قهوه تلخ
Відкрити в Telegram
ناشناس: http://t.me/BluChtBot?start=60a6a801bedeaa8f8f48
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
210
Підписники
Немає даних24 години
+77 днів
+630 днів
Архів дописів
210
دلم میخواست با تو ،در یک خانه می بودم میخواستم آن شلختگیِ
موهایم را که هیچ کجا
نمیتوان آن را با خود ببرم.
در خانه به تو نشان میدادم.
210
+1
دوتا تابستون گذشته من عادت داشتم که آستین تیشرتمو تا میکردم ، بدون هیچ دلیل خاصی فقط وقتی جلوی آینه وایمیستادم و به خودم نگاه میکردم شخصیتم بهم میگفت آستینام رو دوتا تا بزنم، اما آخر تابستون امسال یه عزیزی بهم گفت که اینکارو نکنم، بی هیچ دلیلی! [اونم حتما وقتی منو دیده شخصیتش بهش گفته همچین حرفی رو بزنه] چیزایی که اندر احوالاتم گذشت رو اگر بخوام خلاصه کنم خیلی سرخورده شدم و به تمام روزایی که با تیشرت آستین تا شده رفتم بیرون فکر میکردم و اینکه چقدر ممکنه مضحک بوده باشم و تصمیم گرفتم دیگه هیچوقت هیچ حرکت احمقانه ای نزنم. اما چند دقیقه پیش این عکس ها رو توی پینترست دیدم که تهیونگ هم آستین هاشو تا کرده بود، بیشتر گشتم و دیدم مثل اینکه عادتشه، درست مثل من!!
تهش رو بهتون بگم دوستان اگر شجاعت این رو دارید که متفاوت باشید یادتون نره که قدرت این رو داشته باشید که متفاوت هم بمونید ، و هیچ اشکالی نداره اگر بقیه شما رو نفهمن و یا نخوان مثل شما باشن؛ اما شما نباید خودتون رو بخاطرش تغییر بدید!
210
داستان همیشه درمورد یک بلوند و یک مو مشکیه هیچوقت دوباره نگاش نمیکنم و هیچوقت هم فراموشش نمیکنم، این فیلمی بود که قرار بود من رو از یک فروپاشی نجات بده اما خودش تیر آخر رو زد!
210
پاک کن از چهره اشکت را زِ جا برخیز
تو در من زنده ای، من در تو، ما هرگز نمیمیرم!
من و تو با هزاران دگر این راه را دنبال میگیریم؛ از آنِ ماست پیروزی از آنِ ماست فردا با همین شادی و بهروزی
210
این صدای استاد شجریان رو میزارم کنار صدای استاد کیارستمی، توی دسته ی نَوا هایی که بهم آرامش میدن ..
210
I'm really in pursuit of greatness, I know people don't usually talk like that but I want to be one of the greatest.
210
Repost from ·Alaska, Alaska·
«قدرت توتالیتری معمولا منکر میشود که اصلا بحرانی وجود دارد، و میکوشد از این موقعیت به نفع خویش بهره ببرد. یعنی میکوشد هر آن چیزی را که تا همین اواخر یک نیاز معمولی انسانی بود یک امتیاز مهم جلوه دهد، که بهخاطر همین توتالیتاریسم بدل به چیزی نایاب شده است. آنگاه به شهروندانش رشوه میدهد: حق داشتن سقفی بالای سرخود بدل به یک امتیاز میشود، و همچنین حق داشتن غذایی سالم، بهداشت و درمان، اطلاعات سانسور نشده، اجازه سفر، تعلیم و تربیت، گرما، و سرانجام خود زندگی.»
- روح پراگ، ایوان کلیما
210
Repost from ·Alaska, Alaska·
«در رژیمهای توتالیتر، فعالیت فکری ناممکن است. حتی افراد، فارغ از آنچه در درون دارند، ناگزیرند خودشان را با الگوی رسمی وفق دهند، قید و بندهایی هست که نمیگذارند شخصیت در افراد پرورده شود؛ و فضایی که در آن جان و ذهن انسان حرکت میکن دائماً تنگتر و تنگتر میشود.
آنهایی که سعی میکنند از خودشان در برابر چنین تحولاتی دفاع کنند شمارشان افزونتر میشود؛ آنها اعتراض میکنند و خواستار تغییر میشوند. نظام توتالیتر اما به همهی خواستها فقط یک پاسخ میدهد. برای همین است که دولتهای توتالیتر نمیتوانند بی وجود پلیس سیاسی، دادگاههای فرمایشی، حکمهای غیرقانونی، اردوگاههای کار اجباری، و اعدامهایی که غالبا نوعی آدمکشی در هیأت مبدل هستند، سر کنند.»
- روح پراگ، ایوان کلیما
