد، که بهخاطر همین توتالیتاریسم بدل به چیزی نایاب شده است. آنگاه به شهروندانش رشوه میدهد: حق داشتن سقفی بالای سرخود بدل به یک امتیاز میشود، و همچنین حق داشتن غذایی سالم، بهداشت و درمان، اطلاعات سانسور نشده، اجازه سفر، تعلیم و تربیت، گرما، و سرانجام خود زندگی.»
- روح پراگ، ایوان کلیما
209
Repost from ·Alaska, Alaska·
«در رژیمهای توتالیتر، فعالیت فکری ناممکن است. حتی افراد، فارغ از آنچه در درون دارند، ناگزیرند خودشان را با الگوی رسمی وفق دهند، قید و بندهایی هست که نمیگذارند شخصیت در افراد پرورده شود؛ و فضایی که در آن جان و ذهن انسان حرکت میکن دائماً تنگتر و تنگتر میشود.
آنهایی که سعی میکنند از خودشان در برابر چنین تحولاتی دفاع کنند شمارشان افزونتر میشود؛ آنها اعتراض میکنند و خواستار تغییر میشوند. نظام توتالیتر اما به همهی خواستها فقط یک پاسخ میدهد. برای همین است که دولتهای توتالیتر نمیتوانند بی وجود پلیس سیاسی، دادگاههای فرمایشی، حکمهای غیرقانونی، اردوگاههای کار اجباری، و اعدامهایی که غالبا نوعی آدمکشی در هیأت مبدل هستند، سر کنند.»
- روح پراگ، ایوان کلیما
209
میدونستم باید خداحافظی رو خوب یاد بگیرم اما نمیدونستم خداحافظی از هموطن رو هم باید توی لیست بزارم!
209
ما در درونِ خود لبخند میزنیم
ولی اکنون پنهان میکنیم همین لبخند را.
لبخندِ غیرقانونی
بدانسان که آفتاب غیرقانونی شد و
حقیقت نیز.
ما لبخند را نهان میکنیم،
چنانکه تصویرِ معشوقهمان را در جیب
چنان که اندیشهی آزادی را در نهانجایِ قلبمان.
یانیس ریتسوس یونان، ۱۹۹۰-۱۹۰۹
209
نیکی را چه سود هنگامی که نیکان، درجا سرکوب میشوند، و هم آنان که دوستدار نیکانند؟
آزادی را چه سود هنگامی که آزادگان، باید میان اسیران زندگی کنند؟
خرد را چه سود هنگامی که جاهل، همان نانی را به چنگ می آورد، که همگان را بدان نیاز است؟
به جای خود نیک بودن، بکوشید چنان سامانی دهید که نفس نیکی ممکن شود، یا بهتر بگویم دیگر به آن نیازی نباشد.
به جای خودِ آزاد بودن بکوشید چنان سامانی بدهید که همگان آزاد باشند و برای عشق ورزی به آزادی نیازی نباشد.
به جای خود خردمند بودن بکوشید چنان سامانی دهید که نابخردی برای همه و هرکس سودایی شود بی سود!
-برتولت برشت
209
بودن یا نبودن؟ مساله این است! آیا شریفتر آنست که ضربات و لطمات روزگار نامساعد را متحمل شویم و یا آنکه سلاح نبرد به دست گرفته با انبوه مشکلات بجنگیم تا آن ناگواری ها را از میان برداریم؟ مردن ، خفتن ، همین و بس؟ اگر خواب مرگ دردهای قلب ما و هزاران آلام دیگر را که طبیعت بر جسم ما مستولی می کند پایان بخشد، غایتی است که بایستی البته البته آرزومند آن بود.مردن ،خفتن ،خفتن و شاید خواب دیدن.
آه، مانع همینجاست. در آن زمان که این کالبد خاکی را بدور انداخته باشیم، در آن خواب مرگ، شاید رویاهای ناگواری ببینیم! ترس از همین رویاهاست که ما را به تأمل وامی دارد و همین گونه ملاحظات است که عمر مصیبت و سختی را اینقدر طولانی می کند.
