en
Feedback
🏛️رسانه روانشناسی اتاق سوّم

🏛️رسانه روانشناسی اتاق سوّم

Open in Telegram

🏛️ اتاق سوم | فضایی برای دیدنِ خودمونه؛ صادقانه‌تر و عمیق‌تر چیزی که اینجا میخونید بازتابِ مطالعات نویسنده‌ست، نه توصیه یا تشخیص بالینی برای شرایط فردی شما. ★هماهنگی تراپی بامن: @Therapy_Admin ★Boost: https://t.me/boost/WisdomGrowthPath

Show more
826
Subscribers
-324 hours
+1557 days
+29630 days
Posts Archive
این نظرسنجی رو لطفاً صادقانه رای بدید چون ادامه مسیر پست‌ها رو مطابق نیاز شما میخوام باشه.♥️

کدوم مورد از گزینه‌ها بیشترین حسِ «خارج از کنترل شما بودن» رو بهتون میده؟
Anonymous voting

در هر لحظه، انتخابی هست میانِ امنیت(Comfort Zone) و رشد؛ رشد را بارها انتخاب کن. 🌱 #آبراهام_مزلو

خب ما میخوایم از کلیشه‌ها فراتر بریم. ممکنه بعضیا فکر کنن پستِ دیشب یعنی «هرچی شد ناراحت نشو، قوی بمون». این دقیقاً برعکسِ چیزیه که خود فرانکل میگفت و منظورِ منه. اون هیچوقت نگفت درد رو انکار کن. منظورِ اون این بود که تفاوت و فاصله‌ بین اتفاقی که برامون میفته و واکنشی که نشون میدیم هست. تو اون حدِ فاصل هست که انتخاب شکل میگیره. مثلاً تو میتونی داغون باشی و همچنان انتخاب کنی چطور با این داغون‌ بودن رفتار کنی. اینا با هم تناقض ندارن. قدرتِ سرکشِ روح یعنی میتونی همزمان بشکنی و همچنان انتخاب‌گر باشی؛ این دوتا هیچوقت با هم در تضاد نیستن. «قرار نیست که همیشه قوی بمونیم یا درد رو‌ انکار کنیم، صرفاً توجه به قدرتِ انتخابمون ملاکمونه» همین فاصله‌ی کوچیک بین اتفاق و واکنش، جاییه که همه‌چیز تو زندگی عوض میشه. این هفته رو با همین آگاهی جلو میریم و فردا یه نظرسنجی داریم که خودتون تعیین میکنید بقیه‌ی هفته از کدوم زاویه بهش بپردازیم. اگر هم فکر میکنید یکی از دوستاتون الان به شنیدن این تفاوت نیاز داره، این پست رو براش بفرستید.♥️

حقیقتی که دیروز گفتیم، یکی از پُر پتانسیل‌ترین جمله‌های روانشناسی برای تبدیل شدن به مطلبِ زرده اگه بد فهمیده بشه.. خیلیا وقتی
حقیقتی که دیروز گفتیم، یکی از پُر پتانسیل‌ترین جمله‌های روانشناسی برای تبدیل شدن به مطلبِ زرده اگه بد فهمیده بشه.. خیلیا وقتی میشنونش، برداشتشون دقیقاً برعکسِ چیزیه که باید باشه. امشب میخوایم این سوءتفاهم رو کامل باهم باز کنیم تا یکبار این ماجرا از ریشه فهم و درک شه چون مباحثِ اتاق سوم همه از ریشه‌های علمیِ قوی برخوردارن🌅

پست‌های امشب رو با دقت خوندید؟☕ یکی از عمیق‌ترین مباحث در رویکرد روانشناسی انسان‌گراست.. *ریکشن‌ شما به من علاقه شما به موضوع رو نشون میده. دوست دارید این مباحث رو؟

مجدداً دقت کنید به جمله: نه شرایط، بلکه واکنش به شرایط، آخرین چیزیه که واقعاً مالِ ما و در اختیارمون میمونه. این نه امیدواریِ
مجدداً دقت کنید به جمله: نه شرایط، بلکه واکنش به شرایط، آخرین چیزیه که واقعاً مالِ ما و در اختیارمون میمونه. این نه امیدواریِ کاذبه، نه انکارِ رنج.. یه ادعای حقیقی درمورد قدرتِ انسانه. حتی وقتی همه‌ چیز خارج از کنترله، گزینه‌های انتخابِ واکنش همیشه دست ما میمونه. این مساله رو امشب بهش فکر کنید، مخصوصا درمورد زندگی شخصیتون مرورش کنید... فردا میریم سراغِ دلیلی که خیلیا این حرف رو اشتباه میفهمن و جواب سوالی که ازش میترسن هم همون‌جاست ! (میدونم مبهم گفتم اما فردا متوجه میشید از چه سوالی بعضیا خوششون نمیاد در این‌باره.) اگه فکر میکنید کسی از اطرافیانتون الآن به این آگاهی نیاز داره، این پست رو براش بفرستید.♥️

خُب برایِ فهمِ بهترِ این نیرویِ روانی میخوام از معرفی کسی که بهش پرداخت شروع کنم. روان‌پزشکی به اسم ویکتور فرانکل این سوال براش انتزاعی نبود، واقعیتِ زندگی خودش بود.. اون تو اردوگاه‌های کار اجباری همه‌ چیزش رو از دست داد؛ خانواده، دارایی، حتی اسمش رو با یه عدد عوض کردن!😶 اما یه چیزی رو به گفته‌ی خودش هیچکس نتونست ازش بگیره. بهش میگفت «قدرتِ سرکشِ روح» (Trotzmacht des Geistes) این نیرو توضیح میده حتی وقتی شرایطِ بیرونی کاملاً از کنترل خارجه، یه فضای کوچیک همیشه و برایِ همه باقی میمونه؛ فضایِ انتخابِ اینکه چه واکنشی نشون بدیم

یه نیرویی در گونهٔ انسان هست که هیچ جنگی، هیچ بحرانی، هیچ آدمی نمیتونه اونو ازش بگیره.. حتی اگه آدم همه‌ چیز رو از دست بده. م
یه نیرویی در گونهٔ انسان هست که هیچ جنگی، هیچ بحرانی، هیچ آدمی نمیتونه اونو ازش بگیره.. حتی اگه آدم همه‌ چیز رو از دست بده. میخوام به این سوال فکر‌ کنید: اگه خونه‌ات، داراییت، آینده‌ای که براش نقشه داشتی، همه و همه رو بگیرن ازت... چی از تو باقی میمونه؟ ازتون میخوام واقعاً بهش فکر کند. امشب میخوایم همین رو باز کنیم♥️

ممبرای عزیز اگر کسی از شما قابلیت بوست کردن کانال رو داره، میخواستم بگم خیلی خوشحال میشم اتاق سوم رو بوست کنید.♥️ یه سری کارای جالب‌تر برای فعالیتِ بیشتر کانال در نظر گرفتم که همشون نیاز به دسترسی پرمیوم دارن. 🌿خیلی متشکرم ازتون: https://t.me/WisdomGrowthPath

این هفته عمیق‌ترین لایه‌های اتفاقاتی که موجب «زندگی در حالتِ انتظار» میشه رو بررسی کردیم. اینکه این انفعال و انتظار از کی شکل
این هفته عمیق‌ترین لایه‌های اتفاقاتی که موجب «زندگی در حالتِ انتظار» میشه رو بررسی کردیم. اینکه این انفعال و انتظار از کی شکل میگیره؟ هزینه‌ی به تعویق انداختن خواسته‌هامون چقدره؟ و نهایتاً رسیدیم به این‌که راهِ بیرون‌ اومدن از این شرایط، جنگیدن با این تله نیست بلکه شنیدنِ صدایِ نگهبانِ درونیمونه که فکر میکنه داره ازمون محافظت میکنه. . . عمیقا فهمیدیم که رشد میتونه از یه گفت‌وگوی صادقانه با خودمونه شروع بشه و این دیگه فقط یه شعار نیست. آخرِ هفته خوبی داشته باشید#زندگی_در_حالت_انتظار #Pre_Life_Mode #خاموشی_انگیزشی #MotivationalExtinction #ژورنال_خودکاوی_من #Journaling

✶دفترتون رو بیارید. اولین تمرین اینه: این سه‌ تا سوال رو یکی‌یکی بنویسید و جواب بدید. همون چیزی که اول به ذهنتون میاد رو بنوی
✶دفترتون رو بیارید. اولین تمرین اینه: این سه‌ تا سوال رو یکی‌یکی بنویسید و جواب بدید. همون چیزی که اول به ذهنتون میاد رو بنویسید بدونِ سبک‌وسنگین کردنش. ۱. داری از چی محافظت میکنی؟ ۲. فکر میکنی اگه همین الان حرکت کنی، چه اتفاقی میفته؟ ۳. چی لازم داری که راحت‌تر جلو بری؟ یه نکته مهم هم بگم که خیلیا نمیدونن. وقتی این سوالا رو جواب میدید به‌جایِ «من چی میخوام» اسمِ خودتونو به کار ببرید، مثلاً «شمیم از چی داره محافظت میکنه؟» این یه تکنیکِ روانشناسیه که نشون داده وقتی درباره‌ی خودمون در سوم‌ شخص مینویسیم، ذهن کمتر میره تو حالتِ دفاعی و صادقانه‌تر جواب میدیم.

✶یه اتفاقِ جدید هم میخوام از این به بعد باهم داشته باشیم. بعضی وقتا قراره یه تمرین بهتون بدم که فقط با خوندنِ پست، اثرِ تثبیت کننده درمانیش گذاشته نمیشه و شما باید بشینید و تمرینتون رو بنویسید.. از این هفته یه دفترِ کوچیک بردارید. دفتری که دوستش دارید و حس امنیت بهتون میده و بذاریدش برایِ این کار عملیمون باهم. اسمشو هم میذاریم 𓊉ژورنالِ خودکاویِ من𓊈 📕 هر بار که میریم سراغش یعنی داریم یه قدمِ عملی و تاثیرگذار برایِ سلامت روانمون برمیدارم.

از اوّل هفته پست سریالیمون درباره "زندگی در حالتِ انتظار" رو شروع کردیم تا نهایتاً در آخرِ هفته برسیم به اینکه راهکار عملی بر
از اوّل هفته پست سریالیمون درباره "زندگی در حالتِ انتظار" رو شروع کردیم تا نهایتاً در آخرِ هفته برسیم به اینکه راهکار عملی برای پشت سر گذاشتن این تله روانی چیه؟ تا حالا هرچی گفتیم، فرضمون این بود که این حالتِ انتظار یه دشمنه که باید شکستش بدیم. ولی این دقیقاً همون چیزیه که کار نمیکنه و زاویه دیدِ اشتباهیه عزیزان.. هرچقدر ما با یه بخش از خودمون محکم‌تر بجنگیم، اون بخش سرسخت‌تر میشه و انرژیش تقویت میشه. صدایی که میگه «هنوز وقتش نیست» دشمنِ ما نیست. •یه نگهبانه در اصل• این نگهبان تو یه دوره‌ای از زندگیمون شکل گرفت که یاد گرفتیم حرکت‌ کردن رو به جلو و انجامِ کارهای تازه واسه ما خیری نداره. یا باعثِ دعوا و دردسر میشه یا وسط راه ولش میکنیم یا تهش بازم شکست میخوریم از اون موقع تا الان وظیفه‌‌ی این نگهبان جلوگیری ازخطرِ فرضیه. درمانِ واقعی، جنگیدن با این نگهبان نیست بلکه صحبت‌کردن باهاشه. وقتی به‌جایِ «چرا نمیذاری حرکت کنم؟» بپرسیم «از چی داری محافظت میکنی؟» اون نگهبانِ فرضی دیگه نیازی نمیبینه محکم جلومون رو بگیره. چرا؟ چون بالاخره داری باهاش حرف میزنی و اونم متوجه میشه تو آرومی و حالا برای اقدام کردن امنه.🌱

خیلی تبریک میکم به همکارِ عزیزم در آینده‌ی بسیار بسیار نزدیک😍🎉 ساقی جان همینجوری ادااااامه بده

فیدبک شما هم باعث لبخندِ رضایت من شد عزیزم.♥️

وای شمیم جان واای موهای بدنم سیخ شد با این پست...... ناامیدیم یهو شد میل به بچگی کردن🥲🤍 خیلی ممنونم

وقتی انسان سال‌ها منتظرِ «زمانِ درست» میمونه یه اتفاقِ جانبی در روانش میفته. من اینو همیشه به مراجعام میگم، الآن به شماهم میگم. "یادتون باشه هر دفاعی هزینه داره.. همون دفاعی که الآن موقتاً ازمون محافظت میکنه، بعدها عاملِ رنج ما میشه".. ✮ماجرا از این قراره: وقتی سال‌ها یه خواسته رو سرکوب میکنیم به بهونه‌ی «هنوز وقتش نرسیده»، خودِ خواسته هم به تدریج کم‌رنگ میشه. وقتی خودِ میل کمرنگ میشه بعد از مدتی دیگه واقعاً نمیدونیم چقدر از اول می‌خواستیمش اصلاً؟! اصلاً واقعا دوستش داشتیم؟ شک میکنیم به احساس و شوقمون. تو روانشناسی به این پدیده میگن «خاموشیِ انگیزشی» (Motivational Extinction) وقتی یه میل مدام بی‌جواب میمونه، روان به‌ جای اینکه هی دردِ نرسیدن رو تحمل کنه میاد مکانیزم جبرانی پیاده میکنه و شدتِ میل رو پایین میاره. یه‌جور بی‌حسیِ محافظتی..🧊 مشکل اینجاست که این بی‌حسی، انتخابی نیست و فقط رویِ یه خواسته اثر نمیذاره. وقتی یاد میگیریم یه میل رو خاموش کنیم بقیه‌ی میل‌هامون هم آروم‌ آروم، رنگ میبازن. برای همینه که وقتی از خیلی از آدما میپرسن «واقعاً چی می‌خوای؟» سکوت میکنن و جوابشون اینه که هیچی نمیخوام دیگه از این زندگی. حالا خبرِ خوب هم میخوام بدم: این میل در وجودمون از بین نرفته، فقط در اعماقِ روان ته‌نشین شده و میشه دوباره زنده‌اش کرد. فردا میریم سراغِ اینکه چطور میشه دوباره شنیدش و پروتکل درمانی رو باهم مرور میکنیم.♡ اینو هم یادتون باشه این‌جور پست‌ها برای دستِ به‌دست شدن خیلی کاربردی هستن و اگر کسی رو میشناسید که چنین روندی رو داره طی میکنه، براش بفرستید‌.

وقتی انسان سال‌ها منتظرِ «زمانِ درست» میمونه، یه اتفاقِ جانبی هم در روانش میفته. یادتون باشه هر دفاعی هزینه داره.. حتی همونی که موقتاً ازمون محافظت میکنه.. ماجرا از این قراره: وقتی سال‌ها یه خواسته رو سرکوب میکنیم به بهونه‌ی «هنوز وقتش نرسیده»، خودِ خواسته هم به تدریج کم‌رنگ میشه. وقتی خودِ میل کمرنگ میشه بعد از مدتی دیگه واقعاً نمیدونیم چقدر می‌خواستیمش اصلاً؟! تو روانشناسی به این پدیده میگن «خاموشیِ انگیزشی» (Motivational Extinction) وقتی یه میل مدام بی‌جواب میمونه، روان به‌ جای اینکه هی دردِ نرسیدن رو تحمل کنه، شدتِ خودِ میل رو پایین میاره. یه‌جور بی‌حسیِ محافظتی..🧊 مشکل اینجاست که این بی‌حسی، انتخابی نیست و فقط رویِ یه خواسته اثر نمیذاره. وقتی یاد میگیریم یه میل رو خاموش کنیم بقیه‌ی میل‌هامون هم آروم‌ آروم، رنگ میبازن. برای همینه که وقتی از خیلی از آدم‌ها میپرسن «واقعاً چی می‌خوای؟» یه سکوتِ عجیب دارن و‌جوابشون واقعا میشه هیچی . حالا خبرِ خوب اینه: این صدا از بین نرفته، فقط در اعماق ته‌نشین شده و میشه دوباره زنده‌اش کرد. فردا میریم سراغِ اینکه چطور می‌ شه دوباره شنیدش و پروتکل درمانی ارائه میدیم. این‌جور نوشته‌ها دقیقاً برای همینه که دستِ به‌دست بشن؛ نه فقط برای شما، برای اون یه نفری هم که شاید الان تو همین سکوت گیر کرده و هنوز کلمه‌ای براش پیدا نکرده 🤍