en
Feedback
فیزیک با طعم چای

فیزیک با طعم چای

Open in Telegram

کانال اطلاع‌رسانی سلسله نشست‌های فیزیک با طعم چای؛ دانشگاه فردوسی مشهد 🔹️نشانی کانال پشتیبان کتب و جزوات و نشریات و مقالات : https://t.me/chayophysicxfum 📍انتقادات و پیشنهادات : @MAFHHJM

Show more
227
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-330 days
Posts Archive
#اطلاعیه_فوری ضمن عرض سلام و ادب به اطلاع دانشجویان و استادان و علاقه‌مندان به علم نجوم می‌رسد: «هم‌زمان با روز بزرگداشت خواجه نصیرالدین طوسی، آشنایی و معرفی انواع تلسکوپ با تکیه برتلسکوپ‌های موزه آستان قدس رضوی» در دویست و هشتاد و دومین  برنامه سه شنبه‌های علمی و فرهنگی آستان قدس رضوی 🎙سخـنران: مسئول رصد خانه‌ دانشگاه فردوسی مشهد                              📆زمان: سه شنبه 5 اسفند 1404، ساعت 9:30 🏣مکان: حرم مطهر رضوی، صحن کوثر، موزه مرکزی، طبقه دوم، گنجینه نجوم ☕️فیزیک با طعم چای

#ارسالی #جایزه_ویژه سوال اول : توقع شما از یک محیط علمی _ آموزشی یه مسئله ای که هست در مورد آزمایشگاه هاست. شاید امکانات زیادی نباشه اما همون قدر رو هم که هست ، ای کاش بشه ازش استفاده کرد . توی دروس آزمایشگاه ، یک ساعت و نیم میریم ، چیزی که یک نفر با کلی آزمون و خطا بهش رسیده رو ، آماده جلومون می ذارن و بعد ما فقط باید درستی اون رو تحقیق کنیم. ای کاش یه تحولی توی دروس آزمایشگاه اتفاق بیفته که بشه واقعا آزمون و خطا کرد . این امکان شاید واسه دانشجو های ارشدی که روی پایان نامه کار می کنن وجود داشته باشه اما بچه های کارشناسی چی ؟ از نظرم درسی که واقعا نیاز به بازنگری داره ، آزمایشگاه هست . درس آزمایشگاه درسی بود که حتی توی دوران دبستان و دبیرستان هم خیلی بهش بهایی داده نمی شد. موقعی که دانش آموز بودم خوب یادمه که یه روز بچه ها به معلم فیزیک اعتراض کردن که چرا باید این همه فرمول در مورد خازن رو حفظ کنیم در حالی که حتی نمی دونیم خازن چه شکلیه ! و الان هم به خاطر شیوه ی بد ارائه این درس مهم ، اغلب بچه ها ، آزمایشگاه رو به زور و با اکراه میرن ! و همین طور ای کاش به درس تاریخ علم که جزو دروس اختیاری هست بیشتر بها داده میشد . ما معضلی که الان داریم اینه که صرفا تبدیل شدیم به مصرف کننده علم در حالی که به تاریخ علم نیاز داریم تا ببینیم علم رو چطور تولید کردن و یاد بگیریم . در این باره شاید خالی از لطف نباشه این متن رو که از کتاب " نشت نشا ، جستاری در پدیده ی فرار مغز ها" نوشته رضا امیرخانی هست ، ببینیم : ما نمی دانیم که علم چگونه تولید می شود . برای همین پای این قافله تا به حشر لنگ است . روند ترجمه علم ، اگر به تولید علم منجر نشود ، روزاروز پرت و پلاتر خواهیم شد . تازه حتی با آوردن روش شناسی علم تجربی غرب هم به جایی نخواهیم رسید . دستِ بالا می شویم یک شعبه از شعبات بد و عقب افتاده ی دانشگاه های غربی . ما حتی باید روش شناسی علمی مان را نیز خود تولید کنیم . و این علم ، از تولید سوال آغاز می شود . ما باید بتوانیم سوال بومی طرح کنیم تا برای یافتن جواب مجبور به تولید علم شویم . سالهاست که باب تولید سوال علمی در این مملکت بسته شده است . [...] از شور و نشاط علمی هیچ خبری نیست. دانشگاه هایی که در آن علم تولید نشود و زورکی تدریس شود ، بدل می شوند به گورستان های علمی . باور کنیم که همیشه این گونه نبوده است . بالا برویم و پایین بیاییم ، معمار مسجد شاه اصفهان ، اگر شیخ بهایی باشد ، سهمی را می دانسته که یعنی چه . سوال دوم : اگر رئیس دانشکده بودید چیکار می کردین شاید اولین کاری که می کردم یه دستی به سر و روی دانشکده می کشیدم ! دانشکده ی ما به خاطر تالار هایی که داره و همینطور نزدیکی‌ ش به درب های اصلی دانشگاه ، جای پر رفت و آمدی هست . توی این تالار ها از رئیس مجلس گرفته تا رئیس شورای عالی امنیت ملی ، رفت و آمد کردن و هر رشته ای و هر تشکلی و هر کانونی ، مراسم های مهمش‌ رو اینجا می گیره . خب زشته واقعا. اگر دقت کرده باشید به کتاب های مربوط به رشته مون که در کتابخونه مرکزی قرار دارن ، متوجه میشین که روی بیشتر شون ، مُهر "کتابخانه دانشکده ی علوم" زده شده ! این یعنی دانشکده ی ما قبلا کتابخونه داشته . ای کاش میشد دوباره اینو راه انداخت .

زمستان است… و این عکس، راستش را بخواهی، هرگز وجود نداشته است. این میز چوبی، آن پنجره‌ی برفی، بخارِ آرامِ قهوه که در نور شمع می‌رقصد—همه‌اش ساخته‌ی نور و خیال است. حتی کتابِ «Physics and Reality» که به نام انیشتین باز مانده، در این قاب دیجیتال فقط یک تصویر است؛ جوهری که هیچ‌وقت خشک نشده و کاغذی که هیچ‌وقت ورق نخورده. اما مگر فیزیک از کجا شروع می‌شود جز از همین مرز باریکِ میان واقعیت و تصور؟ من امشب، در اتاقی که شاید خیلی معمولی‌تر از این قابِ سینمایی است، نشسته‌ام و به این فکر می‌کنم که چطور یک تصویر ساختگی می‌تواند مرا به واقعی‌ترین پرسش‌ها ببرد. به این‌که «واقعیت» چیست؟ آیا جهان همان است که می‌بینیم، یا آن‌چه می‌فهمیم؟ یا آن‌چه معادلاتمان آرام و بی‌صدا زمزمه می‌کنند؟ چند خط خمیده شبیه خمیدگی فضا-زمان کشیده‌ام، چند نماد تانسوری نصفه‌کاره… و با خودم فکر کرده‌ام که شاید تمام این‌ها هم مثل همین عکس باشند: تقریبی شاعرانه از چیزی که هرگز مستقیم لمسش نمی‌کنیم. این تصویر ساختگی است، اما شبی که من با «Physics and Reality» زندگی کردم واقعی بود. آن شب فهمیدم فیزیک فقط مجموعه‌ای از فرمول‌ها نیست؛ تلاشی است برای صادق بودن با جهان، حتی وقتی جهان خودش را کامل نشان نمی‌دهد. مخصوصاً آن‌هایی که می‌خواهند «فهمیدن» را جایگزین «حفظ کردن» کنند. شاید این عکس هیچ‌وقت گرفته نشده باشد، اما حسی که پشتش هست واقعی است: سکوتِ زمستان، نورِ مانیتور، بخارِ آرامِ یک فنجان چای، و کتابی که هنوز، در شب‌های سرد، صدایش را می‌شنوم.

#ارسالی #مقام_دوم🥈 زمستان است… کتاب «مبانی فیزیک ریاضیاتی» وسط کاغذهایی افتاده که دیگر سفید نیستند؛ پر از خط‌خوردگی، تلاش، ا
#ارسالی #مقام_دوم🥈 زمستان است… کتاب «مبانی فیزیک ریاضیاتی» وسط کاغذهایی افتاده که دیگر سفید نیستند؛ پر از خط‌خوردگی، تلاش، اشتباه، دوباره‌نوشتن. اینجا فیزیک تمیز و قاب‌شده نیست. اینجا فیزیک زندگی شده است. چای، آرام کنار دستم سرد می‌شود، و خودکار آبی هنوز درگیر آخرین معادله‌ای‌ست که انگار نمی‌خواهد ساده شود. روی برگه‌ها ردِ فکر پیداست جایی که یک انتگرال نیمه‌کاره مانده، جایی که یک ماتریس دوباره تعریف شده، و گوشه‌ای که انگار از شدت فکر، کاغذ کمی مچاله شده. آن تکه بیسکویت گوشه‌ی تصویر شاهد ساعت‌هایی‌ست که زمان در آن‌ها نه با عقربه، که با تعداد صفحات حل‌شده اندازه گرفته می‌شود. «مبانی فیزیک ریاضیاتی» برای من فقط یک کتاب نبود؛ مرزی بود بین فهمیدن و وانمود کردن به فهمیدن. جایی که یاد گرفتم زیبایی فیزیک، در جواب نهایی نیست— در مسیری‌ست که با دست‌های خودت، با خط‌خطی‌های خودت، به آن می‌رسی. این عکس چیزی دارد که هیچ فیلتر و افکتی نمی‌تواند بسازد: ردِ واقعیِ فکر کردن. و شاید یک فنجان چای، چند برگه‌ی خط‌خورده، و کتابی که از بس ورق خورده کمی خم شده همان «فیزیک با طعم چای» واقعی باشد. ☕📘

#ارسالی #مقام_اول🥇 🖇فیزیک تنها علمِ عدد و فرمول نیست، راهیست برای دیدنِ آزادانه‌ی جهان . می‌شود پیش از هر عنوانی، خودِ خودت
#ارسالی #مقام_اول🥇 🖇فیزیک تنها علمِ عدد و فرمول نیست، راهیست برای دیدنِ آزادانه‌ی جهان .   می‌شود پیش از هر عنوانی، خودِ خودت بمانی.. هرجا نشانی از حقیقت و صمیمیت دیدی، بی‌هراس از قالب‌ها و عنوان ها قدم برداری... چه گرفتن جایزه نوبل باشد چه طبل زدن در مدرسه ای کوچک! دانستن یعنی فهمیدن و آزمودن، نه حفظ کردن؛ یعنی بازی با ناشناخته‌ها تا جهان از پشت پرده‌ی عادت بیرون بیاید.. این کتاب نشان داد جهان بزرگ‌تر از یک رشته است؛ آدمی می‌تواند با قلب و عقلش، راهی را انتخاب کند که واقعاً متعلق به اوست. 《حال آنکه هنری باشد که از نقاشی هاله های خورشید قلب ادمی را زنده میکند یا معادله ای باشد  که در قلب علم جای خودرا پیدامیکند.》 وحالا برای من علم شبیه یک مسیر زنده است.. مسیری که باصداقت جسارت و ازادی  معنا پیدامیکند. همان که او آرزوی آن را برای هر فرد آزاد اندیشی بدرقه راه قرار داد.. ماجراجویی های فیزیک دان قرن بیستم ریچارد فاینمن

🎉 اعلام برندگان چالش «یک فنجان چای، یک کتاب فیزیک» 🎉 دوستان و همراهان عزیز، از همه شما بابت شرکت در چالش و ارسال نوشته‌ها و تصاویر زیبا سپاسگزاریم. 🌟 بر اساس ارزیابی هیئت داوران، برندگان این دوره به شرح زیر اعلام می‌شوند: 🥇 نفر اول: نگین قرائی‌وفا 🥈 نفر دوم: شایان عفتی 🥉 نفر سوم: حسین حامدیوسفیان ✨ همچنین بازخورد فرهنگی دانشکده درباره بخش «اگر رئیس دانشکده بودید چه می‌کردید» بسیار مثبت بوده است. ایشان اعلام کرده‌اند که قصد دارند بهترین پیشنهادها را در قالب یک جزوه شیک تحویل رئیس دانشکده دهند. بررسی‌ها نشان داد متن خانم مبینا مهموئی نیز مورد استقبال ویژه قرار گرفته و فرهنگی دانشکده خواستند تا جایزه‌ای به ایشان نیز اهدا شود. تبریک صمیمانه به برندگان و قدردانی از همه شرکت‌کنندگان گرامی! 🌿 امیدواریم این چالش، انگیزه‌ای برای ادامه مطالعه، تفکر و لذت بردن از فیزیک در کنار یک فنجان چای برای شما بوده باشد. ☕ فیزیک با طعم چای

«برنامه‌نویسی از پایه» 🪧 برنامه‌نویسی را از پایه با ۹۹٪ تخفیف و همراه ویژگی‌های زیر در کوئرا کالج شروع کنید: ◀️آموزش آنلاین،
«برنامه‌نویسی از پایه» 🪧 برنامه‌نویسی را از پایه با ۹۹٪ تخفیف و همراه ویژگی‌های زیر در کوئرا کالج شروع کنید: ◀️آموزش آنلاین، کامل، به زبان ساده و قدم‌به‌قدم ◀️ منتورینگ مربیان دوره و هوش‌مصنوعی ◀️ بدون پیش‌نیاز و دانش قبلی ◀️ طراحی کاربردی مطابق نیاز واقعی صنعت 📼 فقط کافی‌ست علاقه‌مند باشید... 🔗 آدرس ثبت‌نام 👥 @Quera_ir 🆔 @SharifDaily

ویدیوی کامل نشست «آینده فیزیک» که در دو بخش برگزار شده است، در آپارات منتشر شد. برای مشاهده، به لینکهای زیر مراجعه فرمایید 👇 https://www.aparat.com/v/kyvwq6m https://www.aparat.com/v/jfz08d3?refererRef=channel_page

#پیشنهادی_برای_خواندن #تکه_کتاب 1⃣ پله اول روش اختلاف منظر است که در ابتدای این فصل درباره آن بحث کردیم از اختلاف منظر برای تعیین فواصل ستارگان تا حدود ۳۰۰ سال نوری استفاده می کنیم. سپس از طریق طیف سنجی دقیقاً مشخص میکنیم که اینها کدام ستاره ها هستند. از طریق تصویری که با تلسکوپ از این ستارگان دریافت می کنیم می توانیم درخشندگی ظاهری این ستارگان را محاسبه کنیم و چون فاصله آنها را از طریق اختلاف منظر به دست آورده ایم درخشندگی ذاتی شان را هم به دست می آوریم در این فاصله حدود یک میلیون ستاره داریم که با این روش می توانیم درخشندگی ذاتی شان را محاسبه کنیم. این ستارگان را می توانیم دسته بندی کنیم فرض کنیم که همان نوع ستاره را در تلسکوپ و در کهکشان خودمان در فواصل خیلی دور می بینیم. حال چون درخشندگی ذاتی اش (Lo) را می دانیم و از آنجایی که درخشندگی ظاهری ستاره (L) را به کمک تصویر تلسکوپی آن به دست آورده ایم، می توانیم به کمک *رابطه کپلر * (L = Lo/(4πr² فاصله آن (r) را به دست آوریم. به این ترتیب می توانیم فواصل تمام ستارگان موجود در کهکشان خودمان را پیدا کنیم حالا مسأله این است که فواصل کهکشانهای دیگر را چطور می توانیم پیدا کنیم. 2⃣ رابطة تناوب درخشندگی برای متغیرهای قیفاووسی که هنریتا لویت در سال ۱۹۱۲ کشف کرد کمک بزرگی برای فاصله یابی در کیهان است. قيفا ووسی ها غولهای زردی هستند که بسیار پرنورند و حدود ده هزار برابر پرنورتر از خورشیدند. وقتی دوره تناوب ستاره قیفاووسی را اندازه گیری می کنید، بلافاصله میتوانید درخشندگی ذاتی ستاره را نیز به دست آورید. 🔸 این ستاره های خاص را میتوانیم در کهکشانهای دیگر هم ببینیم. از آنجایی که درخشندگی ذاتی آنها را میدانیم و از طرفی درخشندگی ظاهری شان را هم به کمک تصویر تلسکوپ به دست آورده ایم، دوباره میتوانیم برای پیدا کردن فاصله آنها از رابطه بالا استفاده کنیم. 3⃣ با این همه برای یافتن فواصل اجرام هر چه دورتر به دنبال روشهای فراتری میگردیم در دهه شصت قرن بیستم منجمان و فیزیکدانان به دنبال شمع های استاندارد میگشتند یعنی اجرامی کیهانی که درخشندگی معلوم داشته باشند و به کمک آن بتوان فواصل اجرام دیگر را مشخص کرد. در دهه های گذشته نوعی از ابرنواخترها به نام ابرنواخترهای نوع la، کشف شده اند که منجمان معتقدند شمعهای استاندارد بسیار خوبی هستند و به کمکشان میتوان درباره فواصل اجرام کیهانی خیلی دور تحقیق کرد و فواصل آنها را یافت به این شمع های استاندارد در فصل نهم مجدد بازخواهیم گشت. ۲/۲ 📚در جست و جوی فهم کیهان 👥بهرام مشحون و شانت باغرام 📌انتشارات نشرنو ☕️فیزیک با طعم چای

#پیشنهادی_برای_خواندن #تکه_کتاب 🔰ستارگان متغیر: نردبان فواصل کیهانی 🔸اکثر تک ستارگان، همانند خورشید، شعاع تقریباً ثابتی دارند، به این معنا که در آنها، فشار ناشی از فرایند گداخت هسته ای به سمت بیرون و فشار ناشی از جاذبه گرانشی به سمت داخل یکدیگر را خنثی می کنند و شعاع ستاره ثابت می ماند. اما شعاع برخی از ستاره ها ثابت نیست. وقتی به آسمان نگاه میکنیم ستاره هایی را میبینیم که درخشندگی متغیری دارند. به این ستاره ها ستاره های متغیر میگوییم ستاره های متغیر دو نوع اند: • نوع اول از ستاره های متغیر در واقع سامانه های دوتایی هستند، یعنی دو ستاره که دور یکدیگر میگردند. در این گونه سامانه های دوتایی وقتی هر دو ستاره با زمین در یک راستا قرار میگیرند درخشندگی مجموعه کم میشود و وقتی که در دو راستای متفاوت قرار می گیرند درخشندگی شان بیشتر میشود به این سامانه ها دوتایی های گرفتی گفته میشود. حدود 25 درصد ستاره های متغیر از این نوع‌اند. • نوع دوم ستاره های متغیر متغیرهای تپنده هستند. در بعضی از ستاره ها، فشار ناشی از گداخت هسته ای از یک سو و فشار جاذبه گرانشی از سوی دیگر باعث نوسان شعاع ستاره حول یک مقدار تعادلی می شود و به این ترتیب درخشندگی ستاره به طور متناوب کاهش و افزایش می یابد. 🔹منجمان به ستاره های متغیر خیلی علاقه مندند. دسته ای از ستاره های متغیر خاصیت عجیبی دارند که کشف آن باعث انقلاب بزرگی در نجوم شد. به این ستاره ها متغیرهای قیفاووسی می گوییم. علت این نامگذاری آن است که اولین بار این ستاره های متغیر در صورت فلکی قيفاووس كشف شدند. مجموعه های ستارگان در آسمان بعضی اوقات شکلهای خاصی را تداعی میکنند که به آنها صورتهای فلکی میگوییم البته این صورتهای فلکی بیشتر در خرافات طالع بینی مهماند تا در علم ستاره شناسی، متغیرهای قیقاووسی که ویژگی بسیار مهمی دارند غول های زرد هستند که در نمودار H-R در قسمت بالای نمودار قرار می گیرند. این بدین معنا است. چکه درخشندگی این ستاره ها بسیار بالاست، ولی رنگشان زرد است. در کهکشان ما حدود ۷۰۰ متغير قيفا ووسى وجود دارد. در سال ۱۹۱۲، هنریتا لویت در رصدخانه کالج هاروارد متغیرهای قیفاووسی را مطالعه می کرد. 🔸دوره تناوب درخشندگی متغیرهای قیفاووسی می تواند از سه تا پنجاه روز باشد و درخشندگی آنها میتواند به یک پنجم درخشندگی بیشینه هم برسد. لویت متوجه شد که این ستاره ها این ویژگی عجیب را دارند که میان دوره تناوب و درخشندگی ذاتیشان رابطه مشخصی برقرار است. کاری که رابطه دوره تناوب درخشندگی برای شما انجام میدهد این است که می توانید با اندازه گیری دوره تناوب درخشندگی ذاتی ستاره را به دست آورید. اندازه گیری دوره تناوب یک ستاره متغیر بسیار ساده است، پس درخشندگی ذاتی متغیرهای قیفاووسی را بدون داشتن فاصله آنها می توانیم به دست آوریم. از طرفی درخشندگی ظاهری این ستاره ها را هم به راحتی به کمک تلسکوپ میتوانیم اندازه گیری کنیم با در دست داشتن درخشندگی ذاتی و درخشندگی ظاهری متغیرهای قیفاووسی و به کمک رابطه کپلر می توانیم فاصله آنها را به دست آوریم رابطه تناوب درخشندگی که لویت کشف کرد، بسیار مهم است. 🔹چون این متغیرهای فیفا ووسی خیلی نورانی هستند، آنها را در کهکشان های دیگر نیز می توان مشاهده کرد، پس به کمک آنها می توانیم فاصله کهکشانهای دیگر را هم به دست آوریم این موضوع انقلابی در نجوم برپا کرد بعداً به کمک همین متغیرهای فیفاووسی انبساط کیهان کشف شد 💢مساله اساسی ای که باید درباره آن تعمق بیشتری کنیم این است که هر زمان به آسمان نگاه می کنیم، بر اساس نوری که از ستارگان دریافت می کنیم همه آنها را روی یک سطح دو بعدی تصویر می کنیم. پرسش بسیار مهم در نجوم این است که فاصله ستارگان از ما واقعاً چقدر است. باید راهی داشته باشیم که بتوانیم بر اساس آن تعیین کنیم که فاصله اجرام آسمانی از ما چقدر است. به روشهای تعیین فاصله اجرام آسمانی نردبان فواصل کیهانی می گوییم. این نردبان به ما کمک میکند که پله پله فواصل اجرام کیهانی را تعیین کنیم. در اینجا سه تا از پله های نردبان را معرفی میکنیم. ۱/۲

#پیشنهادی_برای_خواندن #تکه_کتاب 🔸 روشن است که با استفاده از این تعریف میتوانیم معنای دقیقی، نه فقط به هم زمانی دو واقعه بلکه به هم زمانی هر تعداد واقعه ای که می خواهیم و مستقل از موقعیت مکانی صحنه واقعه در ارتباط با دستگاه مختصات در این مثال خط راه آهن بدهیم. 🔹 ما همچنین از این جا به تعریف «زمان» در فیزیک راهنمایی میشویم برای این منظور فرض میکنیم ساعت هایی با ساختار یکان در نقاط A و B و C روی خط راه آهن (سیستم مختصات مرجع) چنان قرار داده ایم که عقربه های آنها هم زمان با مفهومی که در این قسمت تعریف کردیم هستند. تحت این شرایط ما زمان وقوع یک واقعه را عددی موقعیت عقربه ساعت میدانیم که ساعتی که در نزدیکی محل واقعه است فضای واقعه نشان میدهد. به این ترتیب به هر واقعه ای ما یک مقدار زمانی همراه میکنیم که ضرورتاً قابل مشاهده است. 🔸 این قرارداد یک فرضیه فیزیکی دیگری را شامل می شود که درستی آن به سختی میتواند بدون وجود داده های تجربی علیه آن مورد شک قرار گیرد. فرض شده است ساعتهایی که ساختار آنها یکسان است با یک سرعت کار میکنند بیان کامل تر آن این است وقتی دو ساعت در حالت ساکن در دو نقطه از دستگاه مختصات واحدی طوری تنظیم شده اند که موقعیت خاص عقربه ی یکی هم زمان به مفهومی که در این جا گفتیم با همان موقعیت عقربه ی ساعت دیگر است از آن پس همیشه این دو ساعت هم زمان به مفهومی که در این جا گفتیم خواهند بود. ۲/۲ 📚 نظریه نسبیت خاص و عام 👤آلبرت انیشتین 🗣 مترجم: دکتر علی بهروزفر 📍شرکت سهامی انتشار ☕️فیزیک با طعم چای

#پیشنهادی_برای_خواندن #تکه_کتاب 🔰درباره ی مفهوم زمان در فیزیک 🔸 رعد و برق به دو نقطه A و B روی خط راه آهن که بسیار از هم دورند اصابت کرده است. علاوه بر این اظهار میداریم که اصابت رعد و برق بر این دو نقطه هم زمان اتفاق افتاده است. اگر از شما بپرسیم آیا عبارتی که بیان کردیم مفهوم درستی دارد پاسخ قاطع شما «آری» خواهد بود. حالا اگر از شما بخواهیم که مفهوم عبارتی را که گفتیم به صورتی روشن تر بیان کنید بعد از مقداری دقت متوجه میشوید که پاسخ این پرسش آن اندازه هم که در اول به نظر می رسد ساده نیست. 🔹 بعد از مدتی تفکر شاید پاسخی به صورت زیر به نظرتان بیاید: «مفهوم این عبارت به خودی خود روشن است و احتیاج به توضیح اضافی ندارد، البته اگر از من بخواهید از طریق مشاهده تعیین کنم که آیا به راستی در عمل این دو واقعه برخورد رعد و برق به نقاط A و B هم زمان اتفاق افتاده است لازم است تفکر و تعمق بیشتری به خرج دهم من نمی توانم با چنین پاسخی قانع شوم و دلیل آن این است. فرض کنید در نتیجه تعمق استادانه ی یک متخصص ماهر هواشناسی کشف کرده باشیم که رعد و برق همواره باید هم زمان به نقاط A و B اصابت کند در این صورت با این مسئله روبه رو هستیم 🔸 که تحقیق کنیم آیا این نتیجه نظری با آنچه در عمل اتفاق می افتد موافق است یا نه ما در مورد تمام مباحث فیزیکی که در آنها مفهوم هم زمانی» نقشی به عهده دارد دچار همین مشکل میشویم برای یک فیزیکدان یک مفهوم وجود خارجی ندارد تا وقتی که او امکان این را داشته باشد که کشف کند مان آیا این مفهوم در دنیای واقعی جامه عمل می پوشد یا نه، بنابراین ما احتیاج به تعریفی از هم زمانی داریم که روشی را ارائه دهد که به آن طریق و با اتکا به تجربه بتوانیم هم زمانی دو واقعه را تأیید یا تکذیب کنیم. در مثال حاضر باید با استناد به تجربه بتوانیم تصمیم بگیریم آیا اصابت رعد و برق به نقاط A و B هم زمان انجام شده یا نه تا زمانی که چنین تعریفی وجود نداشته باشد، من به صورت یک فیزیکدان و البته اگر فیزیکدان هم نبودم به همین شکل بود اگر فکر کنم که میتوانم به واژه هم زمانی معنا و مفهومی اطلاق کنم خودم را فریفته ام. من از خواننده میخواهم تا زمانی که در مورد این موضوع کاملاً مجاب نشده، بقیه کتاب را نخواند. 🔹 بعد از این که مدتی روی این مسئله فکر کنید شاید پیشنهاد زیر را برای آزمون هم زمانی ارائه دهید. فاصله ی بین دو نقطه ی A و B را روی خط راه آهن اندازه گیری میکنیم و مشاهده گری را در نقطه ی M که درست وسط پاره خط AB است قرار میدهیم وسیله ای مانند دو آینه که با زاویه ۹۰ درجه خم شده در اختیار این مشاهده گر قرار میدهیم که اجازه دهد وی هر دو نقطه A و B را در یک لحظه مشاهده کند. اگر این مشاهده گر فلاش رعد و برقی که به نقاط A و B اصابت کرده در یک زمان مشاهده کند، آن وقت میگوییم این دو واقعه هم زمان اتفاق افتاده است. 🔸 من از این پاسخ بسیار خشنود هستم ولی با وجود بر این نمی توانم بگویم مسئله به طور کامل حل شده است زیرا من خود را مجبور می بینم که این ایراد را اضافه کنم پاسخ شما به طور قطع درست می بود، اگر من اطمینان داشتم نوری که مشاهده گر شما در نقطه M به صورت فلاش حاصل از رعد و برق می بیند، در طول خط A به M با همان سرعت حرکت کرده که در طول خط B به M از طرف دیگر تعیین درستی این فرض تنها زمانی امکان پذیر است که ما دسترسی به وسیله ای داشته باشیم که بتواند زمان را اندازه گیری کند. بنابراین به نظر میرسد که ما در این جا دچار یک تسلسل منطقی شده ایم." 🔹 شما بعد از این که مدتی روی این مسئله فکر می کنید نگاهی از روی نارضایتی به من می اندازید که البته حق هم دارید و می گویید: «من به هر ترتیب روی تعریفی که ارائه دادم می ایستم برای این که در حقیقت تعریف من مطلقاً هیچ گونه فرضی در مورد نور نمیکند. تعریف هم زمانی باید فقط پاسخ گوی یک چیز باشد و آن این است که در هر مورد حقیقی باید راه تجربی عرضه کند که بر اساس آن ما بتوانیم تصمیم بگیریم که مفهومی که باید توصیف شود تحقق پیدا کرده یا نه در این که تعریف من این را عرضه کرده است شکی نیست این که نور فاصله ی A تا M را در همان مدت زمانی پیموده که فاصله B تا M را در حقیقت نه یک حدس است و نه یک فرضیه درباره طبیعت فیزیکی نور بلکه این قراردادی است که من آزادانه می توانم آن را برای رسیدن به تعریف هم زمانی در نظر گیرم.» ۱/۲

#اطلاعیه ضمن عرض سلام خدمت همه‌ی رفقای لوتی و مشتی😉 امیدوارم حال دلتون کوک باشه و در این حوادث اخیر، آسیبی متوجه‌ خودتون و خانواده‌تون نشده باشه(جا داره به عزیزانی که در این قضایا عزیزی و از دست دادند، تسلیت عرض کنم🖤) اومدم به اطلاع برسونم با توجه به شروع شدن ترم جدید از ۲۵ بهمن‌ماه(و زمزمه‌های مجازی شدن ترم آینده)، لطفا تا آخر بهمن‌ماه، متن و تصویر مرتبط با این چالش و برامون ارسال کنید، تا ان‌شاءالله اوایل اسفندماه، جوایز این چالش و تقدیم برگزیدگان کنیم. برای همه شما عزیزان آرزوی سلامتی و حال خوب می‌کنم. درپناه‌حق ☕️فیزیک با طعم چای

توصیه ای به دانشجویان برای کار علمی در این روزها به دانشجویانم توصیه کرده بودم که در این روزها که اخبار ناگوار از گوشه و کنار کشور روح و روان همه ما را آزرده می کند، به هر ترتیبی که شده کار علمی خود را رها نکنند و حتی اگر به مدت دو ساعت در هر روز هم که شده با تمرکز کامل به کار علمی خود بپردازند، چرا که این نسل به هر حال به عنوان متخصصان آینده کشور می بایست نقشی در ساختن ایران فردا ایفا کنند و باید بتوانند ایفای مسئولیت اجتماعی خود را با کار علمی که این دومی نیازمند تمرکز فوق العاده و حواس جمع است ترکیب کنند. از لحاظ نظری این کار نیازمند انضباط رفتاری در برنامه روزانه است، که در آن می بایست هر نوع حضور در رسانه ها و فضای مجازی را به طور کامل متوقف کرد و چشم و گوش خود را به روی هر نوع خبری بست و خود را در انزوای کامل قرار داد. اما یکی از دانشجویانم پرسید که پس از این انزوا راه عملی رسیدن به تمرکز چیست. پاسخ اش این است:‌ نوشتن تمیز و مرتب. خواندن مقاله و کتاب هیچوقت تمرکز آفرین نیست بلکه ممکن است باعث پراکندگی ذهن نیز بشود. اما محاسبه کردن و مسئله حل کردن و نوشتن مرتب و منظم، ذهن و دست ها و چشم ها را به طرز شگفت انگیزی با هم هماهنگ می کند و شخص را به آن تمرکز دلخواه می رساند و آن حالت غرق شدگی را فراهم می کند. هر دانشجویی می تواند این راه را امتحان کند.

#پیام_شما #موقت سؤال اول: توقع شما از یک محیط علمی–آموزشی چیست؟ به‌نظرم یکی از مهم‌ترین چیزهایی که در یک دانشکده کم‌رنگ است، فرصت فکر کردنِ واقعی است. بیشترِ وقت ما صرف این می‌شود که از یک مبحث، فقط «نسخه‌ی نهایی» را یاد بگیریم؛ فرمول نهایی، اثبات نهایی، جواب نهایی. اما کمتر پیش می‌آید بفهمیم چرا این مسیر انتخاب شده، یا اگر ما جای فیزیک‌دانِ سازنده‌ی نظریه بودیم، چه انتخاب‌های دیگری می‌توانستیم بکنیم. در کلاس‌ها معمولاً جایی برای پرسش‌های «خام» نیست؛ سؤال‌هایی که شاید دقیق نباشند، ولی نشانه‌ی فکر کردن‌اند. کم‌کم دانشجو یاد می‌گیرد سؤال نپرسد، چون یا زمان نیست، یا فضا مناسب نیست، یا می‌ترسد برچسب «نفهمیدن» بخورد. در حالی که به‌نظرم یک محیط علمی سالم جایی است که سؤالِ بد هم ارزشمندتر از جوابِ حفظی باشد. از طرف دیگر، ارتباط بین درس‌ها خیلی گسسته است. مثلاً مکانیک کوانتومی، الکترومغناطیس، ریاضی فیزیک… هر کدام در جزیره‌ی خودش تدریس می‌شود، بدون اینکه نشان داده شود این‌ها چطور به هم وصل‌اند و در دنیای واقعی علم کنار هم کار می‌کنند. نتیجه این می‌شود که دانشجو حجم زیادی مطلب بلد است، اما «تصویر کلی» ندارد. سؤال دوم: اگر اختیار داشتم، چه کار می‌کردم؟ اولین کاری که می‌کردم این بود که فضاهای گفت‌وگوی علمی غیررسمی را جدی می‌گرفتم. نه سمینار رسمی، نه ارائه‌ی نمره‌دار؛ جلسه‌هایی که دانشجو بتواند بگوید: «من این‌جاش رو نفهمیدم» یا «به‌نظرم این فرض می‌تونه عوض بشه». دوم، سعی می‌کردم بعضی درس‌ها یک بخش اختیاریِ آزاد داشته باشند؛ مثلاً: • تحلیل یک مقاله‌ی کلاسیک • بررسی یک خطای تاریخی در علم • یا حتی نقد یک نظریه از دید دانشجو چیزی که الزاماً نمره‌ی سنگین نداشته باشد، اما انگیزه ایجاد کند. و نکته‌ی آخر: به‌نظرم دانشکده فقط محل «گذراندن واحد» نیست؛ دانشکده باید جایی باشد که دانشجو حس کند عضو یک اجتماع علمی است، نه صرفاً یک شماره دانشجویی. این حس، با آیین‌نامه و بخش‌نامه درست نمی‌شود؛ با توجه به فضا، احترام به پرسش، و جدی گرفتن رشد فکری دانشجو ساخته می‌شود. اگر این‌ها اتفاق بیفتد، شاید خیلی از ما وقتی فارغ‌التحصیل شدیم، نگوییم: «بالاخره تموم شد» بلکه بگوییم: «دلم برای فکر کردن آن‌جا تنگ می‌شود.»

⭕️نشست برگزار خواهد شد.⭕️ فردا منتظرتونیم😉

#پیام_شما #موقت سؤال اول دانشکده خوب یعنی چی؟ ⚖️ تعادل بین آزادی و ساختار: برنامه مشخص، اما جای تجربه باشه 🧑‍🏫 دسترسی نسبی به استاد و منابع 🤝 فضای سالم برای همکاری و تعامل 🧪 امکانات کافی برای پروژه‌ها و پژوهش کوچک 😄 جو مثبت، محترمانه و کمی نشاط علمی نمونه: دانشگاه‌های کانادا، پروژه‌های کوچک دانشجویی با امکانات محدود اما حس تعلق قوی ایجاد کردند. سؤال دوم اگه رئیس گروه بودم: 📝 سیستم بازخورد عملی و قابل پیگیری 👨‍👩‍👧‍👦 پروژه‌ها و سمینارهای کوتاه تیمی 🏡 فضاهای گفت‌وگو و تعامل غیررسمی 🔍 شفافیت نسبی در تصمیم‌ها مشابه دانشگاه‌های استرالیا و نیوزیلند که با همین روش‌ها حتی با بودجه متوسط، دانشجوهای فعال و شاداب دارن.

#پیام_شما #موقت پاسخ به سؤال اول «دانشکده‌ی خوب یعنی چی؟» سیستم قابل پیش‌بینی و بی‌دردسر کلاس تشکیل بشه، نمره سر وقت بیاد، قوانین وسط ترم عوض نشه. حداقل تنش با استاد و آموزش بشه درس رو پاس کرد بدون استرس اضافی. نه تحقیر، نه سخت‌گیری بی‌منطق. امکاناتی که کار راه بندازه اینترنت، کلاس قابل تحمل، سالن‌مطالعه قابل استفاده. نه ایده‌آل، فقط خراب نباشه. بی‌دردسر بودن مسیر فارغ‌التحصیلی انتخاب واحد، حذف و اضافه، دفاع، امضاها ساده و قابل فهم باشه. جو خنثی ولی امن نه الزاماً شاد، فقط بدون حاشیه و دردسر. پاسخ به سؤال دوم «اگه رئیس دانشکده بودم چی کار می‌کردم؟» ثبات در قوانین آموزشی هرچی هست از اول ترم مشخص باشه. در خیلی از دانشگاه‌های آلمان تغییر قانون وسط ترم ممنوعه. کنترل رفتارهای مسئله‌ساز استادها نه دخالت، ولی نظارت حداقلی. در ژاپن سیستم بازخورد استاد خیلی جدی گرفته می‌شه. کاهش بوروکراسی اداری امضا و فرم کمتر، سامانه‌ی واضح‌تر. دانشگاه‌های شرق آسیا روی ساده‌سازی خیلی کار کردن. حداقل احترام در برخوردها از آموزش گرفته تا کارمند. این موضوع تو دانشگاه‌های اروپایی نرماله، نه امتیاز.

#پیام_شما #موقت سوال اول : توقع شما از یک محیط علمی _ آموزشی یه مسئله ای که هست در مورد آزمایشگاه هاست. شاید امکانات زیادی نباشه اما همون قدر رو هم که هست ، ای کاش بشه ازش استفاده کرد . توی دروس آزمایشگاه ، یک ساعت و نیم میریم ، چیزی که یک نفر با کلی آزمون و خطا بهش رسیده رو ، آماده جلومون می ذارن و بعد ما فقط باید درستی اون رو تحقیق کنیم. ای کاش یه تحولی توی دروس آزمایشگاه اتفاق بیفته که بشه واقعا آزمون و خطا کرد . این امکان شاید واسه دانشجو های ارشدی که روی پایان نامه کار می کنن وجود داشته باشه اما بچه های کارشناسی چی ؟ از نظرم درسی که واقعا نیاز به بازنگری داره ، آزمایشگاه هست . درس آزمایشگاه درسی بود که حتی توی دوران دبستان و دبیرستان هم خیلی بهش بهایی داده نمی شد. موقعی که دانش آموز بودم خوب یادمه که یه روز بچه ها به معلم فیزیک اعتراض کردن که چرا باید این همه فرمول در مورد خازن رو حفظ کنیم در حالی که حتی نمی دونیم خازن چه شکلیه ! و الان هم به خاطر شیوه ی بد ارائه این درس مهم ، اغلب بچه ها ، آزمایشگاه رو به زور و با اکراه میرن ! و همین طور ای کاش به درس تاریخ علم که جزو دروس اختیاری هست بیشتر بها داده میشد . ما معضلی که الان داریم اینه که صرفا تبدیل شدیم به مصرف کننده علم در حالی که به تاریخ علم نیاز داریم تا ببینیم علم رو چطور تولید کردن و یاد بگیریم . در این باره شاید خالی از لطف نباشه این متن رو که از کتاب " نشت نشا ، جستاری در پدیده ی فرار مغز ها" نوشته رضا امیرخانی هست ، ببینیم : ما نمی دانیم که علم چگونه تولید می شود . برای همین پای این قافله تا به حشر لنگ است . روند ترجمه علم ، اگر به تولید علم منجر نشود ، روزاروز پرت و پلاتر خواهیم شد . تازه حتی با آوردن روش شناسی علم تجربی غرب هم به جایی نخواهیم رسید . دستِ بالا می شویم یک شعبه از شعبات بد و عقب افتاده ی دانشگاه های غربی . ما حتی باید روش شناسی علمی مان را نیز خود تولید کنیم . و این علم ، از تولید سوال آغاز می شود . ما باید بتوانیم سوال بومی طرح کنیم تا برای یافتن جواب مجبور به تولید علم شویم . سالهاست که باب تولید سوال علمی در این مملکت بسته شده است . [...] از شور و نشاط علمی هیچ خبری نیست. دانشگاه هایی که در آن علم تولید نشود و زورکی تدریس شود ، بدل می شوند به گورستان های علمی . باور کنیم که همیشه این گونه نبوده است . بالا برویم و پایین بیاییم ، معمار مسجد شاه اصفهان ، اگر شیخ بهایی باشد ، سهمی را می دانسته که یعنی چه . سوال دوم : اگر رئیس دانشکده بودید چیکار می کردین شاید اولین کاری که می کردم یه دستی به سر و روی دانشکده می کشیدم ! دانشکده ی ما به خاطر تالار هایی که داره و همینطور نزدیکی‌ ش به درب های اصلی دانشگاه ، جای پر رفت و آمدی هست . توی این تالار ها از رئیس مجلس گرفته تا رئیس شورای عالی امنیت ملی ، رفت و آمد کردن و هر رشته ای و هر تشکلی و هر کانونی ، مراسم های مهمش‌ رو اینجا می گیره . خب زشته واقعا. اگر دقت کرده باشید به کتاب های مربوط به رشته مون که در کتابخونه مرکزی قرار دارن ، متوجه میشین که روی بیشتر شون ، مُهر "کتابخانه دانشکده ی علوم" زده شده ! این یعنی دانشکده ی ما قبلا کتابخونه داشته . ای کاش میشد دوباره اینو راه انداخت .