fa
Feedback
Together :)

Together :)

رفتن به کانال در Telegram

نمایش بیشتر
إيران118 526دسته بندی مشخص نشده است
700
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-630 روز
آرشیو پست ها
پیام ویدیو00:49

دقیقا یک ماه پیش هممون استودیو بودیم و داشتیم می‌گفتیم که امشب هممون باهم بریم :) یه سری از بچه ها میگفتن اکه بریم و بلایی سرمون بیاد چی نیما گفت نه بابا چیزی نمیشه که هر چی هم بشه مهم اینه که باهمیم ... کی فکرشو می‌کرد که قراره تهش اینطوری شه کی فکرشو می‌کرد چند ساعت بعد دیگه هیچی مثل قبل نمیشه ...

باورم نمیشه یک ماه گذشته :) انگار زمان از ۱۸ دی دیگه نمیگذره انگار هممون تو اون روزا گیر کردیم ... یک ماه قبل در چنین روزی چه عزیزهایی هنوز نفس می‌کشیدن ...

تو که میترسیدی از تاریکی الان چجوری تنهایی خوابیدی ؟!...

فکر اینکه لحظات آخر داشتن به چی فکر میکردن داره دیوونم میکنه فکر کنم تا آخر باورشون نمیشد که واقعا داره تموم میشه مطمئنم تا لحظه آخر امید داشتن نیما تازه بورسیه ایتالیا شده بود و رفته بود و سراسر برنامه،آرزو،انگیزه برای آینده بود و تو این تایمم اومده بود پیش خانوادش ... متینم مترجم بود و داشت کارای مهاجرتشو انجام می‌داد و هر وقت پیش هم بودیم شروع می‌کرد صحبت کردن درباره ی برنامه و هدف هاش ... متین داداش ولی قرار بود بهم ایتالیایی یاد بدیا :) یعنی واقعا همه چی تموم شد و الان زیر خاکن؟!...

نیما گیتارت دست منه داده بودی برات کوکش کنم گفتی این آخر هفته میای میگیری ولی خب نشد ... امروز اومدم بدم به داداشت سینا ولی گفت بزارمش استودیو و به یادت باهاش گیتار بزنیم میدونم که چقدر دوستش داشتی پس قول میدیم امانت دار خوبی باشیم و همیشه با دیدنش به یادت بیوفتیم :)...

امروز مامان متین بهم میگفت یعنی امروز که داشتم وضو میگرفتم و آماده میشدم برای نماز صبح بچم داشت جون میداد :))))) آخ بمیرم برای دلت مادر ....

متین و نیما باورمون نمیشه امروز گذاشتیمتون زیر خاک هیچ وقت فکر نمی‌کردیم یه روزی هر دوتاتون رو باهم اونم اینجوری از دست بدیم وقتی یاد حرفاتون میوفتیم باورمون نمیشه اون همه آرزو و انگیزه نصفه نیمه موندن ... نبودین ببینید این چند روز کلی آدمی که نمیشناختیم براتون توییت ، پست و استوری گذاشتن خیلی ها هم برامون استودیو غذا میاوردن و یا سعی میکردن یه جوری کمکمون کنن خیلی دنبالتون گشتیم ولی نشد ... ای کاش آخرش یه جور دیگه بود و برمیگشتین پیشمون امروز انقدر بدرقتون شلوغ شده بود که باورمون نمیشد کلی آدمی که نمیشناختیم براتون عزادار بودن این چند وقت همه سنگه تموم گذاشتن ولی هممون دلمون میخواست برای عروسیتون سنگ تموم بزاریم :) خیلی دلمون براتون تنگ شده بچه ها داغتون برامون خیلی سنگینه امشب هممون به یادتون جمع شدیم استودیو و داریم خاطراتمون رو مرور میکنیم امیدارم شما هم پیشمون باشین ... تا ابد دلتنگ و به یادتونیم مرسی که انقدر برامون رفیق بودید دلم نمیاد ازتون خدافظی کنم پس به امید دیدار داداشام :)

تمام وجودم سراسر خشم و غمه ... باورم نمیشه امروز اون همه آرزو و انگیزه رفت زیر خاک وقتی جمعیت خانواده هایی که اومده بودن دنبال جنازه جووناشون رو دیدیم تمام وجودمون غم و خشم شد باورم نمیشد خانواده هاشون جلوی در وقتی منتظر جنازه بچه هایی که اینهمه براشون زحمت کشیده بودن وایستاده بودن اینطوری شعار میدادن مگه میشه انقدر قوی :)))) ولی چطوری میخواین جواب اینهمه خانواده داغ دیده رو بدین ؟!...

متاسفانه اتفاقی که ازش میترسیدم افتاد متین و نیمای ما در سکوت و بی خبری امروز با اذان صبح اعدام شدند ...

امروزم جنازه به جنازه ، اسم به اسم همه جا رو گشتیم ولی هیچ خبری نبود 💔 انتظار و امید واهی از عذاب آور ترین حس هاست واقعا ... امیدوارم ته این روزا دور هم بشینیم و بگیم چقدر سخت گذشت ولی گذشت :) ...

چطوری تونستن تو این چشم ها نگاه کنن و بهشون شلیک کنن ؟!...

پیام ویدیو00:38

خیلی غم‌انگیزه وقتی میدونی تمام این تقلاها و پر پر شدن هم وطنامون نه برای یک زندگی مرفه بلکه فقط برای یک زندگی عادیه :) ...

پیام ویدیو00:41

آنچه به خون شسته ای جان عزیز من است :)))))

چه جوانانی بی آنکه به هیچ کدام از آرزوهای خود رسیده باشند زیر خاک اند ....
چه جوانانی بی آنکه به هیچ کدام از آرزوهای خود رسیده باشند زیر خاک اند ....

تا ابد به یادتونیم :)...