en
Feedback
Threads of Existence

Threads of Existence

Open in Telegram

Show more
Iran258 078The category is not specified
149
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-2230 days
Posts Archive
_

Grand Blanc - Ailleurs, Pt. 2.mp313.09 MB

آرامش که از بین می‌رود، دلیلش مهم نیست؛ همان فقدان، دلیل است.

photo content
+1

هویتِ مستقل زمان می‌خواهد، رنج می‌خواهد، مسئولیت. تقلید؟ حافظه است با جسارتی که هیچ ریسکی ندارد. برای همین ناپخته‌ها به‌جای «شدن»، نقشِ «بودن» بازی می‌کنند.

I'm sure the wind blows gently on you now I hope that nothing will ever remind you of me Spotify / Delirium

⠀⠀⠀ ⠀⠀ ◝. Forward this so I can tell you why you were stuck in Silent Hill and what the monsters looked like to you, privates
⠀⠀⠀ ⠀⠀ ◝. Forward this so I can tell you why you were stuck in Silent Hill and what the monsters looked like to you, privates here. ᴵᶠ ʸᵒᵘ ᵈᵒⁿ'ᵗ ᵏⁿᵒʷ⁻ 𝗦𝗶𝗹𝗲𝗻𝘁 𝗛𝗶𝗹𝗹, a town in the U.S. state of Maine, which is plagued by supernatural events, the occult, sins, actions, thoughts, and dreams manifested into physical form, often taking the shape of horrific environments and creatures 𝘀𝘁𝗮𝗹𝗸𝗶𝗻𝗴 𝘆𝗼𝘂. ⠀ ⠀⠀   𝗕𝗲 𝗷𝗼𝗶𝗻. Limit: till I cross. ⠀⠀⠀

Repost from Marlboro.
🍪این تکس رو فور کنید چنلتون اینجا و اسپانسر جوین بشید تا براتون فولدر بذارم

Oh beautiful was the werewolf We took him to the carnival I dreamt of crying on you Red and green tears falling Red and green falling A tear in the fabric of spacetime On your new street The irony I can't bear Wonder if I should look for you there Oh should I look for you there? A honeyed purgatory My inventions looping Screaming on your doorstep Show me where I'm not free All I've ever wanted was to shatter it I can't look And betray myself again I'll just sit and sing A song to This strange reflection Hope these utterances Fill her barren sky with stars again Love lives in muted colors In pools unreceding But I run towards treacherous oceans Waiting to swallow me And I'm chained I'm chained But I'm chained to nothing Spotify / Delirium

Repost from 1983
این پیام رو همراه عکس بالا رو فور کنید. 🫧🪾
منم ازتون پست زیبا فور کنم. دوست جدید پیدا کنم.
۲۰ چنل اول.

Repost from 1983
«حتی بر ساده‌ترین دیوارها هم می‌شود نشانی از رشد دید؛ حاصلِ حضوری آرام و پیوسته در گذر زمان.»
«حتی بر ساده‌ترین دیوارها هم می‌شود نشانی از رشد دید؛ حاصلِ حضوری آرام و پیوسته در گذر زمان.»

گاهی حرکت هست، اما جهت نه. زندگی جلو می‌ره، ولی معلوم نیست مقصدی در کار باشه. بیشتر شبیه اینه که «دارم می‌رم چون ایستادن فرساینده‌ست»، نه چون جایی منتظرم باشه. یه فاصله‌ی دائمی حس می‌شه؛ بین آدم و جهان، بین چیزی که توی درونه و چیزی که بیرونه. نگاهت به بیرونه، اما دیدن واقعی اتفاق نمی‌افته. انگار چشم کار می‌کنه، ولی ارتباط نه. امید؟ بله، به‌عنوان مفهوم چیز بدی نیست. اما اینجا امید واقعی نیست؛ سرده، مصنوعیه. از اون امیدها که زیر نور چراغ‌ها زنده می‌مونه، تو شب و ویترین و جمله‌های قشنگ، ولی تو زندگی واقعی دوام نمیاره. حالت نه غمگینه به‌معنای واضح، نه آروم. بیشتر یه خستگی خنثاست. همون وضعیتی که دیگه انرژی توضیح دادن نداری؛ نه برای بقیه، نه حتی برای خودت. تنهانی مدرن همینه: وسط شهر باشی، بین نور و حرکت و آدم، ولی درونت ساکت باشه. نه سکوتِ آرام، سکوتِ خالی. یه خلأ مداوم که صدا نداره، اما آروم‌آروم خفه‌ت می‌کنه.

photo content
+1

Repost from N/a
روح ِ برخاسته از من ، ته این کوچه بایست ؛ بیش از این دور شوی از بدنم می‌میرم ...
روح ِ برخاسته از من ، ته این کوچه بایست ؛ بیش از این دور شوی از بدنم می‌میرم ...

sticker.webp0.03 KB

Repost from N/a
روح ِ برخاسته از من ، ته این کوچه بایست ؛ بیش از این دور شوی از بدنم می‌میرم ...
روح ِ برخاسته از من ، ته این کوچه بایست ؛ بیش از این دور شوی از بدنم می‌میرم ...

لازم نیست برای هر چیزی فوراً به دنبال نتیجه باشیم، گاهی بهتره به ذهن یاد بدیم الگوها رو ببینه، نه اینکه از ابهام بترسه. بعضی تجربه‌ها قرار نیست کامل بشن یا به جایی برسن؛ فقط اومدن که ظرفیت ما رو برای ناتمامی و نفهمیدنِ موقت بیشتر کنن. وقتی ذهن یاد می‌گیره با این حالت کنار بیاد، دیگه هر حس نصفه‌نیمه‌ای رو با عجله قطع یا سرکوب نمی‌کنه. اون‌وقت می‌شه فقط «بودن» رو فهمید، بدون اینکه مجبور باشیم براش اسم بذاریم یا ازش فرار کنیم.

photo content
+1

این پیامو فـور کنید فولـدر بزنم جذب بگیرید⭐️⭐️

آزادی همیشه رهایی نیست. گاهی فقط این آگاهی است که می‌شد طور دیگری ادامه داد. وابستگی ما به بندها نیست، به توضیحی‌ست که برای ماندنِ خودمان داریم.