en
Feedback
[مَـحْ‌فــٰآ ]

[مَـحْ‌فــٰآ ]

Open in Telegram

واژه‌باز. نه شاعر، نه نویسنده، و نه شاید هم نقاش.. "مکتوبِ انتظارم، شاید مرا بخوانی..."🌱 کپی؟ راضی نیستم.

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
421
Subscribers
+124 hours
+67 days
+2330 days
Posts Archive
من به فدای خمِ ابروی شمایل؛ قبله‌گَهَم سوی دو چشمت شده مایل..

بی تو شهریور من نسخه ای از پاییز است؛ سی و یک روز قرار است که ابری باشم‌..

قلبش سرزمین مادری بود؛ و من؟! یک ضد انقلاب، مطرود و از وطن دور افتاده..(:

*/

رها کن؛ مگر ندیدی هر که اهمیت میداد غمگین تر بود؟!

تولد منِ دیوانه لحظه مرگ است؛ فَمَن یَمُت یَرَنی علتی بر این گفتار..

یا چشم بپوش از من و از خویشم برانم یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم

گفتم: فراموشم مکن.. گفتی: در یادی مگر؟

و هزاران معمای لاینحل..

_یک لیوان چای داریم و انبوهی از غم */

photo content
+1

؛

گیسوانت قافیه ، ابرو ردیف ، لبها غزل من کجا ؟ شاعر کجا ؟ شاعر شمایی نازنین؛/

_خانم من خیلی خوشحالم اجازه دارم شمارو بغل کنم؟ +بلههه عزیزممم حتمااا. [دیالوگ ماندگار امروز]

جهت اشتراک گذاریِ ذوق و گیلگیلیِ امروز*

اشک شوق و بغل کردن یه آدمِ غریبه؛ حسِ قشنگی که آنلاک شد. ✅️
اشک شوق و بغل کردن یه آدمِ غریبه؛ حسِ قشنگی که آنلاک شد. ✅️

دلم را جا گذاشته‌ام در نگاهی که در کمالِ گیرایی، آمده بود تا خانه‌ام را بسوزاند..

گفته بودی عشق می‌کارم به صحرای دلت بید مجنون کاشتی ما را چنین دیوانه کرد؟

photo content
+1