700
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-630 days
Posts Archive
700
دقیقا یک ماه پیش هممون استودیو بودیم و داشتیم میگفتیم که امشب هممون باهم بریم :)
یه سری از بچه ها میگفتن اکه بریم و بلایی سرمون بیاد چی
نیما گفت نه بابا چیزی نمیشه که هر چی هم بشه مهم اینه که باهمیم ...
کی فکرشو میکرد که قراره تهش اینطوری شه
کی فکرشو میکرد چند ساعت بعد دیگه هیچی مثل قبل نمیشه ...
700
باورم نمیشه یک ماه گذشته :)
انگار زمان از ۱۸ دی دیگه نمیگذره
انگار هممون تو اون روزا گیر کردیم ...
یک ماه قبل در چنین روزی چه عزیزهایی هنوز نفس میکشیدن ...
700
فکر اینکه لحظات آخر داشتن به چی فکر میکردن داره دیوونم میکنه
فکر کنم تا آخر باورشون نمیشد که واقعا داره تموم میشه
مطمئنم تا لحظه آخر امید داشتن
نیما تازه بورسیه ایتالیا شده بود و رفته بود و سراسر برنامه،آرزو،انگیزه برای آینده بود و تو این تایمم اومده بود پیش خانوادش ...
متینم مترجم بود و داشت کارای مهاجرتشو انجام میداد و هر وقت پیش هم بودیم شروع میکرد صحبت کردن درباره ی برنامه و هدف هاش ...
متین داداش ولی قرار بود بهم ایتالیایی یاد بدیا :)
یعنی واقعا همه چی تموم شد و الان زیر خاکن؟!...
700
نیما گیتارت دست منه داده بودی برات کوکش کنم
گفتی این آخر هفته میای میگیری ولی خب نشد ...
امروز اومدم بدم به داداشت سینا ولی گفت بزارمش استودیو و به یادت باهاش گیتار بزنیم
میدونم که چقدر دوستش داشتی پس قول میدیم امانت دار خوبی باشیم و همیشه با دیدنش به یادت بیوفتیم :)...
700
امروز مامان متین بهم میگفت یعنی امروز که داشتم وضو میگرفتم و آماده میشدم برای نماز صبح بچم داشت جون میداد :)))))
آخ بمیرم برای دلت مادر ....
700
متین و نیما
باورمون نمیشه امروز گذاشتیمتون زیر خاک
هیچ وقت فکر نمیکردیم یه روزی هر دوتاتون رو باهم اونم اینجوری از دست بدیم
وقتی یاد حرفاتون میوفتیم باورمون نمیشه اون همه آرزو و انگیزه نصفه نیمه موندن ...
نبودین ببینید این چند روز کلی آدمی که نمیشناختیم براتون توییت ، پست و استوری گذاشتن خیلی ها هم برامون استودیو غذا میاوردن و یا سعی میکردن یه جوری کمکمون کنن
خیلی دنبالتون گشتیم ولی نشد ...
ای کاش آخرش یه جور دیگه بود و برمیگشتین پیشمون
امروز انقدر بدرقتون شلوغ شده بود که باورمون نمیشد کلی آدمی که نمیشناختیم براتون عزادار بودن
این چند وقت همه سنگه تموم گذاشتن ولی هممون دلمون میخواست برای عروسیتون سنگ تموم بزاریم :)
خیلی دلمون براتون تنگ شده بچه ها
داغتون برامون خیلی سنگینه
امشب هممون به یادتون جمع شدیم استودیو و داریم خاطراتمون رو مرور میکنیم امیدارم شما هم پیشمون باشین ...
تا ابد دلتنگ و به یادتونیم
مرسی که انقدر برامون رفیق بودید
دلم نمیاد ازتون خدافظی کنم پس به امید دیدار داداشام :)
700
تمام وجودم سراسر خشم و غمه ...
باورم نمیشه امروز اون همه آرزو و انگیزه رفت زیر خاک
وقتی جمعیت خانواده هایی که اومده بودن دنبال جنازه جووناشون رو دیدیم تمام وجودمون غم و خشم شد
باورم نمیشد خانواده هاشون جلوی در وقتی منتظر جنازه بچه هایی که اینهمه براشون زحمت کشیده بودن وایستاده بودن اینطوری شعار میدادن مگه میشه انقدر قوی :))))
ولی چطوری میخواین جواب اینهمه خانواده داغ دیده رو بدین ؟!...
700
متاسفانه اتفاقی که ازش میترسیدم افتاد
متین و نیمای ما در سکوت و بی خبری امروز با اذان صبح اعدام شدند ...
700
امروزم جنازه به جنازه ، اسم به اسم همه جا رو گشتیم ولی هیچ خبری نبود 💔
انتظار و امید واهی از عذاب آور ترین حس هاست واقعا ...
امیدوارم ته این روزا دور هم بشینیم و بگیم چقدر سخت گذشت ولی گذشت :) ...
700
خیلی غمانگیزه وقتی میدونی تمام این تقلاها و پر پر شدن هم وطنامون نه برای یک زندگی مرفه بلکه فقط برای یک زندگی عادیه :) ...
