en
Feedback
🏛️رسانه روانشناسی اتاق سوّم

🏛️رسانه روانشناسی اتاق سوّم

Open in Telegram

🏛️ اتاق سوم | فضایی برای دیدنِ خودمونه؛ صادقانه‌تر و عمیق‌تر چیزی که اینجا میخونید بازتاب مشاهدات و مطالعات نویسنده‌ست، نه توصیه یا تشخیص بالینی برای شرایط فردی شما. ★هماهنگی تراپی بامن: @Therapy_Admin ★Boost: https://t.me/boost/WisdomGrowthPath

Show more
822
Subscribers
+2024 hours
+2097 days
+28330 days
Posts Archive
سلام دوستِ عزیز. این فکر معمولاً بیشتر از اضطرابِ از دست دادن میاد و اگه برای خنثی کردنش زیاد تلاش کنی، ممکنه ذهنت بیشتر بهش بچسبه. (مسائلی که اضطرابی هستن کلاً نباید زیاد باهاشون چلنج کرد) به‌جای اینکه سعی کنی از فکر فرار کنی، وقتی میاد به خودت یادآوری کن این یه فکرِ ترسناکه که زاییده‌ی ذهنِ منه و هیچ ربطی به واقعیت آینده نداره. مرگ کلاً چیز پیشبینی پذیری نیست. بعدش میتونی در لحظه به اطرافیانت محبت کنی چون دوستشون داری، نه از ترس اینکه «دیر بشه». این فرمول دومرحله‌ای اغلب جواب میده.

این فکر مزخرف که همش میترسی خدایی نکرده عزیزاتو ازدست بدی و هی تلاش میکنی براشون خوبی کنی ک دیر نشه، چجوری میشه ازش فرار کرد؟ خیلی حس بد و ترسناکیه

سلام دوستِ عزیز♥️ چیزی که توصیف کردی از احساست برام بیشتر از اضطراب و ترست از قضاوت شدن میاد، نه اینکه واقعاً حرفی برای گفتن نداشته باشی. من فکر میکنم شما خیلی جواب‌هات و حرف‌هات رو تو ذهنت سبک سنگین میکنی تا پیش‌بینی کنی احساسِ طرف مقابلت چیه.. نقطه شروع میتونه این باشه که به‌جای تلاش برای اینکه قشنگ‌ حرف بزنی، روی تحملِ اضطرابت در ارتباط کار کنی. یه جاهایی مثلاً بدون پیش‌بینی، یه نظر ساده کوتاه بده و زیاد فکر نکن روش. برای دفاع از خودت هم میتونی فعلا یکی دو تا جمله‌ی آماده تمرین کنی: «این حرفت منو ناراحت کرد» یا«بذار فکر کنم بعداً جواب میدم» اینا چیزاییه که توصیه عمومیه ولی میتونه موثر باشه.

سلام عزیز جان . ممنونم که وقت گذاشتی برا حرف زدن با یه غریبه 🎀🍬 من در ارتباط گرفتن با آدما مشکل دارم. اعتماد به نفسم خیلی پایینه طوریه که گاهی اوقات نمیتونم تو صورت آدما نگا کنم و در شرایطی که باید، نمی‌تونم حرف و جمله درستو پیدا کنم و بیانش کنم. راستش هیچ حرفی به ذهنم نمیاد که بگم در اون لحظه و طرف مقابل بهم میگه چرا ساکتی و حرف نمی‌زنی در صورتی که من واقعااا هیچ حرفی ندارم که بزنم. و این مشکل در رابطه با همه دارم نه فقط غریبه‌ها حتی دوستام. حتی حتی نمی‌تونم درست و حسابی از خودم دفاع کنم. در شرایطی که حس میکنم بهم توهین شده زبونم بند میاد و هیچ حرفی به ذهنم نمیاد به طرف بگم می‌خوام اگه میشه یه نقطه شروع بهم نشون بدین که بتونم این مشکلو حل کنم.

اول بذار تبریک بگم بهت. آفرین که خوب درس خوندی و میدونی دانشگاه خوبی قبول میشی♥️ بله عزیزم بدون شک اثر داره تراپی حتی وقتی فقط برای یک موضوع هم میری شبیه اینه روی تمام چرخ‌دنده‌ها روغن بریزه و باعث میشه در تمام جوانب رشد کنی علی الخصوص مساله اصلیت.

من برای ارشدم دانشگاه خوبی قبول میشم احتمالا فقط باید برم خوابگاه و استرس دارم اگه برم تراپی تاثیری داره؟

🍋 لینک پیام ناشناس رو مجدداً میذارم تا این آخر هفته‌ باهم گپ بزنیم: t.me/HidenChat_Bot?start=233272500

سلام دوست عزیز♥️ من صراحتاً میگم نه، لزوماً اشتباه نکردی. اینکه دو سه هفته‌ی اول بدونِ شناخت کافی درخواست چک کردن گوشیت رو داشته، حساسیت به نگاه کردن شما به دیگران رو داشته و برات تعیین میکرده در چه جمعی میتونی باشی و چه جمعی نه، چیزهایی نیست که لازم باشه برای اصلاحش صبر کنی.🤝 اعتماد معمولاً با شناخت و زمان ساخته میشه نه با گوشه رینگ انداختنِ طرف مقابل و اثبات مداوم بی‌گناهی از سمتِ اون. اینکه در کنارش احساس خوبی داشتی هم مشکلی نداره اما برای سالم بودن رابطه کافی نیست و به نظرِ من تصمیم درستی گرفتی.

با یه آقایی دوست شدم کلا دو سه هفته در ارتباط بودم تو این مدت اون میگفت دوسم داره و منم حقیقتش بهش علاقه پیدا کردم ولی تو اون دوهفته بهم شک کرد میخواست گوشیمو چک کنه یه بار دیگه گفت تو به دوستم نگاه میکردی و بهم گفته تو جمعی که پسر مجرد هست نباید بری و من به خاطر اینا ادامه ندادم دیگه ولی الان میگم شاید چون اول بود و منو نمی شناخت اعتماد نداشت شاید باید ادامه میدادم بشناسمش و بهش حس امنیت بدم درست بشه چون از لحاظای دیگه خیلی خوب بودیم باهم بحث میکردیم ولی خیلی باهم حرف میزدیم راجع به همه چی احساستمون و اینا به نظرتون اشتباه کردم اومدم بیرون از رابطه ؟

سلام دوست عزیز♥️ اینکه هم پدرتون رو خیلی دوست دارید و هم از تماس باهاشون اضطراب میگیری بخاطر حرف‌هاش، کاملاً طبیعیه. من اینو به مراجعام گفتم حالا به شما میگم: وقتی مسئولیتِ خانواده و مشکلات بین پدر و مادرتون رو روی دوشِ خودتون بذارید در حالی که شما فقط فرزندِ خانواده‌اید، نه توانِ حل اختلافاتِ اونا رو خواهید داشت نه دیگه میتونید حداقل حالِ خودتون رو مدیریت کنید. شما نقشِ اشتباهی برداشتید. این نقش اندازه شما نیست و فقط داره شونه‌های شما رو خسته میکنه. مرز گذاشتن به معنی بی‌محبتی نیست عزیزِ من... میتونی حال پدرت رو بپرسی ولی وقتی خواستن از رابطشون گلایه کنن بگی: «بابا دوست دارم با خودت حرف بزنم. صحبت درباره مشکلات بینتون با من چیزی رو حل نمیکنه اما من رو معذب میکنی و شاید دیر به دیر زنگ بزنم اینجوری» یادت باشه احساسِ گناه بعد از مرزبندی، لزوماً نشونه‌ی اشتباه بودن مرزتون نیست بلکه بخاطر تغییر نقش دادن و برگشتن به نقشِ درستته. اونوقت ارتباط بین شما و همسرت هم به مرور عاری از ترش میشه☕

من پدرومادرم ی دنیا باهم مشکل دارن ولی من عاشقشونم اما بابام همیشههه بهم غرمیزنه راجب مامان من شهر دیگه ای زندگی میکنم و کلادیگه اززنگ زدن ب بابام استرس میگیرم واهمه دارم ازطرفی نمیتونم مرز بزارم همش احساس گناه میکنم اگ بهشون گوش ندم حس میکنم این حداقل کاریه ک میتونم بکنم اما ی طرف علاقم ب بابازیاده ی طرفم ترس ونگرانی اززنگ زدن و شنیدن غرغر دلم میخادهرشب زنگ بزنم حالشوبپرسم ولی میترسم دیگه این مشکلات زندگیشون باعث شده من باشوهرمم ارتباطم خوب نباشه و همش افسرده باشم و فک کنم نکنه الان دعواکنن نکنه داداشم توخونه ازبحثا بترسه و...

سلام و شبتون بخیر♥️ من همیشه تاکید دارم روی «مرزبندی» توی همه روابط هم صادقه. اگر قهر میکنن و نمیخوان حرف بزنن به نظرم نه خیلی اصرار کن به آشتی نه کلا وارد بازی ایشون شو. یه بار بعدها تو زمان مناسب بهشون بگو باید درباره این رفتار باهم صحبت کنیم و حرفاتو بزن. اما کلا با هربار تکرار این رفتار، مرزبندیات رو محکمتر کن تا جایی که متوجه شن این رویکرد اجتنابی دیگه برای خودشون هم سودی نداره و دسترسی خیلی محدود شده.

با پدری که اجتنابیه و سر هر مسئله‌ای باهات قهر می‌کنه و اهل صحبت و حل کردن مشکل نیست وقتی قهره باید چجوری رفتار کرد؟

سلام دوست عزیز. وقتی تو پیامت میگی داری از تنهایی اشک میریزی ولی کسی کمکت نمیکنه به نظرم مساله فقط تنهاییِ خالی نیست. شما برای اینکه شما با بعضی احساساتِ تلخت تنها نمونی یا با یه چیزِ به خصوصی مواجه نشی این حالت رو داری. اگر نیاز به کمک داری نادیده نگیر این نیازت رو بخاطرِ خودِ ارزشمندت♥️

اینکه دارم این روزا از تنهایی اشک میریزم و بازم هیچکس نیست که دست کمک به سمتم دراز کنه یعنی مشکل از منه بازم؟

🍵 بعد از دوهفته، لینک پیام ناشناس رو میذارم برایِ گوش دادن به شما و صحبت کردن باهمدیگه: (تا فردا این گفت‌وگو برقراره) t.me/HidenChat_Bot?start=233272500

این هفته با هم قدرتِ انتخابِ آزادانه رو از چند زاویه بررسی کردیم. ⋆قدم اوّل از جایی شروع شد که فکر میکردیم به‌خاطرِ اتفاقاتِ
این هفته با هم قدرتِ انتخابِ آزادانه رو از چند زاویه بررسی کردیم. ⋆قدم اوّل از جایی شروع شد که فکر میکردیم به‌خاطرِ اتفاقاتِ غیرقابل‌کنترلِ بیرونی، هیچی دستِ ما نیست. ⋆قدمِ بعدی این بود که دیدیم یه فضایِ انتخابِ همیشگی هست که هیچوقت ازمون گرفته نمیشه و دقیقاً همینه که کیفیتِ زندگیمون رو رقم میزنه. ⋆قدمِ آخر هم جایی بود که فهمیدیم این فضا به‌تنهایی کافی نیست؛ وقتی واقعاً معنا پیدا میکنه که فعالانه بهش عمل کنیم. بینِ هر اتفاق و واکنشِ شما، همیشه قدرتِ انتخاب هست.🌿 آخر هفته خوبی داشته باشید اتاق سومی‌ها♥️ #کانون_کنترل_درونی #معنادرمانی #انتخاب_آگاهانه #اتاق_سوم #LocusOfControl

سلام عزیزِ من♥️ شکرخدا تو زندگی شخصی خوبم. این روزا بیشتر مشغولِ درس خوندن، دوندگی‌های شغلی و.. هستم. لذت میبرم از مسیر گاهی اما کم‌خوابم :) همین عزیزم

حال و احوالت چطوره این روزا شمیم جانم؟ با چه موضوعی دست و پنجه نرم میکنی؟ چطور میگذرونی؟ از خودت بگو برامون

🍵 بعد از تقریبا دوهفته، لینک پیام ناشناس رو این هفته میذارم برایِ گوش دادن به شما و صحبت کردن باهمدیگه: t.me/HidenChat_Bot?start=233272500