es
Feedback
اِنقباضِ مغزَم؛

اِنقباضِ مغزَم؛

Ir al canal en Telegram

𝘐 𝘩𝘰𝘱𝘦 𝘪𝘯 𝘵𝘩𝘪𝘴 𝘤𝘢𝘭𝘮 𝘢𝘵𝘮𝘰𝘴𝘱𝘩𝘦𝘳𝘦; 𝘓𝘦𝘵'𝘴 𝘧𝘳𝘦𝘦 𝘰𝘶𝘳 𝘮𝘪𝘯𝘥𝘴 𝘢𝘯𝘥 𝘥𝘦𝘢𝘭 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝘥𝘪𝘧𝘧𝘦𝘳𝘦𝘯𝘵 𝘵𝘩𝘰𝘶𝘨𝘩𝘵𝘴; 𝘛𝘩𝘢𝘯𝘬 𝘺𝘰𝘶 𝘢𝘯𝘥 𝘸𝘦𝘭𝘤𝘰𝘮𝘦 Instagram: @simon_helia

Mostrar más
Irán134 043La categoría no está especificada
341
Suscriptores
+124 horas
+27 días
-730 días
Archivo de publicaciones
‏گفت در چه چیزی خیلی مهارت داری؟ گفتم در بسیار فراموش‌شدنی بودن.

بعد از او هر لبخندی با لبخند او مقایسه می‌شد، هر گفت‌وگویی با گفت‌وگوهای او، هر مهربانی‌ای با مهربانی او. و مشکل دقیقا همین بود. آدم وقتی بهترین را دیده باشد، دیگر سخت می‌تواند به معمولی‌ها دل ببندد.

Repost from Trust Who ?
اگه کسی برای نگه داشتن تو نمیجنگه، هیچوقت برای موندن کنارش با خودت نجنگ.

وقتی می‌گوییم: دور! دور از کجا؟ هر کسی باید یک نفر را داشته باشد تا فاصله‌ها را با او بسنجد…

دلم نازکه. خیلی نازک. اونقدر که خودم گاهی وقتا اون طرف دلم رو می‌بینم …

‏من آدم نرفتنم، ‏همیشه تلاش می‌کنم تا آخرین ذره‌ی احساسم پای آدما بمونم ولی وقتی دلسرد شدم، آتیشمم بزنن دیگه اون آدمی که برای خوشحالیشون هر کاری می‌کرد نمی‌شم.

باشه عزيزم هرطور راحتى. نباش، نيا, هيچوقت شروع نشو، ديگه واقعا مهم نيست.

این تیکه از شعر حامد عسکری‌و من سالهاست که زندگی کردم؛ «بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت… وا نشد…بدتر از آن بال و پرم را باد برد.»

Repost from Trust Who ?
امروز 4 June،روزِ جهانی گریه کردنه.

نصف بدی‌هایی که به آدم می‌کنید کاملا غیرضروریه. یعنی هیچ سودی برای خودتون نداره.

نمیدونم کجا اشتباه کردم ولی آدمای اطرافم باور کردن که میتونن برن و هروقت دلشون خواست برگردن چون من درختم و منتظرشون همون جای قبلی ایستادم.

Big Shaggy - I Walk Alone.mp38.40 MB

هیچ‌کس نمی‌داند در دلِ دیگری چه می‌گذرد؛ شاید لبخندی که می‌بینی، آخرین تلاشِ او برای فرو نریختن باشد.

‏بدترین نوع یک ارتباط تموم‌شده و ازدست‌رفته، ارتباطیه که درباره‌ی تموم‌شدنش هیچ حرفی زده نشده. هیچ دیالوگی، هیچ خداحافظی‌ای، هیچ سنگ واکندنی، هیچی. انگار که هیچ‌وقت نبودی. هیچ‌کس نبودی. هیچ‌چیز نبودی. فقط ترک شدی یا مجبور شدی که ترک کنی.

تو نماندی تا بگویم

دلتنگی‌‌ت آن‌قدر قد کشیده که هر شب ماه را از پنجره‌‌م پنهان می‌کند.

اما عزیز من ، آیا کسی هم ترسید که دیگر تو در زندگی‌اش نباشی ؟ …

Rainy night;

چیزیکه باید میشد نشد دیگه گُه توی همه شدن‌ها و نشدن‌ها.

کسی چه میداند من با تو از چه غم‌هایی گذشته بودم