آشپزی که چاقو نداشت؛
Open in Telegram
717
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
تو فکر میکنی برای نگه داشتن آدما تو زندگیت باید کامل و بی نقص باشی ولی اشتباه میکنی؛ این تفکر نتیجه سالها باج عاطفی دادنه نه چیز دیگه.
وقتی تو ابهام گیر کردی دقیقا همون موقعس که باید حرکت کنی نه اینکه متوقف بشی؛ شفافیت با جلو رفتن و دامه دادن پدیدار میشه.
شاید تو بچگی "توضیح اضافه" از تو دردسر افتادن نجاتت میداد ولی الان که بزرگ شدی دیگه عملا سازوکار کاربردیای نیست و فقط سیستم عصبیتو تحریک میکنه.
از سختترین پشیمونیهای دنیا خرج کردنِ خالصترین احساساتت برای یه آدم اشتباهه.
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
درون هر انسان آرومی، جنگی خاموش جریان داره که هیچکس ازش خبر نداره.
امروز که داشتم باهات حرف میزدم گفتم سعی دارم مغزمو تربیت کنم که یادبگیره به کجاها تعلق داره.
خیلی وقتا نگهداشتن بیشتر از رها کردن انرژی میگیره؛ تو با سفت چسبیدنش بیشتر از اینکه احساس امنیت کنی، خستهتر میشی.
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
اونقدر محکم طنابو گرفتی و مشغول کشیدنی که یادت رفته خیلی ساده میتونی رهاش کنی و راحت شی.
یه چیز میخوام بگم شاید درست نباشه نمیدونم ولی فکر میکنم یکی از دلایل اینکه عمده خشونتها در جامعه توسط مردها اعمال میشه بابت اینه که جامعه تنها احساسی که از مرد میپذیره خشمه.
بعضی روزها آدمها حتی دلشون نمیخواد دوست داشته بشن بلکه فقط و فقط میخوان کسی باشه که درکشون کنه.
فکر میکنم «Empathy» بهترین چیزیه که میتونید تو ارتباطتتون با بقیه عرضه کنید.
از کسایی که در موردم اشتباه فکر میکنن ممنونم؛ باعث میشن مصممتر تو راهِ درستم ادامه بدم.
بعضی چیزا به خودی خودشون اونقدرام اذیت کننده نیستن؛ در واقع شرمی که به خاطرشون تجربه میکنیمِ که مارو به لبه پرتگاه میرسونه.
تو درموردش حرف نمیزنی اما من کم اشتها و کم حرف شدنتو، پریدنِ پلکتو، شبا تو خواب تکون خوردناتو، صبح با خستگی بیدار شدناتو و شونههای منقبضتو میبینم؛ من همه اینارو میبینم و متوجهش هستم.
