1 189
Subscribers
-124 hours
-177 days
-8930 days
Posts Archive
1 189
ادم واقعا قدر ارامش رو وقتی میفهمه که دیگه ندارتش... وقتی یه عزیز مریض میشه و یهدفعه همهی فکر و ذهنت میره سمت اینکه چی میشه، حالش چی میشه، فردا چه خبری قراره بشنوی.
از اون روز به بعد، دیگه سلامتی کسی که دوستش داری میشه بزرگترین ارزوت، یه خبر خوب میشه تموم چیزی که میخوای، و چند ساعت بیدغدغه میشه چیزی که حاضری براش هر کاری بکنی.
اون موقع تازه میفهمی چقدر روزای معمولی قشنگ بودن. همون روزایی که فکر میکردی اتفاق خاصی توشون نمیافته؛ عزیزات سالم بودن، خیالت راحت بود، شب میخوابیدی بدون اینکه هزار تا فکر توی سرت بچرخه.
ادم تازه میفهمه ارامش یعنی همین چیزای ساده. یعنی یه روز بگذره و نترسی، یه شب بخوابی و دلت شور نزنه.
کاش قبل از اینکه یه اتفاق سخت بیفته، میفهمیدیم چقدر خوشبخت بودیم که فقط دغدغهمون چیزای معمولیِ زندگی بود.
1 189
خدایا نیاز دارم جوری درستش کنی که هیچجوره باورم نشه. قربونت برم معجزهای میخوام درحد خدا بودنت.
1 189
حالِ هیچکدوممون از حالِ تو جدا نیست مامان
لبخند تو که باشه، من، داداشام، بابا و همهمون یه جور عجیبی اروم میشیم.
انگار برای خوب بودنِ خودمون هم، اول باید تو خوب باشی.
1 189
اگه پیامتون رو دیدم و جواب ندادم، لطفا به حساب بیتوجهی نذارید. این روزا ذهنم اونقدر درگیره و شرایط روحیم اونقدر بههم ریختهست که خیلی وقتا حتی نمیدونم چی باید بگم. بعضی پیامها رو میخونم، دلم میخواد جواب بدم، ولی واقعا توانش رو ندارم و میذارم برای بعد... و بعد دوباره انقدر درگیر میشم که نمیرسم.
