es
Feedback
| صدایم بزن |

| صدایم بزن |

Ir al canal en Telegram

🪐 ོ

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
203
Suscriptores
Sin datos24 horas
+17 días
-630 días
Archivo de publicaciones
Repost from آن؛
«من که از تاریکی خوشم می‌آید. گرم و... دوستانه و... مهربان است. اصلاً نمی‌دانستم دل شب این‌قدر قشنگ است.» - دنیای جادویی مریگلد؛ ال‌. ام. مونتگمری. | آن؛ نشسته در بهمن.

ماه رویت به تماشاگهِ یکتایی رفت که به هرجا که رود ماهِ تمامست آنجا سعدی

احساسم شبیه کسی بود که وسطِ گشتن پی چیزی، فهمیده یادش رفته دنبال چی بوده. هاروکی موراکامی

موسیقی متن برای خیال. ♥️

جواب نامه‌ی تو را کسی می‌دهد که حتی آدرس تو را نمی‌داند. برتولت برشت

به قول شمس تبریزی: آن‌کس که تو را آرام کند از آن‌کس که تو را عاشق کند کمیاب‌تر است.

آخ♥️

گوگوش_و_شهریار_قنبری_قصهی_دو_ماهی_لایو.mp34.75 MB

موسیقی متن برای خیال. ♥️

آخ♥️

یکجا نوشته بود: خواستم بگویم؛ اگر جهان با تمام بزرگی‌اش تو را به زمین بیاندازد، من حاضرم تو را از زمین بردارم. و اگر جهان تو را به تبعید فرستاد، من گوشه‌ای از قلبم را برایت وطن می‌کنم. و اگر پل‌های پشت سرت فرو ریخت، من دستم را آن‌سوی رودخانه نگه می‌دارم.

یکجا نوشته بود: خواستم بگویم؛ اگر جهان با تمام بزرگی‌اش تو را به زمین بیاندازد، من حاضرم تو را از زمین بردارم. و اگر جهان تو را به تبعید فرستاد، من گوشه‌ای از قلبم را برایت وطن می‌کنم. و اگر پل‌های پشت سرت فرو ریخت، من دستم را آن‌سوی رودخانه نگه می‌دارم.

1|10 - Shab - Faramarz Aslani (320).mp39.33 MB

Repost from آن؛
عاشق راه رفتن بود، می‌گفت: «آدم تا وقتی راه می‌رود، وجود دارد. تا وقتی اين دوتا پا را محكم می‌كوبد روی زمين و زمين را زيرپاش له می‌كند.» - احتمالا گم شده‌ام؛ سارا سالار. | آن؛ نشسته در بهمن.

Repost from آن؛
«نمی‌دانم چه باید بکنم. و احساس تنهایی می‌کنم هرچند که همه‌جا پرِ آدم است.» - از نامه‌های آنتوان چخوف و اولگا کنیپر. #ازبه | آن؛ نشسته در بهمن.

Mahan Farzad - Vanishing Years.m4a4.98 MB

1785864605_Hesam Inanlou - رَمَقْ.mp37.03 MB

رخ تو رونق قمر بشکست لب تو قیمت شکر بشکست لشکرِ غمزه‌ی تو بیرون تاخت صف عقلم، به یک نظر بشکست بر در دل رسید، حلقه بزد پاسبان خفته دید؛ در بشکست من خود از غم شکسته‌دل بودم؛ عشقت آمد؛ تمام‌تر بشکست نیش مژگان چنان زدی بر دل که سر نیش در جگر بشکست نرسد نامه‌های من به تو، زآنْک پر مرغانِ نامه‌بر بشکست قصّه‌‌ها می‌نوشت خاقانی؛ قلم اینجا رسید؛ سر بشکست   خاقانی.

Googoosh-Daryaei-128.mp35.11 MB

از وی پرسیدند که: «صدق چیست؟» گفت: «صدق آن است که دل سخن گوید، یعنی آن گوید که در دلش بود.» نفحات‌الانس؛ ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی.