قرارمون رشت، میدونِ شهرداری؟
Open in Telegram
-من اشک آرزو میکنم برات؛ نه تو غم، تو اوجِ خنده . -نمیدانم، شاید یک روزی، شاید هیچوقت . -صدام کن فیفی . ' زنزندگیآزادی '
Show moreIran95 870The category is not specified
1 805
Subscribers
-124 hours
-287 days
+3330 days
Posts Archive
گفته بودم؟ من عاشقِ اینم صداهارو ضبط کنم، دوستدارم موندگار باشن، یادم بمونه، اون لحظه، اون موقعیت، اون حرفا، صداها .
بابایِ واقعیِ برفی خیلی مهربون بود، از اون پیرمردا که عاشقشم، دوست داشتم ساعتها بشینم باهاش راجبِ گلایِ توو گلخونهش صحبت کنم، میگفت «اینا هرکودوم یه داستان و یه زندگی دارن، هرکودوم یهجور رشد میکنن و حتی مراقبتهاشون هم فرق داره، اما بازم اینجا کنار همان.»
