آشپزی که چاقو نداشت؛
Open in Telegram
717
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
آدمی که همیشه داره خودشو با بقیه مقایسه میکنه معیاراش متزلزل میشن و مدام تغییر میکنن؛ به خاطر همین ناپایداری و عدم ثبات، ذهنیتش از واقعیت فاصله میگیره و تصورات واهی تولید میکنه؛ واسه همینه که آدمای مقایسهگر نمیتونن به شناخت درستی از خودشون برسن و پیشرفت واقعی رو تجربه کنن. در واقع تنها چیزی که عایدشون میشه خستگی روانیه.
همیشه شکست بهت چیزی یاد نمیده و همیشه شکست در مسیر موفقیت نیست؛ بعضی وقتا مطلقا شکست میخوری و از دست میدی و مجبوری از همه چیز دست بکشی و تو راه جدیدی قدم برداری؛ قبول نکردن این واقعیت فقط خستهتر، غمگینتر و خشمگینترت میکنه.
وقتی که شکست خوردی، کسی که بهش برمیگردی و باهاش روبرو میشی، متاسفانه همیشه خودتی.
با ترسِ از اشتباه کردن زندگی کردن خیلی سخته چون اشتباه فقط یه بار اتفاق میافته اما عواقبش سالها حتی شایدم تا آخر عمر گریبانتو میگیره.
با نفرت از من فقط برای خودت انرژی خواری ایجاد میکنی؛ در واقع بازم اونی که داره از دست میده تویی نه من.
Repost from آشپزی که چاقو نداشت؛
فقط مسئولیت و وظیفهای که تحت کنترل شماست رو بردارید و برید انجامش بدید همین؛ بقیه افکار و این دست جملات احمقانه رو بریزید دور.
Repost from آشپزی که چاقو نداشت؛
خودتونو الکی درگیر ذهنیت «اگر نشده چون نخواستی» نکنید؛ باور کنید یا نه فاکتورهایی که رو زندگیتون تاثیر میذارن خیلی فراتر از صرفا خواستن یا نخواستن شماست.
وقتی مضطربی، در واقع از چیزی که ممکنه اتفاق بیفته نمیترسی از اینکه اگه اتفاق افتاد نتونی از پسش بربیای میترسی.
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
اضطراب خیلی وقتها تلاش ناخودآگاه برای کنترل آیندهست. میخوای قطعات پازلِ اتفاقاتی که هنوز رخ نداده رو مرتب کنی.
Repost from من چراغها را روشن میکنم.
گفت:«هر چقدرم دانش داشته باشی، هر چقدرم کتاب خونده باشی، بازم درمانِ تو، توی ارتباط اتفاق میفته.»
با ایجاد روابطی که در آنها افراد نسبت به هم امنیت روانی و عاطفی فراهم میکنند، سیستم عصبی به تدریج حالت دفاعی خود را کاهش میدهد.
حالت آماده باشِ دائم ریشه در تلاش روان برای مقابله با آسیب ها و تلاش برای التیام است.
با خودم در ستیزم یا خود را نابود خواهم کرد یا از نو زاده خواهم شد؛ همین و بس.
آلبر کامو-
https://t.me/lediable0/4446
اگه ارزششو داشته باشه دیگه فداکاری نیست، هزینهایه که بابتش باید پرداخت کنی تا بدستش بیاری.
یه بار که ترس و احساس امنیت کاذبتونو کنار بذارید و به اون آدم تاکسیک چیزی که ازش تغذیه میکنه رو ندید و به خواستهاش نرسه میفهمید جسارت و حس خوب بعدش یعنی چی.
